ناامیدی از سازندگی، ناامیدی از نظام است/ تلخی تعلیق سازندگی از نوشیدن جام زهر کمتر نیست!

شاید خیلی ها از هشدارهای صریح اخیر دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی که البته جملگی بر لزوم «تمرکز ملی بر سازندگی» تاکید دارد، متعجب یا حتی شوکه شده باشند، چون اصولاً حسین مرعشی را سیاستمداری عملگرا می دانند که کمتر به سخنرانی و مصاحبه های جنجالی توجه نشان می دهد و ترجیح می دهد در فضایی بدور از هیاهوهای رسانه ای مرسوم به حرکت کشتی نظام اسلامی در مسیر سازندگی و شکوفایی هر چه بیشتر، بقدر بضاعتش کمک کند.

کاری که مرعشی حداقل در ۴۰ سال گذشته با تمام وجود به آن پرداخته و آثار مشهود و ملموسی از خود بجای گذاشته که شاید پرارزش ترین آن از جهات معنوی و ملی برای ایران، ساختن «بمِ بکلی ویران شده» در زلزله سال ۱۳۸۲ و تبدیل آن به «قطب سازندگی» در ایران امروز باشد.
پس چرا چنین شخصیتی به فضایی که معمولاً دوست ندارد، وارد می شود و با طرح مسائلی نظیر «مردم همه نمی خواهند شهید شوند و می خواهند زندگی کنند»، «طرح شروط چینی برای سفر نماینده ویژه ایران در امور چین» و یا فرآتر از همه اینها بگوید: «میدان، دیپلماسی و اداره کشور باید حول محور “ایران” مدیریت شود. چه شد که ما از آن نقطه پرشکوه میدان نظامی، به این نقطه پر از ابهام محاصره دریایی و تورم ۹۰ درصد رسیده‌ایم؟ ایراد کار کجاست؟ این سوالی است که تا به امروز به همراه سوالات دیگری مطرح شده و هیچکس به آن پاسخ نداده است!».

در چرایی این کنش های رسانه ای و صریح دبیر کل کارگزاران سازندگی ایران فقط می توان به یک نکته محوری اشاره کرد که حسین مرعشی بشدت نگران «آینده سازندگی ایران» است که با خون دل های فراوان تا امروز بدست آمده و اکنون در فضای معلق جنگ و صلح، در آستانه تعلیق جدی قرار گرفته است.
نگرانی مرعشی، ابراز نگرانی یک سیاستمدار روزمره نیست، ابراز نگرانی شخصیتی است که حداقل ۴۰ سال از عمر خود را، با «سازندگی» زندگی کرده است.

او هم ۸ سال دفاع مقدس را با گوشت و پوست خود تجربه کرده، هم اعجاز پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را در آغاز سازندگی در کشوری جنگزده، به چشم خود دیده است. برای همین هم «سازندگی» برای مرعشی یک امر مقدس برای حفظ بقای جمهوری اسلامی شده است. چرا؟. چون مرعشی از نزدیک نتایج سازندگی را در تثبیت جایگاه رهبری بعد از امام راحل، دیده و خوب می داند که اگر سازندگی نبود تا زندگی میلیونها نفر جنگزده، رزمنده و آزاده را بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به سامان کند، زیرساخت‌های از میان رفته در دفاع مقدس را دوباره بسازد، چرخ صنعت را به گردش درآورد و نرخ بیکاری را تک رقمی کند، واقعا معلوم نبود که چه اتفاقاتی در مسیر آینده نظام اسلامی بعد از رحلت امام رخ می‌داد. البته اصل این حرف را هم شخص رهبری شهید در آخرین دیدار با دولت سازندگی صراحتا گفتند که؛ «دولت سازندگی و شخص آقای هاشمی اقداماتی را در بازسازی خرابی ها جنگ در این ۸ سال انجام داد که ما قبل از آن وقتی با هم صحبت می کردیم، شبیه آرزو بود!».

اینها را نوشتم که اول مبنای تاریخی هشدارهای صریح مرعشی را درباره لزوم تمرکز ملی بر سازندگی- آنهم بصورت هماهنگ در سطح عالی نظام،دولت، مجلس، قوه قضائیه ، شعام، نظامیان، دیپلماسی، رسانه ملی و اکثریت مردم- روشن کنم و بعد از آن یادآوری نمایم «ناامیدی مردم از سازندگی»- در گفتمان پیش روی کشور- اگر با تداوم فضای «نه جنگ و نه صلح« آنهم با اغراق در غرور نظامی، تزریق مطالبات افراطی به جامعه و فقدان تعیین زمان پایان جنگ برای عبور از مذاکرات معقولی نظیر تفاهم اسلام آباد ادامه یابد، ناامیدی مردم از ناکارآمدی اقتصادی نظام بالاخص در ابتدای دوران رهبری جدید را ایجاد می کند و درپی آن، امید تکرار انتظار شکوفایی و سازندگیِ -شبیه سالهای بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸- را هم یکجا از قلب و ذهن اکثریت فعالان اقتصادی، سرمایه گذاران خارجی و اقشار مختلف مردم، به گونه ای پاک کند تا رسماً سازندگی در جمهوری اسلامی به نقطه تعلیق نهایی برسد. اتفاق بسیار بسیار خطرناکی -که اگر خدای نکرده رخ دهد- تلخی آن اگر از نوشیدن جام زهر در سال ۶۷ بیشتر نباشد، کمتر نیست!.

* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی

کد مطلب 2279726

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

آخرین اخبار