زنی که چهره ازریخت‌افتاده سربازان جنگ جهانی اول را بازسازی می‌کرد

آنا کلمن لد مجسمه‌ساز نئوکلاسیک آمریکایی بود که برای سربازان مجروح جنگ جهانی اول پروتزهای صورت ساخت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پیشرفت‌های فناوری اوایل قرن بیستم جنگ را به‌ طور اساسی دگرگون کرد. سربازان جنگ جهانی اول عمدتاً در سنگرها می‌جنگیدند و این امر به تعداد خیره‌کننده‌ای از جراحات صورت و سر منجر شد. مجسمه‌ساز آمریکایی آنا کلمن لد ازجمله کسانی بود که مهارت هنری خود را برای کمک به سربازان در بازپس‌گیری چهره‌شان به کار گرفت. او ماسک‌های فلزی شبیه چهره واقعی ساخت تا جراحات را بپوشاند و به کهنه‌سربازان کمک کند دوباره زندگی عادی داشته باشند.

british trench photo
سربازان بریتانیایی در سنگرها، ۱۹۱۶.
منبع: ویکی‌مدیا کامانز

نبرد جنگ جهانی اول؛ ظهور ماسک‌های آنا کلمن لد

جنگ جهانی اول نه‌تنها مقیاس بی‌سابقه‌ای از مشارکت انسانی را به نمایش گذاشت، بلکه پیشرفت‌های قابل‌توجهی در حوزه پیشرفت فنی نیز داشت؛ هرچند «پیشرفت» بهترین واژه برای توصیف ابزارهایی نیست که برای نابودی انسان به کار می‌رفتند. سلاح‌های شیمیایی، هواپیماها، مسلسل‌ها و بمب‌ها استراتژی و تاکتیک‌های نبرد را به‌ طور اساسی تغییر دادند و ویرانی بی‌سابقه‌ای به بار آوردند. علاوه بر این، خود جنگ تغییر کرد — از فضاهای باز به سنگرها منتقل شد.

هولناک‌ترین محصول جنگ سنگر، تغییر ماهیت زخم‌های معمول نبرد بود. ترکش‌ها نه‌تنها گوشت را سوراخ می‌کردند، بلکه آن را تکه‌تکه می‌کردند و استخوان‌ها را خرد می‌نمودند. جنگ در سنگرها همچنین به این معنا بود که سر و صورت انسان بیش از هر بخش دیگر بدن در معرض تیراندازی و انفجار قرار می‌گرفت. درنتیجه، تعداد جراحات صورت خیره‌کننده شد و هیچ پزشکی برای مقابله با آن در چنین مقیاسی آماده نبود. سربازان اگر اصلاً به خانه بازمی‌گشتند، با صورت‌هایی کاملاً از دست‌رفته، با چانه‌ها و بینی‌های تراشیده‌شده بازمی‌گشتند.

before after photo
کهنه‌سرباز جنگ جهانی اول قبل و بعد از نصب ماسک پروتزی.
منبع: کولتورا کولکتیوا

جراحات صورت سربازان آن‌قدر شدید و گسترده بود که آزمایش‌های جراحی به ضرورت تبدیل شد و پزشکان ناامیدانه تلاش می‌کردند صورت‌ها را بازسازی کنند. مسائل زیبایی‌شناختی در درجه دوم اهمیت قرار داشت؛ عملکرد و ایمنی اولویت اول بود. جراحی پلاستیک به‌سرعت پیشرفت کرد، اما نه به‌ اندازه کافی سریع. بسیاری از سربازان از دردهای خیالی رنج می‌بردند و بخش‌هایی از بدن و صورت‌شان را که دیگر وجود نداشت احساس می‌کردند. وضعیتی که امروزه دیسمورفی بدن نامیده می‌شود، رایج‌ترین و آسیب‌زاترین تجربه ذهنی بود. صورت انسان بخشی از بدن است که ما در خود و دیگران بهتر از همه تشخیص می‌دهیم و مستقیماً آن را با فرد و شخصیت مرتبط می‌کنیم. این سربازان نه‌تنها صورت‌شان را از دست دادند، بلکه حس خود را نیز.

جنبه اخلاقی موضوع نیز از تعادل و سلامت دور بود. بیمارستان‌های اروپایی که چنین جراحاتی را همراه با موارد عادی‌تر درمان می‌کردند، برخی نیمکت‌های محوطه را به‌ عنوان صندلی‌های ویژه برای کسانی که ظاهری به‌ظاهر آزاردهنده داشتند رنگ می‌زدند. مراقبت از رفاه عاطفی افراد سالم، ناگزیر سلامت روانی بیماران را بیش از آن‌چه بود در معرض خطر قرار می‌داد. بخش‌های جراحی صورت به‌شدت آینه‌ها و سطوح بازتاب‌دهنده دیگر را ممنوع کرده بودند تا سربازان مجروح حداقل برای مدتی صورت‌شان را نبینند. با این حال، اغلب مجبور بودند فروپاشی‌های ذهنی و حملات شوک را پس از این‌که کسی به‌ طور اتفاقی جراحات خود را می‌دید، درمان کنند. خانواده‌های سربازان نیز اغلب به همان اندازه شوکه می‌شدند — برای مثال، کودکان از پدران‌شان می‌ترسیدند.

coleman ladd photo
پرتره آنا کلمن لد، تاریخ نامشخص.
منبع: رویو هیستوار

آنا کلمن لد پیش از جنگ

آنا کلمن لد کار خود را به‌ عنوان مجسمه‌سازی متعارف و نسبتاً بااستعداد آغاز کرد. او در سال ۱۸۷۸ در فیلادلفیا به دنیا آمد و برای تحصیل مجسمه‌سازی به فرانسه و ایتالیا رفت. پس از بازگشت به وطن، با یک پزشک ازدواج کرد و به‌ عنوان هنرمند حرفه‌ای کار کرد و پرتره‌های نقاشی و مجسمه‌ای می‌ساخت که تقاضای بالایی داشتند. آثار هنری کلمن لد به‌خودی‌خود برجسته نبودند، اما مهارت بالایی را نشان می‌دادند.

نیم‌تنه‌های پرتره‌اش درام یا شخصیت قوی مانند آثار مجسمه‌سازان معروف‌تر را نشان نمی‌دادند، اما دقیقاً همین ویژگی او را برای شغل آینده‌اش ایده‌آل می‌کرد. آنا کلمن لد صورت‌های واقعی انسان را خوب می‌شناخت و می‌توانست آن‌ها را به‌راحتی در مرمر یا برنز منتقل کند. وقتی جنگ جهانی اول آغاز شد، همسرش مسئول یک بیمارستان نظامی آمریکایی در فرانسه شد و این زوج به اروپا نقل مکان کردند. یک منتقد هنری بریتانیایی به نام لوئیس لیند که با آثار کلمن لد آشنا بود، نامه‌ای به او فرستاد و به استعدادش در خلق صورت‌های طبیعی اشاره کرد و فرصت جدیدی برای کار و کمک پیشنهاد داد.

anna coleman ladd studio photo
دیوار قالب‌های گچی در استودیوی آنا کلمن لد، ۱۹۱۸.
منبع: موزه ایزابلا استوارت گاردنر، بوستون

داخل استودیوی آنا کلمن لد

در دسامبر ۱۹۱۷، آنا کلمن لد کارگاه پروتز خود را در پاریس افتتاح کرد که تا حدی توسط صلیب سرخ آمریکا تأمین مالی می‌شد. در ماه‌های پیش از آن، او از بیمارستان‌های فرانسوی بازدید کرد تا هم آموزش ببیند و هم کار خود را به جراحان نشان دهد که بعداً بیماران در حال بهبودی را به او ارجاع می‌دادند. مجسمه‌ساز هر کاری کرد تا تجربه سربازان تا حد ممکن راحت باشد. کارگاهش بیشتر شبیه سالن بود تا بخش بیمارستان، با کوسن‌های طرح‌دار، گل‌ها، پوسترها و سرو چای. او کار خود را با ساخت قالب از صورت مجروح آغاز می‌کرد، وقتی که به‌ اندازه کافی التیام یافته بود تا درد زیادی ایجاد نکند.

از روی قالب، یک گچ‌بری می‌ساخت. سپس دشوارترین و هیجان‌انگیزترین بخش می‌آمد — بازسازی صورت واقعی. مجسمه‌ساز به عکس‌های پیش از جراحت (اگر موجود بود) و همچنین اطلاعات اعضای خانواده تکیه می‌کرد. اگر هیچ‌کدام در دسترس نبود، از سرباز می‌خواست خود را توصیف کند. معمولاً شباهت خیره‌کننده بود و صورت‌های جدید از فاصله دور از اصل قابل تشخیص نبودند.

حداقل در یک مورد، همسر یک سرباز نامه‌ای به آنا کلمن لد فرستاد و از او خواست چیزی را در ماسک تغییر دهد. شوهرش هر دو چشم خود را در نبرد از دست داده بود و همسرش خواست چشمان مصنوعی ماسک را با همان رنگ قهوه‌ای تیره که قبلاً داشت دوباره رنگ کند. گاهی ماسک کل صورت را می‌پوشاند و گاهی فقط بخش مجروح آن را. در هر دو مورد، ماسک‌ها معمولاً با عینک‌هایی که پشت گوش قلاب می‌شدند روی صورت ثابت می‌شدند. در موارد نادرتر، مجسمه‌ساز از بندهایی که پشت سر بسته می‌شدند استفاده می‌کرد.

wood mask photo
فرانسیس دروِنت وود در حال تکمیل ماسک برای یک سرباز مجروح بریتانیایی.
منبع: موزه‌های جنگ امپریال

فرانسیس دروِنت وود: پیشگام دیگر پروتزهای صورت

آنا کلمن لد تنها هنرمندی نبود که در آن زمان متخصص پروتز صورت شد. در ابتدا، این ایده از مجسمه‌ساز بریتانیایی فرانسیس دروِنت وود آمد که بخش ماسک‌های برای بدشکلی صورت را در یکی از بیمارستان‌های لندن افتتاح کرد؛ بخشی که سربازان آن را «مغازه بینی‌های حلبی» می‌نامیدند. دروِنت وود نخستین کسی بود که کلمن لد برای آشنایی با اصول کار به او ارجاع داده شد.

دستاورد اصلی فرانسیس دروِنت وود ایده استفاده از مس گالوانیزه برای ماسک‌ها بود. پیش از او، برخی پزشکان سعی کرده بودند با لاستیک کار کنند، اما آن بیش از حد سنگین و گرم بود و بوی ناخوشایندی می‌داد و پوشیدنش خیلی ناراحت‌کننده بود. اختراع وود نازک، سبک و راحت برای استفاده بود. برخی سربازان حتی با این ماسک‌ها می‌خوابیدند؛ یا فراموش می‌کردند یا نمی‌خواستند شب آن‌ها را بردارند. برای تقلید موهای صورت، وود تکه‌های نازک فلز بریده‌شده را جا می‌داد.

soldiers masks photo
سربازانی که ماسک‌های ساخته‌شده در استودیوی آنا کلمن لد را پوشیده‌اند، ۱۹۱۸.
منبع: رِر هیستوریکال فوتوز

ساختن صورت‌ها

با این حال، آنا کلمن لد در هنر خود یک گام فراتر رفت و از همکارانش در کیفیت پیشی گرفت. در مقایسه با دیگر سازندگان ماسک، کار او نسبتاً کند بود و زمان بیشتری می‌برد، اما نتیجه متقاعدکننده‌تر از همیشه بود. او با دقت رنگ را با رنگ پوست بیمارش تطبیق می‌داد و مقایسه می‌کرد که در نور طبیعی و مصنوعی چگونه به نظر می‌رسد. برای این‌که سطح فلزی شبیه پوست واقعی به نظر برسد، با اجزای رنگ آزمایش می‌کرد. رنگ روغن بیش از حد کثیف بود و به‌راحتی پوسته می‌شد، بنابراین مجسمه‌ساز از مینای سخت قابل شست‌وشو استفاده کرد. او از ته‌رنگ آبی برای ایجاد اشاره‌ای به ریش‌های کوتاه روی گونه‌ها و چانه‌های ماسک استفاده می‌کرد. مژه‌ها، ابروها و حتی سبیل‌های پرپشت را از موهای واقعی انسان می‌ساخت. لب‌های ماسک‌ها معمولاً کمی باز بود تا بیمار بتواند از طریق آن‌ها سیگار بکشد.

anna coleman ladd soldier photo
آنا کلمن لد و دستیارش در حال کار روی ماسک برای سرباز مجروح، ۱۹۱۸.
منبع: فرانس-آمریک

گاهی ماسک‌ها راه‌حل‌های موقتی بودند که به بیمار کمک می‌کردند بین جراحی‌هایی که درنهایت صورتش را بازسازی می‌کردند، عملکرد داشته باشد. با این حال، در بیشتر موارد، این ماسک‌ها تا پایان عمر با صاحبان‌شان ماندند. ماسک‌ها اما به‌ اندازه‌ای که صاحبان‌شان می‌خواستند بادوام نبودند و پس از دو یا سه سال رنگ شروع به پوسته شدن می‌کرد و فلز نازک تغییر شکل می‌داد. با این حال، بسیاری از سربازان آن‌قدر به آن‌ها وابسته بودند که حتی برای سفارش یک ماسک جدید هم آن‌ها را برنمی‌داشتند. برخی نامه‌هایی به آنا کلمن لد فرستادند و از او برای بازگرداندن زندگی عادی‌شان تشکر کردند...

با این حال، هرچند ماسک‌ها راحتی حسی و بصری برای سرباز و دایره اجتماعی‌اش فراهم می‌کردند، نمی‌توانستند جراحات وحشتناک را جبران کنند. بسیاری از آن‌ها قادر به خوردن، صحبت کردن یا دیدن نبودند. ماسک‌ها، هرچند به‌ اندازه کافی واقع‌گرایانه بودند، همچنان بی‌حرکت بودند و گاهی اثر «دره وحشت» (uncanny valley) ایجاد می‌کردند. با این وجود، سربازان مجروح آن‌ها را بسیار بهتر از صورت واقعی‌شان می‌دانستند.

anna-coleman-ladd-mask-photo
ماسکی از آنا کلمن لد.
منبع: فرانس-آمریک

آنا کلمن لد در دوران پس از جنگ

با وجود تأثیر عظیم آنا کلمن لد بر زندگی سربازانی که درمان کرد و کل حوزه درمان پس از تروما، او مدت زیادی در پاریس نماند. تنها یک سال پس از افتتاح کارگاهش، به آمریکا بازگشت و مجسمه‌سازان مری لوئیز برنت و ژان پوپله را مسئول تولید گذاشت. در سال‌های بعد، او به کار مجسمه‌سازی ادامه داد و چندین بنای یادبود جنگ ساخت. شاید بیش از آن‌چه انتظار داشت از جنگ آسیب دیده بود. بسیاری از نیم‌تنه‌های ناتمامی که کلمن لد پس از بازگشت از فرانسه ساخت، صورت ندارند؛ تقریباً شبیه سربازانی که زمانی درمان می‌کرد.

در طول چند سال وجود کارگاه، کلمن لد و دستیارانش حدود ۲۰۰ ماسک ساختند. با وجود شواهد و عکس‌های فراوان از این سال‌ها، هیچ‌یک از صورت‌های مسی واقعی باقی نمانده است. یا آن‌قدر فرسوده شده‌اند که قابل تعمیر نبودند، یا صاحبان‌شان با آن‌ها که هنوز صورت‌شان را محافظت می‌کردند دفن شده‌اند.

منبع: thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2269015

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین