ولایتی: مردم ولی نعمت ما هستند،با آنها درست سخن بگوییم/من وثوق الدوله نیستم/شرح مذاکره با خانم گاندی

نامزد انتخابات ریاست جمهوری در آخرین برنامه تلویزیونی خود به انتقاد از برخی تصمیمات دولت کنونی پرداخت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اهم سخنان علی اکبر ولایتی در گفت وگو با کارشناسان در شبکه چهار سیما، از این قرار است:

*{در پاسخ به سوالی درباره ادامه اجرای قانون هدفمند سازی یارانه​ها} باید پرداخت یارانه​ها در جهت تعدیل اقتصادی باشد. متاسفانه به جز سهم مردم، سهم بخش​های تولید، کشاورزی، صنعت و بهداشت و درمان پرداخت نشده است. به این ترتیب علی رغم گران شدن ابزار کشاورزی، از کشاورزان حمایت نشده و در تعیین قیمت محصولات نیز به توصیه مجلس عمل نشد. اسف بار تر اینکه گندم به قیمت مناسب از کشاورزان داخلی خریداری نشده و میزان بالایی گندم از خارج وارد شد! به قانون یارانه​ها به درستی عمل نشده است. برای پرداخت یارانه در فاز دوم این قانون نیز باید مجری مصوبه مجلس باشیم.

* اصطلاح تحقیر آمیز «خواستیم دو زار پول توی جیب مردم بگذاریم، اما نگذاشتند» خیلی زشت و سخیف بود. این چه حرفی است؟ همین الان اگر با مردم صحبت کنید به شما خواهند گفت که یارانه را نمی​خواهیم در عوض قیمت ها را به قبل باز گردانید. هر چقدر می خواهند به مردم یارانه بدهند، باید به مردم «تقدیم کنند» نه اینکه بگویند «در جیب مردم گذاشتیم»! مردم ولی نعمت ما هستند و نباید با آنها اینگونه سخن بگوییم و باید با آنها به درستی سخن گفت.

* اقتصاد ما باید تولید محور باشد و تولیداتمان، مردمی باشد. تعرفه​های گمرکی باید به گونه ای تعیین شود که تولیدات داخل با آن توان رقابت داشته باشند. همزمان باید به صادرات تولیدات داخلی پرداخت و به گونه ای به افزایش کیفیت کالاهای داخلی پرداخت که در خارج از کشور معرف توانمندی داخلی ما باشد.

*در آمریکا با اینکه مسلمان نیستند، بهره را برداشتند. ما هم باید در ایران چنین کنیم و بهره بانکی را از سیستم بانکی خود حذف کنیم و به حدی برسانیم که تنها به اندازه کارمزد باشد نه بیش از آن. به این ترتیب تولید ما نیز رونق خواهد یافت.

*{در پاسخ به سوالی درباره حق بیمه بیماری های صعب العلاج} دو سه کار می توان کرد. اول اینکه 30 درصد حقوق کارگران، به عنوان حق بیمه کسر می​شود. در حالیکه دولت سهم خود را در این زمینه نمی دهند. بسیاری از کارفرمایان دولتی هم بدهی بالایی به بیمه در این زمینه دارند. با مصوبه ای در مجمع تشخیص مصلحت، اعلام کردیم که نه، بیست و هفتم حق بازنشستگی مختص درمان است که باید به وزارت بهداشت ودرمان ارائه شود. در طول بیش از سی سال مدیریت بیمارستان مسیح دانشوری به این تجربه دست یافته ام که با جمع این مبالغ می توان حق بیمه بیماری های صعب العلاج را پرداخت کرد.

* {در پاسخ به اینکه چه برنامه موفقی در دوره وزارت خارجه خود داشتید؟} دیپلماسی جنگ در آن دوران رقم خورد. من دیدم که در دوره ابراهیم یزدی در کوبا، تصویب شده بود که عراق رئیس و میزبان اجلاس غیرمتعهدها باشد. با دوستان صحبت کردیم که صدام از این ظرفیت برای محق جلوه دادن خود در جنگ، استفاده می کند. از این رو نامه نگاری​هایی را در دستور کار قرار دادم و اعلام کردم که کشوری که به کشور غیرمتعهد دیگری حمله می کند، صلاحیت ریاست بر این اجلاس را ندارد. مضاف بر اینکه کشور ناامنی هم هست. من آن زمان طی نامه ای به رئیس جمهور وقت -مقام معظم رهبری- خواستار اقدامی در قبال عراق شدم که کشورهای دیگر متوجه ناامن بودن عراق شوند. به همت شهید دوران، حمله شد و مقری که یوگسلاوها برای نشست اجلاس عدم تعهد می ساختند، تخریب شد. به این ترتیب اجلاس غیرمتعهدها از بغداد به دهلی انتقال یافت. اگرچه آن زمان قول دادند که اجلاس بعدی در بغداد برگزار شود اما از سفیر ایران در هند خواستم که به خانم گاندی بگوید که این کار به منزله جایزه دادن به متجاوز است و اگر چنین چیزی تصویب شود، ما از جنبش عدم تعهد خارج می شویم. من ساعت 12 نیمه شب چنین تهدید کردم و ساعت یک نیمه شب، خانم گاندی پس از مشورتی که با فیدل کاسترو و دیگران کرده بود، مرا به دفترش خواست. یاسر عرفات می خواست میانه دار شود اما من از موضع خودم کوتاه نیامدم. نتیجه این شد که اجلاس بعدی در اوگاندا برگزار شود. طارق عزیز که نماینده عراق در این اجلاس بود، بسیار عصبانی شد اما کاری از پیش نبرد.

*در سازمان ملل می​خواستند که جنگ عراق با ایران، با آتش بس و مذاکره پایان یابد. اما با این روش، متجاوز همچنان امکان حضور در بخشی از خاک ما را داشت. ما دیدیم اگر تنور جنگ سرد شود و متجاوز هم در خاک ما بماند، دشمن همچنان دست بالا را خواهد داشت. از این رو این را نپذیرفتیم. یک سال طول کشید تا ما مفاد قطعنامه را آنگونه که منافع ما را تامین می کند، تغییر دهیم. عراقی ها در پی آن بودند تا به آنچه که در جنگ به دست نیاوردند، در مذاکره به دست آورند. به همین دلیل هم صدام قطعنامه را در پیش چشم خبرنگاران پاره کرد. اگرچه عراقی ها فکر می کردند می توانند از موضع بالا با ما حرف بزنند اما ما با توجه به رهبری امام و آمادگی مردم -بویژه پس از مرصاد- این اجازه را به آنها ندادیم. من در داخل هم با فشارهایی روبرو بودم و همان موقع گفتم که من وثوق الوله نیستم و اگر قرار است از موضع ضعف پیش رویم، من کنار می روم تا وزیر خارجه دیگری کار را پیش ببرد. اما امام خمین مانع شدند و تاکید کردند که بنده مذاکرات را ادامه دهم. نهایتا هم بر اساس قطعنامه ای که ما پذیرفتیم، صدام محکوم شد و خون شهدای ما هدر نرفت.

* {در واکنش به اظهاراتی که دیپلماسی جنگ در دوره وی را ضعیف ارزیابی می کنند} هر کسی هر کاری کرده، بیان کند تا مردم خودشان به قضاوت بپردازند. دیپلماسی موفق آن است که از ظرفیت های موجود برای تامین منافع مردم و نظام به درستی استفاده شود.

ادامه دارد....

/2929

کد خبر 298189

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۴:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۲
    چقدر این چهار تا نکته قشنگ و ظریف بود. کامنت گذاران محترم جدا از طرفداری از کاندیدای خودشون این 4 تا نکته رو یکبار بخونن کاش