۰ نفر
۱۸ تیر ۱۳۹۲ - ۰۴:۰۲
آقای غول! بابام رو بخور، اون هم با سس

به بهانه روزملی ادبیات کودک و نوجوان

زهرا مهاجری: دروغ چرا؟! کتاب را فقط و فقط به خاطر عنوان خلاقانه ی "بابای من با سس خوشمزه است" و تصویرهای زیبای روی جلد خریدم. آن قدر ظاهر کتاب و اسم آن جذاب بود که حتی به فکرم نرسید کتاب را باز کنم و چند صفحه ای بخوانم.

کتاب را که به دخترک هفت ساله ام هدیه دادم، مثل همیشه بی معطلی بازش کرد و بلند بلند شروع کرد به خواندن. داستان از این قرار بود که یک روز برق خانه ی یک کودک می رود و کودک، که راوی ماجراست، غولی را می بیند. کودک که از غول ترسیده، می رود و به مادرش پناه می برد و مادر هم غول تاریکی را می بیند و می ترسد. غول که انگار آمده آدم ها را بخورد، نزدیک مادر و کودک می شود و می گوید: «به به! چه آدم های خوشمزه ای! حالا کدامتان را بخورم؟».

 بلافاصله مادر پیشنهاد می دهد که غول دخترش را بخورد چرا که خودش بدمزه است و دخترش خوشمزه!!

کودک هم که از خورده شدن می ترسد جواب می دهد که نه! اگر مرا بخوری سیر نمی شوی و همان مامان را بخور!

تا آقای غول بیاید و ده بیست سی چهل بکند که کدام را بخورد، مادر فکری به سرش می زند و با التماس به غول می گوید که اگر او را نخورد، دفعه ی بعدی دوباره بچه دار خواهد شد و این بار دوقلو خواهد آورد و دفعه ی بعد دوقلوها را به خورد غول خواهد داد!

و این کشمکش چند صفحه ی دیگر هم ادامه پیدا می کند و یکی درمیان کودک غول را مجاب می کند که مادرش را بخورد و بالعکس تا این که مادر و کودک یکهو به ذهنشان می رسد که پدر کودک را به غول پیشنهاد بدهند برای خورده شدن!

غول هم قبول می کند و همین که می خواهد پدر را بخورد کودک می رود برای غول سس می آورد و می گوید که چون بابا بدمزه است باید او را با سس بخوری!

 

اگر کسی برایم این داستان را تعریف می کرد و می گفت که این کتاب را در یکی از کتابفروشی های خودمان دیده و خریده و خوانده، حرفش را باور نمی کردم. حتی الان با این که یک بار با صدای دخترم آن را شنیده ام و چندین بار از اول تا آخر خوانده امش، باز هم باور نمی کنم چنین داستانی خوانده باشم!

و این که باور نمی کنم  نویسنده ی این کتاب یک ایرانیست و در خانواده ایرانی، با فرهنگ خاص شرقی بزرگ شده. ای کاش این کتاب، ترجمه بود. ای کاش نویسنده ی خارجی داشت تا می توانستم توجیه بیاورم که شاید شاید شاید در فرهنگ غربی یک مادر وقتی خطری پیش می آید حاضر است کودکش را قربانی کند و مثلا به خورد غول بدهد! شاید آن وقت می شد هضم کرد این همه بی عاطفگی نسبت به پدر و آن جمله ی "بابا بدمزه است و نمی شود بدون سس او را خورد" را از زبان یک کودک. ای کاش لااقل این کتاب و صدها نمونه مثل این کتاب، که تنها و تنها نوشته شده اند تا با ظاهر جذاب و فریبنده شان، ناشر را پولدار کنند، یک جمله، فقط یک جمله آموزنده یا تربیتی داشت تا دلم خوش می شد که چهار هزار تومان را مستقیم توی سطل زباله نینداخته ام.

کتاب "بابای من با سس خوشمزه است" یک کتاب تمام گلاسه ی بیست و دو سه صفحه ایست. کتابی که در هر صفحه اش، یکی دو خط از داستان با فونت های مختلف و رنگارنگ نوشته شده و تصویرگری جالبی دارد. حالا این که پایان داستان چه می شود و غول پدر را می خورد یا نه را خودتان بروید بخوانید. چیزی که الان مهم است این است که "بابای من با سس خوشمزه است" مشتی است نمونه ی خروار تالیف کتاب های بی هدف، که اگر بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم می شود برچسب غیرآموزنده به آن زد و نگفت بدآموزی دارند.

نمونه ای که زنگ خطر جدی بدبودن حال "ادبیات کودک و نوجوان" را به صدا در می آورد.

کد مطلب 302633

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 72
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مرضیه IR ۰۴:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    خیلی داستان مهیجی بود ، نفسم تو سینه حبس شده بود ;)
    • مريم IR ۰۵:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      نفس من هم تو سينه حبس شده بود مرضيه جان. كيه كه دلش نخواد تو اين دوره و زمونه يه غول فداكار پيدا بشه و باباهه رو يه لقمه چپش كنه؟ همون بابايي رو كه صبح تا شب جون مي‌كنه تا يه لقمه بياره بذاره سر سفره كه بتونه شكم بقيه رو باهاش پر كنه؟ كدوم مادري توي اين دوره و زمونه دلش بچه مي‌خواد؟ مادري كه هنوز جوونه و مي‌خواد هزارتا خوشي كنه و صبح تا شبش رو توي اين پاساژ و اون مغازه بگذرونه،‌ معلومه كه خيلي هم خوشحال مي‌شه يه غول بي‌شاخ و دمي بياد و اون رو از شر بچه ي نق نقويي كه مدام آويزونشه خلاص كنه... كجا داريم مي‌ريم؟ و اما شما نويسنده‌ي محترم؛ جسارتت ستودنيه كه كتابي رو كه نخونده مي‌خري‌، يه راست تقديم اون طفل معصوم مي‌كني. از اعتمادي كه هنوز به مديران بي‌فرهنگ فرهنگ اين مرز و بوم داري ممنونيم.
    • شهاب IR ۰۶:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      33 3
      واقعا که!!!
    • بی نام IR ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      47 2
      من رو یاد یک خاطره انداخت! یک شب بچه هام قبل از خوابیدن داشتن با هم حرف می زدن. دختر 5 ساله ام به داداش بزرگترش گفت: آرمین میدونی اگه بابا و مامان بمیرن بیچاره میشیم! همش باید تخم مرغ بخوریم!!!
  • بی نام IR ۰۴:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    واقعا شرم آور بود
    • بی نام A1 ۰۵:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      همیشه همه چیز نباید کلیشه و تکرار باشه که ! چرا مای که دم از آزادی میزنیم نگاه خودمون انقدر کوتاهه ؟! چرا نباید همچین کتابی نشر بشه ؟؟ مگه موضوع غیر اخلاقی داره ! همیشه که نباید بزور پند اندرز بکنیم تو ذهن این و اون ! از نظر من یه کتاب برای بچه ها میتونه صرفا تفریحی باشه . تو جامعه ما به اندازه کافی آموزه های اخلاقی از در و دیوار سرا زیر هست . آزادی فکر اندیشه قبل از اینکه یه چیزه سیاسی باشه یه فرهنگه که باید بین خودمون جا بیوفته . هر کی و هرچیز متفاوت بود که نباید بهش حمله کرد که . به نظر من داستان جالب خلاقانه وضد کلیشه ای باید باشه
    • شهاب A1 ۰۶:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      39 36
      لطفا اينقدر برداشت هاي سطحي از اين داستان نكنيد من اين كتاب رو خوندم خيلي عاليه چون ترس هاي بچه ها - كه غيرقابل اجتباب هست - رو در قالب يك داستان بامزه بصورتي تعريف كرده كه بچه ها متوجه ميشن غول يا ديو يا هر شخصيت منفي ترس هاشون، ترسناك نيستن و حتي مي تونن با اونها دوست بشن و ازشون نترسن.
  • بی نام IR ۰۴:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    68 23
    خجالت هم نمی کشند.
  • بی نام A1 ۰۴:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    74 8
    جدی بود یا طنز؟ منم باور نمی کنم
  • یک مادر A1 ۰۴:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    59 13
    من هم این کتاب را دیده ام و نمونه های مشابه را. متاسفم
  • بی نام A1 ۰۴:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    46 13
    خیلی یادداشت خوبی بود ممنون
  • بی نام IR ۰۴:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    75 11
    خداوند به نویسنده و ناشر و ممیزی این کتاب شفای عاجل عنایت بفرماید ان شاالله(بندگان خدا فشار اقتصادی روشون تاثیر گذاشته )
    • بی نام A1 ۰۴:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      8 8
      منم موافقم باید کاری تولید بشه که جبران کنه از لحاظ مالی
  • عمید IR ۰۴:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    74 4
    همون بهتر که نویسنده کتاب یه ایرانه،اگه خارجی بود این مقاله رو میخواستی صد صفحه کنی درباره عدم وجود عاطفه در جوامع غربی بذاری تو بوق و کرنا...بعد "همون مشت نمونه خروارت" درباره کتابهای بی هدفت میشد "مشت نمونه خروار" جاهلیت غربی ها... خدا رو شکر...بازم
    • بی نام A1 ۰۴:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      32 6
      ايراني و خارجي بودنش مهم نيست. مهم فرهنگيه که داره مد مي شه و اين به ضرر جامعه ايرانيه
  • کتاب دوست من IR ۰۴:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    14 25
    ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز ... خدایا شکرت از الان دشمنان داخلی زوم کردن به ایندگان این مرزو بوم با این نوشتها دنبال چی هستن و خالصه میرسیم به اصل ماجرا که کدام مسئول محترم مجوز انتشار این داستان مخرب روداده واقعا" جای مدیران عوض شده یا یک آدم بی سواد رو گذاشتن ...... و من یک پیشنهاد به اصناف و کتاب فروشان دارم تا با مواجه با این جور موارد از فروش ویا حتی تحویل گرفتن اینجور کتابها خداری کنن
    • حامد IR ۰۸:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      5 7
      خواهش میکنم دوستان ! خواهش میکنم ! منکه کتاب رو نخوندم ولی از مطالب دوستان پیداست که یه غولی میاد و یه بابایی رو میخوره !!! خب ! چه اشکالی داره ! بخوره ! یه بابا از روی زمین کم میشه . تازه ! نوش جونش ! من به آقا غوله پیشنهاد میکنم که حتما سس کچاپ بزنه یه مقداری هم فلفل ، بابا محشر میشه بخدا !
  • شاکری A1 ۰۴:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    28 12
    واقعا؟ چطوری ارشاد مجوز داده؟
    • بی نام A1 ۰۵:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      20 7
      چرا نده ؟! عجبا !!
  • الهه A1 ۰۴:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    21 24
    اتفاقا کتاب از تخیل خوبی برخورداره که لازمه ی ادبیات کودک و نوجوان امروزه. من با نویسنده مخالفم.
  • بی نام IR ۰۵:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    37 11
    البته پر بیراه هم ننوشته. شما کافیه کتاب کلیله و دمنه را تورق بفرمایید تا نشانی از این قبیل داستانها را در ادبیات قدیم خودمان مشاهده بفرمایید. داستان پیرزنی که گاوی داشت و دختر مریضی مهستی نام. گاو سر در خمره کرد و نتوانست خود را نجات دهد و پریشان و بی هدف به هر سر می دوید تا نزدیک اتاق پیرزن شد. پیرزن به تصور اینکه ملک الموت سراغش آمده و البته آدرس را اشتباهی آمده، با ترس و لرز میگه: ای مکلموت من نه مه ستی ام، من یکی پیر زال محنتی ام! یعنی ای ملک الموت اونی که مریض و رو به موت هست، من نیستم. بلکه دخترم هست و اگه قراره جون کسی رو بگیری، اون اولی تر هست!!! من برداشت بدی از هیچکدوم از دو داستان نداشته و ندارم. اینها نتیجه پرورش تخیلات هست و اگه نگاه طنز بهش بکنید، نکته منفی مشاهده نخواهید کرد.
    • علي IR ۰۶:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      20 6
      اين كتاب رو براي بچه ها نوشتن . يه بچه چطور اينو رو تجزيه تحليل كنه و با نگاه طنز نگاه كنه ؟ كليله و دمنه براي بچه هاست ؟ متن و سن خواندن متفاوت آقا . هر كتابي براي همه نيست كه
    • بی نام IR ۰۶:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      5 2
      اینقدر تظاهر نکنیم و از دیگران توقع تظاهر نداشته باشیم. دوست عزیز شما نمیتونی منکر میل به زندگی و زنده بودن رو نفی کنی. این یه داستان کودکانه است با تم طنز. بچه که خودش نمیتونه کتاب بخونه. بزرگترش براش میخونه. خود بزرگتر هم اونقدر عقل داره که بتونه داستان رو طوری به بچه یاد بده که بچه برداشتی که شما ازش داری رو نکنه. من کاری با کتاب ندارم که خوبه یا بد. فقط میخوام بگم این کتاب برداشتی از یک طرز تفکر طنازانه نسبت به مقوله زندگی و زنده بودن و تقلا برای نجات هست. اینقدر مسائل زندگی رو پیچیده نکنید. بچه باید با افکار و عقاید و برداشتهای مختلف آشنا بشه. از روز اول نمیشه به بچه گفت تو از الان باید مثل یه آدم سرد و گرم چشیده روزگار فکر و زندگی کنی. باید جسارت داشت و راه های متفاوت زندگی رو نشون داد
    • بی نام IR ۰۶:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      11 1
      کتاب سال چهارم دبستان شعری داشت (و احتمالا هنوز هم داره) به نام داستان دو کاج. در این شعر به بهانه توسعه تکنولوژی و با یه داستان نه چندان منطقی، شکسته شدن یک کاج رو برای جلوگیری از تکرار حادثه قطع سیم تلگراف بخاطر کج شدن درخت، به سخیف ترین وجهی توجیه می کنه. در حالی که توی همون داستان می شد گفت که برای جلوگیری از تکرار حادثه، سیم تلگراف رو از جای دیگه ای رد کرده و داستان رو تلطیف می کردند که بچه رو از کودکی با مقوله توسعه به هر قیمت حتی با قیمت تخریب محیط زیست عادت ندن و قبحش رو از بین نبرن. من سالهاست به این شعر اعتراض می کنم، اما صدام به جایی نمیرسه. کاش به همون اندازه که به این کتاب با تیراژ محدود توجه شده، به اون داستان مخرب با تیراژ میلیونی هم توجه میشد تا بلکه این شعر از کتاب حذف بشه.
    • بی نام IR ۱۰:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      0 2
      شعر دو کاج خیلی باحاله
    • بی نام IR ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۱
      0 0
      فرمایش شما درست درصورتی که کتاب برای بزرگسالان نوشته شده باشه اما کتابی که برای گروه سنی الف و ب هست نباید به این وضوح ترسناک و بی عاطفه باشه هر چند پایان خوبی هم داشته باشه. حکایت این داستان حکایت کارتونای دوران بچگی ما دهه شصتی هاست که پر بود از قهرمان های بی مادر یا مادر گمشده که فقط ترس و بی پناهی رو القا میکرد نه مبارزه و مقاومت و شجاعت! با این داستان بچه فکر میکنه پدر و مادر حاضرن برای نجات خودشون اونو فدا کنن...یادمه دوستی داشتم که تعریف میکرد یکی از همکارای پدرش از ترس فقر در غیاب همسرش دو دخترش رو کشته و خودش رو هم حلق آویز کرده بعد میگفت یه شب من و خواهرم و پدرم تو خونه تنها بودیم از ترس پدرم نمیتونستیم بخوابیم! دوستم اون زمان 22-3ساله بود وای به حال بچه های کوچیک.
  • بی نام A1 ۰۵:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    19 8
    آفرین به داستان خلاقانه. آفرین
  • ری را IR ۰۵:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    25 8
    ولی خیلی با مزه بود ..بابا اینا که مسائل سیاسی یا امنیتی نیست .... ممنون از معرفی کتاب ...
  • منيرو A1 ۰۵:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    7 3
    خب راوي كودكه نه مادر ..ه نظر من تصور و نگاه يك كودك ..اون از طرف مادرش حرف زده و با خود محوري كه از ويژگي هاي كودكه خواسته خطر از خودش دور كنه.. يعني خود محوري به مادرش هم نسبت داده..
  • بی نام A1 ۰۵:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    6 1
    وضعیت ادبیات کودک و نوجوان ما اسف بار است. جز چند ناشر و مترجم و مولف و تصویرگر بقیه کپی کار شده اند. علاوه بر این متاسفانه گاهی کتابهای اجازه انتشار پیدا میکنند که حقیقتا آدم انگشت به دهان می ماند و از طرف دیگر ناظران محترم وزارت ارشاد به هر کلمه ای که به زیبایی ربط داشته باشد خط میکشند و مینویسند: «حذف شود»!
    • بی نام A1 ۰۵:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      6 9
      یعنی مادرشو دوست نداره؟ پدرشو دوست نداره؟ حاضره اونا رو بخورن؟ عاطفه کجاست؟
  • مریم A1 ۰۵:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    10 1
    نمیدونم چی بگم ولی نمیشه سرپوش بذاری رو اصل ماجرا.هرچند قبول دارم خوندن این کتابا شرایط و بدتر میکنه ولی فکر میکنم اگه این کتاب برای نسل امروز نوشته میشد شاید میشد گفت یه کتاب انتقادی به وضع موجوده.قبول کنیم خانواده هایی که الان شکل گرفتن اصلا شبیه خانواده هایی که ماها توش بزرگ شدیم نیستن! نه رابطه زن و شوهر ها نه رابطه والدین با فرزندان.
  • بغل دستي A1 ۰۵:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    19 5
    من به كتاب و محتواش كار ندارم، فقط دم نويسندش گرم...
  • بی نام A1 ۰۵:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 4
    باز هم دلیل نمی شه کسی اینطوری بنویسه. بچه هر چقدر هم که بی عاطفه باشه حاضر نیست از مادر جداشه
  • بی نام A1 ۰۵:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    6 14
    وزارت ارشاد باید به این مسئله ورود کنه. از این دست کتاب ها زیادن
  • مهدی A1 ۰۵:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 8
    انصافا داستان سخیفی بود و مایه تاسف ، اگر این کتاب رو ضد ارزش تلقی نکنیم ، قطعا فاقد ارزش بود . کتابی که در این سطح و با جذابیت های کودکانه خود میتونست بستری باشه برای انتقال مفاهیم مثبت به کودک و رشد او ، می بینیم در یک جهت گیری غلط و خالی از محتوا شعور و وقت مخاطب رو به بازی گرفته.
  • جمشید A1 ۰۵:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    11 5
    آدرس بدید ما هم بریم بخریم.
  • محمد IR ۰۵:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    14 13
    مشکل ما از روز شروع شد که مرد سالاری به زن سالاری و بعد فرزند سالار تبدیل شد و احترام بزرگ خانه از بین رفت این بنده خدا واقعیت جا معه ما را گفت هرچند نباید هر راستی را گفت
    • بی نام IR ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      4 2
      مرد سالاری فرم مطلوب بود به نظرت؟
  • بی نام A1 ۰۶:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    9 8
    چرا سرمونو مثل کبک بکنیم زیر برف؟ همینه اوضاع. تغییرش هم دیگه نمی شه داد
    • بی نام IR ۰۶:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      7 6
      موافقم
  • علی رنجی‌‌پور EU ۰۶:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    11 3
    به گمان من این کتاب با اینکه این قدر که خانم مهاجری نوشتند بی‌محتوا بود، ولی باید منتشر بشه. جلوگیری از نشر این جور کتابی اصلا درست نیست، اتفاقا خوبه برای اینکه ما به خودمون بیایم. دور و برمون رو نگاه کنیم ببینیم چه خبره؟ باور کنید ضرر این کتاب از ضرر بقیه کتابای «خوش‌محتوا» بیشتر نیست. کتابایی با نثر و شعرهای بد، با تصویرسازی افتضاح، با قصه‌پردازی یبس و احمقانه... این کتاب لااقل جذابه، هم عنوانش هم تصاویرش، لااقل ساختارش شبیه بازی‌‌های کودکانه است، لااقل خوب نوشته شده و احتمالاً هم یواشکی از روی دست یک کتاب خارجی نوشته شده، لااقل بچه‌های ما رو با فرم زیبا آشنا می‌کنه، سلیقه‌شون رو تو تشخیص فرم خوب از بد بالا می‌بره... (بقیه تو کامنت بعدی)
  • آقا غوله A1 ۰۶:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    7 2
    آقا غوله : چیکار کنم میرم بیرون میخوام یه چیزی بخرم بخورم قیمتا هر روز بیشتر میشه دیگه پول ندارم رفتم در خونه ای که میگن جنسا رو ارزون میدن از بقیه جاها گرونتر بود بالاخره ما هم باید یه چیزی بخوریم دیگه
  • بی نام IR ۰۶:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    10 9
    حالا بخوره باباهه رو چی میشه مگه؟ غوله بعدش هم بیا یه سر به بابای من بزن!
  • علی رنجی‌پور (ادامه کامنت قبلی) EU ۰۶:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    9 3
    بچه‌ها محتوای زندگی رو نه از روی یک کتاب و 10 تا کتاب و 100 تا کتاب، بلکه از حقیقت زندگی درک می‌کنن. از روی رابطه حقیقی‌ای که بین پدر و مادر و دنیای اطراف وجود داره. این کتاب نهایتش یه قصه بامزه است که به نظر من ایرادش اینه که خیلی خوب از آب در نیومده. واقعاً بزرگ‌ترین ایرادش منفی بودن و ضدارزش بودن اون نیست، نهایتاً مثل شوخی‌های معمولی‌ای می‌مونه که با بچه‌ها می‌کونیم: آقا غوله کیو اول بخوره؟!!! شما این بازی رو با بچه‌‌تون نمی‌کنید؟ اما نقطه قوتش که می‌ارزه به صدتا صدتا کتاب مثبت اینه که فرم خوب و جذابی داره. نسبتاً البته. شاید باعث شه سلیقه بچه‌ها بره بالا. زیبایی‌شناسی درشون رسوب کنه. من خیلی نگرانم که نسل بعدی بدتر از ما بشن، آدمای بدسلیقه که از تشخیص فرق زشتی و از زیبایی عاجزن...
  • مجتبی IR ۰۶:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    14 2
    تا به حال فکر کردید باباها رو توی همه کتاب ها و فیلم ها، هیولا نشون می دن. این خز به نابودی خانواده نمی انجامد. دوستان مادران جایگاه بسیار بالایی دارند اما پدران نیز برای فرزندان خود آرزو دارند و زحمت می کشند، چرا این همه هجمه علیه مردها و پدرها در بین آقایان و خانمهای نویسنده و هنرمند وجود دارد. من خودم پدر نشدم و اصلا ازدواج هم نکردم، اما واقعا نمی تونم این رو تحمل کنم که همیشه مادر فرشته و پدر هیولا باشه. من جدلی با خانم ها ندارم و منکر هیولا بودن خیلی از پدرها و مادرها هم نیستم، اما بالاغیرتا چند تا فیلم دیدید که بابای دوست داشتنی توش باشه؟
  • حقيقت گو A1 ۰۷:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    10 0
    اولا گفته ايد: "ای کاش لااقل این کتاب و صدها نمونه مثل این کتاب، که تنها و تنها نوشته شده اند تا با ظاهر جذاب و فریبنده شان، ناشر را پولدار کنند، یک جمله، فقط یک جمله آموزنده یا تربیتی داشت تا دلم خوش می شد که چهار هزار تومان را مستقیم توی سطل زباله نینداخته ام." لازم است به شما متذكر شوم كه شما اگر پولتان را توي سطح زباله ريخته بوديد خيلي بهتر بود تا اينكه كتابي را چشم بسته خريديد و به طور كاملا مستقيم،‌ناشران را به ادامه ي اين راه تشويق كرده ايد!!!! دوما گفته ايد: "حالا این که پایان داستان چه می شود و غول پدر را می خورد یا نه را خودتان بروید بخوانید."!!!!!!! يعني شما هنوز مايل هستيد افرادي بروند پول بدهند و كتاب را بخرند تا ببيندد چه مزخرفاتي نوشته؟!!! تبليغ كتاب را هم مي كنيد؟!!
  • انسیه IR ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    9 0
    باعث تاسفه واقعا! کتاب کودک و نوجوان رو که حتما باید همون جا بخونی ببینی چی داری میخری. اصلا نمیشه اطمینان کرد!
  • بی نام A1 ۰۷:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 1
    یک کپی تمام عیار از داستان خارجیه. شک نکنید.
  • علی IR ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    5 0
    بازم دمش گرم نشسته کتاب نوشته کتابسازی نکرده بابا نصف کتاب هایی که این روزا میاد اصلا نویسنده مجازی داره میشینن کتابسازی میکنن ...
  • سپیده IR ۰۷:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 0
    خوبه در بزرگسالی یه قسمتی از این کتاب رو خوندم ! :| اگر در کودکی به یه همچین کتابی برخورد میکردم قطعا افسردگی میگرفتم ! :| چون من با نوار خروس زری پیرهن پری احساس غم میکردم ! حالا چه برسه به یه داستان خانوادگی !!! :|
  • شنل قرمزی A1 ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    10 1
    حالا جی میشه باباهه رو بخوره؟ مگه ما شکم گرگ بدجنسو پاره نکردیم و همه رو در نیاوردیم؟! تازه میتونین شگمشو پر سنگ کنین و بندازینش تو چاه (این کلکو از شنگول و منگول یاد گرفتما)!!!
  • مریم A1 ۰۸:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 4
    داستان جالبی بود. من پایان نامه ارشدم را می نویسم که در مورد داستان های کودکان و نوجوانان است. داستان خلاقانه با موضوعی جدید بود که نمونه ی آن را ندیده بودم. ممنون
    • حقیقت گو IR ۱۶:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      0 0
      شاید برای موضوع پایان نامه ی شما سوژه ی خوبی باشد اما فکر نکنم برای بچه ها که می خوان داستان رو بخونن جالب باشد. حکایت شما مثل اون خبرنگار حوادثیه که از دیدن سوژه های تیکه تیکه ای که باهاشون مواجه میشه، ذوق می کنه!!!!! واقعا از یک خانم بعیده که اینقدر نسبت به قضیه ی عواطف، احساسات و روان کودکان بی تفاوت باشد و به فکر پایان نامه ای باشد که جلوی میدون انقلاب سه تاش رو میشه صد تومن خرید!!!!
    • دانشجوی ارشد ادبیات IR ۲۰:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      0 0
      حقیقت خواه عزیز ! لطفا با تحلیل و نقد ادبیات بصورت عوامانه برخورد نکنید. ارزش پایان نامه های که نوشته می شود خیلی بیشتر از پاپان نامه هایی اماده ی است که به فروش می رسد. بهتر است بحای دیدگاه سطحی سعی کنید کتاب را بصورت تحلیل روانشناختی بررسی کنید که البته این هم وظیفه دانشجویان ادبیات است.
  • rasoul A1 ۰۸:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    4 0
    فکر کردید هاتس کریستین آندسن داریم اینجا ؟؟؟ جزو تولیدات کم هزیته و شهرت زاست مگه بقیه آثار در حوزه ادبیات کودکان خیلی بهتر از اینه ؟ توی 5 سال گذشته کدوم اثر فاخر تولید شده مگه ؟؟؟؟ ادبیات کودکان چه حایگاهی در ادبیات ملی ما داره ؟؟؟
  • علی IR ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    8 1
    میتونه کاملا طبیعی و منطبق با فرهنگ و عاطفه زن و بچه های امروزی باشد. ما بارها تو همین جراید خواندیم که زنی به کمک مردی نامحرم اقدام به کشتن شوهرش کرده.
  • جلالی A1 ۰۸:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 3
    کاش با مسئولی از ارشاد مصاحبه کنید در این باره
  • پارسی A1 ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 6
    نویسنده این مطلب نشون میده هیچ احاطه ای به ادبیات این کشور نداره . خانم مهاجری شما " افسانه دومرول دیوانه سر " صمد بهرنگی رو خوندین؟ ( تازه اون خودش بازنویسی یه حکایت فولکلور بود) این قصه اینجور که شما تعریف کردین فقط یه اقتباس مدرن از اون داستانه
    • زهرا امیرصالحی A1 ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      4 4
      الان چون صمد بهرنگی اونجوری نوشته یعنی کار خوبی کرده و بقیه هم اگر این کارو بکنن خوب کاری کرده ن؟
    • پارسی A1 ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      2 5
      ما ملت در ذاتمون دیکتاتوریم. انگار واسه ما رسالت تعیین کردن در مورد همه چی قضاوت کنیم. از مدل مو و آرایش صورت و لباس دیگران گرفته تا ادبیات و ... بعد هم همش راه حلهای بگیر و ببند. خانوم عزیز اگه به نظر شما خوب نیست نخونش. دیگه چی کار به این حرفاش داری؟ منظور منم فقط این بود که این جور نوشته ها سابقه تاریخی داره تو این کشور و نویسنده مقاله در حالی که بدیهیات ادبیات فولکلور این مملکت رو نمیدونه سراسیمه اومده اینجا مقاله گذاشته که وا اخلاقیاتا، وا ارزشا و ... به من چه که خوبه یا بده ؟ یا بقیه این کارو بکنن یا نه ؟
    • مجتبی IR ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      6 2
      دومرول برای نجات خودش از مرگ از پدر و مادرش درخواست می کنه نه این که به غول( در آنجا عزرائیل ) بگه بخور اون بدمزه رو! در ضمن دومرول رو صمد بهرنگی ننوشته، بلکه این داستان از فولکلورهای دده قورقود ترکان اوغوز است و صمد آن را امروزی کرده. تازه دومرول و همسرش کاملا عاشق هم بودند و این درس اخلاقی داستان دومرول بود.
  • msaeid22 A1 ۰۹:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 1
    وقتی بچه بودیم از بزرگترها میترسیدیم و وقتی بزرگ شدیم دیدیم بعضی افراد چقدر کوچند دوباره میترسیم چه دنیایست .....
  • سارا A1 ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 5
    من مطمئنم این کتاب ترجمه ست. ما در فرهنگ خودمون همچه چیزی نداریم اصلا و به هیچوجه
  • بی نام A1 ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    5 2
    شما هم ایندفعه خواستی کتاب بخری اونم برای بچه ات یک نگاهی به داستان بندازی بد نیست!!
  • عادل IR ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 5
    من از خبر آتلاین در تعجبم که به خانم مهاجری اجازه داده این نقد (به اصطلاح نقد) رو بنویسه که هیچ قاعده ای از نقد رو رعایت نکرده و متاسفانه باید بگم چند سطر اراجیف بیش نیست.
    • زاده عرفاتی IR ۱۱:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
      3 1
      خانم مهاجری توی مطلبش ادعای نقد کتاب کرده که شما اینطوری حرف می زنید؟
  • مسعود IR ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 1
    مگه این برای بار اوله؟ توی همین برنامه های کودک رسانه ملی. توی برنامه رنگارنگ شبکه تهران. مجری به بچه ها میگه بیاین دروغ بگیم که مثلا پنگول نفهمه چکار کردیم. یا یک جا خودم دیدم که وقتی پنگول یک کار اشتباه کرد یا بهتر بگم یک سوتی داد خانوم مجری به بچه ها گفت: بچه ها بهشون بخندین. :| یعنی باید اینطوری بچه ها رو شاد کرد؟ جز عموپورنگ همه برنامه های تلویزیونی غیر آموزنده (فیتیله) و بدآموز (رنگارنگ) است. خوب آیا میدونید اینا چقدر تاثیر منفی توی رفتار بچه میذاره؟ خواهشا این موضوع رو حتما پیگیری کنید.
  • و.ب A1 ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    4 1
    بعد میگیم چرا بچه ها به بزرگترا احترام نمیذارن و ترس از خانه سالمندان رو داریم. نه تنها یاد نمیدیم که چه جوری احترام بذارن، بلکه یاد می دیم چه جوری احترام نــَــذارن....!!!! بابا ! این کتاب داره علنا می گه که هرجور که میتونی از شر پدر و مادرت خلاص شی مضایقه نکن. خدا رحم به بچه های این نسل کنه
  • دهه شصتی A1 ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    3 1
    کجایی حسنک؟ کجایی کوکب خانم؟ کجایی چوبان دروغ گو؟ کجایی پتروس فداکار؟ تو رو خدا بیایید ببینید چی به خورد بچه های ما میدن. ما از کتابامون چیا یاد گرفتیم. بچه هامون چیا یاد میگیرن درس صداقت، درس زندگی، درس گذشت و فداکاری نسل ما کجا و درس بی حرمتی و خودخواهی و بی مهری نسل بعد ما کجا؟ خدایا به دادمون برس!!!!!!! خبرآنلاینی های عزیز تو رو خدا منتشر کنین
  • بی نام A1 ۰۸:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۹
    1 1
    اگر یک غول پیدا میشد که گرسنه هم بود ، من شوهر بداحلاقم را بهش پیشنهاد میدادم. با سس! خوشحال میشدم بخوردش تا آخر آخر.
  • بی نام US ۰۵:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۰
    3 0
    با خلاصه ای که نوشته اید این کتاب بسیار عمیق و از دیدگاه روانکاوی نوشته شده در وواقع پشت نوشته این کتاب یک ایمای پنهان و راونکاوی درون است و روانشناسی انسان است مطمئئنید این کتاب مربوط به رده سنی کودک بوده

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین