داریوش فروهر از جبهه ملی جدا شد/ سنجابی: خیر در پیش!

فروهر: «دیگر سکوت را جایز نشمردم و به این اعتقاد دست یافتم که کج‌شده را از فرو ریختن بازداشتن، آن چیزی نیست که در این لحظه‌های سرنوشت‌ساز، مردم ایران به آن نیازمندند.»

فهیمه نظری| خبرآنلاین: بعدازظهر یکشنبه بیست‌وهفتم خردادماه ۱۳۵۸، داریوش فروهر، وزیر کارِ دولت موقت و دبیرکل حزب ملت ایران، در یک گفت‌وگوی مطبوعاتی و رادیو-تلویزیونی، نقطه پایانی بر همکاری‌های خود با جبهه ملی ایران نهاد. این تصمیم که نشان از عمقِ شکاف‌های درونی در جریان‌های ملی‌گرا در ماه‌های نخستین پس از انقلاب داشت، با بیانیه‌ای صریح از سوی فروهر همراه بود. او در تحلیل شرایطی که به این جدایی انجامید، گفت:

«با این‌که از چندی پیش نارسایی‌های فکری و عملی در سازمان جبهه ملی ایران رو به فزونی بود، هواداران راستین این نهاد تاریخی کوشش کردند اختلاف‌ها آشکار نشود و هم از لحاظ نقطه‌نظرهای سیاسی و هم از لحاظ بنیادهای سازمانی، بازسازی‌های لازم به عمل آید؛ ولی از آن‌جا که به‌تازگی برخی اظهارنظرها به نام جبهه ملی ایران و پاره‌ای گزینش‌های شک‌آفرین در زمینه گسترش سازمان و رهبری آن انجام گرفته و اخلاق مبارزاتی در جبهه ملی به خطر افتاده است، دیگر سکوت را جایز نشمردم و به این اعتقاد دست یافتم که کج‌شده را از فرو ریختن بازداشتن، آن چیزی نیست که در این لحظه‌های سرنوشت‌ساز، مردم ایران به آن نیازمندند.» (اطلاعات، ۲۸ خرداد ۵۸، ص ۲)

داریوش فروهر از جبهه ملی جدا شد/ سنجابی: خیر در پیش!

فروهر در تبیین چرایی این تصمیم، گریزی به تاریخِ نزدیک زد و دوران اوج‌گیریِ دوباره‌ جبهه ملی در آستانه‌ انقلاب را ستود. او دوره‌ی آغازشده از سی‌ام تیرماه ۱۳۵۷ را فصلی درخشان دانست که در آن، جبهه ملی در پیوند با جنبش خودجوش مردمی به رهبری امام خمینی، توانست در مسیر تحول اجتماعی ملت ایران جایگاه شایسته‌ای بیابد. او «اعلامیه سه‌ماده‌ای» مورخ ۱۴ آبان‌ماه ۱۳۵۷ را که بر پایه موازین اسلام، دموکراسی و استقلال تدوین شده بود، نشانه‌ی «اوج درست‌اندیشی» این تشکل خواند و افزود:

«دوره جدید کوشش‌های جبهه ملی ایران از سی‌ام تیرماه ۱۳۵۷ آغاز و در اصول هدف‌های خود خواستار استقلال واقعی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور و تامین آزادی‌های فردی و اجتماعی مردم و ناوابستگی به قطب‌های قدرت جهانی شد. از این پس، جبهه ملی وارد مرحله تازه‌ای از مبارزات تاریخی خویش گردید و در پیوند با جنبش خودجوش مردم که به رهبری امام خمینی، می‌رفت تا دگرگون‌ساز روند زندگی اجتماعی ملت شود، بار دیگر جای شایسته‌ای یافت. اعلام لزوم گزینش نظام حکومتی کشور از راه یک همه‌پرسی و سپس صدور اعلامیه سه‌ماده‌ای به تاریخ ۱۴ آبان‌ماه ۱۳۵۷ که می‌گفت: نظام حکومت ملی ایران باید براساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال و به وسیله مراجعه به آرای عمومی پدید آید، اوج درست‌اندیشی جبهه ملی ایران بود.» (همان)

من و حزب ملت ایران از امروز همکاری خود را با سازمانی که عنوان جبهه ملی دارد ولی کارهای سیاسی و شکل سازمانی آن درخور این نام افتخارآمیز نیست، قطع می‌کنیم.

اما این تحسین، دیری نپایید و فروهر، گسستِ رخ‌داده را محصولِ انحراف از اصول و ظهورِ فرصت‌طلبی دانست. به زعم او، جبهه ملی از درون دچار فرسایش شده و از یک پایگاه مبارزاتیِ نیرومند به صحنه‌ نزاع بر سر قدرت تقلیل یافته بود. او در تشریح این وضعیت، قاطعانه اعلام کرد:

«با کمال تاسف جبهه ملی بعد از چندی دچار ضربه‌هایی از درون شد و دیگر نتوانست نه در زمینه فکری و نه در زمینه عملی به راه درستی که در پیش گرفته بود ادامه دهد و جهت‌گیری‌های خودسرانه فردی و از میان بردن رهبری جمعی آن را از حالت یک پایگاه مبارزاتی نیرومند بیرون آورد. اکنون از آن‌جا که از سوی این جبهه در رابطه با دوران سازندگی انقلاب گه‌گاه حرکت‌های سیاسی فرصت‌طلبانه‌ای نمایان می‌گردد و از لحاظ سازمانی نیز تلاش‌های خراب‌کارانه‌ای به کار می‌رود که آن را صحنه برخورد شخصیت‌ها و باندهای گوناگون بر سر کسب قدرت کرده است، برای حزب ملت ایران و همه کسانی که اعتقاد دارند انقلاب اسلامی ملت ایران تداوم تاریخی نهضت ملی مردم این سرزمین می‌باشد، زمان تصمیم‌گیری قاطع فرا رسیده است. من و حزب ملت ایران از امروز همکاری خود را با سازمانی که عنوان جبهه ملی دارد ولی کارهای سیاسی و شکل سازمانی آن درخور این نام افتخارآمیز نیست، قطع می‌کنیم.» (همان)

درنهایت، فروهر برای مواجهه با آن‌چه «توطئه‌های امپریالیستی و ارتجاع داخلی» ‌نامید، بر لزوم تشکیل اتحادی جدید تأکید ورزید. او چشم‌انداز خود را نه در انزوا، بلکه در جست‌وجوی جبهه‌ای راستین جست‌وجو کرد که پیروِ آرمان‌های مصدق و در عین حال معتقد به رهبری انقلاب اسلامی باشد:

«اما از آن‌جا که میهن ما هم‌اکنون دستخوش توطئه‌های گوناگون امپریالیست‌های جهان‌خوار و باقی‌مانده ارتجاع داخلی است و انحصارطلبی‌ها واخلال‌گری‌ها از دو سو آینده ایران را تهدید می‌کند، پدید آوردن یک اتحاد بزرگ برای استمرار انقلاب اسلامی ملت ایران ضرورتی است تاریخی. به همین دلیل حزب ملت ایران به یاری چند شخصیت ملی و دیگر سازمان‌هایی که در برداشت‌های سیاسی از شرایط کنونی جامعه ایرانی هم‌آهنگی کامل دارند، کوشش‌هایی برای دست یافتن به این اتحاد بزرگ آغاز کرده و امیدوار است گفت‌وگوهای حزب‌ها و جمعیت‌هایی که در بستر نهضت ملی ایران ایجاد گردیده‌اند و خود را پیروان مصدق بزرگ می‌دانند و در انقلاب اسلامی ملت ایران فداکارانه شرکت داشته‌اند و به رهبری عالی امام خمینی اعتقاد راسخ دارند، ثمربخش گردد و جبهه‌ای راستین، برای حفظ استقلال و آزادی و دفاع از جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی پدید آید.» (همان)

من ناگزیر از این جبهه جدا شدم. من پیشنهاد ایجاد وحدت بزرگتر و جبهه‌ای گسترده‌تر داده بودم که با کمال تاسف این گفت‌وگوها و پیشنهادها در روزنامه‌ها به شکل الحاق نیروها به جبهه ملی قلمداد گردید.

پاسخ‌های فروهر به پرسش‌های خبرنگاران

در پیِ قرائت بیانیه و اعلام جداییِ رسمی از جبهه ملی ایران، فضای حاکم بر نشست داریوش فروهر به سمت پرسش و پاسخ‌های صریح با رسانه‌ها کشیده شد. در این میان، خبرنگاران کوشیدند ریشه‌های این انشقاق را در بن‌بست‌های تشکیلاتی جست‌وجو کنند. فروهر در پاسخ به این پرسش که «آیا این جدایی ناشی از ناکامیِ طرح‌های پیشنهادی او در قبال جبهه ملی بوده است»، پرده از اختلافاتِ بنیادینِ خود با رویکردِ حاکم بر این تشکل برداشت و گفت:

«در مورد مسئله گسترش جبهه ملی طرح‌هایی بوده و چون جبهه ملی روش تردیدآمیزی داشته من ناگزیر از این جبهه جدا شدم. من پیشنهاد ایجاد وحدت بزرگتر و جبهه‌ای گسترده‌تر داده بودم که با کمال تاسف این گفت‌وگوها و پیشنهادها در روزنامه‌ها به شکل الحاق نیروها به جبهه ملی قلمداد گردید و موجبات رنجش و دل‌تنگی سران احزاب و تبلیغات علیه آن نیز گردید، متاسفانه در آن جلسه این طرح به وسیله کسانی که هنوز در زندگی و هدف خود در جدول ارزش‌های ۲۵ سال گذشته سیر می‌کردند و با چنین معیارهایی به جامعه ایرانی نگاه می‌کردند عمل نشد، کسانی که ۱۵ سال در خانه‌ها نشسته و امروز به ما منت گذاشته‌اند و می‌خواهند در صف مبارزه بپیوندند، این‌ها همان مجاهدان به اصطلاح روز یکشنبه هستند.» (همان، صفحه ۷)

فروهر در ادامه شورای جبهه ملی را متهم به پذیرشِ بی‌محابایِ کسانی کرد که سال‌ها از متنِ مبارزه دور بودند. او با لحنی انتقادی تصریح گفت:

«شورای جبهه ملی نمی‌توانست در خط سیر افزودن کسانی که ۱۵ سال مبارزه را ترک کرده بودند و حتی عده‌ای از آنان در تار و پود نظام حاکم گذشته شخصیت والا... و به همه جا رسیدند، یکباره آنان را در صف مبارزان و مجاهدان نجات‌بخش ملت قرار دهد.» (همان)

در میانه‌ این پرسش و پاسخ‌ها، هنگامی که خبرنگاری با قطع سخنان فروهر، به طور مستقیم از او پرسید که آیا منظورش دکتر غلامحسین صدیقی است، به صراحت در این باره پاسخی نداد و تاکید کرد که «از کسی اسم برده نشود». او در بخش دیگری از سخنانش، برای تبیینِ جایگاه تاریخیِ دیدگاه‌های خود، به وقایع آبان‌ماه ۱۳۵۷ ارجاع داد:

«در نیمه اول آبان سال ۵۷ گروهی از زندانیان سیاسی آزاد شدند یکی از آنان حضرت آیت‌الله طالقانی بود و جمع کثیری حدود ۲۰۰ هزار نفر جلوی منزل آقای طالقانی اجتماع کردند و من در سخنانی که به عنوان دبیر جبهه ملی در میان آن جمعیت ایراد کردم گفتم نظام حکومتی گذشته اعتبار خود را از دست داده است و باید نظام حکومتی آینده کشور در یک همه‌پرسی انجام شود. سه روز بعد از آن، اعلامیه پاریس در ۱۴ آبان تاکید بر آن داشت که نظام حکومت آینده ایران باید براساس دین اسلام و دموکراسی و استقلال به وسیله مراجعه به آرای عمومی پدید آید و چنین شد.» (همان)

فروهر همچنین در پایان، ضمن تبیینِ خط‌مشیِ حزب ملت ایران در مواجهه با طیف‌های دیگر سیاسی، بر ضرورتِ رقابتِ آزاد، مشروط به عدمِ خیانت به مصالح ملی تأکید کرد:

«به عقیده من کلیه احزاب و قشرها در دوران آزادی می‌توانند و باید آزادانه فعالیت کنند و کسی نباید معترض آنان باشد، مگر هنگامی که برخلاف مصالح مردم گام بردارند و در چنان شرایطی این قضاوت ملت است که سیاست چنین جمعیت‌هایی را پذیرا شود یا آن را رد کند. چپ‌گراها با ایدئولوژی مارکسیسم با یکدیگر اتحاد و هم‌آهنگی ندارند و دسته‌ها و گروه‌هایی هستند که از نظر سیاسی حالت اخلال‌گرانه‌ای به خود گرفته‌اند. ما با این گروه‌ها برخورد ایدئولوژیکی خواهیم داشت. اما این جمعیت‌ها حق اظهار نظر سیاسی، نگارش مقالات و برخورداری از عوامل سیای را دارند و اگر مرتکب اشتباهی شوند این ملت است که در مقابل اشتباهات آنان خواهد ایستاد.» (همان)

واکنش رهبران جبهه ملی

در سوی دیگرِ این میدان، خبرِ جداییِ داریوش فروهر به‌سرعت در محافل سیاسی بازتاب یافت. فردای اعلام جدایی فروهر و حزب ملت ایران از جبهه ملی یعنی صبح دوشنبه، بیست‌وهشتم خردادماه ۱۳۵۸، خبرنگار سیاسی روزنامه «اطلاعات» برای تبیین مواضعِ جبهه ملی، با سه تن از رهبرانِ این تشکل تماس گرفت تا دیدگاه‌های آنان را جویا شود.

کریم سنجابی: خیر در پیش!

دکتر کریم سنجابی، با رویکردی حاکی از تاسف، اما توأم با احترامِ ظاهری، چنین واکنش نشان داد: «آقای فروهر مرد وطن‌پرست و شجاعی است، البته من متاسفم که ایشان چنین کاری کرده است. به نظر من ایشان به طور تحقیق مرد تشکیلاتی نیستند، کاری کردند که صلاح‌شان بود. من می‌گویم خیر در پیش! امیدواریم که مشی سیاسی پیدا کنند، نهضت ملی سعی می‌کند که این انقلاب به ثمر برسد با یک حکومت ملی بر موازین اسلامی. در حال حاضر خرابکاری و کارشکنی ضدملی به انقلاب لطمه می‌زند و این کارشکنی‌ها و خرابکارها باید زودتر کنار گذاشته شوند.» (همان)

غلامحسین صدیقی: تا دو سه روز دیگر همه چیز روشن می‌شود

دکتر غلامحسین صدیقی، که گویی از شوکِ این خبر هنوز در بهت بود، موضعِ انتظار در پیش گرفت:

«امیدواریم تا دو روز دیگر با بررسی کامل وضع آقای فروهر جوابی داشته باشیم. من متاسفانه در جریان دقیق ماجرا نیستم. در روزنامه‌های صبح یک چیزهایی خواندم. ممکن است یک جریاناتی بوده باشد که تا دو سه روز دیگر همه چیز روشن خواهد شد.» (همان)

ابوالفضل قاسمی: فرصت‌طلب آن‌هایی هستند که تابع قدرت‌اند

در نهایت، ابوالفضل قاسمی، دبیرکل حزب ایران و عضو شورای جبهه ملی، با دفاع از مواضعِ جبهه و ردِ اتهامِ فرصت‌طلبی، این اتهام را تلویحا به خود فروهر برگرداند و گفت:

«من معتقدم که جبهه ملی اکنون - نسبت به گذشته - موضع نسبتا قاطعی گرفته اما این موضع قاطع هنوز کامل نیست. ما در جبهه ملی هیچ فرصت‌طلبی نمی‌بینیم. فرصت‌طلب آن‌هایی هستند که تابع قدرت‌اند و آرمان‌ها و هدف‌های جبهه ملی و خودشان را قربانی قدرت می‌کنند.» (همان)

۲۵۹

کد مطلب 2235097

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین