به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، مصطفی ملکیان، فیلسوف و متفکر و استاد دانشگاه عصر دوشنبه در شب نهصد و پنجاه و دوم بخارا که به مناسبت رونمایی از کتاب «آنچه نامد در کتاب و در خطاب» در بزرگداشت محمدعلی موحد در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد با اشاره به تاریخ زندگینامه نویسی در ایران، اظهار کرد: قدما وقتی شرح حال متفکری را مینوشتند، سه ساحت را جدا میکردند، آن چه در این کتاب آمده مشتمل بر هر سه بخش است.
او این سه جنبه، را اینگونه برشمرد و افزود: بیرونی، درونی، درونی- بیرونی؛ هر متفکری از آغاز تولد، در محیط خود با رویدادها، ربط و نسبتهایی مواجه است، این نسبتها شامل جهان جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی میشود. برای هر متفکر لازم است که آن را بشناسد، بزرگان از آن به سوانح یاد میکردند و مراد از سوانح، آن چه بر آنان گذشته به شمار میآمد.
این فیلسوف ادامه داد: اینکه چه بر متفکر گذشته است، اینکه متفکری که در این محیط بوده چه ویژگیهایی داشته است؟ ویژگیهای شخصی، چه اندیشه، باورها، ارزشها و درکی داشته است. رفتارها و آرمانهای او چه بوده و خود را چگونه بروز داده است، این بخش مهمی است که آن را احوال مینامیدند. بخش سوم، آثاری است که از آن متفکر یه یادگار میماند، اگر متفکری باشد در زمینه فنون یا هنر، آثار فنی سازهها یا آثار هنری، که نام آن تفاعل است. وقتی محیط متفکر با خود او در تعامل باشد، آثار به وجود می آیند.
ملکیان گفت: با اینکه اینها سه پدیده هستند، به هم متصل هستند. اثر علینژاد از هر سه سخن گفته و از استاد پرسیده و خود هم بر آن افزوده است. آثار موحد، جامعیت زیادی دارد و علینژاد به آن توجه داشته است. باید ۱۰ هزار صفحه درباره موحد نوشت، درباره حقوق و به ویژه حقوق نفت، سیاست، تاریخ، ادبیات، عرفان به ویژه عرفان مولانا و شمس تبریزی، اگر استاد به کسی فرصت میدادند، میشد ما یک دایرهالمعارف ۱۰ هزار صفحهای داشته باشیم که از زبان ایشان بشناسیم اما هرگز این اغتنام فرصت را نکردیم.
ملکیان با بیان یک قاعده فلسفی، بیان کرد: هر پدیده طبیعی وقتی بشر آن را کشف کرد، حضورشان بلاغیاب میشود، این منطقی است وقتی چیزی میتواند زندگی من را فربهتر کند، چرا باید آن را نادیده بگیرم؟ اما وقتی نوبت به پدیدههای فرهنگی میرسد، موضوع متفاوت است، برخی چنان زندگی میکنند که گویا هنوز سقراط، بودا، مسیح (ع)، محمد (ص) و کانت به دنیا نیامدهاند، با عارفان، فیلسوفان، قدیسان، عالمان، دانشمندان، ریاضیدانان، هنرمندان و... به گونهای رفتار میکنیم که انگار هرگز به دنیا نیامدهاند.
این متفکر افزود: ما فقط زنده نیستیم، به دنبال حقیقتیم، همان طور که بدن ما فریاد میکشد که گرسنه است و نان میخواهد، روح ما نیز حقیقت میخواهد، خرافات نمیتواند پاسخ ما باشد، باید با حقیقت روح و جان خود را سیراب کنیم. اگر من بعد یک متفکر به دنیا آمدهام، باید با نیاکانم که او را ندیدهاند متفاوت باشم.
او ادامه داد: موحد، یکی از این متفکران است که باید حضور را غنیمت دانست، بزرگداشت موحد، بزرگداشت حقطلبی است که فریاد روح همه ماست.
ما گرفتار نفتیم این گرفتاری ادامه دارد
محمدعلی موحد، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، چهره ماندگار ادبیات، ادیب و مولاناشناس، گفت: خانمها و آقایان، حضور در این جمع برای من ادای احترامی است که بر خود لازم دانستم. حقیقت این است که امروز با حالی خسته و تازه از راه سفر رسیده در خدمت شما هستم، اما نمیتوانستم در چنین مجلسی، بهویژه در حضور فرهیخته بزرگوار و اهل ادب و حکمت و معنویت، مصطفی ملکیان، غایب باشم. وظیفه دانستم که خود را حتی با این حال به این جمع برسانم.
این ادیب ۱۰۳ ساله، با خواندن ابیاتی، گفت: این ابیات را از آن رو خواندم که سخن گفتن از خاطره و گذشته، کاری است دشوار و پرپیچوخم. کتابی که امروز دربارهاش سخن میگوییم، جلوههایی از همین دشواریها را در خود دارد. نه بهخاطر دوستی دیرینه من و سیروس علینژاد که سابقهای نزدیک به پنجاهساله دارد، بلکه از آن رو که او کوشیده است از میان پراکندهگوییهای من، که در طول دههها در ذهنش مانده، روایتی کمابیش منسجم فراهم آورد.
او افزود: اهل قلم میدانند که سیروس علینژاد از موفقترین و چیرهدستترین گزارشگران عصر ماست. نوشتههای او سبکبال، دلپذیر، آمیخته با طنز و گاه حکمت است اما این هنرنماییها بر محور خاطراتی میچرخد که از گفتههای من در ذهن او نقش بسته است و خاطره، همانگونه که بارها گفتهام، مشکلات خاص خود را دارد. در خواب آشفته نفت نیز اشاره کردهام که خاطرات یک پیرمرد از ماجراهای نزدیک به یک قرن زندگی، با یادداشتهایی که در زمان وقوع حوادث نوشته شده باشد، تفاوت بسیار دارد.
موحد ادامه داد: این خاطرات در طی سی تا چهل سال، در گفتوگوهای دوستانه، تحت تاثیر احوال و شرایط مختلف، بهصورت نامنظم بیان شدهاند. بنابراین آنچه در این کتاب آمده، در واقع «خاطراتِ خاطرات» است؛ لایههایی از یادآوری که هرکدام دشواریهای خود را دارد.
این استاد حقوقدان، در پاسخ به پرسش علی دهباشی درباره خواب آشفته نفت گفت:
در کتاب «خواب آشفته نفت» بارها گفتهام که ما گرفتار نفتی هستیم؛ این گرفتاری هنوز ادامه دارد. تا زمانی که برای نفت آلترناتیوی پیدا نشود، این گرفتاری با ما خواهد بود. نفت شریان حیاتی ماست؛ نه چیزی است که در آزمایشگاه جایگزینش را بسازند، نه کالایی که بهسادگی از چرخه اقتصاد جهان حذف شود.
او افزود: در طول تاریخ معاصر، بارها دیدهایم که چگونه قدرتهای بزرگ برای نفت جنگیدهاند، دولتها را سرنگون کردهاند و کشورها را به جان هم انداختهاند. نمونهاش ونزوئلا، نمونهاش خاورمیانه. ما نیز از این قاعده مستثنا نبودهایم. کودتا، فشار، تحریم، همه و همه در این چارچوب قابل فهم است.
موحد ادامه داد: اگر افتخاری داشته باشم، این است که نفت را به دانشگاه بردم؛ کوشیدم این دانش را از انحصار بیرون بیاورم. اما هنوز هم گرفتار همان بحث قدیمی «تخصص یا تعهد» هستیم؛ بحثی که مرحوم بازرگان نیز نسبت به آن هشدار داده بود. در پایان، تنها امید من این است که مردم ما و مردم منطقه بدانند ماجرا چیست؛ بدانند چرا این همه کشمکش بر سر نفت است و چه نیروهایی در پشت پرده عمل میکنند. دانستن، نخستین گام رهایی است.
این کتاب، حاصل همنشینی با استاد موحد است
سیروس علینژاد، نویسنده کتاب، درباره اثرش گفت: این کتاب حاصل همنشینیهای من با استاد موحد در ۳۰ سال اخیر است، مدتها فکر میکردم که درباره ایشان باید اثری بنویسم اما جرات نمیکردم در عین حال مانده بودم که چه بنویسم که مثل همه نوشتهها نباشد، من درباره ایشان مقالات زیادی نوشتم و در نشریات مختلف چاپ شده است، آنها دیگر مرا راضی نمیک شاید اگر در همان اندازه مینوشتم، استاد موحد هم بیشتر راضی میشد.
او افزود: به هر حال سرانجام راهی که پیدا کردم این بود که حرفهای خود استاد را که در همنشینیهای همیشگی با من در میان گذاشته و در جایی منعکس نشده و در هیچ کتابی نیامده است و شاید فقط من آنها را ثبت و ضبط کرده باشم به روی کاغذ بیاورم، مثل همین خاطراتی که در کتاب آمده است و به گمان من یک جامعهشناسی عمیق از جامعه تبریز زمان کودکی و جوانی اوست ولی در واقع فراتر از تبریز و حال و روز همه ایران است. چون آنچه درباره نفوذ مذهب و باورهای مذهبی و روابط و مناسبات و آیینهای ساری و جاری گفته در تمام ایران جاری و ساری بوده است.
علینژاد ادامه داد: فکر میکنم اگر کسی آنها را بخواند در مییابد که چرا جامعه ایران امروز در سال ۲۰۲۶ در اینجایی که ما هستیم ایستاده است، هر آینده، در گذشته ریشه دارد و ما از ریشه های جامعه ایرانی خیلی خبر نداشتیم.
علینژاد گفت: میدانم که استاد موحد از نکاتی از این کتاب ایرادهایی میگیرند، من این ایرادها را به کمک ایشان رفع خواهم کرد و در تجدید چاپ اعمال خواهد شد.
59243








نظر شما