به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،در حالی که دولت از اجرای آزمایشی طرح انتقال سهمیه سوخت به کارتهای بانکی بهعنوان گامی در مسیر شفافیت و مدیریت مصرف بنزین یاد میکند، مرور نظرات کاربران خبرآنلاین نشان میدهد افکار عمومی بیش از آنکه درباره مزایای این طرح کنجکاو باشد، نگران پیامدهای اجرایی آن است. از نگرانی درباره قطعی سامانههای بانکی گرفته تا ابهام درباره خودروهای وکالتی، از ترس افزایش قیمت بنزین تا انتقاد از تصمیمهای مکرر، مجموعه این واکنشها تصویری از بیاعتمادی و خستگی مردم در مواجهه با سیاستهای جدید سوختی ارائه میدهد.
بخشی از مخاطبان معتقدند هرچقدر هم سازوکارهای جدید طراحی شود، راههای دور زدن قانون برای متخلفان باقی میماند و در نهایت این مردم عادی هستند که باید هزینه تصمیمات را بپردازند. یکی از کاربران نوشته است: «همیشه یه راه در رویی برای خاطیان که غالبا وجود داره. این وسط مردم عادی تو دردسر میفتن.» این نگاه، ریشه در تجربههای پیشین دارد؛ تجربهای که باعث شده هر تغییر جدید، پیش از آنکه امید ایجاد کند، نگرانی به همراه بیاورد.
در میان پررنگترین دغدغهها، مسئله وابستگی کامل سوختگیری به شبکه بانکی قرار دارد. یک مخاطب با اشاره به احتمال اختلال در درگاههای بانکی نوشته است: «خبرنگار محترم وقتی در جاده با قطعی درگاه بانکی نتوانستی بنزین بزنی و مجبور شدی چندین ساعت در جایگاه بمانی تا وصل شود میفهمی کارت سوخت خوب است یا نه.»
نگرانی مشابهی نیز بارها تکرار شده است؛ از جمله کاربری که پرسیده: «اگر بانک هک شد تکلیف چیست؟» و مخاطب دیگری که نوشته: «حالا اگه بانک رو هک کردن و نشد از کارت بانکی استفاده کنی چی؟» این دسته از نظرات نشان میدهد بخشی از جامعه نسبت به پایداری زیرساختهای بانکی و امنیت سایبری تردید جدی دارد.
عدهای دیگر نیز اصل اجرای این طرح را زیر سوال بردهاند. یکی از کاربران با لحنی کنایهآمیز نوشته است: «خداراشکر. مملکت هیچ مشکلی نداره جزء همین انواع کارتها متعدد عوض وردن.»
کاربر دیگری پرسیده: «چرا این قدر با این بنزین داستان دارید؟» و فردی دیگر نوشته است: «باز چه خوابی دیدهاید.» از نگاه این گروه، تغییر مداوم شیوههای اجرایی بدون حل مسائل اصلی، تنها به پیچیدهتر شدن زندگی روزمره مردم منجر میشود.
ابهام درباره وضعیت خودروهای معاملهشده نیز از دیگر محورهای مهم واکنشهاست. یک کاربر پرسیده است: «تکلیف وسایلی که معامله شدن ولی انتقال سند انجام نشده چی میشه؟»
مخاطب دیگری نیز نوشته: «ماشین که تازه خریداری شده و انتقال سند نداشته یا وکالتی گرفته شده باید چکار کنه یا صاحب ماشین حسابش مسدود شده؛ این مسخرهبازیا چیه؟»
این نظرات نشان میدهد هنوز پاسخ روشنی برای وضعیت خودروهای وکالتی، قولنامهای یا دارای مشکلات بانکی در ذهن افکار عمومی شکل نگرفته است.
در کنار این دغدغهها، برخی کاربران معتقدند تغییر ابزار توزیع سوخت مشکلی را حل نمیکند. یکی از مخاطبان نوشته است: «وقتی با کارت سوخت هم قاچاق میشه دلیل این همه اذیت چیه؟» در مقابل، گروهی دیگر معتقدند مشکل اصلی در قیمتگذاری نهفته است.
یکی از کاربران نوشته: «اگر قیمت سوخت تغییر پیدا نکنه باید منتظر مصرف روزانه بالای صد و پنجاه میلیون لیتر باشید... صد لیتر سهمیه بنزین بزنید به کارت بانکی به قیمت پنج هزار تا ده هزار تومان و بنزین آزاد هم لیتری سی هزار تومان؛ هر کی دلش خواست بنزینش بفروشه.»
همزمان برخی مخاطبان بر ضرورت واقعی شدن قیمتها تأکید کردهاند. کاربری نوشته است: «اگر عدالت میبود حال و روز چنین نبود؛ نرخ باید جهانی شود.»
فرد دیگری نیز معتقد است: «هر کاری کنید همینه؛ باید دستمزد و قیمتها جهانی بشه.» این دیدگاه اگرچه موافق اصلاح قیمتهاست، اما آن را مشروط به همسانسازی درآمدها و هزینههای زندگی با استانداردهای جهانی میداند.
از سوی دیگر، برخی کاربران این تغییرات را مقدمهای برای افزایش قیمت بنزین تلقی کردهاند. یکی از آنها صریحاً پرسیده: «بنزین رو میخواهید گرون کنید. درسته؟» کاربر دیگری نیز نوشته است: «روتون نمیشه بنزین گرون کنید، دارید هی بازی میکنید.»
این بدبینی نشان میدهد بخشی از جامعه، هرگونه تغییر در سازوکار توزیع سوخت را به منزله زمینهسازی برای اصلاح قیمتها تعبیر میکند.
در میان این نظرات، روایتهایی از مشکلات فعلی نیز به چشم میخورد. کاربری مدعی شده است: «در جایگاه ۱۷۰ مشهد با کارت خودم بنزین زدم، در صورتی که در خردادماه از کارت خودم استفاده نکرده بودم، با نرخ آزاد حساب کرد و حتی نرخ دوم را هم در نظر نگرفت.» این تجربه شخصی، نگرانی درباره احتمال بروز خطا در سامانههای جدید را تقویت میکند.
برخی مخاطبان نیز از زاویه عدالت اجتماعی به موضوع نگاه کردهاند. یک کاربر پرسیده است: «وقتی دولت سهمیه خودرو دوم یک شخص رو قطع میکنه، چرا پس عوارض و مالیات خودرو دوم رو حذف نمیکنه؟»
در مقابل، فردی از شرایط استانهای مرزی نوشته است: «در بلوچستان اجرایی کنید؛ ما بدبختیم، لیتری صدو پنجاه هزار شده کارت مادر جایگاهداران.»
در نهایت، شاید خلاصه همه این واکنشها را بتوان در جمله کوتاه یکی از کاربران دید؛ جملهای که بیش از هر چیز خستگی مردم از تغییرات مداوم را روایت میکند: «هر روز یک برنامه، هر روز یک دردسر.»
در کنار آن، مخاطبی دیگر راهکار متفاوتی ارائه داده و نوشته است: «بهجای اینکه هرسال بخواهید گرون کنید یا سهمیه بنزین ملت رو کم کنید، ماشین کممصرف وارد کنید؛ بسه دیگه، مردم خسته شدند.»
مرور این نظرات نشان میدهد افکار عمومی نه صرفاً با اصل تغییر، بلکه با ابهامهای پیرامون آن مسئله دارد. مردم میخواهند بدانند در صورت قطعی شبکه بانکی چه خواهد شد، تکلیف خودروهای وکالتی چیست، امنیت اطلاعات چگونه تأمین میشود و آیا این تغییر مقدمهای برای افزایش قیمت بنزین است یا خیر. تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسشها داده نشود، بعید به نظر میرسد طرح جدید بتواند اعتماد عمومی را به آسانی با خود همراه کند.
۲۲۳۲۲۴






نظر شما