تبیین فراستخواه از شکست نظریه کلان استبدادی بودن جامعه ایرانی/ از «بُنه» تا آخرین سنگر شعر؛ راز بقای ایران در برزخ بی نظمی ها

در نهصد و چهلمین نشست شب‌های بخارا، کارشناسان با مرور تجربه‌های تاریخی و فرهنگی ایران نشان دادند چگونه شبکه‌های اجتماعی، آیین‌ها و نهادهای مدنی، ستون‌های پنهان بقا و همبستگی در جامعه ایرانی را شکل داده‌اند...فراستخواه با لحنی تحلیلی نسبت به کلان‌روایت‌های تاریخی که غالباً تصویری از شکست و استبداد را بازنمایی می‌کنند، انتقاد کرد و گفت: وقتی تصویر ایران را از دریچه این کلان‌روایت‌ها می‌بینیم، پر از بی‌ثباتی، جنگ و دولت‌هایی است که می‌آمدند و می‌رفتند. اما آن ایرانی که مردم این سرزمین در آن زیسته‌اند، مجموعه‌ای از روایت‌های کوچک بود، نه آن ابرروایت‌های برساخته. بیشتر ساکنان این سرزمین با شادی‌ها و غم‌ها، در میان بی‌نظمی‌ها، نظم‌های خلاقی ایجاد می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایکنا، در روزگاری که جامعه ایران با چالش‌های گوناگون و امواج پیش‌بینی‌نشده تاریخی و اجتماعی و به ویژه تجاوز دو قدرت اتمی آمریکا و اسراییل دست‌وپنجه نرم می‌کند، لزوم بازخوانی مفهوم «همدلی» و واکاوی ریشه‌های تاب‌آوری ایرانیان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. در همین راستا و به منظور ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی کشور برای عبور از بحران‌ها، نشست «شب همدلی» در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. یکی از سخنرانان این نشست دکتر مقصود فراستخواه استاد دانشگاه بود. 

هنر تاریخی ایرانیان برای بقا

مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس با ایجاد یک پل ارتباطی میان تاریخ پرفراز و نشیب ایران و شرایط کنونی جامعه، به تشریح چگونگی تداوم حیات در این سرزمین پرداخت. او سخنان خود را با طرح پرسش‌هایی بنیادین آغاز کرد و گفت: پرسش این است: تا به حال این مسیر چند هزار ساله ایران را چگونه پیموده‌ایم؟ مردم چگونه در این سرزمین زندگی کرده‌اند و ایران چگونه باقی مانده است؟

فراستخواه با تأکید بر لزوم استخراج قاعده‌های نهادی از دل تجربه‌های زیسته و فرهنگ ایرانی، به یکی از مهم‌ترین این قواعد اشاره کرد و افزود: یکی از این قاعده‌ها به تصور من به عنوان یک دانش‌آموز، صلح در شرایط ناصالح است. ایرانیان در تاریخ پرحادثه و بی‌نظمی‌هایی که شرایط تخریب برای این جامعه و سرزمین ایجاد می‌کرد، به یک آگاهی تاریخی، یک دانش درونی‌شده از تجربه‌های خودشان و یک خرد فرهنگی دست یافتند.

وی با لحنی تحلیلی نسبت به کلان‌روایت‌های تاریخی که غالباً تصویری از شکست و استبداد را بازنمایی می‌کنند، انتقاد کرد و گفت: وقتی تصویر ایران را از دریچه این کلان‌روایت‌ها می‌بینیم، پر از بی‌ثباتی، جنگ و دولت‌هایی است که می‌آمدند و می‌رفتند. اما آن ایرانی که مردم این سرزمین در آن زیسته‌اند، مجموعه‌ای از روایت‌های کوچک بود، نه آن ابرروایت‌های برساخته. بیشتر ساکنان این سرزمین با شادی‌ها و غم‌ها، در میان بی‌نظمی‌ها، نظم‌های خلاقی ایجاد می‌کردند.

این جامعه‌شناس برای تبیین بهتر پویایی حیات اجتماعی در ایران، به شواهد تاریخی متعددی اشاره و اظهار کرد که فاتحان معمولاً تاریخ را با محوریت جنگ روایت کرده‌اند، در حالی که زندگی‌های خلاق و پویایی در بازارها، مدرسه‌ها، محله‌ها و خانه‌های ایرانی جریان داشته است.

وی در این زمینه به گزارش‌های تاریخی اشاره کرد و گفت: حتی زمانی که اسکندر به ایران می‌آید، از وجود چندین تماشاخانه خبر می‌دهد؛ یعنی زندگی، هنر، خلاقیت و معماری. مدیریت زندگی اجتماعی با مشارکت و همدلی یکدیگر برای حل مشکلات صورت می‌گرفت.

از ضرورت ساختارهای کلان تا جبران کاستی‌ها در سطح خرد و میانی

فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، به الزامات ساختاری همدلی در سطح کلان جامعه پرداخت و تصریح کرد: در سطح کلان، همدلی نیاز به ساختار و حقوق دارد. با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود و همدلی ایجاد نمی‌گردد. برای شکل‌گیری ما بودن یک ملت، نیاز به صورت‌بندی ساختار قدرت و میثاق‌های اجتماعی است. تا زمانی که نظم دسترسی باز و حقوق مدنی شکل نگیرد، نمی‌توان انتظار نهادینه شدن همدلی را داشت.

با این وجود، این پژوهشگر برجسته به نقطه قوت جامعه ایرانی در جبران این ضعف‌های نهادی اشاره کرد و افزود: با وجود ضعف‌های نهادی در سطح کلان، جامعه ایرانی ظرفیت‌هایی داشت که با سازوکارهای جبرانی در سطوح میانی و خُرد، این همبستگی را حفظ می‌کرد. سطح میانی اجتماع، یعنی جایی که مردم حضور داشتند، با اخلاق، فرهنگ، اندیشه و تخیل ایرانی به جبران محدودیت‌های نهادی می‌پرداخت.

الگوهای عملی همدلی در تاریخ اجتماعی ایران

فراستخواه ضمن تشریح الگوهای تاریخی همدلی در جامعه ایران که عامل اصلی بقای چند هزار ساله این سرزمین بوده‌اند، ۱۵ مدل را در این نشست معرفی کرد.وی با اشاره به قدمت جشن‌هایی نظیر نوروز و مهرگان گفت: این آیین‌های مبادله لطف و آشتی، نارسایی‌های سطح نهادی را جبران می‌کنند. همچنین تعزیه و عزاداری‌ها بستری هستند که در آن افراد دور هم جمع می‌شوند، تسلیت می‌گویند و این ابراز اندوه باعث پیوندهای اجتماعی در لحظه‌های سخت می‌شود.

وی به تعاونی‌های سنتی مثل «بُنه» و «واره» اشاره کرد و افزود: مردم با وجود بیش از ۱۲۰۰ جنگ بزرگ در تاریخ ایران، با هم تولید و آب را تقسیم می‌کردند. اهمیت محله‌ها و استقلال نسبی آن‌ها از دیوان‌سالاری دولتی در دهه‌های گذشته نیز از دیگر مواردی بود که فراستخواه به آن پرداخت و گفت: تشکل‌های ساختاریافته اصناف نیز به مثابه سندیکا عمل می‌کردند.

سازوکارهای عام‌المنفعه

وی نهادهایی مانند «وقف» را که تولیدکننده حمام، مدرسه و دارالشفاء بودند، از ارکان این مدل برشمرد و به آیین‌های معنوی و عرفانی اشاره کرد که اقشار مختلف را گرد هم می‌آورد.آیین‌های مذهبی و نقش دین به عنوان یک ساحت فرهنگی در تقویت همبستگی؛ آیین‌های ادبی و محافل شعر و ادب به عنوان بستر تبادل اندیشه نیز از دیگر مواردی بود که فراستخواه به عنوان الگوهای عملی همدلی در تاریخ اجتماعی ایران از آن نام برد.

وی به همدلی‌های اوقات فراغت و اهمیت فضاهایی نظیر قهوه‌خانه‌ها در گفت‌وگوهای اجتماعی و همچنین همدلی‌های ورزشی، از زورخانه‌های کهن تا ورزش‌های گروهی صبحگاهی در دوران معاصر اشاره کرد و افزود: همدلی‌های خویشاوندی و شبکه‌های اعتماد فامیلی به عنوان سازوکار مقاومت در برابر حوادث و تهاجمات عمل می‌کند. نقش خاندان‌های بزرگ در حفظ حافظه سرزمینی و مدیریت بحران‌ها در برابر مهاجمان نیز مهم است.

از دیگر مواردی که این جامعه‌شناس بدان اشاره کرد دیوان و سامان اداری بود؛ وجود لایه‌ای به نام «مستوفیان» در دولت که به گفته وی صرفاً ابزار سلطه نبودند، بلکه منافع مردم را دنبال می‌کردند. 

همدلی با خود؛ آخرین سنگر انسان ایرانی در برابر فجایع

فراستخواه پانزدهمین و شاید تامل‌برانگیزترین مدل همدلی را «مدل همدلی با خود» نامید و در این باره بیان کرد: در ایران ظرفیت‌هایی بود که سبب می‌شد انسان ایرانی بی‌پناه، سعی کند به خودش دلداری دهد. شاعران ایران یکی از پایه‌های این همدلی هستند؛ با صورت‌های خیال و تأملات لطیف شاعرانه. وی خوانش آثار حافظ، خیام و مولانا را ابزاری برای تعالی احساسات و تاب‌آوری در برابر سختی‌ها دانست.

وی در پایان سخنان خود با تاکید بر اهمیت «دیگری‌پذیری» در ادبیات ایران، اظهار کرد: آسمان ایران بسیار پر ستاره است. این آسمان پر ستاره، همان ذخیره فرهنگی و تمدنی ایران است که سعی کرده معرفت را پشتیبانی و احساسات را تعالی بخشد تا انسان‌ها در شرایط قطبی، بیگانگی و ناهمدلی، با هم همدلی کنند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2242402

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین