به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، جوانی یکی از پرشورترین و اثرگذارترین دورههای زندگی انسان است؛ دورهای که نشاط، انگیزه و روحیه سازندگی در وجود جوان به اوج میرسد. روح لطیف و قلب حساس جوان نیز از زیباترین جلوههای آفرینش به شمار میرود و همین ویژگیها باعث میشود این دوره، نقشی مهم در شکلگیری شخصیت انسان داشته باشد.
بنابر روایت موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع)، با عبور از دوران کودکی و ورود به نوجوانی و جوانی، تلاش انسان برای شناخت خویشتن و ساختن شخصیت و هویت خود افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، جوانی را باید دوره شکلگیری شخصیت دانست؛ دورهای که انتخاب الگو میتواند تأثیری ماندگار بر آینده فرد داشته باشد.
حضرت علی(علیه السلام) درباره قلب نوجوان میفرماید:
«انّما قلب الحدث کالأرض الخالیة ما ألقی فیها من شیءٍ قبلته».
به این معنا که قلب نوجوان مانند زمینی آماده و کشتنشده است؛ هرچه در آن افکنده شود، آن را میپذیرد.
از همین رو، نوجوانی و جوانی را میتوان دوران الگوپذیری و الگوگزینی دانست. در این سالها، الگوها به جوان نشان میدهند که چگونه زندگی کند و چه شخصیتی برای خود بسازد. این مسئله هم برای والدین و مربیان و هم برای خود نوجوانان و جوانان اهمیت زیادی دارد؛ چراکه احساسات در این دوره نقش پررنگی در انتخابها و رفتارهای فرد ایفا میکنند.
در چنین شرایطی، مراجعه به قرآن کریم میتواند راهی برای شناخت الگوهای رفتاری مناسب باشد؛ الگویی که جوانان بتوانند با الهام گرفتن از آن، مسیر زندگی خود را بر پایه معنویت و فضیلت بنا کنند.
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز درباره جوانان میفرماید:
«اوصیکم بالشباب خیراً فانّهم ارقّ افئدة».
یعنی شما را درباره جوانان به نیکی سفارش میکنم؛ زیرا آنان دلهایی لطیف و تأثیرپذیر دارند.
ماجرای حضرت موسی(ع) در مدین
یکی از نمونههای قابل توجه در قرآن، داستان حضرت موسی(علیه السلام) و دو دختر جوان و مؤمن در سرزمین مدین است؛ روایتی که در سوره مبارکه «قصص» آمده و در جریان آن، ویژگیهای اخلاقی و رفتاری قابل توجهی برای دختران و پسران جوان ترسیم میشود.
حضرت موسی(علیه السلام) در دوران جوانی، پس از آنکه در جریان دفاع از یکی از افراد بنیاسرائیل، یکی از فرعونیان را کشت، ناچار شد مصر را ترک کند. او برای نجات جان خود راهی سرزمینی دیگر شد و در نهایت به سوی مدین حرکت کرد.
موسی(علیه السلام) پس از سفری دشوار و بدون توشه و امکانات کافی، به مدین رسید. در آنجا گروهی از مردم را دید که اطراف چاه جمع شده و دامهای خود را آب میدادند. اما در میان آنان، دو دختر جوان نیز حضور داشتند که کمی دورتر ایستاده بودند و گوسفندان خود را از نزدیک شدن به چاه بازمیداشتند.
قرآن درباره این صحنه میفرماید:
«ولمّا ورد ماء مدین وجد علیه أمّة من النّاس یسقون و وجد من دونهم إمرأتین تذودان قال ما خطبُکما قالتا لا نسقی حتّی یصدر الرّعاء وأبونا شیخ کبیر».
موسی از آن دو دختر درباره وضعیتشان پرسید. آنان پاسخ دادند که تا چوپانها از کنار چاه دور نشوند، گوسفندان خود را آب نمیدهند و پدرشان نیز پیرمردی سالخورده است.
این صحنه نشان میدهد که آن دو دختر به دلیل حضور مردان، از جمع فاصله گرفته و منتظر بودند تا فضای اطراف چاه خلوت شود.
جوانمردی موسی در کنار چاه
حضرت موسی(علیه السلام) پس از آگاهی از شرایط آن دو دختر، برای کمک به آنها وارد عمل شد و گوسفندانشان را آب داد.
قرآن در ادامه میفرماید:
«فسقی لهما ثمّ تولی الی الظلّ وقال ربّ انّی لما أنزلت الیّ من خیر فقیر».
یعنی موسی برای آن دو آب کشید و سپس به سوی سایه رفت و گفت: پروردگارا! من به هر خیری که بر من نازل کنی، نیازمندم.
رفتار موسی(علیه السلام) در این ماجرا، تصویری از جوانمردی و حمایت از زنان با شخصیت و عفیف ارائه میدهد. او در شرایطی که خود در غربت و سختی قرار داشت، نیاز دو دختر را دید و بدون چشمداشت به آنان کمک کرد.
اما این اقدام، پایان ماجرا نبود؛ بلکه مقدمهای برای تغییر بزرگ در زندگی موسی شد.
دختری که با حیا نزد موسی آمد
پس از آنکه موسی به سوی سایه رفت، یکی از آن دو دختر نزد او آمد. قرآن نحوه آمدن او را نیز با تعبیری قابل توجه توصیف میکند:
«فجاءته إحداهما تمشی علی استحیاء قالت إن أبی یدعوک لیجزیک أجر ما سقیتَ لنا فلمّا جاءه و قصّ علیه القصص قال لا تخَف نجوتَ من القوم الظالمین».
در این آیه، از دختری سخن گفته میشود که با حیا و وقار به سوی موسی حرکت کرد و به او گفت پدرش از او دعوت کرده است تا پاداش کاری را که برای آنان انجام داده، بپردازد.
موسی نزد پدر دختر رفت و سرگذشت خود را برای او بازگو کرد. آن مرد نیز به او اطمینان داد و گفت: نترس، از دست گروه ستمگران نجات پیدا کردهای.
یکی از برجستهترین نکات این بخش از داستان، توصیف شیوه حرکت دختر است: «تمشی علی استحیاء»؛ یعنی او با حیا و عفت حرکت میکرد.
از این تعبیر میتوان دریافت که حیا و حفظ عفت در زمان حضور اجتماعی، یکی از ویژگیهای مهمی است که قرآن در معرفی دختر جوان مؤمن بر آن تأکید دارد.
چرا دختران مدین از جمع مردان فاصله گرفتند؟
رفتار آن دو دختر در کنار چاه نیز نکات مهمی دارد.
نخست اینکه آنها در فاصلهای از گروه مردان ایستاده بودند و منتظر بودند تا چوپانها محل را ترک کنند. قرآن میفرماید:
«... وجد من دونهم امرأتین تذودان».
دوم اینکه پاسخ آنان به سؤال موسی کوتاه و روشن بود. آنها بدون وارد شدن به جزئیات، توضیح دادند که تا چوپانها نروند، گوسفندان خود را آب نمیدهند و پدرشان نیز پیرمردی سالخورده است.
این پاسخ نشان میدهد که آنها برادر یا محرم دیگری نداشتند که بتواند این مسئولیت را انجام دهد و به دلیل کهولت سن پدر، خودشان ناچار به انجام این کار بودند.
بنابراین، حضور آنان در چنین موقعیتی از روی انتخاب و بینیازی نبود، بلکه شرایط زندگی آنها را به انجام این مسئولیت وادار کرده بود.
«قوی و امین»؛ دو ویژگی مهم یک جوان
در ادامه این ماجرا، یکی از دختران به پدر خود پیشنهاد میکند که حضرت موسی(علیه السلام) را استخدام کند:
«قالت إحداهما یا أبت استأجره انّ خیرَ من استأجرتَ القویّ الأمین».
یعنی یکی از آن دو دختر گفت: پدرم! او را استخدام کن؛ بهترین کسی که میتوانی استخدام کنی، فردی نیرومند و امین است.
دختر، موسی را با دو ویژگی مهم معرفی میکند: قوی و امین.
قدرت او را در جریان آب کشیدن از چاه دیده بود و امانتداری او نیز در جریان بازگشت به خانه آشکار شده بود.
در برخی تفاسیر آمده است که موسی در مسیر بازگشت، جلوتر از دختر حرکت میکرد و تلاش داشت پشت سر او قرار نگیرد و نگاهش به او نیفتد. همین رفتار، از سوی دختر نشانهای از امانتداری و پاکدامنی موسی تلقی شد.
به این ترتیب، همانگونه که قرآن برای دختر جوان بر حیا و عفت تأکید میکند، برای پسر جوان نیز ویژگیهایی مانند قدرت، امانت، جوانمردی و پاکدامنی را برجسته میسازد.
رابطه دختر و پدر؛ یک نکته دیگر در داستان
نکته دیگری که در این ماجرا جلب توجه میکند، رابطه صمیمی و دوستانه دختر با پدر است. او با آرامش و صراحت به پدر پیشنهاد میکند موسی را به کار بگیرد.
این گفتوگوی صمیمانه میتواند نشاندهنده رابطه مناسب و اعتماد متقابل میان پدر و دختر باشد. از سوی دیگر، پیشنهاد استخدام موسی میتواند این معنا را نیز دربر داشته باشد که اگر فرد توانمندی وجود داشته باشد که بتواند مسئولیت کارهای دشوار را بر عهده بگیرد، شرایط برای دختران نیز آسانتر خواهد شد.
در این داستان، استخدام موسی چنین نقشی پیدا میکند و دختران دیگر مجبور نیستند برای انجام این کار سخت، در کنار چاه حاضر شوند.
الگویی برای دختران و پسران امروز
داستان حضرت موسی(علیه السلام) و دختران مؤمن مدین، تنها روایت یک اتفاق تاریخی نیست؛ بلکه مجموعهای از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری را پیش روی جوانان قرار میدهد.
دختران این داستان با حیا، عفت، وقار و مسئولیتپذیری معرفی میشوند و حضرت موسی(علیه السلام) نیز به عنوان جوانی قوی، امین، پاکدامن و جوانمرد شناخته میشود.
در ادامه این ماجرا، حضرت موسی(علیه السلام) با یکی از دختران مؤمن مدین ازدواج میکند و زندگی مشترک آنان شکل میگیرد.
از این منظر، داستان مدین در قرآن تصویری از پیوند میان حیا، عفت، جوانمردی، امانتداری و انتخاب شایسته ارائه میکند؛ ویژگیهایی که در نهایت میتوانند زمینهساز شکلگیری یک ازدواج سالم، زیبا و مبارک باشند.




نظر شما