به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، در آن سالها، دیدن آثار هنری بیشتر پشت درهای بسته خانههای اعیاننشین یا در تالارهای دربار ممکن بود و اساساً فضایی عمومی برای نمایش هنر به مردم وجود نداشت. آموزش و نمایش هنر نیز همچنان زیر سایه نگاههای سنتی و آکادمیک جریان داشت؛ فضایی که نسبت چندانی با موج تازه هنر مدرن در جهان، بهویژه اروپا، پیدا نمیکرد. در واقع هنوز مفهومی به نام «گالری هنری» در ایران شکل نگرفته بود؛ مکانی که مردم بتوانند از دل خیابان وارد آن شوند، اثر ببینند، بحث کنند و با هنر معاصر روبهرو شوند.
تا پیش از شکلگیری آپادانا، آنچه در تهران به عنوان «نگارخانه» شناخته میشد، بیشتر به آتلیههای شخصی نقاشان شباهت داشت تا فضایی عمومی برای نمایش هنر. بعضی از این فضاها، مانند نگارستان رسام ارژنگی، تنها محل رفتوآمد دوستان و حلقههای محدود هنری بودند و برخی دیگر، مانند نمایشگاههای مدرسه صنایع مستظرفه به آثار کمالالملک و شاگردان نزدیک او اختصاص داشتند. به همین دلیل، مخاطب عمومی هنوز سهمی از مواجهه مستقیم با هنر نداشت و نقاشی همچنان هنری دور از دسترس مردم عادی به شمار میرفت.
با این حال، چند سال پیش از افتتاح آپادانا، اتفاقی مهم در تهران رخ داد؛ اتفاقی که نگاه عمومی به نمایش آثار هنری را آرامآرام تغییر داد و فضای هنری در ایران را دستخوش تغییرات مهمی کرد. از ۲۶ بهمن ۱۳۲۴ تا ۱۰ فروردین ۱۳۲۵، «نمایشگاه هنرهای زیبای ایران» توسط کمیسیون هنرهای زیبای انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد؛ نمایشگاهی که برای نخستینبار، امکان تماشای گروهی آثار هنرمندان ایرانی را برای مردم فراهم میکرد.
این نمایشگاه با مدیریت مریم فیروز، حمید سیاح و همکاری ماکاروف (نقاش روسی) برگزار شد، اما حضور هیئتی از داوران و هنرمندان ایرانی باعث شد نقاشی معاصر ایران نیز در آن حضوری جدی و مستقل داشته باشد.
در این رویداد، ۷۳۰ اثر از ۱۲۵ هنرمند ایرانی به نمایش درآمد؛ از نقاشیهای مدرن و مینیاتور گرفته تا مجسمه، معماری و هنرهای تزئینی. بر اساس گزارشهای منتشرشده در آن زمان، استقبال مردم تهران از این نمایشگاه که اغلب از گروه روشنفکران جامعه بودند، فراتر از حد انتظار بود. برای نخستینبار، هنرهای تجسمی نه در فضاهای شخصی، بلکه زیر یک سقف و در برابر چشم عموم قرار میگرفتند؛ تجربهای که چند سال بعد، راه را برای تولد اولین گالری مدرن ایران هموار کرد.
در شهریور ۱۳۲۸، در نبش خیابان بهار و شاهرضا (انقلاب فعلی) روی سردر آپارتمانی، تابلو کوچکی نصب شد: «کاشانه هنری آپادانا». محمود جوادیپور، حسین کاظمی و هوشنگ آجودانی، با سرمایهای اندک اما با رویاهایی بزرگ، نخستین گالری مدرن ایران را بنیان گذاشتند؛ فضایی که بیش از آنکه یک محل خرید و فروش آثار هنری باشد، شبیه محفلی فرهنگی و هنری بود که برای دفاع از هنر نوگرا، قدمهای بزرگ برمیداشت.
محمود جوادیپور در خاطرات خود از راهاندازی گالری آپادانا اینگونه نقل میکند: «به همراه حسین کاظمی و هوشنگ آجودانی این ور و اون ور را گشتیم در تهران و در خیابان شاهرضا که انقلاب فعلی باشه نبش شمال شرقی خیابان بهار، آنجا ما پنج دهنه مغازه پیدا کردیم که اینها کنار هم بودند و اینها را آمدیم اجاره کردیم و تمام تیغههای بین اینها را برداشتیم که شد یک سالنی با پنج دهنه و اینجا را کردیم به اسم «آپادانا، کاشانه هنرهای زیبا». به هر حال این دفتر آنجا بود و ما شروع کردیم به مرتب نمایشگاه گذاشتن. از خودمان شروع کردیم، اول کارهای من بود؛ اسفندیاری بود؛ کاظمی بود؛ ویشکایی بود؛ که این کارها را آنجا نمایش میگذاشتیم.»
کاشانه کلمه خوبی برای گالری آپادانا بود. فضایی که بنیانگذاران هنرمند آپادانا آن را پایهریزی کرده بودند، بیش از آن که صرفا محلی برای برگزاری نمایشگاههای هنری باشد، کاشانهای برای هنرمندان نوگرا بود؛ برگزاری کلاسهای نقاشی، جلسات سخنرانی و شبنشینی و همچنین اعطای کارت عضویت گواه همین موضوع بود که هدف اصلی آپادانا، در واقع اشاعه هنر مدرن در ایران آن روزها بود.
محمود جوادیپور آن روزها را اینگونه توصیف کرده است: «به اسم شبنشینی بلیط میفروختیم، بلیطی پنج تومن و با آن یک شام سرد میدادیم و پذیرایی میکردیم و جمعیتی حدودا دویست سیصد نفر میآمدند، اول کمتر و بعدا بیشتر. جمعیت که میآمدند این دوستان ما مدعوین را میبردند پای تابلوها و شروع میکردند راجع به تابلوها صحبت کردن، راجع به هنر، نقاشی. و به مرور این عدهای که میآمدند با هنر سر و کار پیدا کردند. و یک جمعیتی شدند که ما آخر سر حساب کردیم در حدود پنج ششهزار نفر که اینها را با هنر آشنا کردیم و به هنر علاقهمند و خب خیلی از اینها رفتند دنبال نقاشی، دنبال موسیقی. و این یک راهگشایی بود برای جوانهای ما که ادامه داشته تا به امروز.»
عمر گالری آپادانا اما بر خلاف آرزوها و اهدافش کوتاه بود و در حدود شش ماه فعالیت، چهار نمایشگاه، تعدادی جلسات نقد و بررسی و جوادیپور و کاظمی کلاسهای آموزش نقاشی برگزار کردند. در همین فضا بود که جلیل ضیاءپور، چهرهای که بعدها از او به عنوان پدر نقاشی مدرن ایران یاد شد، ایدهها و نظریههایش را درباره هنر نوگرا مطرح کرد. مجله جنجالی «خروس جنگی» نیز در همان اتمسفر روشنفکری شکل گرفت؛ مجلهای جنجالی که به تریبون اصلی هنرمندان مدرنگرا تبدیل شده بود.
در نخستین نمایشگاه آپادانا، آثاری از حسین کاظمی و جوادیپور به نمایش گذاشته شد. دومین نمایشگاه به آثار هوشنگ پزشکنیا اختصاص داشت. در کتاب «تحولات تصویری هنر ایران» آمده است که در شب افتتاحیه این نمایشگاه، جلال آلآحمد و پزشکنیا به بحث درباره نقاشیها پرداختند.
سومین برنامه هنری گالری، یک نمایشگاه گروهی از آثار احمد اسفندیاری، جواد حمیدی، کاظمی، پزشکنیا، جلیل ضیاءپور و عبدالله عامری بود و آخرین نیز به نمایش آثار جدید کاظمی اختصاص داشت.
آخرین فعالیت گالری آپادانا اما سرنوشت تلخی را برای این گالری و طرفدارانش رقم زد. در شبی که رضا جرجانی مهمان جلسات شبنشینی آپادانا بود، در حالی که سخنرانی خود را آغاز کرده بود، دچار سکته قبلی شد و درگذشت. بنیانگذاران گالری بعد از این اتفاق تلخ تصمیم گرفتند که درهای گالری را برای همیشه ببندند. به این ترتیب ۲۹ فرودین ۱۳۲۹، گالری آپادانا برای همیشه به فعالیت خود پایان داد. هرچند که توانست مسیر فعالیت گالریهای هنری را در سالهای آتی بسیار هموار کند.
* در نگارش این گزارش از کتاب «تحولات تصویری هنر ایران» از سیامک زندهدل استفاده شده است.
243




نظر شما