حسین علایی می گوید: آرایش جنگی ایران همیشه منظم ولی با ابتکاری فراتر از یک جنگ مرسوم و متعارف بود که شیوه های آن را نیروهای داوطلب پدید آوردند.

مغرب: جنگ از لحاظ ماهیت چه پدیده ای است و برای مثبت شدن دستاوردهای آن چه اقداماتی ضروری است؟ مثلا در تبیین ماهیت جنگ نظریه ای وجود دارد که می گوید دست زدن به جنگ مستقیما از پرخاشگری انسان ناشی نمی شود بلکه مهمترین عامل موثر ظهور جوامع مبتنی بر دولت است؟ آیا تبیین و انطباق چنین نظریه ای در باره جامعه انقلابی در سال 57 می تواند توضیح درستی در باره بخشی از عومل ایجاد جنگ و وقوع دفاع مقدس باشد؟
جنگ همزاد بشر پا به عرصه حیات گذاشته است. داستان درگیری هابیل و قابیل بیانگر اهمیت این نظریه است. اصولا دولت بعثی عراق از زمان روی کار آمدن ماهیتی جنگ طلب داشته است. اگر تصمیم صدام حسین در جنگ با ایران را ناشی از دگرگونی و تحول در جامعه ایران و برداشت غلط رئیس رژیم عراق از خصومت آمریکا و شوروی با ایران تلقی کنیم،تهاجم نظامی عراق به کویت که حدود دو سال پس از پایان یافتن جنگ عراق با ایران انجام شد را چگونه باید تحلیل کرد. طبیعتا تصمیم اشغال کشور کویت را باید ناشی از روحیه ماجراجویی صدام حسین ،ماهیت دیکتاتوری حکومت عراق و خصلت درگیری آفرینی حزب بعث عراق با همسایگان و مخالفینش بدانیم. برای استفاده از تجربه جنگ و مثبت شدن دستاوردهای آن،باید تلاش نمود تا حتی افراد دیوانه ای مانند صدام حسین نتوانند تصمیم به شروع یک جنگ بگیرند و موجب بر هم زدن امنیت یک یا چند ملت شوند.

به عبارت دیگر آیا ایران اگر در چارچوب های دولت های انقلابی قرار نمی گرفت به هر نحو ممکن به سوی یک دفاع همه جانبه 8 ساله می رفت؟ در این شرایط آیا تمام راه هایی که می توانست پایان سیاست تلقی نشود پیموده شدتا از تجاوز عراق به ایران جلوگیری شود؟ البته هر پدیده ای باید در دل تاریخ خودش بررسی شود، ولی برای استفاده از تجربیات آن باید برای امروز آماده عبرت آموزی شود که این امر نیازمند آوردن آن تجربه به شرایط تاریخی امروز است.
پس از کودتای عبدالکریم قاسم و روی کار آمدن حزب بعث در عراق در سال 1347، موضوع اول امنیت ملی دولت وقت ایران، مسئله احتمال بروز جنگ با حکومت بعثی عراق بوده است. اگر به آرایش واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در این سال ها توجه شود مشاهده می گردد که لشکرهای 64،28،81 و 92 و نیز تیپ 84 در سمت مرزهای عراق گسترش یافته بودند و بسیاری از تمرینات نظامی با فرض حمله عراق به ایران انجام می شد و چگونگی مقابله و دفع تهاجم ارتش عراق در رزمایش های ارتش در دستور کار قرار می گرفت. تا قبل از سال 1354 که معاهده الجزایر بین شاه و صدام حسین به امضاء رسید دو درگیری مرزی بین ایران و عراق اتفاق افتاد و ایران با کمک کردهای بارزانی به دنبال ساقط کردن حکومت عراق بود.در نهایت گسترش تشنج بین ایران و عراق در این سالها و نیاز دو کشور به پایان دادن به خصومت ها و نیابتی عمل کردن دو کشور جهت تحقق سیاست های آمریکا و شوروی موجب توافق بر سر معاهده مرزی 1975 شد.باید توجه داشت که در زمان اوج گیری اعتراضات مردم ایران علیه حکومت استبدادی شاه،حکومت بعث عراق به بهانه اجرای معاهده 1975، رهبر قیام مردم ایران حضرت امام خمینی را وادار به ترک خاک عراق در 13 مهر ماه سال 1357 نمود. حکومت عراق از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تجاوزات مرزی خود را شروع و حزب دموکرات کردستان ایران را برای تصرف پادگان های نظامی در دو استان آذربایجانغربی و کردستان مورد حمایت خویش قرار داد و سعی داشت تا با ارسال سلاح برای بعضی از شیوخ در خوزستان ، نا امنی در ایران را بوجود آورده و فرصت جهت آماده شدن برای جنگ را برای ارتش عراق فراهم آورد. تلاش های ایران برای حل این مشکلات با عراق و حتی ملاقات وزیر خارجه دولت موقت جمهوری اسلامی با صدام حسین در حاشیه اجلاس جنبش غیر متعهدها درشهریور 1358 در کوبا هم ثمری نداشت و نتواست صدام را از تصمیم ویرانگر جنگ با ایران باز دارد.

در آموزه های دینی جنگ یک هدف است یا یک وسیله؟ به عبارت دیگرجنگ برای اهداف سیاسی می گیرد یا جنگ برای جنگ؟ ما در دوره دفاع مقدس با کدام تعریف روبرو بودیم و تفاوت آراء در این باره چه آرایشی را در نیروهای نظامی ایجاد کرده و به لحاظ عملیاتی این تعاریف متفاوت در استراتژی جنگی ایران چه تاثیراتی به جا گذاشته بود؟
 در اسلام دفاع در برابر تجاوز بر همه واجب است و بنا بر فتوای علما، جنگ ابتدایی در زمان غیر معصوم جایز نیست.بنابراین جنگ دفاعی وسیله ای برای دفع تجاوز و حفظ جان و اموال مردم است . حتی آمادگی ها قبل از بروز هر جنگ که به آن توصیه شد به منظور بازداشتن دشمن از تمیم به جنگ است. در قرآن می فرماید: و اعدوا لهم مااستعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون عدوالله و عدوکم . جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس فقط به دنبال دفاع از تمامیت ارضی ایران و دفع تجاوز دشمن و بازداشتن وی در حمله مجدد به ایران بود که در این راه با فداکاری های قوای مسلح و مردم بسیار خوش درخشید و یک وجب از خاک ایران عزیز در دست ارتش متجاوز باقی نماند. راهبرد جنگی ایران در روزهای اول جنگ جلوگیری از پیشروی قوای متجاوز و پس از متوقف کردن تهاجم دشمن به خاک ایران،راهبرد نظامی ایران بیرون راندن قوای ارتش عراق از خاک ایران بود. پس از فتح خرمشهر و در زمانی که اکثر سرزمین های اشغالی ایران از دست قوای متجاوز آغاز شد،راهبرد ایران آزادسازی مابقی سرزمین های ایران و تمرکز فشار بر دشمن به منظور پذیرفت معتبر بودن معاهده 1975 بود که خوشبختانه در نامه صدام حسین به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران در سال 1369، این خواسته محقق شد. البته علاوه بر موارد فوق، راهبرد سیاسی ایران نیز اخذ خسارات جنگ از دولت عراق بود که متءسفانه تا کنون محقق نشده است که امید است در دستور کار دولت قرار گیرد.

دیدگاه های مذکور هر یک در چه بخش هایی تبلور داشت؟ در صف یا ستاد؟
دیدگاه های فوق را امام خمینی بیان می کردند و رزمندگان اسلام و دولت های وقت به دنبال تحقق آن بودند. روزی که جنگ آغاز شد امام خمینی راهبرد جنگی ایران به این مضمون بیان کردند: تا زمانی که یک سرباز عراقی در خاک ایران است،جمهوری اسلامی آتش بس را نخواهد پذیرفت و ایران متکی بر ظرفیت ها و قابلیت ها و توانمندی های خود برای آزادسازی سرزمین هایش از چنگال متجاوزین اقدام خواهد کرد و دشمن متجاوز بر سر جایش خواهد نشاند.

دفاع مقدس به مدت 8 سال ادامه داشت، این دفاع از نظر شما دارای چه مراحلی بوده است؟ آیا می توانیم در یک تقسیم بندی بگوییم که تا قبل از فتح خرمشهر ما دارای آرایش جنگ های منظم و نامنظم بودیم و بعد از فتح خرمشهر وارد یک جنگ صنعتی تمام عیارو به عبارت دیگر از یک جنگ محدود وارد یک جنگ کامل شدیم؟ لطفا در این باره توضیح بدهید.
آرایش جنگی ایران همیشه منظم ولی با ابتکاری فراتر از یک جنگ مرسوم و متعارف بود که شیوه های آن را نیروهای داوطلب پدید آوردند. از ابتدای جنگ،عراق تهاجم همه جانبه ای با ایران را آغاز کرد و با تمام ظرفیت و قابلیت های قوای نظامی اش با ایران جنگید و دامنه جنگ محدود نبود. برای مثال از روز شروع جنگ،ارتش عراق به مناطق مسکونی از جمله شهرهای دزفول،آبادان،سرپل ذهاب،گیلانغرب،اسلام آباد،سوسنگرد،بستان،هویزه و خرمشهر حمله می کرد و چاه های نفت ایران در شمال خلیج فارس را به آتش می کشید و به سمت کشتی های در حال تردد در خور موسی موشک پرتاب می کرد. اما پس از فتح خرمشهر که قدرت های بزرگ احساس کردند عراق در این جنگ ناکام خواهد ماند به این رژیم جنگ افزارهای پیشرفته تر و سلاح هایی با برد بیشر واگذار کردند و عراق را در حملات گسترده تر به مناطق مسکونی،زدن تأسیسات نفتی ایران به ویژه جزیره خارک و ناامن سازی خلیج فارس یاری کردند.در همین ایام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان و کویت هم کمک های مالی فراوانی در اختیار صدام حسین قرار دادند. گسترده ترین دوران جنگ به زمانی بر می گردد که رزمندگان اسلام در بهمن ماه سال 1364 با عملیات والفجر8 توانستند دهانه اروند رود را به تصرف درآورند و صورت مسئله جنگ را -که تلاش عراق برای مالکیت رودخانه اروند بود پاک کنند - و ارتباط عراق با دریاهای آزاد قطع کنند. از این هنگام حمایت های سیاسی،مالی و تسلیحاتی به عراق دارای حجم فراوانی شد. غربی ها به ویژه فرانسه یک نیروی هوایی جدید با واگذاری جنگنده های میراژ و موشک های اگزوسه و بمب های لیزری و موشک های ضد رادار برای عراق تشکیل دادند که نیری هوایی عراق با این جنگ افزارها می توانست تا تنگه هرمز به نفتکش ها حمله کند.آمریکا سیاست نه برنده نه بازنده را در پیش گرفت تا عراق شکست نخورد و کشتی های جنگی خود را وارد خلیج فارس کرد و به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران حمله کرد . کشورهای اروپایی بر واگذاری حجم گازهای شیمیایی خود به عراق افزودند و جنگ شیمیایی صدام منجر به فاجعه سردشت و حلبچه شد.کشورهای عربی هم بر حجم کمک های مالی و تبلیغاتی خود به عراق افزودند و ده ها میلیارد دلار به صدام حسین کمک کردند. به این ترتیب جنگ از مرزهای دو کشور فراتر رفت و به یک جنگ نسبتا بین المللی محدود تغییر یافت.

 ما در کدام یک از مراحل مراحل جنگ یعنی جنگ منظم و نامنظم و مرحله دوم جنگ صنعتی کامل دارای توفیقات بیشتری بودیم؟ مثلا در جنگ های نامنظم و محدود عواملی چون ایثار، فداکاری و شجاعت فردی، وخصلت های از این دست بسیار تعیین کننده اند، اما در جنگ صنعتی به ویژه جنگ صنعتی کامل این عوامل در پناه برنامه ریزی تمام عیار با همه محاسبات ناشی ار ستیزهای جمعی ار موقعیت ویژه ای برخوردار می شوند، ایران در دفاع مقدس از این دو منظر دارای چه شرایطی بود؟
ایران در همه مراحل جنگ موفقیت ها و دستاوردهایی داشته است که البته با هم متفاوت هستند. نقش تعیین کننده در دفاع ایران را فداکاری های رزمندگانی که به آیه "و ما بنا الا احدی الحسنیین" معتقد بودند ایفا کردند.برای مثال در ماه های اول جنگ،رزمندگان اسلام اجازه ندادند تا ارتش عراق به تمامی اهداف خود برسد و خوزستان را به اشغال خود درآورد. آنها حتی سوسنگرد را از اشغال ارتش عراق آزاد کردند و اجازه اشغال آبادان را به ارتش متجاوز ندادند. در مرحله دوم رزمندگان سپاه و ارتش با همت داوطلبان بسیجی و جهادگران عزیز موفق شد تا اکثر سرزمین های ایران را از دست قوای متجاوز آزاد کنند و خرمشهر را فتح نمایند. در مرحله سوم که تا تصرف اروند رود به طول انجامید،قوای اسلام موفق شدند تا عراق را از پیروزی در جنگ مأیوس نمایند و روحیه تهاجمی آن را به فرو رفتن در لاک دفاعی در جبهه های زمینی تبدیل کنند و قدرت مهندسی بوجود آورده و توانایی طرح ریزی عملیات های سخت و پیچیده مانند خیبر،بدر و والفجر8 را پیدا کنند و نیروهای سه گانه را در سپاه تشکیل دهند.تشکیل نیروی دریایی سپاه قدرت جنگ دریایی را در ایران بوجود آورد و نیروی هوایی سپاه توان درگیری با هواپیماهای با پرواز در سقف بالا مانند میگ25 را ایجاد کرد.توان مهندسی جنگ جهاد افزایش یافت و توانست پل خیبری 13 کیلومتری بدون ستون را در هور احداث کند و پل لوله ای بعثت را در اروندرود نصب نماید. ارتش هم تاکتیک بکارگیری موشک های هاگ را توسعه داد و در عملیات تصرف اروندرود حدود 40 هواپیمای ارتش عراق را سرنگون کرد. همه اینها با حضور رزمندگان مخلص فداکار انجام شد که زیر آتش شدید دشمن به دفاع از مردم ایران می پرداختند.

برای پاسخی جامع تر فکر می کنم باید میزان درگیری مردم و نهادهای حکومتی را در دو مرحله مذکور ترسیم کنیم به این معنی که در مرحله نخست چه نهادها و چه بخش هایی از مردم در جنگ حضور داشتند و یا نداشتند و در مرحله دوم این شرایط چه تغییری یافت؟
در تمام مراحل جنگ استقامت مردم ایران و حضور نیروهای داوطلب نقش تعیین کننده ای را ایفا کرده است. البته از سال 1365 رسما وزارت خانه های مختلف به ویژه وزارت خانه های راه و مسکن مأموریت های مستقیم در جبهه پیدا کردند و کارخانه های وزارت صنایع سنگین هم به کار تولید پل و مهمات و سایر تجهیزات مورد نیاز جنگ مشغول شدند.البته بخش های مرفه جامعه کمتر جوانان خود را به جبهه فرستادند و حتی بعضی از آنها از کشور خارج شدند.

مضار و فواید هر یک از این مراحل چه بود؟ مثلا در جنگ جهانی دوم سلاح های هسته ای، اختراح موشک های دارای موتور جلوبرنده، و استفاده از ردیابی رادار برای سازمان دادن استراتژی های حمله و دفاع شکل گرفت، همچنین علم روانشناسی برای کاهش و مقابله با آسیب های جنگ به طرز انفجاری شکوفا شد، در ایران در این حوزه و حوزه های دیگری که جنابعالی به دلیل نقش بالایی که در جنگ داشتید شاهد چه تحولاتی بوده اید؟ 
ایجاد تیپ های ش م ر برای مقابله با اثرات بکارگیری گازهای شیمیایی عراق علیه رزمندگان اسلام جهت کاهش آسیب پذیری های جنگ بسیار موثر بود. احداث بیمارستان های صحرایی در نزدیکی خطوط مقدم جبهه ها جان بسیاری از مجروحان جنگ را نجات داد.طراحی و ساخت موشک های زمین به زمین در ایران از دوران جنگ شروع شد. صلواتی کار کردن، فرهنگ رایج دوران جنگ شد. کار برای خدا و دوری از قهرمان شدن از ویژگی های رزمندگان فداکار بود و آنها در راه انجام تکلیف الهی خود به حماسه آفرینی می پرداختند.

آیا استراتژی و تاکتیک ایران برای ورود به یک جنگ صنعتی می توانست اهداف ایران را در ارتباط به دستیابی به حقوق خود به منظور تامین هدف تعیین متجاوز از سوی سازمان و نهادهای بین المللی دست یابد؟
عبارت جنگ صنعتی،اصطلاح مناسبی برای دوره جنگ پس از فتح خرمشهر نیست.از آنجا که دیپلماسی ایران در سال های اولیه جنگ خیلی فعال نبوده است،دستگاه سیاست خارجی نتوانسته است شرایط ایران برای خاتمه دادن به جنگ را تبدیل به یک راهبرد موثر بکند. وزارت امور خارجه ایران می توانست پس از فتح خرمشهر طرح صلحی را به این شرح به شورای امنیت سازمان ملل ارائه دهد تا ابتکار عمل دیپلماسی را بر عهده گیرد:1- اعلام معتبر بودن معاهده 1975 از سوی حکومت عراق 2- بازگشت نیروهای متجاوز به مرزها ی شناخته شده بر اساس معاهده فوق 3- عذرخواهی عراق از تهاجم نظامی به ایران 4- اعلام میزان خسارات و تلفات ایران در جنگ و تعهد عراق برای جبران آنها
با چنین طرح صلحی راهبرد نظامی ایران می توانست به صورت اعلامی جهت تحقق چنین طرح صلحی باشد که طبیعتا متجاوز با اجرای آن تنبیه می شد. البته ایران عملا چنین راهبردی را در حوزه نظامی انتخاب کرده است بدون این که پرچم صلح به دست بگیرد و دستگاه سیاست خارجی فعالانه در مجامع بین المللی به دنبال توجیه کشورهای مختلف جهان باشد و سعی کند از حامیان عراق بکاهد.باید توجه داشت که در تمام دوران جنگ اقدامات شورای امنیت سازمان ملل تا حدود زیادی به نفع عراق بوده است.

در جنگ اهداف چند گانه ای مشاهده می شود. ابتدا فتح قدس شریف بود، که تعدادی نیرو به لبنان و سوریه برای تامین این هدف اعزام شدند. امام خمینی ره به سرعت با اصلاح حرکت اعلام کردند که راه قدس از کربلا می گذرد. ایشان از موضع فرماندهی کل قوا خط مشی جنگ را تعیین کردند. آیا این تصمیم تنها یک تصمیم نظامی بود که از تفرق جغرافیایی نیروهای نظامی جلوگیری می کرد، یا به طور کلی ماهیت نبرد و استراتژی اصلی و نهایی را تعیین می کرد؟
هیچگاه در طول جنگ و در هیچ مقطعی هدف ایران از دفاع در برابر متجاوز فتح قدس شریف نبوده است.پس از فتح خرمشهر،ارتش اسرائیل به لبنان حمله کرد و تا بیروت پیشروی نمود. در این ایام نظر برخی مقابله با ارتش صهیونیستی در کمک به مردم لبنان بود که امام خمینی با حضور نیروهای رزمی ایران در لبنان مخافت کردند و اولویت ایران را دفع کامل تجاوز ارتش عراق دانستند و فرمودند: راه قدس از کربلا می گذرد.امام خمینی معتقد بودند که حفظ تمامیت ارضی ایران و ناکام گذاشتن صدام در حمله به ایران مهم ترین اولویت دولت،ملت و قوای ایران است که نباید هیچ حادثه ای ذهن مسئولین و قوای مسلح را از آن غافل کند.

اختلاف نظر میان مسئولان کشور در باره سیاست جنگ برای جنگ ، که باید منتهی به تسلیم کامل صدام حسین می شد و انجام یک عملیات مهم برای رسیدن به صلح تا چه اندازه در مرحله فتح خرمشهر جدی بود، و درمرحله بعد با فتح فاو این اختلافات نظرها به کجا منتهی شد؟
اسناد منتشره از دو جلسه شورای عالی دفاع پس از فتح خرمشهر، حاکی از آن است که امام خمینی با عبور از مرز برای تداوم جنگ موافق نبوده اند. اما سایر اعضای شورای عالی دفاع ادامه جنگ بدون عبور از مرز را به نفع عراق ارزیابی می کرده اند و این دیدگاه موجب شده تا در نهایت امام خمینی منع عبور از مرز را از پیش پای نیروهای مسلح بردارند و اجازه دهند همانطور که ارتش عراق در تهاجم به ایران از مرز عبور کرد،قوای ایران هم برای آزادسازی سایر سرزمین های اشغالی کشور و نیز وادار کردن عراق به پذیرش خواسته های ایران در صورت ضرورت از مرز عبور کنند به شرط آن که مردم عراق آسیب نبینند.با ادامه جنگ مشخص شد که صدام به سادگی تسلیم شرایط ایران برای خاتمه یافتن جنگ نخواهد شد. بنابراین دو نظریه مطرح گردید. یک دیدگاه این بود که باید ارتش عراق را با توسعه توان رزمی شکست داد که جنگ به پایان برسد. دیدگاه دیگر این بود که کشور توانایی اقتصادی لازم برای چنین توسعه ای را ندارد و باید یک عملیات سرنوشت ساز انجام داد تا با کمک برتری نظامی بتواند با مذاکره به نتایج دلخواه رسید و جنگ را تمام کرد. در نهایت مشخص شد که برای خاتمه دادن به جنگ بایستی در کنار آرمان ها به واقعیات در صحنه توجه کرد و ایران با کمک قطعنامه 598 به جنگ خاتمه داد.

از زاویه دیگری مایلم بحث را ادامه بدهم. جنگ در دو حوزه نظامی و اجتماعی برای ایران چه پیامدهایی داشت؟مثلا این طبیعی است که در حوزه اجتماعی بسیاری از نهادهایی که در زمان صلح می توانند نقش برجسته ای داشته باشند، در زمان جنگ نقششان کمرنگ می شود، یا مطبوعات مانند همیشه نمی توانند قلم فرسایی بکنند و خطوط قرمز ناشی از تامین امنیت ملی بیشتر می شود، در این باره در دو دوره مذکور شرایط از این منظر به چه نحوی بود؟
بروز جنگ موجب می شود تا پیشرفت در حوزه اقتصادی و نیز حرکت به سمت توسعه سیاسی از اولویت خود کنار روند و دفاع از موجودیت کشور و توجه به مسائل دفاعی اولویت پیدا کند.گرچه در دوران جنگ تمام انتخابات پیش بینی شده در قانون اساسی به موقع انجام شده است اما طبیعی است که مطبوعات ایران تابع سیاست رسمی کشور در مورد جنگ بوده اند و حتی نمایندگان مجلس هم به خود اجازه نمی دادند تا دیپلماسی جنگ را نقد کنند یا به بررسی راهبرد نظامی و ارزیابی عملیات های انجام شده بپردازند. البته کمیسیون دفاع مجلس در جریان وقایع جنگ بوده است ولی نقش مهمی در تصمیم گیری های اساسی در این حوزه نداشته است.

این رویکرد به هر حال بعد از جنگ چه شرایطی پیدا کرد؟
پس از جنگ اداره امور کشور و به ویژه فرماندهی نیروهای نیروهای مسلح متمرکزتر شده است.البته در دولت های قبلی فضای سیاسی بازتر بود و روابط با سایر دولت ها نیز بهتر بود و اقتصاد کشور در مجموع اوضاع روان تری را داشت ولی در وضع فعلی گرچه توجه به پیشرفت کشور اولویت پیدا کرده ولی تحریم ها فشار زیادی را برکشور تحمیل می کند.

بگذارید از زاویه جامعه شناسی پیامدهای جنگ را کمی شفات تر مورد پرسش قرار بدهم. جنگ نسلی را درگیر خود کرد، جبرحاکم پس از خاتمه جنگ چه بود؟ مثلا آیا خشونت حاکم برجنگ از منظر وانشناختی می توانست در ساختار اجتماعی، سیاسی و نظامی نهادینه شود؟
در دفاع رزمندگان اسلام،خشونت حاکم نبود. فضایی از مهربانی و عطوفت در بین رزمندگان برقرار بود که حتی با اسرای دشمن نیز با ملاطفت رفتار می شد. کسانی که در جبهه بودند به توسعه معنویت خود توجه داشتند و حتی آب خود را ابتدا به اسیران عراقی تقدیم می کردند. روحیه برادری در بین داوطلبان بسیجی برقرار بود و آنها یکدیگر را برادر خطاب می کردند و از بودن در کنار هم لذت می بردند و در استقامت در برابر دشمن بر یکدیگر سبقت می گرفتند.اگر به عکس های رزمندگان توجه کنید نه تنها در چهره آنها خشونت نمی بینید بلکه یک نوع معصومیت و شادابی را در حضورشان در جبهه مشاهده می کنید.

 آیا جنگ می توانست در خود نسلی را تربیت کند که خواهان ورود به تمام عرصه های حیات سیاسی کشور باشند؟ با این که رهبرفقید انقلاب با این امر مخالف بودند، ولی این خواست از کجا نشات می گرفت؟ من این سوال را بیشتر باز می کنم . آیا این امر می توانست ناشی از این باشد که ارتش های صنعتی و منظم و تمام وقت زمانی شکل گرفتند که طبقات و به ویژه طبقه متوسط نهادینه شده بودند و نیروهای نظامی قادر نبودند برطبقات مستولی شوند زیرا خود از میان آنان سربازگیری شده بودند و به ناچار باید آنان را نمایندگی می کردند، ولی در کشورهای توسعه نیافته به دلیل شکل گیری طبقات و ایجاد دولت فراطبقه کاملا خلاف این فرآیند شکل می گیرد در ایران شما موضوع را چگونه تحلیل می کنید؟
امام خمینی معتقد بودند که یکی از مشکلات حکومت های استبدادی در ایران تعیین وکلای مجلس و مسئولین کشور با خواست دربار و یا اراده نیروهای مسلح وفادار به دربارهای شامنشاهی بوده است که گاهی با خواسته های خارجی ها نیز در هم می آمیخته است. امام خمینی می خواستند که واقعا مردم بتوانند از بین خودشان افرادی را که می پسندند برای اداره امور کشور در مجلس و دولت انتخاب کنند و بر همین اساس نیروهای مسلح را از عضویت در احزاب و مداخله در امور سیاسی منع می کردند. البته مفهوم این سخن نیست که اعضای نیروهای مسلح نمی توانند مورد انتخاب مردم قرار گیرند و یا وکیل و وزیر و سفیر شوند بلکه به این معنی است که نیروهای مسلح بایستی در برابر انتخاب مردم، بی طرف باشند تا مفهوم واقعی جمهوری اسلامی تحقق یابد.

از زوایه ای دیگر چرا در اغلب کشورهای پیشرفته و به ویژه صنعتی نظامیان نمی توانند حاکم باشند؟ ولی درکشورهای جهانی سومی این امر کاملا برعکس است مانند ترکیه که زمانی نظامیان حاکم بودند. آیا این امر ناشی از این است که نظامیان دارای سازمان ساده ای هستند وحاکمیت آنان با روح نظام صنعتی و پیشرفته که دیوانسالاری آن بسیار پیچیده است، ناسازگار است و می تواند در صورت حاکمیت نظامیان شیرازه امور از هم گسیخته شود؟
در بسیاری از کشورهای پیشرفته و صنعتی، عملا نظامیان حاکم هستند. برای مثال در دولت جرج بوش علاوه بر آن که خود وی افسر نیروی هوایی بود کالین پاول رئیس ستاد ارتش به سمت وزیر خارجه انتخاب شده بود. الان هم پترائوس که یک نظامی است ریاست سازمان CIA را بر عهده دارد. ولی سازمان نظامی بر این کشور حاکم نیست گرچه بالاترین بودجه کشور در اختیار ارتش است و نظامیان بالاترین حقوق های دولتی را دریافت می کنند.

 نقش منابع تجدید ناپذیر مانند نفت و احساس تکلیف از این که این منابع به عنوان ابزار پیشبرد جنبش انقلابی شیعه ، باید در اختیار نیروهای برآمده از جنگ باشد تا فرج امام مهدی(عج) توسط صالحان تعجیل شود تا چه اندازه بوده است؟
چنین مطالبی را نشینده ام.

 در نهایت فرآیندها و جریان های موازی اصلاح و ضد اصلاح در این حوزه چگونه جریان می یابند و آینده ایران از این منظر چگونه قابل توضیح است؟
ایران در حال پیشرفت است و امید آن که بتواند نفت را به سرمایه ای جهت توسعه کشور و تدارک اقتصادی متکی بر صنعت نفت بکار گیرد نه این که فقط با پول نفت شکم مردم سیر شود.

کد خبر 245953

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =