۰ نفر
۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۲
آیا «دیگری» دوزخ است؟؛ رمزگشایی از جمله سارتر

شاید بتوان گفت که مرادِ سارتر از گزارۀ «دیگری، دوزخ است» گزاره‌ای مشروط است، نه مطلق به این معنا که  دیگری تنها زمانی دوزخ می‌شود که فرد در وابستگیِ کامل به داوریِ او گرفتار آید و از بازتعریفِ خویش از طریقِ کنشِ آزادِ خود بازبماند. وضعیتی که سارتر آن را نمونهٔ نمایشیِ «بدایمانی» و ناتوانی از پذیرشِ مسئولیتِ هستیِ آزاد می‌داند.

گروه اندیشه: دکتر محمدرضا لبیب، مطلبی در کانال باشگاه اندیشه نوشته با تیتر «آیا «دیگری» دوزخ است؟» لبیب در این یادداشت تلاش می کند از یک سوءبرداشت نسبت به سخنان سارتر پرده برداری کند. او می نویسد: برخلاف تصور عمومی، عبارت «دیگری دوزخ است» سارتر حکمی مطلق نیست. این جمله متعلق به نمایشنامه خروج ممنوع است و تنها زمانی تحقق می‌یابد که فرد در «بدایمانی» گرفتار شده، عاملیت و آزادی خود را از دست بدهد و کاملاً به داوری و نگاه دیگری وابسته شود. در نگاه سارتر، دیگری میانجی شناختِ «خود» است؛ اما روابط مخدوش و نااصیل، این حضور آینه‌وار را به دوزخی شکنجه‌گر تبدیل می‌کند. 

****

 معمولا عبارت معروف «دیگری، دوزخ است» که به عنوان موضعِ ژان‌پل سارتر در قبال دیگری مطرح می‌شود خلاف تصور رایج، این عبارت در اثر مهم فلسفیِ وی یعنی هستی و نیستی نیامده، بلکه جمله‌ای است که سارتر آن را با صدای یکی از شخصیت‌های نمایشنامهٔ خروج ممنوع (که در ایران ترجمه‌های متعددی از آن به چاپ رسیده‌است) طرح می‌کند.

در این نمایشنامهٔ تک‌پرده‌ای، سه شخصیتِ گارسَن، اینِس و استل که به‌تازگی مرده‌اند، در اتاقی بسته و بی‌پنجره، بدون آینه و بدون امکان خواب یا پلک‌زدن، برای همیشه با یکدیگر محبوس می‌شوند. آن‌ها به‌تدریج درمی‌یابند که دوزخ آن‌ها نه دست و پنجه نرم کردن با شکنجه‌گرانی با ابزارهای مرسومِ شکنجه است که شکنجۀ اصلی تحملِ حضورِ دائمی و آزاردهندۀ دیگری است که از قضا این حضور آینه‌وار است و می‌توان گفت ماحصلِ انعکاس خود است.

در این نمایشنامه، هر یک از سه نفر آینه و داورِ دیگری است  و از آن‌جا که در اتاق آینه‌ای وجود ندارد، هر شخص تنها از طریق نگاه و داوریِ دو نفرِ دیگر می‌تواند خود را ببیند. گارسَن، در واپسین لحظات نمایش، جمله را چنین بیان می‌کند: نیازی به میله‌های داغ نیست؛ دوزخ همان دیگران‌اند.

خودِ سارتر در گفت‌وگویی که پیش از انتشار ضبط صوتیِ نمایش در سال ۱۹۶۵ ارائه کرد، تصریح کرد که این جمله «همواره بد فهمیده شده است»؛ به گفتهٔ او، مقصودش این نبود که روابط با دیگران فی‌نفسه دوزخی است، بلکه این بود که وقتی رابطهٔ من با دیگری «مخدوش» باشد یعنی به‌جای بازشناسیِ متقابلِ آزادی، به کشمکش برای تصاحب یا کنترلِ نگاهِ یکدیگر بدل شود آنگاه دیگری می‌تواند به دوزخ من بدل شود.

شماری از شارحان نیز بر این نکته تأکید کرده‌اند که این عبارت را نباید به‌عنوان دکترینی کلی دربارهٔ ذاتِ روابط انسانی از نگاه سارتر خواند. این تفسیر با آنچه سارتر در فصل «روابط عینی با دیگری» در هستی و نیستی آورده هم هم‌خوان است، آنجا که می‌نویسد «تعارض، معنای اصیلِ هستی برای دیگری است» اما در همان اثر، در یادداشتی پایانی، امکانِ نوعی «اخلاقِ رهایی» را نیز از رهگذر آنچه او «دگرگونیِ رادیکال» می‌نامد، یعنی گذار از بدایمانی به اصالت باز می‌گذارد.

از آنجا که آگاهیِ «من» به تعبیر سارتر، هرگز نمی‌تواند مستقیماً به خودش بازگردد و خود را به‌طور کامل بشناسد، آگاهی از خویشتن همواره وابسته به میانجی‌گریِ دیگری است. در این تلقی من تنها از طریق نگاه و داوریِ دیگری است که خود را به‌مثابهٔ ابژه‌ای معین با صفاتی ثابت مانند بزدل، خیانتکار یا فرومایه بازمی‌یابم.

گارسَن در نمایشنامه دقیقاً در همین وضعیت گرفتار است: او آرزو دارد اینِس و استل او را «شجاع» بدانند، اما از آن‌جا که دیگر مرده و فرصتِ تغییرِ کنش‌هایش را ندارد، محکوم است تا ابد در همان تصویری که دیگری از او ساخته محبوس بماند، بی‌آنکه بتواند آن را اصلاح یا انکار کند.

شاید بتوان گفت که مرادِ سارتر از گزارۀ «دیگری، دوزخ است» گزاره‌ای مشروط است، نه مطلق به این معنا که  دیگری تنها زمانی دوزخ می‌شود که فرد در وابستگیِ کامل به داوریِ او گرفتار آید و از بازتعریفِ خویش از طریقِ کنشِ آزادِ خود بازبماند. وضعیتی که سارتر آن را نمونهٔ نمایشیِ «بدایمانی» و ناتوانی از پذیرشِ مسئولیتِ هستیِ آزاد می‌داند.

۲۱۶۲۱۶
 

کد مطلب 2252254

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین