رایان هالیدی بعد از سال​ها کار در حوزه رسانه، کتابی نوشته که هنوز منتشر نشده کلی جنجال به پا کرده چرا که او تمام فوت و فن های دستکاری رسانه و دروغگویی به مخاطبان را در این کتاب ذکر کرده است.

رایان هالیدی، مدیر بخش بازاریابی یک شرکت آمریکایی معتبر به نام «آمریکن اپیل» فعال در عرصه مد و رسانه سالها برای این شرکت و دیگر شرکت های رسانه ای این کشور کار تبلیغاتی کرده است. تخصص بالای وی در حوزه رسانه و تبلیغات آنقدر زیاد است که تنها در سال گذشته در گزارشی خبری دستمزد یکی از مشاوره های او 500هزار دلار اعلام شد.

وی در کتابش با عنوان «اعتماد کنید، دارم دروغ می گویم: اعترافنامه یک اپراتور رسانه» به عنوان یک استراتژیست ماهر برای مشتری های مختلف حتی مجله های معتبری مثل فوربس و هافینگتون پست سالها کار کرده است و تاثیر کارش را باید از زبان موسسان این شرکتها شنید که می گویند هالیدی از هر شرکتی بیشتر برای ما کار کرده است.

 

حالا این متخصص تبلیغات و به قول خودش اپراتور یا دستکاری کننده رسانه تمام فوت و فن های رسانه بازی را در اختیار عموم قرار داده است و علت اینکه او تمام راز و رمزهای هنرش را فاش می کند این است که از سیستم کنونی رسانه ها متنفر است چرا که اعتقاد دارد آنها به مردم دروغ می گویند! سایت هافینگتون پست مصاحبه ای با هالیدی درباره چرخه خبری رسانه ها انجام داده است درباره اینکه چقدر به تاثیرگذاری کتابش در مقابل این سیستم امیدوار است. او معتقد است که دروغ گفتن برای رسانه ها منبع درآمد و مشتری بیشتر شده است.
گزیده ای از این مصاحبه در ادامه آورده شده است:

 

 

چگونه در حوزه رسانه وارد شدید؟

به هیچوجه نمی توانید تاثیر دنیای وب را در زندگی روزمره انکار کنید. این آینده است و همیشه آینده است که گزینه بهتری در اختیار شما قرار می دهد. وقتی به چگونگی کارکرد و کاربرد آن پی بردم باید بین واقعیت و استنباط خودم تعادلی برقرار می کردم. برای همین وارد این دنیا شدم.

 

 

اولین کارهایتان چه شکلی بود؟

ما در ابتدا از وبلاگ نویس ها می خواستیم درباره یک محصول خاص چیز بنویسند. البته این کار به طور مستقیم صورت نمی گرفت چون در این صورت چیزی نمی نوشتند. همیشه از طریق ایمیل ها افراد را به چیزی ترغیب می کردیم. روز بعد چیزی درباره آن می نوشتند هرچند انتقادی ولی کار خودش را می کرد. رابطه واضحی بین علت و اثر وجود دارد ولی در رسانه «علت» هیچ وقت مشخص نیست و چیزی که اهمیت دارد فروش یک محصول یا یک روزنامه بود.

 

 

در کتابتان شما به نقش رسانه ها در ترویج و تبلیغ اشاره کرده اید. آیا کتاب شما نوعی شکایت از فضای رسانه ای کنونی است؟

نیمه ابتدایی این کتاب درباره اپراتوری و مدیریت یا همان دستکاری رسانه نوشته شده است و نیمه دوم به چیزی اختصاص داده شده است که به معنی این کار و تنفرآمیز بودن این روشها در ترویج افکار مردم اشاره دارد. البته پیش از من خیلی از کتابهای دانشگاهی به روش های رسانه ای انتقاد کرده اند ولی زیاد جدی گرفته نشده بودند.

 

انگیزه اصلی از نوشتن کتاب را بگویید؟

محرکی که باعث شد من این کتاب را بنویسم چیزی بود که باید در فاصله بین امروز و روزنامه نگاری 100 یا 120 سال گذشته به دنبال آن جستجو کرد. شما قبلا وقتی می خواستید روزنامه بخرید کنار خیابان هر روزنامه ای که تیتر بهتری داشت می خریدید ولی حالا هزاران سایت اینترنتی آمده است با هزاران تبلیغات و روش های جدید. نوع و محتوای مقاله ها مهم نیست؛ در دنیای رسانه ای که انتقاد اصلی من را دربر می گیرد، همین روش های تبلیغاتی برای جذب مشتری بیشتر است. هر چه چرخه خبررسانی سریع تر شده است این روند رنگ و پیچیدگی خاصی به خود گرفته است. به سادگی خبری دروغ در سایت یا روزنامه منتشر می شود و چند ساعت بعد رئیس جمهور شخصا آن را تکذیب می کند و عذرخواهی می کند...

 

هافینگتون پست/ 29ژوئن/ ترجمه محمد حسنلو

6060

کد خبر 224517

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =