۴ رفتار خطرناک که آرامش زندگی مشترک را نابود می‌کند

گاهی یک رابطه نه با یک دعوای بزرگ، بلکه با رفتارهایی مثل تحقیر، حساب‌کشی، تسلیم شدن و کنایه‌های مداوم آرام‌آرام فرسوده می‌شود. شناخت این الگوهای ارتباطی می‌تواند نخستین قدم برای جلوگیری از تنش، طلاق عاطفی و حتی جدایی باشد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زندگی مشترک همیشه با اختلاف و چالش همراه است، اما گاهی این شیوه برخورد زن و شوهر با یکدیگر است که یک اختلاف ساده را به تنش و فاصله عاطفی تبدیل می‌کند. برخی رفتارها ممکن است در نگاه اول عادی یا حتی از سر دلسوزی به نظر برسند، اما تکرار آنها می‌تواند آرامش خانواده را مختل کرده و رابطه زوجین را به سمت دلخوری، طلاق عاطفی و حتی جدایی سوق دهد.

شناخت الگوهای ارتباطی نادرست، نخستین قدم برای اصلاح روابط میان همسران است؛ چراکه همان‌طور که ارتباط سالم می‌تواند صمیمیت و رضایت زناشویی را افزایش دهد، ارتباط نادرست نیز به تدریج اعتماد، همدلی و احساس امنیت را در خانواده تضعیف می‌کند. در ادامه با چهار الگوی ارتباطی آشنا می‌شویم که می‌توانند زمینه‌ساز تنش در زندگی مشترک شوند.

بنابر روایت الشیعه، آنچه مسلم است، شناخت انواع الگوها و سبک‌های ارتباطی میان همسران، تنها به توصیف روابط آنها محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در پیش‌بینی و تبیین عملکرد خانواده و همچنین ارائه توصیه‌ها و راهکارهای مناسب درباره آن نقش داشته باشد. در واقع، مفهوم الگوی ارتباطی یا طرحواره‌های ارتباط، ساختاری علمی برای شناخت دنیای ظاهری خانواده است که بر پایه نوع تعامل زوجین با یکدیگر، گفته‌ها و رفتارهای آنها و معنایی که هر یک از این ارتباط‌ها برای طرفین دارد، تعریف می‌شود.

افزایش اختلافات و تعارضات زناشویی و همچنین خطر جدایی میان همسران، کارشناسان حوزه خانواده را بر آن داشته است تا برای کمک به بهبود روابط زوجین و ایجاد فضای سالم‌تر در خانواده، راهکارهایی ارائه دهند. هدف از این راهکارها آن است که زن و شوهر با شناخت و آگاهی بیشتر، برای تحکیم این پیوند مقدس تلاش کنند و کیفیت روابط خود را ارتقا دهند.

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین راهکارها در این زمینه، افزایش سطح آگاهی و شناخت زوجین از الگوهای ارتباطی نادرست و اشتباهی است که ممکن است میان آنها شکل بگیرد.

همان‌طور که ارتباط مؤثر میان زن و شوهر می‌تواند زمینه‌ساز شکوفایی فردی و خانوادگی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایت از زندگی مشترک شود، ارتباط غیرمؤثر نیز می‌تواند مانعی برای رشد و آرامش آنها باشد. چنین شیوه‌ای از ارتباط حتی ممکن است به عاملی برای سلب آسایش و آرامش روانی زوجین تبدیل شود و زمینه بروز سوءتفاهم، تعارض و تنش را فراهم کند؛ مسائلی که در ادامه می‌توانند به طلاق عاطفی و حتی طلاق رسمی منجر شوند.

از این رو، برخی از مهم‌ترین الگوهای ارتباطی نادرست در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 الگوهای ارتباطی غلط

۱. سازش و تسلیم‌پذیری

گاهی در زندگی مشترک دیده می‌شود که زن یا شوهر به‌طور مداوم تلاش می‌کند خودش را با رفتارها، خواسته‌ها و انتظارات همسرش هماهنگ کند؛ چه این انتظارات درست باشند و چه نادرست.

البته این وضعیت با سازگاری مثبت، صبر و بردباری که از الزامات هر زندگی مشترک و اجتماعی محسوب می‌شود، تفاوت دارد. منظور از تسلیم‌پذیری این است که زن یا مرد به هر شکل ممکن تلاش کند خود را با شرایط موجود وفق دهد.

برای نمونه، ممکن است فرد در برابر بدخلقی‌های مکرر همسرش تسلیم شود و همواره نظریات او را بپذیرد و مطابق خواسته‌هایش رفتار کند.

هرچند چنین رفتاری ممکن است در کوتاه‌مدت از میزان تنش میان زوجین بکاهد، اما این شیوه، راه‌حل درست و اساسی برای حل مشکلات زندگی مشترک محسوب نمی‌شود.

 ۲. تحقیر و سرزنش

در برخی خانواده‌ها، روابط میان اعضا با تحقیر، سرزنش، تندی، خشونت و رفتارهای اهانت‌آمیز همراه است.

گاهی یکی از اعضای خانواده مرتکب اشتباه یا خطایی می‌شود یا از نگاه ما، همسر یا فرزندمان آن‌گونه که انتظار داشته‌ایم رفتار نکرده است. در چنین شرایطی، سرزنش کردن فردی که از نظر ما مرتکب خطا شده، می‌تواند در او احساس حقارت ایجاد کند.

واکنش فرد در برابر این رفتار نیز معمولاً به یکی از دو شکل اتفاق می‌افتد؛ یا سکوت و تسلیم را انتخاب می‌کند که همان الگوی نادرست مرحله قبل است، یا در برابر رفتار طرف مقابل مقاومت و مقابله می‌کند.

در حالت دوم، این روند می‌تواند فضای خانواده را به سمت تنش، درگیری و جنجال سوق دهد و آرامش موجود در خانه را از بین ببرد.

۳. تحکم و حساب‌کشی کردن

گاهی در زندگی خانوادگی، زن یا شوهر به شکل مداوم درصدد بازجویی و حساب‌کشی از همسر خود است.

البته در یک خانواده سالم، لازم است اعضای خانواده از برنامه‌ها و فعالیت‌های یکدیگر اطلاع داشته باشند؛ اما هدف از این اطلاع‌رسانی باید کمک به اتخاذ بهترین تصمیم و انجام صحیح امور باشد، نه اینکه وسیله‌ای برای تسلط بر همسر و اعمال قدرت بر او شود.

اگر زن و شوهر به‌طور مستمر یکدیگر را تحت تحکم و حساب‌کشی قرار دهند، زندگی مشترک به تدریج در معرض خطر جدایی و فروپاشی قرار خواهد گرفت.

از سوی دیگر، اگر یکی از دو طرف همواره در برابر دیگری تسلیم شود، ممکن است به مرور وضعیتی روانی و عاطفی شکل بگیرد که در آن احساس مشترک و همدلی میان زوجین کاهش پیدا کند.

در چنین شرایطی، زن یا شوهر ممکن است دیگر همسر خود را محرم و تکیه‌گاه امن خویش نداند و به همین دلیل برای خود خلوت‌ها و گوشه‌های خاصی ایجاد کند؛ وضعیتی که با همدلی و وحدت روحیه‌ای که برای یک خانواده سالم ضروری است، مغایرت دارد.

۴. اغتشاش و سردرگمی

«اغتشاش» نیز یکی دیگر از شیوه‌های نادرست در روابط متقابل اعضای خانواده است.

در این نوع ارتباط، زن یا شوهر خواسته‌ها، انتظارات، گله‌ها و شکایت‌های خود را به صورت مستقیم بیان نمی‌کند، بلکه آنها را در قالب کنایه، اشاره، شکایت‌های غیرمستقیم یا حتی تعریف و تمجید مطرح می‌کند.

این جملات به شکل مستقیم خطاب به همسر بیان نمی‌شوند؛ با این حال، اگر همسر خود را مخاطب آن جمله یا عبارت بداند، نمی‌توان این برداشت را کاملاً رد کرد.

ویژگی مشترک در چنین موقعیت‌هایی این است که زن و شوهر نمی‌توانند خواسته‌ها و انتظارات خود را با اطمینان و آرامش بیان کنند؛ زیرا از واکنش تند یا مقاومت طرف مقابل هراس دارند.

در نتیجه، خواسته‌ها و توقعاتی که امکان بیان مستقیم آنها وجود ندارد، در قالب کنایه و اشاره مطرح می‌شوند. ادامه این روند نیز به جای آنکه به حل مسئله کمک کند، فضای روانی و عاطفی خانواده را دچار سردرگمی و اغتشاش می‌کند.

کد مطلب 2270583

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

آخرین اخبار