به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در نظرخواهیای با تیتر «چرا صداوسیما به چهرههای فرهنگی، سیاسی و ورزشی توهین میکند؟» در خبرآنلاین منتشر شد کاربران نظرات خود را به اشتراک گذاشتند.
این پرسش در پی واکنشهای تند رسانه ملی به شخصیتهایی نظیر «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه و «علی دایی»، اسطوره فوتبال ایران شکل گرفت؛ جایی که در برنامههای زنده، از تعابیر تحقیرآمیزی برای توصیف این چهرهها استفاده شده بود. اکنون با مشارکت فعال کاربران، نگاهی به دیدگاههای مختلف آنها میاندازیم.
انحصار رسانهای و غلبه تفکری خاص
بسیاری از مخاطبان معتقدند صداوسیما از قامت یک رسانه ملی خارج شده و به تریبونی برای یک جریان سیاسی خاص تبدیل شده است.
در همین راستا، کاربری با انتقاد از ساختار فعلی گفت: «اولا وطن یعنی جای اقامت مردم و میهن یعنی جای آرامش مردم. درباره توهین و تخریب شخصیتها در صدا و سیما هم فقط باید گفت از این گروهکی که صدا و سیما را اشغال کرده، جز این انتظاری نیست!»
همچنین مخاطب دیگری با نگاهی متفاوت به این موضوع نگریست و نوشت: «فکر نمیکنم صدا و سیما در اختیار اقلیت جبهه پایداری باشد. به گمانم، صدا و سیما خالصترین سخنگو و بازتابدهنده تفکر و مشی حاکمیت است؛ بدون روتوش و کاملا واقعی. ابایی هم از این موضوع ندارد.»
برخی دیگر از کاربران بر این باورند که این رسانه به جای تکثرگرایی، به مسیری یکسویه قدم گذاشته است. کاربری با اشاره به محدودیتها معتقد است: «چون زورش میرسد، این کار را میکند. همانطور که زورشون میرسد، اینترنت را قطع میکنند. به همین سادگی!»
کاربر دیگری نیز با گلایه از انحصار موجود نوشت: «چون صدا و سیما ملی نیست و در انحصار یک عده خاص هست برای دستیابی به اهداف سیاسی، نه ملی.»
این در حالی است که مخاطب دیگری صراحتا بیان کرد: «صدا و سیما در دست جبهه پایداری است که با دولت زاویه دارد.» و در تبیین کلی این وضعیت، کاربر دیگری اشاره کرد: «صدا و سیما نماد تفکر قدرتمند حاکم بر حاکمیت کشور است.»
نقد عملکرد چهرههای مشهور و دفاع از رسانه ملی
در میان نظرات، بخشی از کاربران با رویکرد رسانه ملی همدلی داشته و معتقدند برخی چهرهها به دلیل مواضعشان مستحق نقد هستند. کاربری در این باره نوشت: «چون این چهرههایی که میفرمایید هزاران جوان ما را زیر خاک کردند با جبههگیرهای احساسی و تند و کلی هزینه برای ما تراشیدند! من نمیفهمم خانم الناز شاکردوست چقدر در عمرش مطالعه کرده چقدر سیاست و علم میداند که میآید چرت و پرت مینویسد؟ یه مشت بیسوادتر از آن هم ازش پیروی میکنند. بروید مواضع سلبریتیهای آمریکا را ببینید.»
همچنین مخاطب دیگری با اشاره به ضرورت مرزبندی رسانه با مخالفان گفت: «صدا و سیما محلی است برای همه اقوام و قومیتها و گویشها و نظرات، اما این بدان معنا نیست که این گستردگی به این معنی شود که معاندین و آنها که دنبال براندازی و اصلاحات و غیره هستند هم جایی داشته باشند. شما در کدام کشور دنیا سراغ دارید که در شبکههای اصلیشان جایی برای دشمنان کشورشان داشته باشند؟»
برخی دیگر از کاربران بر لزوم انصاف در نقد رسانه تأکید کردند. مخاطبی خطاب به خبرآنلاین نوشت: « «فرض میکنیم صدا و سیما بدترین رسانه روی زمین هست و منشا همه خباثت های عالم از ازل تا ابد. اما آیا شما درباره اهانت آشکار عباس عبدی به پاک ترین، زلالترین و بی ادعاترین قشر مردم ایران که صادقانه جان خود را طبق اخلاص نهاده و زیر موشک و پهپاد و برف و باران با فرزند خردسال خود با موتور و پراید به میدان آمدهاند، رانت بگیر اقلیت میداند، نظری ندارید؟ عجبا و شگفتا که حتی جمعی از ریفورمیستهای دوم خردادی رادیکال هم در این اجتماعات به چشم دیدهام اما ایشان تلاش دارد به راه روزهای آخر حیات یورگن هابرمارس در حمایت از جنایات صهیونیسم رفته و عاقبت بخیر نشود آنقدر یکسویه صدا و سیما کردید یک بار هم از هم طیفی های خودتان انتقاد کنید که لااقل باورمان شود سوگیری ندارید و صادقید.»
در همین زمینه، کاربر دیگری با انتقاد از عملکرد برخی چهرههای ورزشی و هنری معتقد است: «گرچه من مخالف توهین هستم اما حق افرادی مثل علی دایی و رسول خادم و علی ضیا و رشیدپور هست که بهشان توهین بشه؛ افرادی که لال شدن در زمان جنگ. این سلبریتیها که دوزار نمیارزند شده بودند آتشبیار معرکه. حقشان است هر چه میشنوند چون سر بزنگاه حامی مردم و کودکان بیچاره نبودند.»
بحران کیفیت، رانت و ضعفهای ساختاری
دسته دیگری از مخاطبان، ریشه توهینها را در ضعفهای داخلی و مدیریتی صداوسیما میبینند. کاربری در تحلیلی کوتاه نوشت: «مشکلات صدا و سیما: کمسوادی، رانت، عدم شایستهسالاری، تضاد فرهنگی و نبود کانالهای متعدد و متناسب با سلایق جامعه.»
مخاطب دیگری با مقایسه این رسانه با استانداردهای روز دنیا توضیح داد: «مشکلات صدا و سیما یکی دو تا نیست. تریبون خسته کننده و بدون منتقد را رواج میدهند که بزرگترین مانع جذب مخاطب است. عقبماندگی وسیع در کیفیت اخبار و تنوع دارند و از گرافیک و تصاویر پویا استفاده نمیکنند؛ متأسفانه شبکههای معاند خیلی خوب در آن ظاهر شدهاند.»
همچنین موضوع سرخوردگی نخبگان در نظرات به چشم میخورد؛ چنانکه کاربری نوشت: «کم نخبه نداریم که سرخورده رفتند خارج از کشور. بعضیها هزینه شدند برای کشور. ما که ادعای بیسوادی داریم و حتی نظراتمان نیز با عنوان نظر یک بیسواد پخش میشود.»
کاربر دیگری با ناامیدی از تغییر وضعیت گفت: «دیگه کاری نمیشود کرد وقتی یک نهاد دست نا اهلان و بیسوادها اداره بشه نتیجه همین است؛ راه حلش اینه که تماشا نکنید.»
در همین راستا، مخاطبی با استفاده از یک تمثیل تند نوشت: «اگر فکر میکنید که در باتلاق و گنداب ماهی قرمز زیبا رشد میکند تفکر شما اشتباه است؛ آنجا محل رشد قورباغه زشت است.»

ریزش مخاطب و جایگاه قانون در رسانه
پیامدهای اجتماعی این نوع ادبیات، بخش دیگری از دغدغههای کاربران بود. کاربری با اشاره به کاهش شدید بینندگان پرسید: «مگر کسی هنوز شبکههای صدا و سیما را نگاه میکند؟» مخاطب دیگری عملکرد صداوسیما را عامل تفرقه دانست و نوشت: «بسیاری از اعتراضات اخیر از جمله ۱۴۰۱ به خاطر عملکرد تفرقهافکنانه صدا و سیما به عنوان تریبون رسمی دولتی است. نه در آموزش موفق است نه در ایجاد شادی؛ فقط بلندگوی اقلیت تندرو است برای بیزار کردن مردم.»
کاربر دیگری نیز این رفتارها را ناشی از عدم اقبال عمومی دانست و معتقد است: «رسانهای که بیشتر مخاطبانش را در سالهای گذشته از دست داده، چون نمیتواند نظر مردم را جلب کند، به توهین و خراب کردن کسانی که در نزد مردم اعتبار و جایگاهی دارند متوسل میشود.»
در نهایت، گروهی از کاربران به ضرورت پایبندی به قانون اساسی و موازین اخلاقی اشاره کردند. کاربری با استناد به متون قانونی یادآور شد: «طبق اصل ۳۹ قانون اساسی: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. یعنی حتی به خائنین محرز را نمیتوان توهین کرد، چه برسد به اشخاصی همچون علی دایی و سردار آزمون.»
مخاطب دیگری در دفاع از محبوبیت علی دایی نوشت: «عزیز بودن و محبوب بودن آدمها و دلها دست خداست. خدا برای علی دایی عزت خواسته چون دلش برای مردم میتپد. همین وابسته نبودن به هیچ قدرت خارجی، حرص این جماعت را درآورده است.»
همچنین کاربری با نقد نگاه فرادستی این سازمان گفت: «صدا و سیما جایگاه خودش را در سطحی بالاتر از قوای سهگانه کشور متصور است. با توهین و هتاکی موجب شده که گاهی برخی برنامهها را بر خود و خانوادهام حرام بدانم. متأسفانه قوای سهگانه هم خاموش به نظاره نشستهاند.»
کاربری دیگر نوشت: «اخیرا و تقریبا هر شب در برنامهای به نام پاورقی مجری با زبانی که احتمالا دوست دارد آن را طنز بنامد به شخصیت هایی که یا غرب زده و لیبرال و یا اصلاحطلب میخواند بد و بیراه میگوید بی آنکه حتی فرمالیته بگوید اینها حق دفاع از خود را دارند این که میگویند صدا و سیما دست پایدارچیهاست و علی رغم اینکه خودشان شعار وحدت میدهند تنها وحدت حزبی است نه وحدت ملی!»
در نهایت، کاربری با ابراز امیدواری برای تغییر در مدیریت رسانه ملی نوشت: «خدا کند هر چه زودتر تکلیف این رسانه معلوم شود و مدیریتش به دست مدیران لایقی چون شهید لاریجانی بیفتد تا مردم قهر خود را با این رسانه تبدیل به آشتی کنند.»
مخاطب دیگری نیز در لایهای عمیقتر به ریشههای ایدئولوژیک این برخوردها اشاره کرد و گفت: «چون در تشکیلات ایدئولوژیک در هرجای جهان، دستگاهی مثل صداوسیما عملن و صرفن برای توهین به دیگران فعالیت میکند؛ چه توهین به شعور مخاطب، چه توهین به افراد، چه توهین به رقبای سیاسی.»
و آخرین دیدگاه به سکوت مراجع نظارتی اشاره داشت که کاربری گفت: «به نظرم مشکل صداوسیما از سرچشمه خراب است؛ یعنی یا مدیران این رسانه چنین فکر میکنند یا ناظران همراهی کافی دارند یا کسانی که باید جلوی این بیاخلاقی را بگیرند سکوت کردند.»
۵۹۲۴۴




نظر شما