بی حجاب ها چرا بی حجابی را هنجار شکنی نمی دانند؟/ تحولات رسانه ای و افزایش تحصیلات موجب بروز شکاف نسلی/ نهادهای متولی حجاب کار اقناعی نکرده اند

موضوع مرتبط دیگری که در این پژوهش در بررسی دلایل رعایت نشدن هنجارها و قواعد پوششی توسط اعضای جامعه به آن اشاره شده، اتکای آن‌ها به برداشت‌ها و تفاسیر فردی از مفهوم حجاب و عفاف است. مطابق یافته‌های این تحقیق، بیشتر افرادی که هنجارهای پوششی و معاشرتی را نقض می‌کنند، با اتکا به برداشت‌های فردی از حجاب و عفاف، خود را هنجارشکن نمی‌دانند؛ بلکه تغییر و تحولات ارزشی و هنجاری به وجود آمده در جامعه را اقتضای دوره جدید می‌دانند.

گروه اندیشه: بهاره رضایی در گزارشی از کتاب «پژوهشی در هنجارپذیری حجاب دختران» نوشته سیدمحسن میرسندسی، که در سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده، به تبیین جامعه‌شناختی نحوه پذیرش یا رد حجاب در میان دخترانی می‌پردازد که دارای مادرانی مقید به این دستور دینی هستند. این پژوهش داده‌بنیاد، که شایسته تقدیر در شانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی پژوهش فرهنگی شناخته شد، با شناسایی مقوله مرکزی «الگوپذیری اقناعی»، نقش محوریت مادر و فضای غالب خانواده را اصلی‌ترین عامل در بازتولید هنجار پوشش می‌داند. یافته‌های اثر نشان می‌دهد که تحولات رسانه‌ای، بالارفتن سطح تحصیلات و آستانه اقناعی نسل جدید، موجب بروز شکاف نسلی شده و ناکارآمدی رویکردهای دستوری را آشکار ساخته است. از سوی دیگر، خلأ کارکردی نهادهای متولی و تضعیف ساختاری خانواده، افراد را به سمت تفاسیر شخصی از عفاف و انطباق با الگوی گروه همسالان سوق داده است. محقق در نهایت، تغییر ریل سیاست‌گذاری فرهنگی از «فرد» به «خانواده» و اتخاذ رویکردهای آگاهانه و متقاعدکننده را تنها راهکار برون‌رفت از آشفتگی‌های موجود برمی‌شمارد. این گزارش را در ادامه می خوانید: 

****

 کتاب «پژوهشی در هنجارپذیری حجاب دختران» نوشته سیدمحسن میرسندسی و نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، یکی از شایستگان تقدیر گروه پژوهش‌های دینی و اسلامی شانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی پژوهش فرهنگی است.

در کتاب «پژوهشی در هنجارپذیری حجاب دختران» تلاش شده است پدیده هنجارگزینی و انتخاب نوع حجاب در میان دخترانی که دارای مادرانی با رعایت کامل حجاب بوده‌اند، از منظر فرآیند اجتماعی شدن آن‌ها مورد بررسی و فهم قرار گیرد. به عبارت دقیق‌تر این پژوهش می‌خواهد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که شرایط علی و مدل تبیینی در حفظ الگوی حجاب اسلامی دختران در میان خانواده‌های پایبند به این هنجار دینی چیست؟ به بیان دیگر، مسئله این تحقیق، تبیین پذیرش یا رد حجاب از سوی دخترانی است که دارای مادرانی معتقد و مقید به رعایت این دستور دینی هستند که محقق سعی کرده با پرداختن به وجوه اجتماعی و جامعه‌شناختی آن و نیز توجه به شکل‌گیری برساخت‌های اجتماعی در این موضوع و تحلیل تأثیر آن‌ها بر رفتار و انتخاب افراد موردمطالعه و درواقع از زاویه مباحث مرتبط با هنجارسازی اجتماعی به آن پاسخ دهد.

محقق در این اثر با استفاده از روش کیفی و داده‌بنیاد به مقوله هسته‌ای و مفهوم «الگوپذیری اقناعی» رسیده که با مدل تبیینی آن را تحلیل کرده است. در این میان مقولات انجام وظایف دینی، فضای غالبی خانواده، نوع رابطه با جنس مخالف، و به‌خصوص مقوله «تأثیر مادر» به‌عنوان اصلی‌ترین عوامل در میان موجبات علّی برای انتخاب نوع پوشش دختران شناخته شده و در نهایت، تضعیف ساختاری نهاد خانواده در چند دهه اخیر به‌عنوان یکی از زمینه‌های کاهش تأثیرگذاری آن بر فرزندان قلمداد شده است.

در توضیحات تفصیلی‌تر از این پژوهش باید گفت محقق به دنبال بررسی این است تا بداند خانواده به‌عنوان مرکز ثقل فرآیند جامعه‌پذیری و کانون اجتماعی‌کردن افراد تا چه اندازه و تحت چه شرایطی می‌تواند در بازتولید هنجار حجاب کامل در میان فرزندان دختر توفیق داشته باشد. طبق نتایج به‌دست آمده مهم‌ترین عامل شکل‌گیری و تحقق وضعیتی قابل قبول در این زمینه از طریق مادران و فضای غالب خانواده صورت می‌گیرد. هرقدر محیط خانواده و در محور آن مادر در قبال این مسئله، آگاهانه احساس مسئولیت کند و برای حفظ هنجاری که چه بسا به شکل طبیعی و سنتی از نسل‌های قبلی به آن‌ها منتقل شده است، تلاش مداوم و مؤثر داشته باشد، احتمال تکرار آن در فرزندان دختر بیشتر است.

بی حجاب ها چرا بی حجابی را هنجار شکنی نمی دانند؟/ تحولات رسانه ای و افزایش تحصیلات موجب بروز شکاف نسلی/ نهادهای متولی حجاب کار اقناعی نکرده اند

محقق در ادامه اشاره می‌کند با تغییرات ساختاری جامعه ایران و تحولات شگرف فضاهای رسانه‌ای و بالارفتن سطح تحصیلات در دو دهه اخیر جهشی چشمگیر در سطح آگاهی دختران رخ داده است. این افزایش آگاهی از یک سو باعث تشدید نوعی شکاف نسلی بین مادران و دختران و از سوی دیگر موجب بالارفتن آستانه اقناعی آن‌ها شده است.

از این‌رو در فرآیند بازتولید ارزش‌ها و هنجارها، خانواده‌هایی توفیق داشته‌اند که علاوه بر حساسیت‌های گفته شده، درک واقع‌بینانه‌ای از شرایط اجتماعی و فرهنگی داشته و متناسب با آن، با رویکردهای اقناعی و متقاعدگرایانه مناسب با نسل نوجوان و جوان خود برخورد کرده‌اند.

بخشی از یافته‌های این پژوهش به مسئله عدم تفکیک روشن و خلأ کارکردی نهادهای خانواده، مدرسه، دین و رسانه‌ها در موضوع حجاب اشاره می‌کند و اعلام می‌دارد که علی‌رغم اهمیت این هنجار در نظام فرهنگی و سیاسی جامعه، هنوز متولی مشخصی برای سامان دادن به مسائل فرهنگی پیرامون حجاب وجود ندارد که این ناهماهنگی‌ها از یک سو زمینه تضعیف نهاد خانواده و ظرفیت‌های لازم برای جامعه‌پذیری فرزندان را فراهم ساخته و از سوی دیگر موجب به هم خوردن تعادل و توازن شخصیتی در افراد شده و زمینه‌ساز بروز آشفتگی‌های فکری و رفتاری در آن‌ها گشته است.

رسیدن به این موضوع باعث شده محقق پیشنهاد کند نهادها و دستگاه‌های متولی امر فرهنگی، تا حدودی موضع خود را از واحد تحلیل فرد به خانواده تغییر دهند؛ چراکه به زعم او تاکنون خانواده به‌عنوان اصلی‌ترین واحد اجتماعی و محل نشو و نمای ابتدایی فرد، جایی در برنامه‌ریزی این نهادها و دستگاه‌ها نداشته است که شاید یکی از دلایل ناکارآمدی برخی از این نهادها نیز همین مسئله باشد.

به همین دلیل تأکید می‌کند که خانواده نباید رسانه‌ای در خدمت سایر نهادها باشد و نباید از حیث اقتصادی و فرهنگی وابستگی پیدا کند و ضمیمه نهادهای اقتصادی و سیاسی تلقی شود. به همین دلیل متذکر می‌شود  که درخصوص مسئله پوشش زنان و دختران چاره‌ای جز توجه همه‌جانبه و در تمام ابعاد ممکن به خانواده نیست.

موضوع مرتبط دیگری که در این پژوهش در بررسی دلایل رعایت نشدن هنجارها و قواعد پوششی توسط اعضای جامعه به آن اشاره شده، اتکای آن‌ها به برداشت‌ها و تفاسیر فردی از مفهوم حجاب و عفاف است. مطابق یافته‌های این تحقیق، بیشتر افرادی که هنجارهای پوششی و معاشرتی را نقض می‌کنند، با اتکا به برداشت‌های فردی از حجاب و عفاف، خود را هنجارشکن نمی‌دانند؛ بلکه تغییر و تحولات ارزشی و هنجاری به وجود آمده در جامعه را اقتضای دوره جدید می‌دانند.

درواقع مطابق این یافته‌ها، فقدان قواعد و استانداردهای بیرونی شده مشخص، موجب رجوع افراد به مراجعی چون مد، بافت جامعه و گروه همسالان شده و باعث شده افراد با اتکا بر برداشت‌های شخصی خود، رفتارها و پوشش‌های مختلفی بروز دهند که این باعث بی‌هنجاری جامعه می‌شود. بنابراین محقق یکی از گام‌های نهادی کردن فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه را، بیرونی‌کردن (عمل آگاهانه ارسال و صادرکردن جنبه‌های ذهنی یک ایده یا عمل فردی به خارج از خود) نحوه پوشش و رفتار مناسب و درست دانسته است.

او یکی دیگر از چالش‌های گریبان‌گیر موضوع حجاب از نظر فرهنگی را، تبلیغات ناکارآمد و ضعیف پیرامون آن در سطوح مختلف اجتماعی و رفع آن را مستلزم نوعی بازنگری و سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت‌های جاری جامعه در این بخش‌ها دانسته است.

کتاب «پژوهشی در هنجارپذیری حجاب دختران» در پنج فصل با عناوین «کلیات تحقیق»، «چارچوب مفهومی موضوع»، «روش انجام پژوهش»، «یافته‌های تحقیق» و «جمع‌بندی» و در ۳۴۰ صفحه تدوین شده و با قیمت ۱۱۰ هزارتومان از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی راهی بازار نشر شده است.

 ۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2270337

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین