۰ نفر
۱۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴

اثر طبع‌ گهربار حکیم شهرام شکیبا

در اشاره به فضل اللهی 

بی شک زفضیلت اله است

کامروز هم این ستون به راه است 

در آنچه گذشت 

کردیم در این ستون پرخرج

دیروز برایتان چنین درج 

کز برکت عالم مجازی

 در حین چت و پیام بازی 

در موقع صرف قهوه ترک 

در عرصه Microsoft Network 

«لیلا» خانم به تور« مجنون»

 خورد و دل هر دو گشت پرخون 

از شدت عشق نو رسیده

 عقل از سر هردو شد پریده

دل از دو جوان رمیده شده رفت

 چون بودجة رسیده از نفت 

«مجنون» سخنی گزاف فرمود

 p.m که گذاشت این چنین بود

در دفتر جشنواره خیلی

 میره خرِمن به جون لیلی 

آدرس بفرست از سرایت 

تا کارت بیاورم برایت 

 

در الباقی ماجرا و افکار عجیبة لیلی و بیخوابیاش 

لیلا که پیام دوست را دید

 تا فردا لحظهای نخوابید

تا صبح ندید رنگی از خواب

 در سینه نمود کله قند آب

دل گشت به سینه با شعف جفت

یکریز به خویش این چنین گفت:

از جمع جماعت هنرمند

 بیرون بنشینم از چه؟ تا چند؟ 

لیلی پس از این شود درخشان

مانند نگین میان ایشان 

زین پس منم و رضای گلزار

 همراه میان کوی و بازار 

زینپس منم و رضا فروتن

 انگشتنمای کوی و برزن

آن هم نشود، من و مدیری

 یا نه! محمودِ ...ها! بصیری 

القصه به یاری خداوند

 من هم پس از این شوم هنرمند 

 

در احوالات مجنون 

حالا بشنو زحال مجنون 

آن حال خراب و درب و داغون

از خواب نکرد هیچ یادی

 اما زفسردگی، نه شادی 

شب رفت ولی نخفت مجنون

 تا صبح به خویش گفت مجنون 

فردا چه کنم؟ چگونه آیا؟

 من کارت بیاورم ز«هاردا»؟

 

(مجنون صبح زود به موزة آبگینه شتافت، ولی هرچه گشت در روابط عمومی فارابی هیچ نیافت

در علاج واقعه قبل از وقوع و غیرتمندی مجنون و ایضاً رندی وی 

زین واقعه واقعاً کم آورد 

 پس جای بلیت  Web Cam آورد 

گفت: ای گل من مرا ببینی

 بهتر که به سینما نشینی 

هرچند که کار بنده سخت است

 اما چه کنم که کار بخت است

هر فیلم که پخش گشت فوراً

 تعریف کنم برای تو من 

بیهوه مگو که آه... افسوس!

 کاریست خطیر حفظ ناموس

 

(زینپس هرچه میخوانید شرح یا نقد آثاریست که مجنون بیند و بازگوید برای لیلی)

 

درباب «هرشبتنهایی» اثر صدرعاملی فرماید و در لزوم سینمای معناگرا و عظمت کارگردان 

یک فیلم پر از شکوه و معنا

 یک فیلم، به دردها مداوا 

الحق که از این درام پرپیچ

 گردیده جناب مولوی هیچ 

گردیده در این خمار «گردی»

 آقای شهاب سهروردی

گشته است از این فشار نازا

 استاد بزرگ اسپینوزا

ابنعربی که بوده و کیست؟ 

 شلتاق سنایی از پی چیست؟

هرکس که مرید بوسعید است

 لابد این فیلم را ندیده است

معنا در اوج عشق در اوج

 مدهوش زدیدنش دوصد فوج

ولکن همه عارفان دنیا

جز حضرت صدرعاملی - را 

این است شکوه سینمامان:

 «تصویر بلند قد ایمان

روزی که در گناه بندند

 آثار همه دهندمان پند 

آثار شود ز صدق نیت

 آیینة سینما - حقیقت 

گر برسر صندلی نشینی

 افلاک به زیر پای بینی 

کد خبر 3016

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =