غذا به مثابه امری سیاسی / مسئله ایران قحطی نیست ناتوانی دسترسی به غذاست

 مسئله ایران امروز بیش از آنکه قحطی باشد، افت دسترسی اقتصادی به غذا است. در شاخص جهانی امنیت غذایی اکونومیست، کشورهای فنلاند، ایرلند، نروژ، فرانسه در صدر قرار دارند و این شاخص غذا را از زاویه توان خرید، دسترسی، کیفیت و ایمنی، و پایداری بررسی می‌کند. این گزارش تأکید کرده که افت توان خرید، یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف امنیت غذایی جهان بوده. این همان نقطه‌ای است که وضعیت ایران را نگران‌کننده می‌کند. جهش قیمت خوراکی‌ها می‌تواند لایه‌ای تازه از ناامنی غذایی بسازد؛ نه الزاماً به شکل گرسنگی آشکار، بلکه به شکل حذف گوشت، کاهش لبنیات، جایگزینی و وابستگی بیشتر به غذای ارزان، حجیم و کم ارزش‌تر.

 گروه اندیشه: در کانال جامعه شناسی گروه اجتماعی، دکتر فریبا نظری مطلبی نوشته با عنوان «غذا به مثابه امری سیاسی». او معتقد است در یک سال اخیر، تغییرات رخداده و مهم در شیوه تغذیه، نمایانگر تغییرات طبقاتی افراد و تحول در گروه های اجتماعی است. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

 مشاهدات میدانی‌ام در حوزه‌ی غذا و سبک غذایی گروه‌هایی در کلان‌شهر تهران، طی یک سال اخیر به‌ویژه سال ۱۴۰۵، توصیف فروپاشی هابیتوس طبقه متوسط و تغییرات اجباری در  تمایز اجتماعی جامعه است:

۱- وجود تغییرات منوی واحدهای غذایی با عنوان: غذای نیم‌پرس، غذای اقتصادی، مینی پرس، مینی ساندویچ ، خورش‌ بدون گوشت
۲- وجود دکه‌های فراوان غذای خیابانی با عرضه سیب‌زمینی و تخم مرغ آب‌پز در مناطقی از تهران( ۶، ۹، ۱۱، ۱۲، ۱۸ )
۳- حذف تنوع غذایی منوی کافه‌ها

۴- تقاضا و عرضه‌ی آب کله پاچه به دلیل ارزان بودن بجای مغز، زبان، گوشت، بناگوش
۵- کاهش حجم غذاهایی چون آش، هلیم، سالاد، سیب‌زمینی سرخ‌کرده
۶- احیا و رونق غذاهای فراموش شده طبقات فرودست بدون گوشت و چاشنی؛ مانند دم‌پختک، دمی گوجه، کله جوش، آب دوغ خیار

 این تغییرات در سطوح خرد سبک زندگی و مصرفی بخش‌هایی از جامعه، نشانه‌هایی از دگرگونی یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های زیست روزمره یعنی غذاست. غذا میدان‌ گسترده اقتصادی و شغلی مردم دنیا با تولید، فرآوری، تهیه‌ مواد غذایی و ارائه‌ی آن به متقاضیان و دوستداران غذاست. تأمین امنیت غذایی پایدار جوامع نیز از سیاست‌های راهبردی و مهم نظام‌های حکمرانی و دولت‌هاست. ازجمله عوامل برهم‌زننده‌ی این امنیت عبارتند از:

۱- جنگ
۲- رخدادهای طبیعی زلزله، سیل، خشکسالی، طوفان
۳- رکود اقتصادی
۴- ناترازی حکمرانی
۵- شکاف طبقاتی ساختاری

در این شرایط غذا از کارکرد تغذیه، سلامت، تفریح، شادی، اجتماع‌ساز و آیینی؛ خارج شده و به مثابه یک  امر سیاسی عمل می‌کند. امر سیاسی در تعریفی ساده و روان، هر فضا، موقعیت یا مسئله‌ای است که در آن جامعه دچار خط‌کشی، تضاد منافع یا بحث بر سر  قدرت و  عدالت می‌شود. موضوعی که جامعه را به قطب‌های مختلف تقسیم می‌کند. مانند حجاب اجباری، تداوم جنگ، صلح، آزادی، برابری، رفاه. در همه‌ی این موارد ما وارد قلمروی امر سیاسی شده‌ایم.

غذا از یک نیاز ساده‌ زیست‌شناختی فراتر رفته و در کانون امر سیاسی نشسته؛ یعنی همان میدان پرتنشی که در آن قدرت اعمال می‌شود، نابرابری‌ها شکل می‌گیرند و بقای گروه‌های اجتماعی به چالش کشیده می‌شود.

 در شرایط کنونی ایران، تورم فزاینده و گرانی مواد خوراکی، غذا را به  ابزار نابرابری تبدیل کرده. نوع تغذیه دیگر نشان‌دهنده‌ سلیقه و سبک زندگی جامعه نیست، بلکه مرزهای خشونت طرد اجتماعی را برای کارگران، سالمندان، کودکان، معلولان، و سایر گروه‌های به حاشیه رانده شده ترسیم می‌کند. کوچک شدن پیاپی سفره‌ها، تاب‌آوری اجتماعی آنان را بلعیده و فاصله‌ طبقاتی را به شکلی روزمره نمایش می‌دهد.

وقتی دسترسی به غذا یک امر سیاسی می‌شود، واکنش جامعه به آن نیز ماهیتی سیاسی پیدا می‌کند. اعتراضات معیشتی، تلاش برای حفظ بقا و حتی تاکتیک‌های پنهان روزمره‌ خانواده‌ها برای مدیریت گرسنگی یا سوءتغذیه، همگی فرم‌هایی از #رویارویی_فرودستان با ساختارهای کلان قدرت است. در زمان بحران، سفره‌ی خالی افراد، محرک اصلی اعتراضات و کنشگری‌های اجتماعی است.

دولت‌ها و نهادهای قدرت، از طریق سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی بر بدن شهروندان؛ چیره شده و مفهوم  زیست‌سیاست را جامه‌ی عمل می‌پوشانند. اینکه چه کسی توانایی تأمین پروتئین دارد و چه کسی ناچار به سمت مصرف کالری‌های ارزان و بی‌کیفیت می‌رود تا فقط زنده بماند؛ یک مسئله‌ کاملاً سیاسی و مرتبط با توزیع  قدرت است.

در مقیاس جهانی نیز مسئله‌ غذا پیوندی ناگسستنی با هژمونی سیاسی دارد. استفاده از مواد غذایی به عنوان سلاح و اهرم فشار در جنگ‌ها و تحریم‌ها تا سلطه‌ شرکت‌های قدرت مدار بر بذرها، زمین‌های کشاورزی و منابع آب؛ نشان می‌دهند که شکم انسان‌ها به میدان بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است!

 مسئله ایران امروز بیش از آنکه قحطی باشد، افت دسترسی اقتصادی به غذا است. در شاخص جهانی امنیت غذایی اکونومیست، کشورهای فنلاند، ایرلند، نروژ، فرانسه در صدر قرار دارند و این شاخص غذا را از زاویه توان خرید، دسترسی، کیفیت و ایمنی، و پایداری بررسی می‌کند. این گزارش تأکید کرده که افت توان خرید، یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف امنیت غذایی جهان بوده. این همان نقطه‌ای است که وضعیت ایران را نگران‌کننده می‌کند. جهش قیمت خوراکی‌ها می‌تواند لایه‌ای تازه از ناامنی غذایی بسازد؛ نه الزاماً به شکل گرسنگی آشکار، بلکه به شکل حذف گوشت، کاهش لبنیات، جایگزینی و وابستگی بیشتر به غذای ارزان، حجیم و کم ارزش‌تر( نواندیش، خرداد ۱۴۰۵).

این کوچ اجباری به کالری های ارزان و کم ارزش تنها یک بحران تغذیه ای نیست؛ بلکه بازتولید خاموش نابرابری و خشونت در جامعه است و هشداری بر این که وقتی غذا سیاسی می شود، تلاش برای دستیابی بدان نیز دیر یا زود چهره سیاسی خود را نشان می دهد. 

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2241612

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

آخرین اخبار