به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیین بدرقه جواد مجابی (۱۴۰۵- ۱۳۱۸)؛ نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری صبح چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ از مقابل خانهاش (مجتمع کوی نویسندگان- بلوک شماره ۳)، به سوی امامزاده طاهر کرج برگزار شد. ازجمله حاضران در این مراسم که اجرای آن بر عهده پوریا سوری (شاعر) قرار داشت، محمود دولتآبادی (نویسنده)، هوشنگ گلمکانی (منتقد و مترجم سینما)، پری ملکی (خواننده)، گلی امامی (مترجم)، محمد قاسمزاده (نویسنده و پژوهشگر)، نگار اسکندرفر (مدیر موسسه فرهنگی هنری «کارنامه»)، احمد پوری (نویسنده و مترجم)، اصغر همت (بازیگر)، حافظ موسوی (شاعر)، سیروس علینژاد (روزنامهنگار)، امیرحسن چهلتن (نویسنده)، رضا سرور (منتقد و مترجم تئاتر)، پوریا عالمی (نویسنده و طنزپرداز)، مهدی مظفری ساوجی (شاعر)، شهاب مقربین (شاعر)، سیدمحمد حسینی (نویسنده)، یغما گلرویی (ترانهسرا) و... بودند.

رضا سرور؛ نویسنده، مترجم، پژوهشگر و منتقد تئاتر در مراسم تشییع پیکر جواد مجابی با اشاره به ویژگیهای چندوجهی آثار این هنرمند گفت: «سنت جامعالاطراف بودن، نه یک امتیاز ویژه، بلکه نوعی توانایی اجباری برای هنرمندی است که در عصر استیلای استبداد خواهان سخن گفتن با مردم است.»
او افزود: «مجابی بهعنوان نویسندهای جامعالاطراف، طی شش دهه فعالیت پربار هنری، آثار متنوعی آفرید اما بهرغم تنوع این آثار، بهوضوح میتوان دید که ذهنیتی واحد در فراسوی آنها نهفته است.»
سرور ادامه داد: «این ذهنیت واحد، چه به هنگام آفرینش آثار ادبی و چه در نگارش آثار تحقیقی، همواره سه مؤلفه را به دقت در نظر دارد؛ تاریخنگری، طنز و تمثیل.»
او درباره تاریخنگری در آثار مجابی گفت: «مجابی همیشه نگاهی تاریخی به موضوعات داشت. گاه این نگاه تاریخی، مانند آنچه در رمان «مومیایی» میگذرد، تاریخ احتضار یک ملت را بازنمایی میکند. گاهی، مانند آنچه در منظومه «بر بام بم» میبینیم، شاعر تاریخ تیره و اندوهبار میهن را از ورای کنگرههای ویران مینگرد و گاهی همین تاریخنگری خود را در میل سوزان او به نگارش تاریخ طنز ادبی یا تاریخ نقاشی معاصر نشان میدهد.»
سرور افزود: «در هر فرم و قالبی که مجابی بدان پرداخت، فهم هر پدیدهای تنها در چشمانداز تاریخی آن معنا مییافت.»
این منتقد تئاتر، مؤلفه دوم آثار مجابی را طنز دانست و گفت: «مؤلفه دوم، طنزی است که او بدان شهره است. طنز مجابی برآمده از نگاه تغییرآمیز او به وضعیت بشری است. از نخستین کتابش، «آقای ذوزنقه»، تا «شب ملخ» و «ایالات نیست در جهان» همواره نگاه طنزآمیز مجابی خواننده را به حیرت و بازاندیشی در عادات و عقاید مألوف فرامیخواند.»
او ادامه داد: «چنین طنزی، تقاطع خویش با تاریخ را در رمان «عبید بازمیگردد» به بارزترین شکل ممکن آشکار میسازد.»
سرور درباره سومین مؤلفه آثار مجابی نیز گفت: «تمثیل، تکنیک دلخواه مجابی بود که آن را از میراث ادب فارسی برگرفته بود و با آن رمانی تمثیلی مانند «شهروندان» یا داستانهای کوتاهی مانند «مرگ در کاسه سر» و «گیاهیست کاملاً معمولی» را نوشت.»
او افزود: «واضح است که این آثار تمثیلی ریشههای عرفانی نداشتند، بلکه تمثیلهای اجتماعی و سیاسی بودند که برای عبور از سد سانسور، در پرده سخن میگفتند.»
سرور با اشاره به چندوجهی بودن شخصیت و کارنامه هنری مجابی اظهار کرد: «از ویژگیهای نویسندگان جامعالاطراف یکی آن است که تصویری واحد از آنها در ذهن دیگران وجود ندارد. ممکن است کسی مجابی را با «پسرک چشمآبی» که در کودکی خوانده به یاد آورد، دیگری او را با «شب ملخ» بشناسد و فرد دیگری با اشعار یا مقالات تحقیقیاش.»
او گفت: «درواقع، تصویر مجابی بهعنوان نویسنده در آینههای متفاوت هنری تکثیر شده است. ممکن است گاهی یکی از این تصاویر، به فراخور حوادث اجتماعی یا خاطرات فردی، در ذهن دیگری غلبه کند؛ اما در صورت خوانش دقیق آثار، تصاویر گوناگون با برهمنمایی خود، تصویری جامع از نویسندهای عاشق فرهنگ به ما ارائه خواهند کرد.»
سرور ادامه داد: «اگرچه من تصاویر متعددی از او در ذهن دارم، اما تصویری که امروز در خاطرم هست، برآمده از یکی از آخرین گفتوگوهایمان است. در بحبوحه جنگ، هنگام صحبت درباره ایران، به ناگهان مکثی کرد و گفت از میان تمام حرفهایی که درباره ایران گفته شده، گفتار مصدق را از همه شاعرانهتر و زیباتر یافته است؛ اینکه این وطن معشوقه ماست.»
او افزود: «چه درون وطن باشی و چه در غربت، خیال معشوق دمی تو را به خود وام نمیدارد. مجابی عمری عاشقانه برای اعتلای فرهنگ وطنش کوشید و عاقبت تا ساعاتی دیگر در آغوش معشوق خویش آرام خواهد گرفت.»
پس از صحبتهای رضا سرور، یغما گلرویی؛ شاعر و ترانهسرا شعری را که در وصف مجابی سروده بود برای حاضران خواند.
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
۲۴۲۲۴۲




نظر شما