آسانژیسم و دو ماجرای متفاوت/پیشنهاد آسانژ به اسنودن

این روزها جولیان آسانژ، موسس سایت افشاگر ویکی لیکس به فعالیت هایی همچون مشاوره به ادوارد اسنودن که به تازگی باعث افشا و درز اطلاعات مربوط به برنامه های نظارت الکترونیکی آمریکا در قالب برنامه موسوم به پریسم شده روی آورده است.

محمد جواد موسوی زاده:
خیلی ها اسنودن را ادامه دهنده راه آسانژ می دانند و او را محصول آسانژیسم ایجاد شده در یک سال اخیر معرفی می کنند. آسانژ اولین فردی بود که جرات پیدا کرد تا اسناد محرمانه ای را از نیروهای نظامی و سیاسی ایالات متحده فاش کند و حال بسیاری بر این عقیده هستند که این عمل او، جسارت را به افرادی چون اسنودن داده است تا بتوانند به افشاگری ها علیه دولت آمریکا ادامه دهند. انتشار اسناد محرمانه و اقدام علیه آنچه که نیروهای امنیتی آمریکا آن را منافع ملی می خوانند، ویژگی مشترک اقدام آسانژ و اسنودن بوده است. داستان آسانژ و اسنودن هر کدام دچار نقاط اشتراک، تمایز و ویژگی هایی است که تنها با وارسی هرچند کوتاه آنها می توان در نهایت با در کنار یکدیگر گذاشتن این دو ماجرا به نتیجه گیری مشخصی رسید. 
داستان جولیان آسانژ موسس ویکی لیکس با انتشار اسناد نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده در سال 2010 آغاز شد. آنجا بود که یک طوفان و غوغای رسانه ای در سطح جهان شکل گرفت. این غوغا تا ماه ژوئن سال 2012 به طول انجامید و آن موقع بود که آسانژ به سفارت اکوادور در لندن پناه برد. دولت اکوادور در ماه آگوست به او پناهندگی داد، اما مقامات انگلیسی گفته اند که اگر او محل سفارت را ترک کند او را بازداشت می کنند.
یکی از نقاط تمایز این دو ماجرا به اتهامات جانبی جولیان آسانژ بر می گردد. سوئد و آمریکا مدعی هستند که آسانژ متهم پرونده تجاوز جنسی است و در صدد برگرداندن وی به سوئد و سپس استرداد آن به خاک ایالت متحده هستند. هر چند که آسانژ این اتهامات را ناشی از انگیزه های سیاسی می داند و اعلام کرده است که به دلیل افشاگری هایش علیه آمریکا دچار این پرونده سازی ها شده است. اما در طرف دیگر ادوارد اسنودن هیچ گونه اتهام دیگری به غیر از اقدام علیه امنیت ملی ندارد و از این حیث حتی در صورت دستگیری نمی تواند حکم زندان طولانی مدتی را در پیش روی خود ببیند. البته آسانژ که امروز برای خود در دنیا برای عده زیادی به یک اسطوره و نماد مقاومت در مقابل آمریکا تبدیل شده است دورانی همراه با تلخی و رنج سکوت را در یک اتاق معمولی در سفارت اکوادور می گذراند. او از سال گذشته در آن مکان محبوس شده و نمی تواند خاک اکوادور را در لندن ترک گوید. تفاوت دیگر این دو ماجرا اینجا است که باید اذعان داشت که انصافا مقامات اکوادوری از آسانژ حمایت کاملی را داشتند و حتی اعلام داشتند که وی می تواند حتی تا دو قرن در سفارت خانه بماند. اما اسنودن اکنون در هنگ کنگ به سر می برد و با وجود آنکه خودش هنگ کنگ را سرزمین آزادی بیان می داند، اما بعید است که چنین حمایتی از چین نسبت به او صورت بگیرد. اینگونه است که او بحث پناهنده شدن خود به ایسلند را مطرح کرده است ولی بسیاری از تحلیلگران نیز ایسلند را مکان مناسبی برای او نمی دانند.
از همین رو، جولیان آسانژ دوشنبه شب در مصاحبه با سی ان ان سعی کرد تا از راه دور به دوست خود مشاوره بدهد و گفت که من عمیقا به اسنودن توصیه می کنم که به آمریکای لاتین برود. زیرا آمریکای لاتین در 10 سال گذشته نشان داده است که در موضوع حقوق بشر به جلو حرکت کرده است و در آنجا یک سابقه طولانی مدتی از پناهندگی های سیاسی وجود دارد. حال باید دید که اسنودن 29 ساله که شاید تا هفته گذشته برای دنیا نامی ناشناس بود به این توصیه آسانژ توجه می کند یا عمل دیگری را بر می گزیند. برخی هم ادعای ارتباط این دو فرد را مطرح می کنند و معتقدند که این دو فرد با هماهنگی یکدیگر و در راستای یک هدف اقدامات خود را انجام داده اند و با یکدیگر رابطه بسیار خوبی دارند. آسانژ در مصاحبه مزبور، با ادبیاتی که در پیش گرفته بود اسنودن را به عنوان یک قهرمان معرفی کرد و ادبیات شدید الحنی را علیه برنامه هایی به کار برد که او کمک کرد تا افشا شود.
یک وجه تمایز دیگر ماجرای آسانژ و اسنودن نوع اسنادی است که آن دو منتشر کرده اند. بخش عمده ای از اسناد منتشره توسط ویکی لیکس در حوزه دیپلماسی و متن پیاده شده بسیاری از قرار ملاقات های دیپلمات های آمریکایی با سران کشورهای دیگر بود که این اسناد به دلیل آن که سطح بین المللی داشتند، حساسیت شدیدی را ایجاد کرد. کشورهای زیادی همچون ایران و قطر پس از افشاگری های ویکی لیکس به واقعیت هایی پی بردند که چهره مخدوش آمریکایی ها را بیش از پیش نمایان می کرد. واکنش ها و به دنبال آن سطح پوشش رسانه ای به تدریج دنیا را فرا گرفت. اما در ماجرای اسنودن بیشتر رسانه های آمریکایی بر این موضوع تمرکز دارند و رسانه های سایر کشورها مانند جریان افشاگری های ویگی لیکس به این موضوع نمی پردازند. دلیل این امر این است که اسناد منتشره سطح بین المللی ندارد و مربوط به داخل آمریکا است. انتشار اسنادی که جمع آوری حجم انبوهی از پرونده های تلفن شخصی میلیون ها آمریکایی توسط دولت را افشا کرد. امری که باعث نارضایتی بسیاری از مردم و چهره های شاخص در آمریکا شده است و بسیاری این سوال را مطرح می کنند که آیا دولت مجاز است که به بهانه استفاده از حقوق قانونی خود برای جمع آوری این اطلاعات حتی به نام امنیت ملی به حریم شخصی افراد نفوذ کند یا خیر؟
اسنودن که در شرکت مشاور رایانه‌ ای بوز آلن همیلتون، یکی از پیمانکاران برنامه جاسوسی الکترونیکی سازمان امنیت ملی آمریکا فعالیت می کرد، درباره برنامه پریسم و نفوذ به حریم شخصی افراد گفته است که دوست ندارد در جهانی زندگی کند که همه رفتارها و سخنان انسان ها ضبط شود. آسانژ نیز در خصوص همین برنامه گفته است که این برنامه درباره شناسایی چند مضنون و تجسس در اطلاعات شخصی آنها نیست بلکه حرکتی وسیع و خودسرانه است که نه تنها آمریکایی‌ها، بلکه نسل بشر را فراخواهد گرفت.وی همچنین اقدامات اوباما را زیر سوال برده و با طرح این نکته که هیچکس اجرای برنامه جاسوسی بر روی تمامی انسان‌ها را قبول نداشته و هیچ قانونی نمی تواند چنین اختیاری را به اوباما داده باشد به شدت این عمل را زیر سوال برده است. گفتنی است که اشاره آسانژ در این مورد به تمامی انسان ها کاملا درست است. دلیلش هم می تواند این باشد که شرکت هایی مانند گوگل، فیس بوک، مایکروسافت، اسکایپ، یوتیوب، اپل در طرح پریسم فعالیت می کنند و هر فردی پس از فهم این موضوع، عمق فاجعه را درک می کند.لازم به ذکر است که طرح پریسم توسط آژانس امنیت ملی ایالات متحده (NSA) از سال 2007 آغاز به کار کرده است.
حال باید دید که آسانژیسم مطرحه توسط جولیان آسانژ که به سیاست افشای اسناد محرمانه و سری کشورها در سراسر جهان برای مردم در جهت آگاهی آنها به امور حقیقی که در دولت ها اتفاق می افتد گفته می شود در این وهله حساس برای ادوارد اسنودن راهکاری دارد یا نمی تواند برای وی راهی را تضمین کند.
هر آنچه که باشد مشخص است که ادوارد اسنودن در حال حاضر با استفاده از استراتژی خرید زمان به مثابه آنچه که دارد در سفارت اکوادور در لندن رخ می دهد پیش می رود و بدیهی است که او تا می تواند باید از گرفتار شدن خود در چنگال های ایالت متحده دوری کند و شاید بهترین راه برای او این باشد که با استفاده از روش پارانویا(حالتی که فرد حاضر است شکنجه شود ولی جان خود را حفظ کند) آسانژ، فقط هرچه سریعتر به یک گوشه دنجی از یکی از سفارت خانه های کشورهای امریکای لاتین پناه ببرد.
4949

کد خبر 298150

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =