به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «منطق سیاسی و بازسازی عقلانیت حکمرانی در سنت اسلامی» تأملی روشمند در منطق سیاست و سیاست منطقی اثر حجتالاسلام والمسلمین بهرام دلیر به همت دبیرخانه کنگره جهانی ملاعبدالله بهابادی یزدی منتشر میشود.
کتاب «منطق سیاست و سیاست منطقی» اثر بهرام دلیر را میتوان تلاشی روشمند و نوآورانه در جهت بازخوانی نسبت میان منطق صوری و امر سیاسی در سنت فکری اسلامی دانست. این اثر میکوشد با تکیه بر ظرفیتهای معرفتی منطق اسلامی، بهویژه در امتداد سنت آموزشی و تحلیلیِ برخاسته از میراث منطقی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی، چارچوبی نظری برای فهم، تحلیل و ارزیابی کنش سیاسی و سازوکارهای حکمرانی ارائه کند.
مسئله اصلی این کتاب، نسبت عقلانیت منطقی با سیاستورزی است؛ نسبتی که در بسیاری از آثار کلاسیک و معاصر، یا بهصورت پراکنده مطرح شده و یا اساساً به نحوی نظاممند مورد بررسی قرار نگرفته است. نویسنده در این اثر، با عبور از تلقی رایج از منطق بهمثابه دانشی صرفاً آموزشی یا مقدماتی، آن را به منزله ابزاری روشی برای سنجش دعاوی سیاسی، تحلیل ساختار استدلال در حوزه قدرت، و نقد انحرافهای معرفتی در عرصه حکمرانی بازتعریف میکند.
ساختار کتاب در دوازده فصل تنظیم شده و از حیث ترتیب مباحث، از انسجامی نظری برخوردار است. در فصول آغازین، مفاهیم پایهای همچون منطق، عقل، سیاست، جامعه، صدق و کذب، دلالت و لفظشناسی تبیین میشود تا خواننده با پیشفرضهای مفهومی بحث آشنا گردد. این بخش در واقع بنیان نظری ورود به بحث منطق سیاسی را فراهم میسازد و نشان میدهد که بدون تعیین دقیق مفاهیم، هرگونه تحلیل سیاسی در معرض خلط، ابهام و مغالطه قرار خواهد گرفت.
در ادامه، نویسنده با بهرهگیری از مباحث کلاسیک منطق، بهویژه کلیات خمس، صناعات خمس، اقسام قضایا، تناقض، عکس، قیاس و اشکال اربعه، میکوشد الگوهای استدلال سیاسی را در پرتو منطق صوری تحلیل کند. اهمیت این بخش در آن است که سیاست از سطح شعار، خطابه و جدل فروکاسته نمیشود، بلکه بهمثابه ساحتی از داوری عقلانی مورد مطالعه قرار میگیرد. از این منظر، کتاب حاضر را میتوان کوششی در جهت انتقال سیاست از عرصه غلبه عواطف، تمایلات و اغراض به ساحت سنجشپذیر عقلانی تلقی کرد.
یکی از محورهای برجسته این اثر، تقابل میان «عقل منطقی» و «شهوت سیاسی» است. نویسنده در این بخش بهخوبی نشان میدهد که بخش مهمی از اختلالات در تصمیمگیری سیاسی، نه صرفاً ناشی از فقدان اطلاعات، بلکه نتیجه ضعف در روش اندیشیدن، ناتوانی در تشخیص مقدمات صحیح، و غلبه انگیزههای غیرعقلانی بر فرآیند داوری است. از همین رو، کتاب تنها یک متن آموزشی در علم منطق نیست، بلکه نوعی آسیبشناسی معرفتیِ سیاست نیز به شمار میآید.
از منظر روششناختی، فصل مربوط به صناعات خمس جایگاهی محوری در کتاب دارد. در این بخش، صناعات نه صرفاً بهعنوان مقولات منطقی کلاسیک، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای گونهشناسی گفتار و رفتار سیاسی مطرح میشوند. بر این اساس، میتوان میان سیاست مبتنی بر برهان، سیاست مبتنی بر جدل، سیاست خطابی، و حتی سیاست مغالطی تمایز نهاد. این تمایز، ظرفیت مهمی برای تحلیل گفتمانهای سیاسی، سنجش اعتبار استدلالها و نقد سازوکارهای اقناع در فضای عمومی فراهم میآورد.
در فصول پایانی، نویسنده از سطح تحلیل صوری فراتر رفته و بحث را به افق غایتشناسانه و الهیاتی سوق میدهد. در اینجا، نسبت منطق با هدایت، حکمت و غایت سیاست مورد توجه قرار میگیرد و سیاست منطقی در پیوند با نوعی الهیات سیاسی هدایتمحور تفسیر میشود. بدینترتیب، کتاب تنها به تنظیم قواعد تحلیل سیاسی بسنده نمیکند، بلکه افق ارزشی و غایی آن را نیز روشن میسازد. این ویژگی سبب میشود که اثر حاضر، در نسبت با حکمرانی اسلامی، واجد اهمیتی مضاعف باشد.
اهمیت علمی این کتاب را میتوان در چند محور خلاصه کرد: نخست، احیای ظرفیتهای مغفولمانده منطق اسلامی در تحلیل مسائل معاصر؛ دوم، ارائه چارچوبی بومی برای مطالعه سیاست بر پایه سنت عقلانی اسلامی؛ سوم، نقد سیاستزدگی و گفتمانهای غیرمستدل در عرصه عمومی؛ و چهارم، تلاش برای پیوند میان روش، معرفت و غایت در حوزه حکمرانی. به همین دلیل، این اثر نهفقط برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه و منطق، بلکه برای محققان علوم سیاسی، سیاستگذاران، و علاقهمندان به نظریه حکمرانی اسلامی نیز اثری قابل توجه و راهگشا به شمار میآید.
در مجموع، کتاب «منطق سیاست و سیاست منطقی» را باید اثری مسئلهمحور، منسجم و نوآور در قلمرو مطالعات میانرشتهای دانست؛ اثری که میکوشد با بازگرداندن سیاست به مدار عقلانیت برهانی، امکان تازهای برای فهم و نقد قدرت در چارچوب اندیشه اسلامی فراهم آورد. این کتاب میتواند آغازگر مسیری تازه در مطالعات منطق سیاسی و یکی از نمونههای موفق در تولید دانش بومی در حوزه علوم انسانی اسلامی تلقی شود.

۲۱۶۲۱۶







نظر شما