۰ نفر
۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۴
از مرگ ایدئولوژی تا تولد جبهه زندگی؛ درس شوروی

زندگی با کرامت، امنیت، آزادی، عدالت، رفاه و امید.اینجاست که معنای «جبهه» تغییر می‌کند. جبهه واقعی با جلسه نخبگان و بیانیه متولد نمی‌شود؛ از دل جامعه و از دل یک زبان مشترک متولد می‌شود...جبهه آینده، اگر شکل بگیرد، باید بر حداقل‌هایی روشن استوار باشد:ایران، تمامیت ارضی، کرامت انسان، حاکمیت قانون، آزادی، عدالت، اقتصاد مولد، مبارزه با فساد، گفت‌وگوی ملی و تنش‌زدایی.

گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی، رئیس اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر در دوره اصلاحات و مدس دانشگاه، در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، به موضوع درس های اتحاد جماهیر شوروی برای ایران امروز پرداخته است. این یادداشت را در ادامه می خوانید: 

****

 فروپاشی شوروی یک‌شبه رخ نداد؛سال‌ها پیش از فروپاشی سیاسی، اعتماد، سرمایه اجتماعی، کارآمدی اقتصادی و امید مردم فرسوده شده بود.درس تاریخ روشن است:«کشورها را فقط دشمن خارجی شکننده نمی‌کند؛ انباشته‌شدن خطاهای داخلی و ناتوانی در اصلاح، خطر اصلی است.»وقتی مالکیت ناامن شود، سرمایه می‌گریزد؛وقتی قانون پیش‌بینی‌ناپذیر شود، سرمایه‌گذاری می‌میرد؛وقتی تورم و فساد امید را می‌سوزاند، اعتماد فرو می‌ریزد؛و وقتی صدای متخصص و منتقد خاموش شود، حکومت از شنیدن واقعیت جامعه محروم می‌شود.

اما این متن، هشدار فروپاشی نیست؛هشدار ضرورت اصلاح پیش از رسیدن به نقطه بی‌بازگشت است.ایران هنوز سرمایه عظیم انسانی، فرهنگی، تاریخی و اقتصادی دارد؛اما فرصت اصلاح نامحدود نیست.جامعه نیز در حال عبور از منازعه‌های ایدئولوژیک و حرکت به سوی یک مطالبه بنیادین است:

زندگی.

زندگی با کرامت، امنیت، آزادی، عدالت، رفاه و امید.اینجاست که معنای «جبهه» تغییر می‌کند. جبهه واقعی با جلسه نخبگان و بیانیه متولد نمی‌شود؛ از دل جامعه و از دل یک زبان مشترک متولد می‌شود. ملی‌گرا دغدغه ایران دارد؛ دموکرات آزادی را می‌خواهد؛ اصلاح‌طلب اصلاح ساختار را؛سوسیالیست عدالت را؛ و انسان امروز، بیش از همه، حق زیستن و آینده‌ای قابل اعتماد می‌خواهد.نقطه اتصال همه این نیروها می‌تواند ایران و زندگی ایرانی باشد.

جبهه آینده، اگر شکل بگیرد، باید بر حداقل‌هایی روشن استوار باشد:ایران، تمامیت ارضی، کرامت انسان، حاکمیت قانون، آزادی، عدالت، اقتصاد مولد، مبارزه با فساد، گفت‌وگوی ملی و تنش‌زدایی.

اعتراض اجتماعی اگر به زبان سیاسی و نهادهای مدنی تبدیل نشود، فرسوده می‌شود؛ و سیاست اگر از جامعه جدا شود، به رقابت بر سر نمایندگی «ملتی فرضی» تبدیل خواهد شد. پس مسئله امروز فقط ساختن یک ائتلاف سیاسی نیست؛ ساختن زبان مشترک ایران است.

از شوروی باید آموخت که پیش از فروپاشی ساختارها، ممکن است معناها فروبریزد.اما از ایران امروز باید آموخت که هنوز می‌توان مسیر دیگری را انتخاب کرد:اصلاح پیش از اجبار؛گفت‌وگو پیش از تقابل؛صلح پیش از جنگ؛شفافیت پیش از فساد؛قانون پیش از سلیقه؛و امید پیش از مهاجرت و گسست اجتماعی.

ایران هنوز فرصت دارد؛اما این فرصت ابدی نیست.«تاریخ به ملت‌ها دو انتخاب می‌دهد:یا شجاعانه حقیقت را ببینند و خود را اصلاح کنند،یا آن‌قدر حقیقت را انکار کنند تا بحران، اصلاح را به آنها تحمیل کند.»و شاید بزرگ‌ترین جبهه امروز، نه جبهه چپ باشد و نه راست؛نه اصلاح‌طلب باشد و نه اصولگرا؛بلکه جبهه ایران و زندگی باشد.

نه فروپاشی؛ اصلاح.نه انتقام؛ آشتی ملی.نه جنگ؛ صلح و ثبات.نه حذف دیگری؛ گفت‌وگوی ملی.نه نجات ایدئولوژی؛ نجات ایران.وقتی «زندگی» محور سیاست شود،جبهه مردمی دیگر با دستور ساخته نمی‌شود؛خودِ جامعه آن را خواهد ساخت.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2271343

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین