صدایی که گوش انسان نمی‌شنود؛ قرآن درباره ذکر پنهانِ سنگ‌ها و درختان چه می‌گوید؟

از نگاه قرآن کریم، جهان مجموعه‌ای ساکت و بی‌روح نیست که موجودات آن بدون ارتباط با خالق خود در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. آسمان‌ها و زمین و حتی کوچک‌ترین اجزای عالم، هر یک به شیوه‌ای متناسب با حقیقت وجودشان، خداوند را تسبیح می‌کنند؛ ذکری که شاید گوش ظاهری انسان قادر به شنیدن آن نباشد، اما قرآن از وجود آن خبر می‌دهد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سوره تغابن از جمله سوره‌هایی است که نگاه انسان را از زندگی روزمره فراتر می‌برد و او را متوجه حقیقتی بزرگ‌تر درباره جهان و سرنوشت خود می‌کند. دنیا در این سوره محل آزمایش و انتخاب انسان است، اما نتیجه واقعی این انتخاب‌ها در روزی آشکار خواهد شد که فرصت بازگشت و جبران دیگر وجود ندارد.

بنابر روایت فارس، آیات نخست سوره تغابن ابتدا بر حاکمیت مطلق خداوند بر هستی تأکید می‌کنند، سپس به آفرینش انسان و احاطه کامل علم الهی بر زندگی او می‌پردازند و در ادامه، از «یوم التغابن»؛ یعنی روزی سخن می‌گویند که سود و زیان حقیقی انسان‌ها آشکار خواهد شد.

 جهانی که تمام اجزای آن خدا را تسبیح می‌کنند

سوره تغابن با این آیه آغاز می‌شود:

«یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»

یعنی هرچه در آسمان‌ها و زمین است، خداوند را تسبیح می‌کند.

علامه طباطبایی در المیزان درباره این تسبیح توضیح می‌دهد که نباید آن را تنها به ذکر و گفتار زبانی محدود کرد. موجودات عالم با اصل وجود، ویژگی‌ها، نظم و ساختار خود، بر کمال خداوند و پاک بودن ذات او از هرگونه نقص گواهی می‌دهند.

بر این اساس، تسبیح فقط مخصوص موجودی نیست که زبان داشته باشد و بتواند الفاظی را بر زبان بیاورد؛ بلکه هر موجودی به اندازه حقیقت وجود خود، نشانه‌ای از کمال و قدرت خالق خویش است. تعبیر «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» نیز بیانگر آن است که سراسر عالم در برابر خداوند در حال خضوع و تسبیح است.

بنابراین، حتی سنگ، ریگ بیابان، درخت و دیگر موجودات نیز به زبان متناسب با وجود خود، نشانه‌ای از صفات و کمالات الهی هستند. از دیدگاه المیزان، برای درک این تسبیح باید به حقیقت هستی موجودات توجه کرد؛ چراکه خود عالم با وجودش شهادت می‌دهد که آفریدگاری حکیم، توانا و منزّه از هر نقص دارد.

صدایی که گوش انسان نمی‌شنود؛ قرآن درباره ذکر پنهانِ سنگ‌ها و درختان چه می‌گوید؟

انسان‌ها چگونه از یکدیگر متفاوت می‌شوند؟

پس از بیان تسبیح همه موجودات، آیه دوم سوره تغابن به انسان می‌پردازد:

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کَافِرٌ وَمِنْکُمْ مُؤْمِنٌ»

خدا همان کسی است که شما را آفرید؛ با این حال، برخی از شما کافر و برخی مؤمن هستند.

تمام انسان‌ها آفریده خداوند هستند و تفاوت آنها در اصل آفرینش نیست. آنچه مسیر انسان‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند، انتخاب آنان و نوع برخوردشان با حقیقت است.

در نگاه علامه طباطبایی، ایمان و کفر حاصل موضعی است که انسان در برابر حقیقت اتخاذ می‌کند و همین انتخاب است که جهت زندگی و سرانجام او را تعیین می‌کند.

## خدا از پنهان‌ترین رفتارهای انسان هم آگاه است

آیات بعدی سوره بر گستردگی و احاطه علم خداوند تأکید دارند:

«یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ»

خداوند آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و از آنچه پنهان یا آشکار می‌کنید نیز باخبر است.

انسان ممکن است بتواند بخشی از رفتار خود را از دیگران پنهان کند، سخنی را نگوید یا حتی تصویری متفاوت از شخصیت واقعی خود در برابر دیگران بسازد؛ اما هیچ چیزی از علم خداوند خارج نیست.

علامه طباطبایی با توجه به ارتباط این آیات، علم فراگیر خدا را زمینه‌ای برای توجه دادن انسان به مسئولیت اعمالش می‌داند. خداوند هم از «ما تُسِرّون» یعنی آنچه پنهان می‌کنید آگاه است و هم «ما تُعلِنون» یعنی آنچه آشکار می‌سازید.

در نتیجه، حقیقت انسان تنها همان تصویری نیست که دیگران از او می‌بینند؛ بلکه نیت‌ها، رفتارهای پنهانی و انتخاب‌های درونی او نیز برای خداوند روشن است.

وقتی غرور، انسان را از پذیرش حقیقت بازمی‌دارد

آیات پنجم و ششم سوره تغابن، سرنوشت برخی اقوام پیشین را یادآوری می‌کنند؛ مردمانی که پیامبران با دلایل روشن و «الْبَیِّنَات» به سراغ آنها آمدند، اما آنان با تعجب گفتند:

«أَبَشَرٌ یَهْدُونَنَا؟»

آیا انسان‌هایی مانند خود ما می‌توانند هدایتگر ما باشند؟

مشکل این افراد فقط ناآگاهی از حقیقت نبود؛ بلکه آنها در برابر حقیقت مقاومت می‌کردند و آن را نمی‌پذیرفتند.

منطق آیات نشان می‌دهد که انسان گاهی به جای بررسی پیام، شخص پیام‌آور را مورد پرسش و انکار قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، غرور می‌تواند مانع دیدن و پذیرفتن حقیقت شود.

هنگامی که آنان از حقیقت روی گرداندند، نتیجه انتخاب خود را نیز دیدند و از هدایت محروم شدند.

 انکار قیامت، مانع وقوع آن نمی‌شود

یکی از موضوعات مهم در این بخش از سوره تغابن، مسئله معاد است. منکران قیامت تصور می‌کردند مرگ پایان همه چیز است و می‌گفتند:

«أَلَّن یُبْعَثُوا»

آیا هرگز دوباره برانگیخته نخواهند شد؟

پاسخ قرآن روشن و قاطع است:

«بَلَیٰ وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ»

آری، به پروردگارم سوگند که قطعاً برانگیخته خواهید شد.

صدایی که گوش انسان نمی‌شنود؛ قرآن درباره ذکر پنهانِ سنگ‌ها و درختان چه می‌گوید؟

در تفسیر المیزان، تأکیدهای آیه بر تحقق بعث، پاسخی به این تصور است که انسان می‌تواند با انکار یک حقیقت، آن را از میان ببرد.

قیامت به باور یا ناباوری انسان وابسته نیست. ممکن است فردی آن را نپذیرد، اما انکار او نمی‌تواند مانع تحقق این واقعیت شود.

«یوم التغابن»؛ روزی که سود و زیان واقعی روشن می‌شود

آیه نهم سوره تغابن از روزی سخن می‌گوید که همه انسان‌ها در آن گرد هم آورده می‌شوند:

«یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذَٰلِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ»

روزی که خداوند همه شما را برای روز گردهمایی جمع می‌کند؛ و آن روز، روز تغابن است.

واژه «تغابن» از ریشه «غبن» گرفته شده و به معنای زیان و خسارت در یک معامله است. علامه طباطبایی توضیح می‌دهد که در آن روز، زیان واقعی انسان‌ها آشکار خواهد شد؛ یعنی انسان درمی‌یابد چه سرمایه‌ای در اختیار داشته و با آن چه کرده است.

ممکن است چیزی که انسان در دنیا آن را سود می‌دانسته، در قیامت زیان واقعی او باشد و برعکس، چیزی که تصور می‌کرده از دست داده، در حقیقت سرمایه‌ای برای نجاتش بوده باشد.

از این منظر، «یوم التغابن» فقط روز آشکار شدن حسرت‌های فردی نیست؛ بلکه زمانی است که نتیجه واقعی معامله انسان با عمر، فرصت‌ها، ایمان و اعمالش آشکار می‌شود.

قرآن در ادامه می‌فرماید:

«وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ»

هر کس به خدا ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، خداوند گناهانش را می‌پوشاند و او را وارد باغ‌های بهشتی می‌کند.

در این نگاه، نجات تنها با ادعای ایمان حاصل نمی‌شود؛ ایمان باید در رفتار و عمل صالح انسان نمود پیدا کند.

 چه کسی واقعاً برنده زندگی است؟

مجموع آیات نخست سوره تغابن، تصویری روشن از جایگاه انسان در عالم ارائه می‌دهد: جهانی که تمام اجزای آن زیر فرمان و حاکمیت خداوند قرار دارند، انسانی که هیچ رفتار آشکار یا پنهانی‌اش از علم الهی پنهان نیست و آینده‌ای که در آن، حقیقت انتخاب‌های انسان آشکار خواهد شد.

پیام این آیات را می‌توان در یک نکته مهم خلاصه کرد: انسان ممکن است در دنیا خود را پیروز و موفق بداند، اما برنده واقعی در پایان مسیر شناخته می‌شود.

«یوم التغابن» همان روزی است که مشخص می‌شود هر فرد با سرمایه عمر و فرصت‌هایی که در اختیار داشته چه کرده است؛ چه کسی این سرمایه را درست به کار گرفته و چه کسی چیزی را که می‌توانست وسیله نجات او باشد، از دست داده است.

از این زاویه، تسبیح همه موجودات عالم نیز برای انسان حامل پیامی روشن است: این جهان بی‌هدف و بی‌صاحب نیست. آسمان و زمین و همه آنچه در آنهاست، به زبان متناسب با وجود خود خدا را تسبیح می‌کنند و انسان نیز باید جایگاه، انتخاب‌ها و مسئولیت خود را در چنین جهانی بشناسد.

تلاوت آیات ۱ تا ۹ سوره تغابن را که در صفحه ۵۵۶ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید.

کد مطلب 2266489

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار