نبرد بر سر خزانه؛ چگونه «بانک ملی» از دل بحران‌های مشروطه بیرون آمد؟

تأسیس بانک ملی ایران، نقطه عطفی در گذار از اقتصاد وابسته به امتیازات خارجی به سوی نهادسازی بومی بود. این مسیر پرفراز و نشیب، از پیشنهادهای نافرجام در دوره قاجار تا بحران‌های مالی مجلس اول مشروطه و کارشکنی‌های قدرت‌های بیگانه را در بر می‌گرفت. این نوشتار به بازخوانی لایه‌های پنهان این مبارزه می‌پردازد؛ از نقش محوری مطبوعات و تجار تا مشارکت زنان در حمایت از این مطالبه‌ ملی.

امیرمهدی نادری: تأسیس بانک ملی ایران فقط یک رویداد بانکی نبود؛ حاصل چند دهه کشاکش میان نیاز به استقلال مالی، بحران‌های بودجه‌ای، نفوذ بانک‌های خارجی، فشار افکار عمومی و تلاش دولت و مجلس برای یافتن راهی پایدار در اداره اقتصاد کشور بود. این روند از اواخر دوره قاجار آغاز شد، در فضای پرالتهاب مشروطه به مطالبه‌ای ملی تبدیل شد و سرانجام در ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ خورشیدی به تأسیس نهادی انجامید که برای سال‌ها در مرکز نظام پولی و بانکی ایران قرار گرفت.

در روایت تاریخی شکل‌گیری بانک ملی، هم ایده‌های اولیه صرافان و تجار دیده می‌شود، هم مناقشات مجلس اول مشروطه، هم نقش مطبوعات و افکار عمومی، هم کارشکنی بازیگران خارجی و هم مشارکت گروه‌های اجتماعی، ازجمله زنان، در پشتیبانی مالی و نمادین از این خواست ملی. کنار هم گذاشتن این لایه‌ها نشان می‌دهد بانک ملی نه ناگهانی پدید آمد و نه صرفاً محصول یک تصمیم اداری بود؛ بلکه برآمده از یک مسیر تدریجی و منازعه‌آمیز بود.

پیش از بانک ملی؛ وقتی بانکداری نوین هنوز در آغاز راه بود

بر پایه برخی روایت‌های تاریخی، پیشنهاد تأسیس یک بانک ایرانی به شکل نوین، سال‌ها پیش از تأسیس بانک ملی مطرح شده بود. در گزارشی که ایرنا به نقل از منابع بانکی منتشر کرده، آمده است که حاج محمدحسن امین‌الضرب، از صرافان بزرگ تهران، در سال ۱۲۵۸ خورشیدی پیشنهاد تأسیس بانک را به ناصرالدین‌شاه ارائه کرد؛ پیشنهادی که به نتیجه نرسید و در ادامه، میدان برای استقرار بانک‌های خارجی باز ماند.

در سال‌های بعد، مهم‌ترین نهاد بانکی فعال در ایران، بانک شاهنشاهی بود؛ بانکی که با امتیازنامه‌ای در دوره ناصری شکل گرفت و نقش‌هایی فراتر از یک بانک تجاری برعهده گرفت. مظفر شاهدی در تاریخ بانک شاهنشاهی ایران توضیح می‌دهد که این بانک به‌تدریج در نگهداری وجوه خزانه، وصول برخی عواید دولتی، پرداخت‌های دولت و انتشار اسکناس، جایگاهی تعیین‌کننده پیدا کرد. به تعبیر دیگر، بخشی از کارکردهایی که بعدها در دولت‌های مدرن به نهادهای پولی ملی سپرده شد، در آن دوره در اختیار بانکی بود که با سرمایه و مدیریت خارجی اداره می‌شد.

در کنار آن، بانک استقراضی روس نیز در ساختار مالی ایران اثرگذار شد. پژوهش مظفر شاهدی با عنوان «نقش بانک استقراضی در جلوگیری از تأسیس بانک ملی و بانک آلمانی در ایران عصر مشروطه» این بانک را صرفاً یک بنگاه اقتصادی نمی‌بیند، بلکه آن را در پیوند با رقابت‌های سیاسی و نفوذ روسیه در ایران تحلیل می‌کند. این هم‌زمانی بانکداری و سیاست، بعدها در جریان بحث‌های مجلس درباره تأسیس بانک ملی به‌روشنی خود را نشان داد.

امروز که دوره ترقی و سعادت به طرف ایران روی نهاده... عموم اهالی غیرتمند وطن‌پرست... حتی مخدرات محترمه در مجالس و مساجد و معابر به صدا درآمدند که این وجه را ولو این‌که مجاناً باشد و بلاعوض خودمان حاضریم که به دولت داده و از خارجه استقراض نشود.

بحران مالی، مجلس اول و تبدیل بانک ملی به مطالبه عمومی

پس از استقرار مشروطه، دولت تازه‌تأسیس با بحران مالی جدی روبه‌رو بود. از همان نشست‌های نخست مجلس شورای ملی، بحث دخل‌وخرج دولت، بدهی‌ها و راه‌های تأمین منابع مالی مطرح شد. به نوشته مظفر شاهدی در مقاله «مجلس اول مشروطه، بحران‌های مالی و طرح تأسیس بانک ملی»، دولت در آن مقطع با کمبود شدید نقدینگی، تعهدات معوق و دشواری اداره امور روزمره روبه‌رو بود و همین وضعیت، موضوع استقراض خارجی را به مرکز مباحث کشاند.

بر پایه پژوهش شاهدی، در جلسه روز شنبه ۲۲ رمضان ۱۳۲۴ قمری [۱۸ آبان ۱۲۸۵]، مخبرالسلطنه از سوی مشیرالدوله، صدراعظم وقت، مأمور شد روند مذاکرات هیأت دولت را با نمایندگان روس و انگلیس درباره اخذ وام و خالی‌بودن خزانه  به مجلس گزارش دهد. گزارش او حاکی از آن بود که دولت نزدیک به ۲۰ کرور تومان [۱۰ میلیون تومان] (هر کرور ۵۰۰ هزار تومان) بدهی داخلی و خارجی دارد. دو دولت پیشنهاد کرده بودند در صورت تصویب مجلس، مبلغ درخواستی از طریق حواله به دو بانک شاهنشاهی و استقراضی در اختیار دولت ایران قرار گیرد؛ وامی با بهره هفت درصد که شروط دیگری نیز به همراه داشت، ازجمله آن‌که حکومت ایران موظف بود مبالغ وام‌داده‌شده را با اطلاع و نظر دو دولت روس و انگلیس به مصرف برساند. بنا بر همین گزارش، برای بازپرداخت، گمرکات شمال کشور به روسیه و پستخانه و تلگرافخانه سراسر ایران به انگلستان به‌ عنوان وثیقه سپرده می‌شد و در صورت کفایت‌ نکردن، گمرکات جنوبی نیز در سراسر سواحل خلیج‌فارس وثیقه قرار می‌گرفت.

 در ۲۳ آبان ۱۲۸۵ خورشیدی میرزا ابوالقاسم ناصرالملک، وزیر مالیه وقت، در مجلس شورای ملی حاضر شد، از اوضاع نابسامان مالی کشور خبر داد و پیشنهاد دریافت وام از کشورهای اروپایی را مطرح کرد که با مخالفت شدید نمایندگان مواجه شد.

واکنش‌ها در مجلس یکدست نبود. شاهدی می‌نویسد برخی نمایندگان با استدلال «چاره‌ناپذیربودن» مشکلات مالی، اخذ وام را لازم می‌دانستند؛ گروهی دیگر هرگونه استقراض خارجی را برخلاف مصالح کشور تشخیص دادند و تعدادی هم معتقد بودند نمایندگان از میزان دقیق قرض کشور اطلاع کافی ندارند و دولت باید صورت‌حساب را به مجلس بفرستد. در این میان، نمایندگان متعلق به جناح تجار و بازرگانان بیش از دیگران در جریان کم و کیف قروض و مخارج دولت بودند. حاج‌ محمد معین‌التجار بوشهری در نطقی، انعقاد قرارداد وام با روسیه و انگلیس را «امری ناپسند» خواند و یکایک شروط مندرج در قرارداد را برشمرد. او پیشنهاد کرد دولت بدون سخن از وثیقه و گرو، مبلغ مورد نیاز را از این بانک‌ها قرض کند و صدراعظم شخصاً پرداخت آن را ضمانت نماید؛ در این صورت ضمانت صدراعظم هیچ الزامی برای ملت و کشور ایجاد نمی‌کرد.

نقطه عطف مهم، حضور میرزا ابوالقاسم ناصرالملک، وزیر مالیه وقت، در مجلس بود. او در ۲۳ آبان ۱۲۸۵ خورشیدی از نابسامانی مالی کشور سخن گفت و راه‌حل را در اخذ وام خارجی دید؛ اما این پیشنهاد با مخالفت جدی شماری از نمایندگان روبه‌رو شد؛ نمایندگانی که تجربه وام‌های قبلی و وابستگی ناشی از آن را به زیان منافع کشور می‌دانستند.

در همین فضا، تأسیس بانک ملی به‌ عنوان یک بدیل مطرح شد؛ نهادی که قرار بود هم بخشی از نیاز اعتباری دولت و اقتصاد را پاسخ دهد و هم نفوذ بانک‌های بیگانه را کاهش دهد. شاهدی می‌نویسد که در ۹ آذر ۱۲۸۵ مجلس با اصل تأسیس چنین بانکی موافقت کرد و این تصمیم در افکار عمومی بازتاب گسترده‌ای یافت. اعلان رسمی تأسیس بانک ملی، که در ۱۳ ذی‌قعده ۱۳۲۴  [۷ دی ۱۲۸۵] صادر شد، فضای آن روزها را به‌روشنی نشان می‌دهد: «امروز که دوره ترقی و سعادت به طرف ایران روی نهاده... عموم اهالی غیرتمند وطن‌پرست... حتی مخدرات محترمه در مجالس و مساجد و معابر به صدا درآمدند که این وجه را ولو این‌که مجاناً باشد و بلاعوض خودمان حاضریم که به دولت داده و از خارجه استقراض نشود.»

چرا تأسیس بانک ملی این‌همه اهمیت داشت؟

اهمیت بانک ملی را باید در زمینه زمانه فهمید. اقتصاد ایران در اواخر دوره قاجار زیر فشار بحران‌های مزمن، امتیازهای خارجی، آشفتگی اداری و وابستگی مالی قرار داشت. در چنین شرایطی، بانک ملی فقط یک مؤسسه اعتباری نبود؛ نماد نوعی اراده برای سامان دادن به دخل‌وخرج کشور با تکیه بر منابع داخلی تلقی می‌شد.

پژوهش یرواند آبراهامیان نیز به‌ طور کلی نشان می‌دهد که انقلاب مشروطه فقط جنبشی سیاسی نبود، بلکه با خواسته‌های اقتصادی و نهادسازی جدید نیز پیوند داشت. ژانت آفاری هم در مطالعه خود درباره انقلاب مشروطه، بر نقش ایده‌های اصلاحی، نهادهای نو و مشارکت گروه‌های اجتماعی در این دوره تأکید می‌کند. در این چارچوب، طرح بانک ملی را می‌توان بخشی از همان تلاش برای ساخت نهادهای مدرن و ملی دانست.

در مطبوعات آن روزگار نیز این معنا به‌روشنی بازتاب یافت. روزنامه حبل‌المتین نوشت: «یکی از منابع [تأمین پول برای دولت] بانک است. مملکتی که بانک ندارد اعتبار ندارد و زمام اختیارش در دست دولت خارجه است... چرخ تجارت گردش نمی‌کند مگر به قوه تجار بانک.» همین روزنامه در مطلبی دیگر، با اشاره به آگهی‌های حراج بانک استقراضی، از بی‌تفاوتی جامعه انتقاد کرد و غیرت ملی و حب وطن را به میان کشید. «ما همه روزه می‌بینیم به در و دیوار اعلامیه چسبانیده که بانک استقراضی در فلان روز با کمال احترام لباس زن‌های شما را حراج می‌کند و زینت زنانه شما را می‌فروشد؛ ابداً متأثر نمی‌شوید... غیرت ملی داریم حرف، استقلال دولت می‌خواهیم حرف، حب وطن داریم و...».

مطبوعات، تجار و افکار عمومی؛ نیروی اجتماعی پشت ایده بانک ملی

آن‌چه این طرح را از یک مصوبه پارلمانی به یک جنبش عمومی بدل کرد، شبکه گستردهٔ اطلاع‌رسانی آن روزگار بود. شاهدی می‌نویسد همزمان با اقدامات مجلس، برخی نشریات کشور مطالبی در دفاع از تأسیس بانک ملی منتشر می‌کردند و با برشمردن مشکلاتی که بانک‌های شاهنشاهی و استقراضی برای کشور ایجاد کرده بودند، مجلس، دولت و مردم را به مشارکت جدی فرا می‌خواندند. مجلس تصمیم گرفت از طریق «تهییج و تشویق» مردم کشور و ارسال مراسلاتی به افراد متنفذ و متمول، آنان را به سرمایه‌گذاری ترغیب کند و «کمیسیون جمع‌آوری پول» از سوی نمایندگان مجلس تشکیل شد. یکی از نمایندگان (محقق‌الدوله) از نمایندگان طبقه علما تقاضا کرد از منابر و مجالس عمومی برای تشویق مردم استفاده کنند.

پاسخ مثبت مراجع نیز ثبت شده است. به نوشته شاهدی، پاسخ آیات عظام آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی به پرسش نمایندگان درباره لزوم تشکیل بانک ملی در مجلس قرائت شد.

هاشم محیط‌مافی در مقدمات مشروطیت فضای آن روزها را چنین توصیف کرده است: «این اوقات در مجلس گفت‌وگوی تأسیس بانک ملی است. مردم هم با کمال میل برای شرکت حاضر بودند... مجلس برای حفظ حقوق سلطنتی و ملی این استقراض را تصویب نکرد. عموم اهالی حتی مخدرات محترمه به صدا آمدند که ما حاضریم از مال خود مجاناً به دولت داده که از اجانب استقراض نشود.»

ما هیأت نسوان تهران اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف عموم نسوان مملکت ایران... برای قبول همه نوع فرمایشات صادره از مجلس مقدس از دادن اعانه و قرض یا قبول هر نوع عوارض با کمال شوق و افتخار حاضریم.

نقش زنان؛ فصلی کمتر دیده‌شده در تاریخ تأسیس بانک ملی

یکی از کم‌روایت‌شده‌ترین لایه‌های این ماجرا، مشارکت زنان است. سمیه‌سادات شفیعی در مقاله «کارزار زنان برای بسیج منابع در جنبش مشروطه‌خواهانه تأسیس بانک ملی» (فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دوره ۱۲، ش ۱، بهار ۱۴۰۲، صص ۱۸۶–۱۷۱) با تکیه بر مدل بسیج منابع چارلز تیلی و تحلیل اسناد و مطبوعات، این کارزار را بازخوانی کرده است. به نوشته او، برخلاف تصور قالبی از نقش زنان در عرصه خصوصی، داده‌های مستندی وجود دارد که کنشگری آنان را در حوزه عمومی و در قالب کنش جمعی نشان می‌دهد، اما این مشارکت «در سطور کتاب‌های تاریخی گم شد».

به نوشته او، انجمن‌ها و هیأت‌های زنانه خود محمل جمع‌آوری اعانه و سازمان‌دهی کنش جمعی بودند. در روزنامه ایران نو آمده است: «ما هیأت نسوان تهران اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف عموم نسوان مملکت ایران... برای قبول همه نوع فرمایشات صادره از مجلس مقدس از دادن اعانه و قرض یا قبول هر نوع عوارض با کمال شوق و افتخار حاضریم، ولی برای قبول یک دینار قرض به شوروی که خردلی ضرر به استقلال ملیت ما زند حاضر نخواهیم بود.»

صورت اعانه‌های زنان از دل مطبوعات بازخوانی شده است؛ از پول نقد گرفته تا انگشتر الماس، النگوی طلا، ساعت طلا و توپ پارچه. بیشترین مبلغ نقدی ثبت‌شده ۱۰۰ تومان و کمترین آن یک تومان بوده است. در فهرست‌ها نام «گوهر باجی، کلفت ارباب» نیز دیده می‌شود که حقوق خود را به این کار اختصاص داده بود. نامه «بی‌بی تبریزی» نیز وطن را در قامت مادری بیمار تصویر کرده است: «ایران با آواز بلند فریاد می‌زند که اولاددارشدن من، دارالشورای ملی است... در هر محله یک مجلس به پا کنید؛ قرار بگذارید که اهل آن محله پول را آورده... ای فرزند من، آن وقت خواهید دید که دوای درد من آسان بوده است.»

این اسناد نه فقط رقم اعانه‌ها، بلکه سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی زنانی را نشان می‌دهد که در فضای محدودکننده آن عصر، خود را جزئی از یک مطالبه ملی می‌دیدند.

از روزی که این هیاهو [تأسیس بانک ملی] برخاسته، دو بانک انگلیس و روس قطع معامله کرده و این است که صد دینار پول پیدا نمی‌شود.

موانع بزرگ؛ از کمبود نقدینگی تا کارشکنی بانک‌های خارجی

با همه شور اجتماعی، تأسیس بانک ملی در دوره مشروطه به‌سادگی پیش نرفت. منابع مختلف نشان می‌دهند که این طرح با مجموعه‌ای از موانع داخلی و خارجی روبه‌رو بود. از یک سو، دولت گرفتار بحران مالی روزمره بود و برای پرداخت هزینه‌های جاری، حقوق معوق و تعهدات فوری، به پول نقد نیاز داشت. از سوی دیگر، تنظیم سازوکار اجرایی بانک، جلب سرمایه کافی و ایجاد اعتماد عمومی زمان‌بر بود.

شاهدی می‌نویسد پس از تصویب مجلس، برگه‌های سهام منتشر شد اما «به‌ رغم قول‌های مساعد جمیع نمایندگان و اقشار دیگر مردم، استقبال چندانی از مشارکت در سرمایه‌گذاری برای بانک ملی به عمل نیامد.»  چندین روز از انتشار برگه‌های سهام گذشت و تعداد مشارکت‌کنندگان از تعداد انگشتان دست تجاوز نکرد. برای تسهیل مشارکت اقشار پایین جامعه، تعدادی از نمایندگان پیشنهاد کردند حداقل مبلغ سهام از پنج تومان به یک تومان کاهش یابد.

مظفر شاهدی به‌تفصیل توضیح می‌دهد که بانک‌های شاهنشاهی و استقراضی، به دلایل اقتصادی و سیاسی، از گسترش یک رقیب ملی استقبال نمی‌کردند. ادوارد براون نوشته است: «اشکال‌تراشی‌های دیگری از طرف بانک‌های روس و انگلیس سد راه شد. تا آن‌جا که در قوه داشتند اشکال کمیابی پول را به میان آوردند، چه معتقد بودند و مسلم بود که اگر بانک ملی با سرمایه شش میلیون تومان در ایران به وجود آید آن‌ها دیر یا زود کار از دست‌شان بیرون رفته و مجبور خواهند شد پی کار خود بروند.»

قهرمان میرزا سالور (عین‌السلطنه) نیز در خاطرات خود ثبت کرده است: «از روزی که این هیاهو [تأسیس بانک ملی] برخاسته، دو بانک انگلیس و روس قطع معامله کرده و این است که صد دینار پول پیدا نمی‌شود.» روزنامه ندای وطن که پیش‌تر از سرسخت‌ترین مدافعان بانک ملی بود،  انتقاد خود را متوجه ثروتمندان کرد که پول‌های خود را به بانک‌های خارجه می‌سپردند و حاضر نبودند در داخل کشور سرمایه‌گذاری کنند.

در کنار فشار خارجی، ضعف اداری، اختلاف‌ نظر درون ساختار سیاسی و بی‌ثباتی شرایط نیز مانع بودند. مجلس و دولت بر سر شیوه حل بحران مالی هم‌نظر نبودند. نظامنامه بانک ملی سرانجام تنظیم و به توشیح رسید، اما دو بانک خارجی مراتب اعتراض خود را اعلام کردند و با سیاست‌های انقباض پولی بر بحران افزودند. جمال‌زاده در «گنج شایگان» جمع‌بندی تلخی از این تجربه به دست داده است: کار تشکیل بانک ملی به‌زودی رونق گرفت و عامه مردم با آن همراهی کردند، اما بانک‌های روس و انگلیس درصدد مشکل‌تراشی برآمدند و «عاقبت کار بانک ملی سر نگرفت و داغی بر دل ایران‌پرستان بماند.»

طرح بانک آلمانی؛ بدیلی که خود به مناقشه‌ای تازه بدل شد

یکی دیگر از فصل‌های کمتر شناخته‌شده این تاریخ، بحث تأسیس شعبه‌ای از یک بانک آلمانی در ایران است. مقاله شاهدی نشان می‌دهد که در برهه‌ای، برخی تصمیم‌گیران ایرانی به این نتیجه رسیده بودند که اگر تأسیس فوری یک بانک ملی ممکن نیست، شاید بتوان از ظرفیت یک بانک غیرروسی و غیرانگلیسی برای کاهش فشار دو قدرت استفاده کرد. موضوع شعبه بانک شرقی آلمان مطرح شد، اما این راه‌حل نیز با مخالفت روس و انگلیس روبه‌رو شد و درنهایت به نتیجه نرسید. از نگاه شاهدی، این مخالفت‌ها نشانه‌ای روشن از آن بود که مسئله فقط یک رقابت بانکی ساده نبود، بلکه به موازنه نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران مربوط می‌شد.

از ناکامی نخستین تلاش‌ها تا تأسیس نهایی

هرچند کارزار مشروطه‌خواهان برای تأسیس بانک ملی در سال‌های نخست به نتیجه فوری نرسید، اما ایده آن از میان نرفت. برعکس، این خواست در حافظه سیاسی و اداری کشور باقی ماند و در سال‌های بعد، با تغییر شرایط داخلی و خارجی، امکان تحقق پیدا کرد.

در این فاصله، ایران شاهد تأسیس نهادهای مالی ایرانی دیگری نیز بود. بانک پهلوی قشون در سال ۱۳۰۴ خورشیدی شکل گرفت و بعدها به بانک سپه تغییر نام داد؛ همچنین مؤسسه رهنی دولتی ایران در ۱۳۰۵ تأسیس شد و بعدتر در مجموعه بانک ملی ادغام شد. این تحولات نشان می‌دهد که مسیر بانکداری ملی در ایران، گرچه با تأخیر، اما به‌تدریج در حال شکل‌گیری بود.

سرانجام، در ۱۳۰۶ خورشیدی قانون اجازه تأسیس بانک ملی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و بانک ملی ایران در ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ رسماً آغاز به کار کرد. در آغاز، به‌ دلیل کمبود نیروی متخصص بانکی در ایران، از کارشناسان آلمانی و سوئیسی استفاده شد. شمار کارکنان بانک در روز افتتاح از ۲۷ نفر فراتر نمی‌رفت و فعالیت‌های اولیه آن شامل قبول سپرده، تنزیل اسناد و اعطای وام و اعتبار بود.

یکی از مهم‌ترین گام‌های بانک ملی در سال‌های نخست، به دست گرفتن حق انتشار اسکناس بود؛ حقی که پیش‌تر در اختیار بانک شاهنشاهی قرار داشت. از آغاز سال ۱۳۱۱ خورشیدی اسکناس‌های بانک ملی در جریان قرار گرفت و این تحول جایگاه بانک ملی را در ساختار پولی کشور تثبیت کرد. این همان نقطه‌ای بود که یک آرزوی دیرین استقلال پولی، شکل عملی‌تری به خود گرفت.

بانک ملی؛ نهادی فراتر از یک بانک تجاری

جایگاه بانک ملی در دهه‌های نخست فعالیتش، فقط در حد یک بانک تجاری معمولی نبود. این بانک تا پیش از ۱۳۲۹ خورشیدی نقش مهمی در شکل‌دهی به خدمات بانکی، پشتیبانی از شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی و توسعه نهادهای اقتصادی کشور ایفا کرد. این نقش را باید در امتداد همان ایده اولیه فهمید: تأسیس نهادی ملی برای سازمان دادن به منابع مالی کشور.

از این منظر، بانک ملی را می‌توان حلقه پیوندی میان دو دوره دانست: دوره‌ای که اقتصاد ایران تا حد زیادی زیر نفوذ بانک‌های خارجی و امتیازات پراکنده بود، و دوره‌ای که دولت در پی ایجاد شبکه‌ای از نهادهای مالی بومی و متمرکز برآمد. تحقق این گذار البته تدریجی بود و خالی از تناقض و دشواری هم نبود، اما در تاریخ اقتصادی ایران جایگاهی ماندگار پیدا کرد.

روایت تأسیس بانک ملی ایران، روایت یک تصمیم ساده اداری نیست. این تاریخ از پیشنهاد نافرجام امین‌الضرب در دوره ناصری آغاز می‌شود، از میان امتیازهای بانکی خارجی و بحران‌های مزمن مالی عبور می‌کند، در مجلس اول مشروطه به یک بحث تعیین‌کننده بدل می‌شود، در مطبوعات و فضای عمومی پژواک می‌یابد، با حمایت تجار، اصناف و زنان نیرو می‌گیرد، در برابر کارشکنی‌ها و کمبود منابع متوقف می‌شود و سرانجام در دوره‌ای دیگر، صورت نهادی و پایدار پیدا می‌کند.

آن‌چه از این تجربه می‌ماند، بیش از تاریخ یک بانک است. این مسیر نشان می‌دهد که استقلال سیاسی بدون پایه‌های مالی پایدار، شکننده می‌ماند؛ و تحقق یک مطالبه عمومی، فراتر از اراده سیاسی، به ظرفیت نهادی، تخصص فنی، ثبات اداری و اعتماد عمومی نیاز دارد. مشارکت گسترده اقشار مختلف، ازجمله زنان، نیز یادآور آن است که دامنه کنشگری اجتماعی در تاریخ معاصر ایران، محدود به نخبگان نبوده است.

اگر امروز از بانک ملی ایران به‌ عنوان یکی از کهن‌ترین نهادهای بانکی مدرن کشور یاد می‌شود، پشت این عنوان، تاریخی از منازعه بر سر استقلال مالی، نهادسازی، اعتماد عمومی و رابطه اقتصاد و سیاست نهفته است. همین پیوند چندلایه است که مطالعه تأسیس بانک ملی را همچنان خواندنی و معنادار نگه می‌دارد.

منابع

  • آبراهامیان، یرواند (۱۳۷۷)، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نشر نی.
  • آفاری، ژانت (۱۳۷۹)، انقلاب مشروطه ایران، ترجمه رضا رضایی، تهران: نشر بیستون.
  • ایرنا، گروه اطلاع‌رسانی، گزارش «سیر تحول و شکل‌گیری بانکداری در ایران تا تأسیس بانک ملی»، با ارجاع به: بهمند، محمد و بهمنی، محمود (۱۳۸۵)، بانکداری داخلی ۱ (تجهیز منابع پولی)، تهران: مؤسسه عالی بانکداری ایران.
  • شاهدی، مظفر (۱۳۷۸)، «مجلس اول مشروطه، بحران‌های مالی و طرح تأسیس بانک ملی»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران.
  • شاهدی، مظفر (۱۳۸۳)، «نقش بانک استقراضی در جلوگیری از تأسیس بانک ملی و بانک آلمانی در ایران عصر مشروطه»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران.
  • شاهدی، مظفر (۱۳۸۷)، تاریخ بانک شاهنشاهی ایران، تهران: پژوهشکده پولی و بانکی.
  • شفیعی، سمیه‌السادات (۱۴۰۲)، «کارزار زنان برای بسیج منابع در جنبش مشروطه‌خواهانه تأسیس بانک ملی»، فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، ۱۲(۱)، ۱۷۱–۱۸۶.

۲۵۹

کد مطلب 2268585

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =