روزی که انسان‌ها هراسان از قبرها بیرون می‌آیند؛ با چه صحنه‌ای روبه‌رو خواهند شد؟

روزی فرا می‌رسد که انسان‌ها با شتاب از قبرها بیرون می‌آیند و دیگر راهی برای فرار از حقیقت و نتیجه اعمال باقی نمانده است؛ اما قرآن پیش از رسیدن آن روز، یک فرصت مهم برای بازگشت و استغفار پیش روی انسان می‌گذارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات پایانی سوره معارج، صحنه‌ای هولناک از روز قیامت را به تصویر می‌کشد؛ روزی که انسان‌ها از قبرهای خود خارج می‌شوند و با شتاب به سوی صحنه قیامت حرکت می‌کنند؛ روزی که دیگر هیچ راهی برای فرار از حقیقت و پیامد اعمال باقی نمانده است.

بنابر روایت فارس، در پایان سوره معارج، قرآن کریم بار دیگر بر قدرت بی‌نهایت خداوند و ناتوانی انسان در گریز از سرنوشت الهی تأکید می‌کند. آیات ۴۰ تا ۴۴ با سوگند به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها آغاز می‌شود:

«فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ»

این تعبیر، اشاره‌ای به مالکیت و تدبیر خداوند بر همه جهات عالم دارد. از منظر علامه طباطبایی، تعبیر «مشارق و مغارب» بیانگر احاطه کامل خداوند بر نظام هستی است؛ خدایی که هیچ بخش و نقطه‌ای از عالم از حوزه قدرت و تدبیر او خارج نیست.

در ادامه، خداوند می‌فرماید که می‌تواند انسان‌هایی بهتر از آنان را جایگزین کند:

«عَلَیٰ أَن نُّبَدِّلَ خَیْرًا مِّنْهُمْ»

بر این اساس، مخالفت و سرپیچی انسان‌ها نمی‌تواند خللی در اراده الهی ایجاد کند. اگر گروهی حقیقت را نپذیرند، مسیر الهی متوقف نمی‌شود؛ بلکه این انسان است که با رویگردانی از حق، فرصت حضور در این مسیر را از خود می‌گیرد.

چرا انسان از یاد قیامت فرار می‌کند؟

آیات پایانی سوره معارج، وضعیت کسانی را به شکلی تکان‌دهنده بیان می‌کند که در برابر حقیقت مقاومت کرده‌اند. آنان در حالی که همچنان سرگرم زندگی و غفلت خود هستند، ناگهان با صحنه قیامت روبه‌رو می‌شوند.

قرآن درباره آن روز می‌فرماید:

«یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا»

روزی که انسان‌ها با شتاب از قبرهای خود بیرون می‌آیند.

در آن روز، چشم‌ها خاشع و آثار ترس و هراس در وجود انسان‌ها آشکار است. آنان چنان پریشان و آشفته‌اند که گویی با سرعت به سوی نشانه‌ای برپا شده حرکت می‌کنند.

اما این پایان، نتیجه همان بی‌توجهی و غفلتی است که در دنیا داشته‌اند. در نگاه المیزان، مسئله اصلی این نیست که انسان هیچ اطلاعی از قیامت نداشته است؛ بلکه مشکل آنجاست که حقیقت قیامت را جدی نگرفته و زندگی خود را بر اساس باور به آن سامان نداده است.

قرآن در پایان این بخش می‌فرماید:

«ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ»

این همان روزی است که به آنان وعده داده می‌شد.

روزی که انسان‌ها هراسان از قبرها بیرون می‌آیند؛ با چه صحنه‌ای روبه‌رو خواهند شد؟

پس قیامت یک اتفاق ناگهانی و بدون هشدار قبلی نیست. بارها درباره آن به انسان هشدار داده شده است، اما انسان غافل تا رسیدن آن روز، این هشدارها را نادیده گرفته است.

مأموریتی که نوح با «انذار» آغاز کرد

پس از پایان سوره معارج، سوره نوح آغاز می‌شود و داستان یکی از پیامبران بزرگ الهی در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. نخستین آیات این سوره، مأموریت حضرت نوح(ع) را چنین بیان می‌کند:

«أَنْ أَنذِرْ قَوْمَکَ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»

انذار تنها به معنای ترساندن انسان نیست؛ بلکه آگاه کردن او از نتیجه راهی است که انتخاب کرده است. حضرت نوح(ع) مأمور شد پیش از فرارسیدن عذاب، قوم خود را متوجه حقیقت و عاقبت مسیرشان کند.

او سپس پیام خود را با صراحت بیان می‌کند:

«اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ»

خدا را عبادت کنید، تقوا پیشه کنید و از من اطاعت کنید.

این سه فرمان را می‌توان سه گام اساسی در مسیر اصلاح انسان دانست: بازگشت به توحید، اصلاح رفتار بر مبنای تقوا و در نهایت پذیرفتن هدایت و راهنمایی پیامبر الهی.

 نوح؛ پیامبری که راه توبه را هم نشان داد

یکی از نکات مهم در آغاز سوره نوح این است که دعوت حضرت نوح(ع) تنها با هشدار درباره عذاب همراه نیست، بلکه راه بازگشت و بهره‌مندی از رحمت الهی نیز به مردم نشان داده می‌شود.

خداوند از زبان نوح(ع) می‌فرماید:

«یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی»

یعنی بازگشت به سوی خدا تنها به معنای نجات از عذاب نیست؛ بلکه دریچه‌ای به سوی رحمت الهی نیز هست. حضرت نوح(ع) به قوم خود وعده می‌دهد که اگر مسیر اصلاح را برگزینند، خداوند آنان را مورد آمرزش قرار خواهد داد و تا زمانی معین به آنان مهلت خواهد بخشید.

روزی که انسان‌ها هراسان از قبرها بیرون می‌آیند؛ با چه صحنه‌ای روبه‌رو خواهند شد؟

علامه طباطبایی بر ارتباط میان استغفار و گشایش در زندگی تأکید می‌کند؛ زیرا گناه و سرکشی، انسان را از مسیر طبیعی خیر و برکت دور می‌سازد و بازگشت به سوی خدا می‌تواند زمینه برطرف شدن این موانع را فراهم کند.

 وقتی دعوت آشکار و پنهان نتیجه نمی‌دهد

حضرت نوح(ع) در ادامه از تلاش‌های فراوان خود برای هدایت قومش سخن می‌گوید:

«قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا»

او شب و روز قوم خود را به سوی حق فراخواند، اما این دعوت‌ها نتیجه‌ای نداشت. سپس می‌فرماید:

«ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا»

یعنی آنان را آشکارا دعوت کردم و پس از آن، دعوت خود را به صورت پنهانی نیز ادامه دادم.

این آیات نشان می‌دهد که برای دعوت و اصلاح انسان‌ها نمی‌توان تنها به یک روش اکتفا کرد. پیامبر گاهی به صورت عمومی و آشکار سخن می‌گوید و گاهی از گفت‌وگوی خصوصی و پنهانی برای هدایت افراد استفاده می‌کند.

با این حال، مشکل قوم نوح(ع) کمبود دلیل یا کوتاهی پیامبر نبود؛ آنان به جای پذیرش حقیقت، بر لجاجت و مخالفت خود افزودند.

استغفار؛ راهی برای گشوده شدن درهای رحمت

حضرت نوح(ع) در آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح، استغفار را به عنوان یکی از مهم‌ترین راه‌های بازگشت به سوی خدا معرفی می‌کند:

«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا»

پس از آن، به آثار و پیامدهای استغفار اشاره می‌شود؛ از جمله نزول باران فراوان، افزایش اموال و فرزندان و قرار گرفتن باغ‌ها و نهرها در اختیار انسان.

البته این وعده را نباید به معنای یک رابطه ساده و مکانیکی میان استغفار و رفاه مادی دانست. استغفار واقعی تنها بر زبان آوردن یک عبارت نیست، بلکه بازگشت انسان از مسیر گناه و فساد به راه عبودیت و اصلاح است. چنین بازگشتی می‌تواند زمینه نزول خیر و برکت الهی را فراهم کند.

از همین رو، ارتباط پایان سوره معارج با آغاز سوره نوح نیز معنایی عمیق دارد. سوره معارج انسان غافل را در برابر حقیقت قیامت قرار می‌دهد و سوره نوح راه بازگشت از این غفلت را نشان می‌دهد.

پیش از آنکه وعده الهی به حقیقتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شود، هنوز فرصت برای «استغفار» و بازگشت به سوی خدا وجود دارد.

تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۷۰ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید.

کد مطلب 2272903

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

آخرین اخبار