به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل سرویس دینواندیشه ایبنا ، کلیت اندیشه سیاسی رهبر شهید را میتوان با عنوان «نظام ولایت» تفسیر و تعبیر کرد. نظام ولایت در این مقام بهمعنای یک نظام صرفاً اجتماعی نیست، بلکه گویای یک نظام مفاهیم است که شامل سبک زندگی و سبک اندیشه نیز میشود. به دیگر سخن، نظام ولایت را میتوان شرحی بر روابط نظری بین مفاهیم مختلفی دانست که در اندیشه دینی وجود دارند و مفاهیمی چون توحید، نبوت، عدالت، آزادی، اخلاق، مسئولیت تکامل در اندیشه سیاسی ایشان ذیل نظامواره ولایت قابل تعریف هستند.
علاوه بر آن، مفهوم ولایت فقیه نیز با این منظر بازتعریف میشود و از تفاسیر اقتدار گرا فاصله میگیرد. با این مقدمه، کتاب «اندیشه سیاسی آیتالله سیدعلی خامنهای» بهقلم سجاد رستمیپور که بههمت موسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، میکوشد اندیشه سیاسی رهبر شهید را با توجه به همه عوامل محیطی و محاطی که در شکلگیری به شخصیت علمی و عملی ایشان نقش داشتهاند، تبیین کند.
اثر حاضر که در نه فصل سامان یافته است: «مبانی نظری اندیشه سیاسی»، «مبنای انسانشناسی»، «سیاست، قدرت، حکومت»، «مبانی جامعهشناسی قدرت در اندیشه مقام معظم رهبری»، «ساخت مردمی حکومت»، «ولایت فقیه»، «نسبت مسئولیت و آزادی در نظام ولایی»، «نظریه پیشرفت» و «جغرافیای قدرت» و مشتمل بر نوآوریها، گزارهها و آموزههای ارزشمند است.
اندیشه سیاسی را میتوان در عامترین معنا، به منظومهای نظری برای تبیین آرمانها و لحاظ واقعیت در رهیافتهای آنها تعریف نمود که بدون پرداختن به مناقشات بین طرفداران ایدههای مختلف پیرامون یکسانی اندیشه و فلسفه سیاسی یا تفاوت آنها و سپس تقدم و ترتب هر یک بر دیگری حاصل میشود. بررسی اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب، تحقیق را به فهم اینچنینی از تعریف اندیشه سیاسی سوق میدهد. در واقع، کاستی برخی اندیشههای سیاسی این است که مرزبندی با جامعهشناسی سیاسی را در حد لحاظ ننمودن واقعیت پررنگ میکنند، درحالیکه در اندیشه سیاسی ایشان، فهم اندیشه سیاسی در گرو فهم واقعیت و لحاظ نمودن آن است.
اندیشه سیاسی مرزهای منفعت و اعتماد را برای تدارک ساختار الگوی حرکت مشخص میکند. همه بحثهای روزانه مردم در مورد حیات فردی و اجتماعی گرچه نمیتوانند مصادیق اندیشههای سیاسی باشند ولی بستر زایش پرسشهایی هستند که پاسخ آنها را بایستی در اندیشه سیاسی یافت. پس اندیشه سیاسی ریشه در واقعیتهای روز جامعه دارد. مسائل اندیشه سیاسی را فضای اجتماعی تعیین میکند و خطیب سیاسی، روزنامهنگار سیاسی و مؤلف اندیشههای سیاسی، مایه اندیشه خود را حداقل در سطح مسائل از منبع ذخایر فکری و گفتمانی مردم میگیرد.
حال با این پیشفرض، رستمیپور معتقد است که رهبر شهید انقلاب در سابقه علمی و سیاسی خود، بیش از آنکه بهعنوان فقیه شناخته شود، متفکر اندیشه سیاسی محسوب میشد. علاوه بر آن، خاستگاه اندیشهورزی سیاسی ایشان بهمعنای عمل بر مبنای فقه فقه اکبر بود، بدین معنا که از زمان آغاز فعالیتهای سیاسی و انقلابی، تجلی فقاهت ایشان، رساله عملیه با پژوهشهای مرسوم فقهی و یا تحرکات صرف نقادانه انقلابی علیه رژیم طاغوت و یا سازماندهی گروههای انقلابی مسلح نبود، بلکه تجلی این فقه از همان زمان تفسیرهایی از نصوص دینی زمانه ناظر به آرمانها و رهیافتهایی برای حصول این آرمانها بوده است. آثار و تألیفات ایشان همسویی با متفکرین اندیشه سیاسی جهان اسلام را نشان داده و پس از انقلاب نیز بهرغم اشتغالات سیاسی، ایشان را در همان کسوتی میدیدیم که شهید مطهری بودهاند.
بهباور مولف، بررسی اندیشه سیاسی رهبر شهید از باب اندیشه حاکمی همچون دیگر حاکمان نیست. ایشان در جایی قرار گرفته بودند که بیشترین حد بهرهمندی از لوازم اندیشهورزی سیاسی را نصیب یک فرد میساخت. این سنخ اندیشهها و خاصه اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب چند ویژگی منحصر به فرد دارد. اولاً نگاه واقعبینانه در این اندیشهها نمود بیشتری دارد. از منظر رستمیپور، آفت اندیشههای سیاسی سنتی چه در غرب و چه در اسلام، نگاههای صرفاً ایدئالیستی و آرمانی است. همین وضعیت در غالب اندیشههای سیاسی اندیشمندان غیرمرتبط با واقعیات کماکان وجود دارد. این کاستی با تحولات عصر جدید کمتر شده است، اما رفع کامل آن زمانی میسر است که اندیشمند سیاسی، بازخورد اندیشههای خود را پایه تدوین و اعمال ایدههای منتظم خویش در جامعه قرار دهد؛ یعنی تأثیر و تأثر واقعیت و ایده بهدست اندیشمند سیاسی مولد واقعیتها می باشد.
بهباور مولف، دومین ویژگی منظومهای یا شبکهای بودن این اندیشههاست. اندیشههای سیاسی در ذات خود، شبکهای از مفاهیم را شکل میدهد اما این شبکه لزوماً در آثار فکری اندیشمندان انعکاس نیافته است؛ چراکه شکلگیری شبکه مفاهیم، وابسته به وجود مؤلفه محوری در اندیشه برای انسجام مؤلفههای پراکنده است. علاوه بر آن احصاء این مؤلفهها نیز برای شکلیابی این شبکه در اندیشهها لازم است. این دو امر با حضور اندیشمند در منصب سیاسی محقق میشود.
در این کتاب تلاش شده منظومه اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب ترسیم شود. نگاه منظومهای برآمده از ویژگی واقعیتگرایی ایشان است. علاوه بر اینکه در منظومه اندیشهای ویژگی جامعیت مندرج است. مولف چنین میپندارد که از آنجا که خود مبانی مستقیماً محمل دلالتهای مسئلهمحور اندیشه هستند، در تدوین منظومه نظری به مبانی پرداخته میشود. رستمیپور در اینجا سه مرحله را در بیان و توضیح اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب ترسیم مینماید: مرحله میانی، مرحله ساختار و مرحله حرکت. ترتیب فصول مختلف کتاب را بر اساس این مراحل میتوان توضیح داد: فصول اولیه به مبانی میپردازد و در بیان آنها به تبیینهای خاص در مورد مسائل اصلی اندیشه پرداخته شده است. فصول میانی کتاب راجع به ساختار یا وجه ایستای سیاست مشتمل بر ولایت، نظام سیاسی و مردم سالاری است. فصول پایانی کتاب نیز راجع به مرحله حرکت یا وجه پویای سیاست شامل آزادی یا نیروی حرکت سیاست و نهایتاً نظریه پیشرفت است.
رستمیپور تنوع فصول را ناظر به اختلاف در موضوع نمیداند، بلکه آن را مفروض و یکی از دستاوردهای محقق آن میداند که این تفاوت عناوین دال بر وجوه مختلف، منظرهای متفاوت با تبیینهای گوناگون از یک حقیقت هستند.
ویژگی سوم کتاب را میتوان اینگونه تبیین کرد که اندیشههای سیاسی از سنخ اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب در داوری بین ارزشهای مختلف، حد وسط و جامعیت را رعایت میکند. مولف آفت دیگر اندیشه های سنتی را این حقیقت میداند که با طرفداری یکسویه و ایدئولوژیک از وجه خاصی از آرمانها و ارزشها، وجوه دیگر آنها را رها کرده و بنابراین شاهد پراکندگی مفرط اندیشهها و اختلافات ایدئولوژیک اساسی در سیاستها و آنچه تحزب نامیده شده است، هستیم. مولف مدعی است منظومه برآمده از عقلانیت، جامعیت و واقعیتگرایی در اندیشههای افرادی همچون رهبر شهید انقلاب از این آفت به دور است. بهباور وی، تجلی این ویژگی مثبت را در بررسی مفهوم آزادی ولایت فقیه و پیشرفت به نحو بهتری میتوان مشاهده کرد.
«اندیشه سیاسی آیتالله سیدعلی خامنهای» در ۳۴۴ صفحه بههمت موسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶








نظر شما