علت اصلی دین‌گریزی جوانان چیست؟/ دین‌داران را با دین بسنجید، نه دین را با دین‌داران!/ بازگرداندن عقل به متن دینداری

 استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در نحوه معرفی دین گفت: اگر دین به‌گونه‌ای عرضه شود که گویی دینداری مستلزم کنار گذاشتن عقل است، این تلقی می‌تواند به کاهش اقبال نسل جدید به دین منجر شود؛ در حالی که تعبد در متن تعقل معنا پیدا می‌کند و دینداری بدون عقلانیت، تصویری نادرست از دین ارائه می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین حسین امامی در مقدمه گفت و گویش با دکتر خسرو باقری نوشت: خسرو باقری، استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در گفت وگو با خبرگزاری ایبنا در مورد کتاب «نگاهی دوباره به دین و دینداری» با اشاره به دغدغه‌های خود درباره وضعیت دینداری نسل جدید اظهار کرد: کاهش اقبال نسل‌های جدید به دین را نمی‌توان صرفاً به شرایط اجتماعی و سیاسی نسبت داد، بلکه باید نحوه عرضه و معرفی دین را نیز مورد بررسی قرار داد.

وی افزود: همان‌گونه که پیش از این درباره تربیت اسلامی نیازمند بازنگری بودیم، امروز نیز لازم است درباره خود دین و دینداری تأملی دوباره داشته باشیم. کتاب «نگاهی دوباره به دین و دینداری» نیز از همین دغدغه شکل گرفته است؛ یعنی این پرسش که آیا آنچه از دین به نسل جدید معرفی می‌کنیم، با حقیقت و ظرفیت‌های خود دین سازگار است یا خیر.

بازگرداندن عقل به متن دینداری

باقری با اشاره به مسئله ضرورت دین گفت: در طول تاریخ، ترس، رنج و جهل از جمله عواملی بوده‌اند که انسان را با مسئله دین مواجه کرده‌اند. ممکن است شکل این مسائل در جهان جدید تغییر کرده باشد، اما اصل آنها از میان نرفته است. علم و فناوری می‌توانند بسیاری از مسائل تجربی و عملی انسان را حل کنند، اما پرسش‌هایی مانند آغاز و پایان زندگی، مرگ، امکان حیات پس از مرگ و معنای نهایی زندگی همچنان باقی هستند.

وی ادامه داد: انسان مدرن نیز با پرسش‌هایی مواجه است که صرفاً با علم تجربی پاسخ داده نمی‌شوند. دین و فلسفه در اینجا می‌توانند به پرسش‌های بنیادی‌تری بپردازند که فراتر از حل مسائل روزمره و تجربی زندگی هستند.

چهار شیوه مواجهه انسان با رنج

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با اشاره به مسئله رنج اظهار کرد: انسان در برابر رنج می‌تواند واکنش‌های متفاوتی داشته باشد. یک راه، پایان دادن به زندگی برای رهایی از رنج است؛ راه دیگر، فرار از واقعیت و پناه بردن به خودفریبی یا مواد مخدر است. شیوه سوم، پذیرفتن رنج به‌عنوان بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است که در برخی سنت‌های فکری و دینی نیز دیده می‌شود.

وی افزود: شیوه چهارم این است که انسان برای رنج معنایی قائل شود و آن را بخشی از مسیر رشد خود بداند؛ همان‌گونه که ورزشکار یا کوهنورد سختی و درد را جزئی از مسیر رسیدن به توانایی بیشتر می‌داند. باقری گفت: در نگاه اسلامی نیز می‌توان مفهوم ابتلا و آزمون را در همین چارچوب فهم کرد. دشواری‌های زندگی صرفاً موانعی برای انسان نیستند، بلکه می‌توانند زمینه‌ای برای تمرین صبر، مقاومت، انتخاب اخلاقی و شکوفایی ظرفیت‌های انسانی باشند.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از انسان‌هایی که در شرایط دشوار همچنان از ایمان و امید سخن می‌گویند، افزود: این نمونه‌ها نشان می‌دهد که دین برای برخی انسان‌ها همچنان می‌تواند چارچوبی برای معنا دادن به رنج و حفظ امید فراهم کند.

معنای زندگی فقط احساس شخصی نیست

باقری در ادامه با اشاره به مسئله معنای زندگی اظهار کرد: برای فهم معنای زندگی باید دست‌کم چهار بُعد را در نظر گرفت؛ بُعد ذهنی و درونی، بُعد عینی و واقعیت بیرونی، زندگی روزمره و افق بلندمدت زندگی.

وی توضیح داد: اگر معنای زندگی فقط به تجربه ذهنی فرد محدود شود، ممکن است به خیال و خودفریبی تبدیل شود و اگر تنها بر واقعیت عینی تأکید کنیم، ممکن است زندگی برای فرد فاقد معنای درونی باشد. از سوی دیگر، فعالیت‌های روزمره مانند کار و روابط اجتماعی به زندگی معنا می‌دهند، اما انسان نیازمند افقی فراتر از زندگی روزمره نیز هست.

این استاد دانشگاه افزود: دین می‌تواند میان این ابعاد ارتباط برقرار کند؛ یعنی میان تجربه درونی و واقعیت عینی و همچنین میان زندگی روزمره و افق نهایی حیات پیوند ایجاد کند.

وی تصریح کرد: ایمان نیز صرفاً یک حالت ذهنی نیست، بلکه باید در رفتار انسان ظهور پیدا کند. فرد مؤمن باید در رفتار خود، از جمله در رعایت حقوق دیگران و کنترل خواسته‌های خویش، آثار ایمان را نشان دهد.

تعبد نباید در برابر تعقل قرار گیرد

باقری یکی از مسائل مهم در نحوه عرضه دین را تقابل نادرست میان تعبد و تعقل دانست و گفت: گاهی دین به‌گونه‌ای معرفی می‌شود که گویی تعبد در برابر عقل قرار دارد و انسان برای دیندار شدن باید عقل خود را کنار بگذارد. این تلقی می‌تواند یکی از عوامل دین‌گریزی باشد.

وی ادامه داد: در اسلام، اصول اعتقادی مانند توحید، نبوت و معاد نیازمند فهم و پذیرش عقلانی هستند و قرآن نیز در موارد متعدد انسان را به تعقل دعوت می‌کند. برای نمونه، در استدلال توحیدی آمده است: «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا».

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران افزود: حتی در حوزه احکام نیز می‌توان رابطه‌ای میان حکم و غایت آن مشاهده کرد. قرآن درباره روزه می‌گوید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ ... لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ». بنابراین، روزه صرفاً یک دستور بی‌ارتباط با رشد انسان نیست، بلکه با تقوا و توانایی انسان برای کنترل خواسته‌های خود ارتباط دارد.

وی در عین حال گفت: ممکن است درباره برخی جزئیات احکام نتوانیم توضیح عقلانی روشن و قطعی ارائه کنیم؛ اما از این مسئله نمی‌توان نتیجه گرفت که اصل دین غیرعقلانی است. ممکن است یک نظام فکری در مجموع ساختاری منسجم داشته باشد و در برخی جزئیات هنوز برای ما توضیح روشنی وجود نداشته باشد.

باقری تأکید کرد: بنابراین بهتر است به جای قرار دادن تعبد در برابر تعقل، از «تعبد در متن تعقل» سخن بگوییم. انسان می‌تواند ابتدا با عقل خود ضرورت یا فایده یک امر را بفهمد و سپس در عمل به آن متعهد شود.

«عقل محاط» به معنای کنار گذاشتن عقل نیست

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «عقل محاط» گفت: عقل انسان توانایی تحلیل و استدلال دارد، اما نمی‌تواند تمام واقعیت را در احاطه خود قرار دهد. این محدودیت به معنای تعطیل کردن عقل نیست.

باقری افزود: حتی در جایی که عقل نمی‌تواند همه واقعیت را توضیح دهد، می‌تواند با حیرت و تأمل مواجه شود. انسانی که در یک شب صاف به آسمان و ستارگان نگاه می‌کند، از عقل خود دست نکشیده است؛ بلکه عقل او در وضعیتی قرار گرفته که علاوه بر تحلیل، امکان حیرت و تأمل را نیز تجربه می‌کند.

دین نه دائرةالمعارف است و نه امری منزوی از زندگی اجتماعی

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با اشاره به مسئله حدود دین گفت: در این زمینه نیز دو افراط وجود دارد. یک طرف، دیدگاهی است که دین را نوعی دائرةالمعارف می‌داند که باید درباره همه امور، از علم و نجوم و پزشکی تا مسائل اجتماعی، پاسخ تفصیلی داشته باشد. در طرف دیگر، دیدگاهی قرار دارد که دین را تنها به آخرت و برخی مسائل فردی و اخلاقی محدود می‌کند.

وی افزود: با استناد به دیدگاه علامه طباطبایی در «المیزان» می‌توان جامعیت قرآن را در چارچوب مأموریت و غایت آن فهم کرد. قرآن جامع است، اما این جامعیت به معنای آن نیست که قرآن جایگزین کتاب‌های فیزیک، پزشکی یا علوم طبیعی باشد.

باقری تصریح کرد: از سوی دیگر، نمی‌توان دین را از زندگی اجتماعی جدا کرد. آموزه‌های دینی درباره عدالت، ظلم و حمایت از مظلوم نشان می‌دهد که دین نسبت به مناسبات اجتماعی بی‌تفاوت نیست.

وی با اشاره به آموزه‌هایی مانند «کُونُوا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْناً» و «أفضل الجهاد کلمة حق عند إمام جائر» گفت: بنابراین باید از هر دو افراط فاصله گرفت؛ دین نه یک دائرةالمعارف است و نه مجموعه‌ای منزوی از آموزه‌های مربوط به آخرت.

دین در خدمت شکوفایی انسان است

باقری در پاسخ به این پرسش که «دین در خدمت انسان است یا انسان در خدمت دین؟» اظهار کرد: دین در درجه نخست باید در خدمت رشد و شکوفایی انسان باشد و بتواند ظرفیت‌های انسانی او را بالفعل کند، اما این مسئله به معنای آن نیست که انسان هیچ مسئولیتی در برابر دین و ارزش‌های آن ندارد.

وی برای توضیح این رابطه به محیط زیست اشاره کرد و گفت: محیط زیست برای حیات انسان اهمیت دارد، اما انسان نیز باید از آن حفاظت کند. بنابراین، خدمت‌رسانی دین به انسان و مسئولیت انسان در برابر دین را نمی‌توان الزاماً دو امر متناقض دانست.

دینداران با دین سنجیده می‌شوند، نه دین با دینداران

این استاد دانشگاه یکی دیگر از مسائل مهم در فهم دین را تفکیک میان «دین» و «دینداران» دانست و گفت: گاهی رفتار یک فرد دیندار به‌عنوان معیار قضاوت درباره خود دین قرار می‌گیرد. اگر فردی که خود را دیندار می‌داند رفتاری نادرست داشته باشد، ممکن است مخاطب به جای نقد رفتار آن فرد، اصل دین را مورد قضاوت قرار دهد.

وی افزود: باید میان متن دینی و فهم و رفتار انسان‌های دیندار تمایز گذاشت. قرآن و متون دینی هویت و معیارهای خود را دارند و تفسیرهای مختلف انسان‌ها باید با متن و مبانی دین سنجیده شوند.

باقری تأکید کرد: در این معنا می‌توان گفت «دینداران با دین سنجیده می‌شوند، نه دین با دینداران». البته این به معنای بی‌اهمیت بودن رفتار دینداران نیست؛ رفتار آنان در تصویر اجتماعی دین بسیار مؤثر است، اما از نظر منطقی نباید عملکرد یک دیندار را معیار نهایی حقیقت یا بطلان دین قرار داد.

وی با اشاره به آیه «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» نسبت به تقدس‌بخشی افراطی به شخصیت‌های دینی هشدار داد و گفت: نباید انسان‌ها را جای حقیقت بنشانیم. حتی پیامبر نیز در منطق قرآن تابع حقیقت و وحی است و هیچ شخصیت انسانی نباید به‌گونه‌ای فهمیده شود که معیار مستقل و نهایی حقیقت باشد.

روش شکل‌گیری «نگاهی دوباره به دین و دینداری»

باقری درباره روش تدوین کتاب «نگاهی دوباره به دین و دینداری» نیز توضیح داد: کار خود را با فهرستی از چالش‌هایی آغاز کردم که بر اساس مشاهده و ارزیابی شرایط موجود به ذهنم رسیده بود. سپس این مسائل را با افراد و گروه‌های مختلف در میان گذاشتم و جلسات متعددی نیز با اعضای مدرسه مفید برگزار شد که بعضاً دو تا سه ساعت طول می‌کشید.

وی افزود: بازخورد این جلسات موجب شد فهرست اولیه چالش‌ها اصلاح و تکمیل شود. پس از آن برای یافتن پاسخ‌های دینی به قرآن مراجعه کردم، اما تلاش کردم آیات را به صورت منفک و گزینشی مورد استفاده قرار ندهم و مسائل را در یک نظام کلی و در ارتباط با یکدیگر بفهمم.

تفاوت کتاب تکوین و کتاب تشریع

این استاد دانشگاه درباره مفهوم «کتاب تکوین» نیز گفت: کتاب تکوین را می‌توان به جهان آفرینش و طبیعت مربوط دانست؛ جهانی که انسان می‌تواند با عقل، علم و فلسفه آن را مطالعه کند. در مقابل، کتاب تشریع ناظر به وحی و هدایت تشریعی است.

وی افزود: اشاره قرآن به آیات الهی در جهان طبیعت به این معنا نیست که قرآن جایگزین علوم طبیعی شود، بلکه طبیعت نیز می‌تواند مجموعه‌ای از نشانه‌های الهی باشد که انسان با عقل و دانش خود آن را مطالعه می‌کند.

کارکرد دین باید بر حقانیت و استدلال تکیه داشته باشد

باقری درباره اینکه چرا در کتاب از مسئله کارکرد و فایده دین آغاز کرده است، اظهار کرد: انسان معاصر غالباً ابتدا می‌پرسد یک امر «به چه درد می‌خورد؟»؛ بنابراین برای ورود به گفت‌وگو با انسان امروز باید بتوان اهمیت و کارکرد دین را نیز نشان داد.

وی تأکید کرد: البته کارکرد به‌تنهایی کافی نیست و باید بر مبانی عقلانی و ادعای حقانیت استوار باشد. اگر درباره یک حکم دینی فایده‌ای ادعا می‌شود، این فایده باید قابل بحث و بررسی باشد و نباید صرفاً پس از پذیرش حکم، توجیهی برای آن ساخته شود.

اخلاق، زمینه پذیرش هدایت دینی

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران درباره رابطه اخلاق و دین نیز گفت: اخلاق برای پذیرش هدایت دینی اهمیت بنیادی دارد. در آیه «ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ» می‌توان تقوا را نوعی آمادگی اخلاقی اولیه برای پذیرش هدایت دانست.

وی افزود: دین قرار نیست وجدان اخلاقی انسان را از میان ببرد، بلکه می‌تواند یک «موتور دوم» برای اخلاق فراهم کند. انسان ممکن است بر اساس وجدان خود از ظلم به دیگری پرهیز کند، اما حضور خدا و احساس مسئولیت در برابر او می‌تواند انگیزه اخلاقی را تقویت کند.

ایمان با اجبار اجتماعی شکل نمی‌گیرد

باقری در پاسخ به پرسشی درباره امکان «تعلیق معرفتی و عملی» در شرایط امروز گفت: نوعی تعلیق را می‌توان در ذات دینداری مشاهده کرد؛ زیرا پذیرش ایمان نمی‌تواند صرفاً محصول اجبار اجتماعی یا خانوادگی باشد.

وی با استناد به آیه «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ» اظهار کرد: ممکن است فردی از نظر اجتماعی مسلمان باشد، اما هنوز ایمان درونی در او شکل نگرفته باشد. بنابراین میان اسلام به‌عنوان وضعیت بیرونی و ایمان به‌عنوان پذیرش درونی و قلبی باید تفاوت گذاشت.

وی ادامه داد: این مسئله در دنیای متکثر امروز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا فرد نمی‌تواند صرفاً به دلیل فشار خانواده یا جامعه، مؤمن واقعی تلقی شود. ایمان مستلزم نوعی پذیرش درونی و عقلانی است.

«نگاهی دوباره» یعنی از نو شناختن دین

باقری درباره عنوان کتاب نیز گفت: منظور از «نگاهی دوباره»، «از نو شناختن» و «از نو فهمیدن» دین است. این بازنگری لزوماً به معنای پیروی از یک متفکر مشخص یا قرار گرفتن در یک جریان خاص نیست.

وی با اشاره به جریان نواندیشی دینی گفت: این جریان یک طیف متنوع است و نمی‌توان همه متفکران آن را در یک موضع واحد قرار داد. من در مواجهه با دیدگاه‌های مختلف، برخی را می‌پذیرم و برخی را نقد می‌کنم و تلاش دارم مسیر فکری خود را بر اساس استدلال‌هایی که برایم قابل قبول است دنبال کنم.

باقری رویکرد خود را نوعی «سنت‌گرایی تحولی» توصیف کرد و گفت: نه باید سنت را کنار گذاشت و نه همه برداشت‌های سنتی را بدون بررسی پذیرفت؛ بلکه باید ضمن حفظ ارتباط با سنت، امکان بازخوانی و تحول در فهم آن را نیز فراهم کرد.

مخاطب کتاب، مربیان و معلمان دینی هستند

وی مخاطب اصلی کتاب را معلمان، مربیان و افرادی دانست که با آموزش و تربیت دینی سروکار دارند و گفت: کسی که می‌خواهد دین را به نسل جدید معرفی کند، پیش از هر چیز باید در فهم خود از دین بازنگری کرده باشد.

باقری افزود: نوعی خانه‌تکانی در فهم دینی مربیان ضروری است؛ زیرا نمی‌توان برداشت‌های نادرست یا کهنه را بدون بررسی به نسل جدید منتقل کرد و انتظار داشت که مخاطب جوان همچنان نسبت به دین اقبال نشان دهد.

اطاعت ابراهیم، اطاعتی در متن تعقل است

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به داستان حضرت ابراهیم(ع) گفت: قرآن ابراهیم را شخصیتی نشان نمی‌دهد که بدون پرسش و تأمل صرفاً از دیگران پیروی کند. او در داستان ستاره، ماه و خورشید با مشاهده و پرسش به دنبال حقیقت می‌رود و در مرحله‌ای نیز از خداوند می‌خواهد اطمینان قلبی او افزایش یابد.

وی افزود: بنابراین، اطاعت ابراهیم نیز باید در امتداد مسیر عقلانی او فهمیده شود، نه به‌عنوان اطاعتی کور و بی‌پرسش. حتی در مسئله فرمان قربانی کردن اسماعیل نیز نباید داستان را صرفاً به شکل تقابل عقل و اطاعت فهم کرد. اطاعت دینی هنگامی معنا پیدا می‌کند که انسان از مسیر فهم، اعتماد و پذیرش درونی عبور کرده باشد.

باقری در پایان تأکید کرد: مسئله اصلی، بازگرداندن عقل به متن دینداری است. دین‌داری نباید به معنای تعطیل کردن عقل و پذیرش کورکورانه تلقی شود. عقل انسان در عین پذیرش محدودیت‌های خود، می‌تواند ابزار تحلیل، پرسش، حیرت و جست‌وجوی حقیقت باشد.

وی خاطرنشان کرد: تعقل بدون توجه به محدودیت‌های انسانی ممکن است به غرور معرفتی منجر شود و تعبد جدا از تعقل نیز می‌تواند زمینه‌ساز برداشت‌های نادرست از دین شود. راه مطلوب، پیوند میان این دو است؛ به‌گونه‌ای که هرچه انسان عاقل‌تر می‌شود، امکان فهم عمیق‌تر و مسئولانه‌تر از دینداری برای او فراهم شود.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2282263

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین