چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(ع) / به قلم دکتر سید جعفر شهیدی

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ ‎نویسان پیشین یکسان نیست.

کتاب "على از زبان على"، نوشته دکتر سید جعفر شهیدى، محقق و مورخ تاریخ اسلام است. بخش هایی از این کتاب را که درباره چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(ع) در ادامه می خوانید.

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ‎نویسان پیشین یکسان نیست. در حالى که طبرى و ابن سعد و دیگران نوشته‏اند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانى که به مسجد مى‏رسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبى که تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخى که در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم که هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق مى‏باشد. وى چنین مى‏نویسد:

«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على(علیه‎السلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مى‏کرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز کرد ، به رکوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان کشته شد.»(1)

بلاذرى به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الکعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من‏ یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.»(2)

روایت‎هاى شیعى و برخى از روایت‎هاى اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.

به هرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت که قاتل را دستگیر کرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:

ـ «پسر ملجمى؟»

ـ «آرى!»

ـ «حسن او را سیر کن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى کنم و اگر زنده ماندم یا مى‏بخشم یا قصاص مى‏کنم.»

ابن سعد نوشته است امام فرمود: «بدو خوراک نیکو دهید و در جاى نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزى که على مردم را براى بیعت مى‏خواند ابن ملجم دوبار براى بیعت پیش آمد و على او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد کرد.

امام در آخرین لحظه‏هاى زندگى فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت کرد:

شما را سفارش مى‏کنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید. و دریغ مخورید بر چیزى از آن که به دستتان نیاید و حق را بگویید، و براى پاداش ‏[آن جهان‏] کار کنید و با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می‎کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتى با یکدیگر، که من از جد شما شنیدم، می‎گفت: آشتى دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.

خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید. خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مى‏فرمود چندان که گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود.

خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حکم آن.
خدا را، خدا را، درباره نماز که ستون دین شماست.

خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالى مگذارید، چندانکه در این جهان ماندگارید که اگر [حرمت‏] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.

خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال‎هاتان و به جان‎هاتان و زبان‎هاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

امر به معروف و نهى از منکر را وامگذارید تا بدترین شما حکمرانى شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‏اید و دست‎ها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را کشته‏اند. بدانید جز کشنده من نباید کسى به خون من کشته شود.

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم مى‏فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(3) 

اندک اندک آرزوى او تحقق مى‏یافت و بدانچه مى‏خواست نزدیک مى‏شد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و مى‏گفت: «خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»

على(علیه‎السلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بى‏یاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندک اندک از آن ربودند، چندانکه چیزى از آن بر جاى نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جاى خود را می‎دارد تا خدا کى خواهد که زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس که پر از ستم و جور شده است.

چون على(علیه‎السلام) را به خاک سپردند. امام حسن(علیه‎السلام) به منبر رفت و گفت: «مردم! مردى از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسى به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو می‎داد و به رزمگاهش می‎فرستاد و جز با پیروزى باز نمى‏گشت. جبرئیل از سوى راست او بود و میکائیل از سوى چپش. جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مى‏خواست با آن خادم بخرد.»(4)

جز وصیت کوتاهى که نوشته شد، از امام وصیت‏هاى دیگرى نیز در سندهاى قدیمى دیده مى‏شود. برخى از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخى را پس از آن که متوجه دیدار خدا گردید.

...............................

 پى‏نوشت‎ها:

1. تاریخ ابن اعثم، ج 4، ص 140ـ 139 .

2. انساب الاشراف، ص 499 .

3. نامه 47 .

4. طبقات، ج 3، ص 26 .

/6262

کد خبر 305633

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 12
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۲:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    53 5
    مردم! مردى از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسى به رتبه او نخواهد رسید.
  • بی نام A1 ۰۵:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    42 5
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك .
  • محمد IR ۰۵:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    38 3
    یا علی مدد
  • بی نام A1 ۰۶:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    38 4
    هديه به روح مطهر و ملكوتي قطب اعتدال و عدل صلوات
  • بی نام IR ۰۶:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    41 4
    لعت همیشگی خدا بر ابن ملجم
  • pouya IR ۰۶:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    33 4
    لافتی الاعلی لا سیف الا ذولفقار. دراین ماه مبارک بکوشیم تا علی را بیشتر بشناسیم.
    • بی نام IR ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
      16 4
      محبت بدون معرفت ارزشی ندارد
  • عباس A1 ۰۷:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    24 4
    تهدمت والله ارکان الهدی / شکسته تا ابرو فرق مرتضی . .
  • بی نام A1 ۱۱:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    19 5
    یا علی مدد حضرت علی آقای همه ملت مسلمان یا علی مدد
  • بی نام IR ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    17 3
    نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‏اید و دست‎ها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را کشته‏اند. بدانید جز کشنده من نباید کسى به خون من کشته شود.
  • بی نام IR ۱۳:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۸
    4 1
    به دوستان سفارش میکنم کتابهای دکتر شهیدی از جمله " علی از زبان علی: زندگانی امیرمومنان علی (ع)" و قیام امام حسین" ، را که بسیار خواندنی هستند .نوشته های تاریخی ایشان سبک خاصی داره : بدون حاشیه ها (از جمله نوشتن مطالب و مباحث احساسی و عاطفی که در جای دیگری ممکنه مفید باشه) ما را با متن تاریخ آن زمان مواجه میکنه و اتفاقا این باعث میشه عظمت شخیت امامان بزرگوار و عمق مظلومیت آنها را بهتر درک کنیم. این باعث میشه عقل به کمک عواطف و احساساتمون بیاد ، و اگر پای روضه ای نشستیم جور دیگری اشک بریزیم...
  • ی بنده خدا IR ۲۰:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۳/۲۵
    1 0
    ازمطالبی که در اختیار ما می گزارید سپاس گزارم