از شیخ رفعت تا عبدالباسط؛ رازهای عصر طلایی قرائت قرآن در مصر چه شد؟

صدای قاریان مصری زمانی از رادیوهای جهان اسلام شنیده می‌شد و نام‌هایی چون شیخ محمد رفعت، مصطفی اسماعیل، عبدالباسط و منشاوی به نماد هنر قرائت قرآن تبدیل شده بودند؛ اما این هنر که روزگاری یکی از مهم‌ترین ابزارهای فرهنگی مصر بود، با ظهور نوار کاست، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وارد مرحله‌ای تازه شد. روایت تاریخ قرائت قرآن در مصر، از نخستین صداهای ضبط‌شده تا دوران طلایی نوابغ تلاوت و سپس کاهش مرکزیت این کشور، داستان فراز و نشیب هنری است که هنوز صدای آن در سراسر جهان اسلام شنیده می‌شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تاریخ هنر قرائت قرآن در جهان اسلام، به‌خصوص در مصر، تنها به دوره‌ای که ضبط صدا و رادیو پدیدار شد محدود نمی‌شود. تلاوت قرآن هنری ریشه‌دار است که از سده‌های نخستین اسلام و با شکل‌گیری سنت «تلاوت با نغمه» به‌تدریج رشد کرد و در نهایت به یکی از جلوه‌های مهم قدرت نرم فرهنگی مسلمانان تبدیل شد. این هنر در بسترهایی مانند تلاوت‌های جمعه، اذان، مراسم عبادی و حمایت حکومت‌ها مسیر تکامل خود را طی کرد و به جایگاهی هنری و اجتماعی دست یافت.

با وجود آنکه مصر به عنوان خاستگاه اصلی هنر تلاوت در جهان اسلام شناخته می‌شود، فضای رسانه‌ای امروز این کشور با پدیده‌ای نگران‌کننده روبه‌رو است؛ به‌تدریج مکاتب اصیل قرائت در حال فراموشی هستند و ارتباط میان نسل جدید قاریان و میراث استادان گذشته نیز کم‌رنگ شده است. در چنین شرایطی، بخشی از تلاوت‌های تجاری و سطحی جایگزین قرائت‌های عمیق، هنرمندانه و تأمل‌برانگیز شده‌اند و فنون دقیقی همچون وقف، ابتدا، لحن و تجوید که حاصل تجربه چندین نسل از استادان مصری است، آن‌گونه که باید ثبت، معرفی و منتقل نمی‌شود.

بنابر روایت ایکنا در سلسله گزارش‌هایی که روند شکل‌گیری و تحول این هنر را از «مکتب قدیم» تا ظهور «نوابغ تلاوت» بازخوانی میکند و ضمن بررسی آسیب‌های وضعیت کنونی، میان فنون اصیل قرائت مصری و نیازهای هنری مخاطب امروز پیوندی دوباره ایجاد کند. هدف آن است که هنر تلاوت از یک «آیین صرفاً تقلیدی» فاصله گرفته و بار دیگر به جریانی زنده، پویا و خلاق تبدیل شود.

تلاوت‌های فاخر امروز نیز ریشه در همین مکتب سنتی مصر دارند و شناخت مسیر تاریخی شکل‌گیری این هنر، برای درک اصالت آن ضروری است. از سوی دیگر، بررسی سبک‌ها و نوآوری‌های قاریان پیشگام مصری می‌تواند الگوی مناسبی برای قاریان جوان باشد تا سطح فنی و معنوی تلاوت خود را ارتقا دهند.

آغاز عصر ضبط صدا و نخستین تلاوت‌های ثبت‌شده

روزنامه «الیوم السابع» در گزارشی درباره تاریخ قرائت قرآن در مصر نوشته است که اگرچه فناوری ضبط صدا در سال ۱۹۰۳ وارد این کشور شد، اما هنر تلاوت چند دهه زمان نیاز داشت تا با این فناوری جدید همراه شود.

در نخستین سال‌های فعالیت شرکت‌های ضبط صدا در مصر، قاریان بزرگ چندان تمایلی به ثبت تلاوت‌های خود نداشتند. این احتیاط تنها به قاریان قرآن محدود نمی‌شد و خوانندگان نیز نسبت به اختراع جدید تردید داشتند. آنان ترجیح می‌دادند چند سال صبر کنند و ابتدا موفقیت فناوری ضبط صدا را با صدای خوانندگان درجه دو مشاهده کنند.

در مورد تلاوت قرآن، این احتیاط دلایل بیشتری داشت. هرگاه فناوری یا شیوه جدیدی در ارتباط با قرآن مطرح می‌شد، احتمال وجود ملاحظات شرعی باعث می‌شد پذیرش آن با احتیاط بیشتری صورت گیرد. از این رو، استفاده از فناوری ضبط صدا نیز تا زمانی که کارآمدی و مقبولیت آن اثبات نشد، با تردید همراه بود.

مدت زمان کوتاه ضبط صدا در سال‌های نخست نیز یکی دیگر از موانع بود. در ابتدا امکان ضبط بیش از سه دقیقه وجود نداشت و بعدها این زمان به شش دقیقه رسید؛ زمانی که طبیعتاً برای ثبت یک تلاوت کامل و نشان دادن ابعاد واقعی هنر قاریان آن دوره کافی نبود.

 قدیمی‌ترین قرائت ضبط‌شده در مصر

قدیمی‌ترین نمونه ضبط‌شده‌ای که امروزه از تلاوت قرآن در مصر در دسترس است، به سال ۱۹۰۵ بازمی‌گردد؛ تلاوتی از شیخ محمد سلیم که مربوط به سوره مبارکه مریم است. یک سال بعد نیز تلاوت دیگری از او از سوره یوسف ضبط شد.

با این حال، اطلاعات چندانی درباره شیخ محمد سلیم در دست نیست و حتی مشخص نیست که او از قاریان حرفه‌ای و برجسته آن دوران بوده یا اینکه یک خواننده بوده که تلاوت قرآن او به عنوان بخشی از آزمایش‌های اولیه شرکت‌های ضبط صدا ثبت شده است. وجود صفحه‌های ضبط‌شده آواز او نیز بر ابهام درباره جایگاه دقیق او در میان قاریان آن دوره افزوده است.

بررسی تاریخ قاریان بزرگ مصر در ۲۵ سال نخست قرن بیستم، چهار نام دیگر را نیز پیش روی ما قرار می‌دهد؛ قاریانی که متأسفانه صوت تلاوتشان به امروز نرسیده است: محمود القیسونی، حسین الصواف، حنفی برعی و شیخ احمد ندا.

شیخ احمد ندا در میان این افراد جایگاه ویژه‌ای داشت و به عنوان یکی از چهره‌های برجسته هنر تلاوت شناخته می‌شد. او در سال ۱۹۳۲، یعنی دو سال پیش از افتتاح رادیو، از دنیا رفت.

از شیخ رفعت تا عبدالباسط؛ رازهای عصر طلایی قرائت قرآن در مصر چه شد؟

 رادیو و آغاز جاودانگی شیخ محمد رفعت

افتتاح رادیو در مصر را می‌توان یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تاریخ معاصر قرائت قرآن دانست؛ رویدادی که باعث شد نام و صدای قاریان برای نسل‌های بعدی ثبت و ماندگار شود.

شیخ محمد رفعت (۱۸۸۲-۱۹۵۰م) از نخستین چهره‌های بزرگ این دوره بود. او در ۳۱ مه ۱۹۳۴ با صدای خود رادیو مصر را افتتاح کرد و به همین دلیل، نامش به عنوان یکی از بنیان‌گذاران جایگاه نوین هنر قرائت در تاریخ ثبت شد.

البته شهرت شیخ رفعت سال‌ها پیش از افتتاح رادیو شکل گرفته بود. صدای متفاوت، زیبایی منحصربه‌فرد و احساس عمیق او هنگام تلاوت، جایگاه ویژه‌ای برایش ایجاد کرده بود؛ اما رادیو سبب شد این شهرت از مرزهای محلی فراتر رفته و برای نسل‌های آینده نیز ماندگار شود.

رفعت حدود یک دهه از قدرتمندترین قاریان از نظر محبوبیت و حضور در فضای عمومی بود و به یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های رادیو تبدیل شد؛ جایگاهی که در آن دوران تنها چهره‌هایی مانند ام‌کلثوم و عبدالوهاب می‌توانستند با او رقابت کنند. بیماری در سال ۱۹۴۳ او را از ادامه تلاوت بازداشت، اما محبوبیت و جایگاه ویژه‌اش در میان شنوندگان تا امروز حفظ شده است.

در نسل شیخ رفعت، قاری دیگری نیز حضور داشت که از او بزرگ‌تر بود و قدیمی‌ترین قاری مشهور به شمار می‌رفت که بخشی از صدایش به زمان ما رسیده است؛ شیخ علی محمود (۱۸۷۸-۱۹۴۳م).

شیخ علی محمود علاوه بر قاری بودن، خواننده و منشد نیز بود و در دهه ۱۹۲۰ میلادی چندین صفحه آواز از او ضبط شد. با این حال، تنها شش نمونه ضبط‌شده از تلاوت‌های او به دست ما رسیده که احتمالاً در جلسات خصوصی ثبت شده‌اند.

 عبدالفتاح شعشاعی؛ قاری نسل دوم رادیو

پس از شیخ رفعت، یکی از مهم‌ترین چهره‌های آن نسل شیخ عبدالفتاح شعشاعی (۱۸۹۰-۱۹۶۲م) بود که دومین قاری به شمار می‌رفت که در رادیو به تلاوت پرداخت.

شعشاعی فعالیت خود را ابتدا در عرصه آواز آغاز کرده بود و بعدها به سمت قرائت قرآن رفت. اگرچه تنها تعداد محدودی از تلاوت‌های او به ما رسیده است، اما همان آثار باقی‌مانده نشان‌دهنده صدای قدرتمند و جایگاه بلند او در هنر قرائت است.

او عمر طولانی‌تری نسبت به بسیاری از قاریان هم‌نسل خود داشت و خوشبختانه بخش قابل‌توجهی از آثار صوتی‌اش باقی مانده است. این آثار نشان می‌دهند که شعشاعی توان و درخشش صوتی خود را تا آخرین سال‌های زندگی حفظ کرده بود.

عصر طلایی هنر مقدس قرائت قرآن

در دهه ۱۹۳۰ میلادی، گروه دیگری از قاریان به رادیو پیوستند که از میان آنها می‌توان به شیخ طه الفشنی (۱۹۰۰-۱۹۷۱م) و شیخ عبدالعظیم زاهر (۱۹۰۴-۱۹۷۱م) اشاره کرد.

در همین دوره، دو قاری جوان نیز که پیش از رسیدن به ۲۰ سالگی وارد عرصه تلاوت شده بودند، یعنی شیخ ابوالعینین شعیشع (۱۹۲۲-۲۰۱۱م) و شیخ کامل یوسف البهتیمی (۱۹۲۲-۱۹۶۹م)، مدتی در رادیو به تلاوت پرداختند. این دو سپس برای مدتی از رادیو فاصله گرفتند و در دهه ۱۹۴۰ میلادی بار دیگر به این رسانه بازگشتند.

دهه ۱۹۴۰ و سال‌های ابتدایی دهه بعد را باید یکی از دوره‌های مهم در تاریخ قرائت مصر دانست؛ دوره‌ای که گروهی از قاریان برجسته وارد رادیو شدند و بعدها به دلیل نقششان در توسعه هنری قرائت، افزایش محبوبیت این هنر و غنای آثار صوتی برجای‌مانده، جایگاهی ماندگار پیدا کردند.

 مشهورترین و تأثیرگذارترین قاریان مصر

در میان قاریان برجسته این دوره، نام‌هایی همچون محمود خلیل الحصری (۱۹۱۷-۱۹۸۰م)، محمود علی البنا (۱۹۲۶-۱۹۸۵م)، عبدالباسط محمد عبدالصمد (۱۹۲۷-۱۹۸۸م) و محمد صدیق منشاوی (۱۹۲۰-۱۹۶۹م) دیده می‌شود.

شیخ شعیشع و شیخ البهتیمی نیز که پیش از این گروه وارد رادیو شده بودند، از چهره‌های مهم این نسل به شمار می‌رفتند.

با این حال، چهره محوری این دوره و یکی از تأثیرگذارترین و خلاق‌ترین قاریان تاریخ تلاوت، شیخ مصطفی اسماعیل (۱۹۰۵-۱۹۷۸م) بود.

مصطفی اسماعیل؛ نقطه عطف تحول در هنر تلاوت

ورود شیخ مصطفی اسماعیل به رادیو نیز مسیری متفاوت با بسیاری از قاریان داشت. او از جایگاهی بالاتر، یعنی کاخ سلطنتی، وارد رادیو شد.

مصطفی اسماعیل در سال ۱۹۴۴ میلادی، پس از آنکه در قاهره تلاوتی انجام داد و مورد توجه و تحسین قرار گرفت، از روستای خود در طنطا به کاخ سلطنتی دعوت شد. او به مدت هشت سال به عنوان قاری کاخ سلطنتی فعالیت کرد تا اینکه در سال ۱۹۵۲م حکومت پادشاهی مصر سقوط کرد.

رادیو پیش از آنکه مصطفی اسماعیل رسماً به عنوان قاری در آن فعالیت کند، تلاوت‌های او را از کاخ پخش می‌کرد. پس از آن نیز او به جمع قاریان رادیو پیوست و به یکی از چهره‌های اصلی این رسانه تبدیل شد.

بزرگ‌ترین تحول هنری در هنر قرائت را می‌توان در شیوه مصطفی اسماعیل مشاهده کرد. او با توانایی صوتی گسترده‌ای که در اختیار داشت، تلاوت را از ساختارهای طولانی و صرفاً آهنگین به قرائتی جذاب‌تر و دلنشین‌تر تبدیل کرد؛ قرائتی که با انتظار و ذائقه مخاطب ارتباط بیشتری برقرار می‌کرد.

این تحول هنری باعث شد شکل تعامل مردم با تلاوت قرآن نیز تغییر کند. مخاطبان در مساجد، اجتماعات عمومی، مراسم تشییع جنازه و دیگر مناسبت‌ها ارتباط بیشتری با تلاوت برقرار کردند و این تغییر را می‌توان به‌وضوح در آثار ضبط‌شده شیخ مصطفی اسماعیل مشاهده کرد.

قاریان هم‌دوره او نیز از این تحولات تأثیر پذیرفتند و بسیاری از نوآوری‌های هنری او به تدریج به بخشی از قواعد و الگوهای رایج در هنر تلاوت تبدیل شد.

 تلاوت مصری؛ یکی از ابزارهای قدرت نرم جهان اسلام

از دهه ۱۹۵۰ میلادی، هنر تلاوت قرآن به یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت نرم فرهنگی مصر و جهان اسلام تبدیل شد.

قاریان به چهره‌هایی شناخته‌شده و محبوب در جامعه تبدیل شدند و هر سال برای تلاوت قرآن به کشورهای مختلف عربی، اسلامی و حتی کشورهای غیرمسلمان دعوت می‌شدند.

قاریان مصری در کشورهایی مانند مراکش و اندونزی نیز محبوبیت گسترده‌ای پیدا کردند. به تدریج، سبک قرائت مصری که محصول همین نسل از قاریان بود، به الگوی رسمی و غالب تلاوت در بخش بزرگی از جهان اسلام تبدیل شد؛ سبکی که در نقاط مختلف جهان شنیده و توسط قاریان بسیاری تقلید می‌شد.

از شیخ رفعت تا عبدالباسط؛ رازهای عصر طلایی قرائت قرآن در مصر چه شد؟

دهه ۱۹۶۰ و آغاز کاهش مرکزیت قرائت مصر

دهه ۱۹۶۰ میلادی همچنان با رونق ضبط تلاوت‌ها همراه بود و محصولات تازه‌ای نیز در حوزه قرائت قرآن پدیدار شد.

یکی از مهم‌ترین این تحولات، تولید «قرآن ترتیل» بود که نخستین بار توسط شیخ محمود خلیل الحصری در سال ۱۹۶۰ ضبط شد. در سال‌های بعد، چهار قاری بزرگ دیگر نیز این مسیر را ادامه دادند. این اتفاق راه تازه‌ای برای شنیدن و بهره‌گیری از قرائت‌های قرآن در اختیار مخاطبان قرار داد.

در همین دوره، برای نخستین بار یک مستند صوتی از کل قرآن نیز تولید شد و پس از آن نمونه‌های دیگری از چنین آثار صوتی شکل گرفت.

رادیو مصر در دهه ۱۹۶۰ تعدادی از قاریان مستعد را نیز به مخاطبان معرفی کرد؛ قاریانی با سطوح مختلف توانایی که اگرچه آثار قابل‌توجهی داشتند، اما در زمینه خلاقیت و محبوبیت نتوانستند به جایگاه قاریان نسل‌های پیشین برسند.

این مسئله ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد؛ از تغییر شرایط فنی رادیو گرفته تا تغییر تدریجی ذائقه شنیداری جامعه.

از مشهورترین قاریانی که در دهه ۱۹۶۰ به رادیو پیوستند می‌توان به ابراهیم الشعشاعی، محمد عبدالعزیز حصان، احمد محمد عامر و محمد احمد شبیب اشاره کرد.

 از نوار کاست تا اینترنت؛ پایان انحصار رادیو

تحول اصلی در دهه ۱۹۷۰ میلادی رخ داد؛ زمانی که دستگاه‌های پخش نوار کاست به شکل گسترده‌ای در روستاهای مصر مورد استفاده قرار گرفتند.

گسترش کاست باعث شد تلاوت قاریان مختلف، با هر سطحی از توانایی، به آسانی در اختیار مردم قرار گیرد. همزمان، شرکت‌هایی برای تولید نوار کاست در استان‌های مختلف مصر شکل گرفتند و بسیاری از آنها به ضبط آثار قاریان محلی پرداختند؛ قاریانی که لزوماً از سوی رادیو تأیید نشده بودند.

حتی برخی از این قاریان با وجود آنکه از سوی الازهر نیز اجازه تلاوت نداشتند، توانستند از طریق بازار کاست به مخاطبان دسترسی پیدا کنند. در نتیجه، رادیو به تدریج جایگاه انحصاری خود را در انتشار تلاوت قرآن از دست داد و تنها به یکی از مسیرهای انتشار قرائت تبدیل شد.

این روند بعدها با ظهور اینترنت شتاب بیشتری گرفت.

با گسترش فضای مجازی، هر قاری توانست سایت، کانال یوتیوب و صفحات اختصاصی خود را راه‌اندازی کند و تلاوت‌هایش را به صورت مستقیم و با کیفیت تصویری و صوتی بالا در اختیار مخاطبان قرار دهد.

در این فضای جدید، انتشار تلاوت‌ها دیگر الزاماً از مسیر کمیته‌های تخصصی و مجوزهای رسمی عبور نمی‌کرد و نظارت هنری، طبقه‌بندی فنی و هدایت علمی نیز به شکل گذشته وجود نداشت.

باز شدن این فضا از یک سو امکان دسترسی گسترده‌تر به تلاوت‌ها را فراهم کرد، اما از سوی دیگر، به تدریج مرزهای میان سطوح مختلف هنری را کمرنگ ساخت. در نتیجه، امکان ارزیابی و دسته‌بندی دقیق آثار کاهش یافت و سطح عمومی هنر تلاوت نیز با چالش‌هایی مواجه شد.

به این ترتیب، مسیری که در ابتدا با مکتب‌های اصیل و استادان بزرگ مصری شکل گرفته بود و در عصر طلایی خود به یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد، در دهه‌های بعد با ظهور رسانه‌های جدید وارد مرحله‌ای متفاوت شد؛ مرحله‌ای که اگرچه انتشار تلاوت را برای همه آسان‌تر کرد، اما همزمان پرسش‌هایی جدی درباره حفظ استانداردهای هنری، انتقال میراث استادان گذشته و جایگاه مکتب اصیل قرائت مصر به وجود آورد.

کد مطلب 2273936

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار