۰ نفر
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۲

در کلاس درس سوال یکی از دانش جویانم مرا به فکر واداشت .چرا علی(ع) را دوست داریم .صحبتها و نظرات متفاوت بود .به عنوان یک شیعه چه دلیلی برای دوستی علی(ع) در خود می یابم؟آیا یک تقلید مذهبی است ؟ یک عادت است؟ و یا... آن چه در این نوشتار می آید لحنی است صادقانه که با مخاطبانم داشتم و در پانزدهم آذر ماه نود و یک در وبلاک شخصیم نوشتم.

دوست داشتن شرایطی دارد . گاهی به واسطه ی نسبت و خویشاوندی بوجود می آیدو گاهی به خاطر منفعت و سود ؛و گاهی به خاطر مرام ومعرفت .
برای هر سه نوع در ذهن همه ی ما مثال و مصداق وجود دارد .
1) مثلأ من به شهر یزد، بیشتر علاقه دارم تا شهر اصفهان .در حالیکه اصفهان از نظر امکانات و تاریخ و پیشرفت خیلی از یزد جلو تر است . میزان مسافران و سیاحان و امکانات مهمان پذیری در اصفهان ،اصلأ با یزد قابل مقایسه نیست ،اما چون جد مادریم یزدی است ناخود آگاه به یزد علاقه مندم.

2)در بین مدارسی که تدریس می کنم آموزشگاه ...را بیشتر دوست دارم چون اگر در بقیه ی مدارس برای کلاسهای فوق برنامه ساعتی سی هزار تومان پرداخت می کنند ،  این آموزشگاه چهل تومان می پردازد . خوب منفعت مادی مرا جذب میکند.

3) من دربین پهلوانان گذشته پوریای ولی را دوست دارم چون مرام وگذشتی که از او شنیده ام از سایر پهلوانان زمانش نشنیده ام.به خاطر دلخوشی مادر حریف ،خود را می بازاند و جوانمردی را به حد اعلای خود می رساند.

می دانم و می دانید می خواهم با مثال، ذهنم را برای پاسخگویی آماده کنم که چرا امام علی(ع) را دوست دارم .؟
باید این حق را به خود بدهم که بی پرده دلایلم را برای خودم، بررسی کنم تادوستیم تو خالی و بی جهت نباشد و لااقل با خودم صادق باشم و ببینم مثل بسیاری از علاقه ها و ابراز محبت ها، این یک عادت است که از جامعه و خانواده ی مذهبی به من سرایت کرده یا یک موضوع نهادینه شده است و منطق و استدلال آن در ذهن و روانم جای دارد ؟؟!!

اگر کسی در حال حاضر در همین جامعه ی کنونی به مقامی و پستی دست یابد، اولین انتظار از او ، دادن امکانات به دوست دارانش ، خارج از عرف و قانون و منطق، است .
برای خود شخص هم، این موضوع جا افتاده است که باید از شیرینی امکانات استفاده ببرد . کاری به سوء استفاده ها و اختلاس ها ندارم ،بلکه در حد معمول و عرفش موضوع را بیان می کنم ؛ مثل پارتی بازی های رایج برای استخدام یا استفاده از امکانات دولتی و یا توجیهات گوناگون به نفع خود و دوستان .

حالا به گذشته برگردیم. من فکر می کنم یکی از دلایلی که امام علی (ع) را دوست دارم این باشد که ایشان هیچگاه حق را ناحق نکرده و به خاطر دوستی و قوم وخویشی، از امانت حکومت استفاده ی شخصی ننموده اند .نمونه اش داستان برادرشان که نابینا بود و پول بیشتری از بیت المال درخواست کرد و امام این کار را نکردند و ندادند .نقل است که آهنی را که به شکل سکه بود کمی داغ کرده به برادر دادند و زمانی که برادر اعتراض می کند "چرا به جای پول و سکه ،آهن داغ به من می دهی ؟" می گویند " برادرم تو تحمل اندکی گرما را نداری .من چگونه تحمل عذاب الهی را داشته باشم ؟ من امانت دار ثروت مردم هستم و حق ندارم از این امکانات استفاده شخصی و خویشاوندی ببرم ."

منطق و اعتماد به نفس یک ویژگی بارز است که من اگر این انصاف و استدلال محکم را در جایی ببینم ، واقعأ علاقه مند می شوم . نمونه اش در زندگی امام علی (ع): ظاهرأ در جنگ صفین جوانی نزد امام آمده و می گوید :"در وجود خدا شک دارم"
راستی وسط میدان جنگ جای فلسفه ومنطق و این گونه بحث هاست !؟ همه ی اطرافیان امام ناراحت شده با پرخاش آن جوان را محکوم می کنند که مگر این جا ،جای این گونه سوالات است ؟!
جالب است، امام ضمن حمایت از آن جوان، اطرافیان را آرام کرده می گویند این جوان به خاطر خدا می جنگد وحق دارد آن خدا را بشناسد و ایمان به او داشته باشد و گر نه این مبارزه برای او چه مفهومی دارد؟ بگذریم که در همان صحنه ی جنگ، شبهات آن جوان را پاسخ می دهند و پس از اینکه آن فرد را کاملأ قانع می کنند به ادامه ی مبارزه می پردازند.
من علی(ع) را دوست دارم چون وقتی به دیگران کمک می کند کسی نمی فهمد و برای خود تبلیغ نمی کند .تازه، پس از شهادتشان فقرای کوفه می فهمند که نان آورشان، امام علی بوده است و حالا که به شهادت رسیده و براساس غیبت بیش از حد، ایشان را می شناسند و گر نه تا امام در حیات هستند، اصلأ به نیازمندان، خود را معرفی نمی کنند و تبلیغی به سود خود نمی نمایند .کاری که متاسفانه بسیار رواج دارد و مرسوم است .
من علی(ع) را دوست دارم چون کارهایشان را خودشان انجام می دهند و نمی گویند حالا که قدرت وتوان دارم پول می دهم تا دیگران به جای من کار کنند. حتی کار بر عکس می شود ؛ایشان خودشان در آن اطراف چاه آب حفر می کنند و وقتی چاه به آب میرسد به دیگران می بخشند و منتی بر کسی نمی گذارند.
من علی(ع) را دوست دارم وبرایش احترام قایل هستم ،چون ایشان خود را برای خدا و خلق خدا وقف کرده و هیچ انتظاری از دیگران ندارند . نمونه اش در دو مورد از نماز هایشان ؛ یک بار در جنگ تیری در پایشان فرو رفته و امام از درد به خود می پیچند، هیچ کس را اجازه ی نزدیک شدن نمی دهند. امام حسن از پزشکان می خواهند تا زمان نماز صبر کنند و چون امام به نماز می ایستند ؛چنان از خود به خدا مشغول می شوند که کار جراحی را متوجه نمی شوند و پس از اتمام نماز می فهمند که پزشک تیر را بیرون آورده و زخم را بسته اند .
نماز دیگر زمانیکه فقیری در خواست کمک دارد و ایشان مشغول نماز است. امام مرد فقیر را با اشاره، در هنگام رکوع به جلو خوانده انگشتری خود را هدیه داده و نمی گذارند انسانی تا پایان نماز معطل بماند ! واقعأ چقدر برای وجود انسان احترام قایلند که معتقدند نباید یک نفر به هیچ بهانه ای معطل شود و مورد بی احترامی قرار گیرد، حتی اگر آن کار نماز خواندن باشد.
راستی به همین دو نمونه عمیق تر بیاندیشیم . امکان عملی اش برایمان چقدر است ؟ آیا به این موضوع ایمان نمی آوریم که :
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
پیام این دو نماز چه می تواند باشد ؟ اگر موضوع و مشکل ،شخصی است در عبادت خود را نمی بینند و کاملأ خود را فراموش می نمایند و اگر منافع مردم مد نظر است، در هنگام نماز هم باید به آن پرداخت و حق مردم را بر عبادت ترجیح داد !
شما هم شنیده اید که امام علی در خانه با همسرش به گونه ای رفتار می کرد که نه تنها برای خود، به خاطر کار در بیرون از خانه ،حقی قایل نبود بلکه در جزیی ترین کارها مثل پاک کردن ماش وعدس کمک می نمودند و حقوق زن و فرزندان را گرامی می داشتند.

من علی (ع) را دوست دارم ؛چون مخالفینش را هم دوست دارد . وقتی زنی در کوچه به او دشنام می دهد که پس از مرگ همسرش در میدان جنگ، به او و فرزندانش رسیدگی نشده است ؛بدون معرفی خود، برای آنان نان می پزد و کودکان آن زن را با بازی سر گرم کرده در پایان عذر می خواهد ودلجویی می کند . حتی نقل می کنند که امام قبل از پختن نان سر و صورت خود را به آتش تنور نزدیک کرده خطاب به خود می گویند : ای علی آتش دنیا را تحمل کن ،تا در قیامت چه عذابی ببینی ؟ چرا از مردمی که تحت حکومت تو هستند باید غفلت کنی تا آنجا که یک خانواده ی بی سر پرست ، نیازمند و نا توان باقی بماند ؟
 حالا با این رفتار چگونه او را دوست نداشته باشم و به او عشق نورزم ؟
من علی(ع) را دوست دارم چون در برابر قانون مطیع است و برای خود حق فرا قانونی متصور نیست .
در محکمه از مردی شکایت کرده که زره  او را در اختیار گرفته و چون قاضی از علی (ع) شاهد می طلبد و ایشان شاهدی ندارد، حکم را به ضرر خود می پذیرد و از نفوذ و قدرت اجتماعی و سیاسی خود استفاده نمی کند. آن هم در برابرکسی که مسیحی است و هم دینش نمی باشد و هر دلیل و بهانه ای وجود دارد تا به حق خود برسد . اما به چه قیمتی ؟ به قیمت زیر پا گذاشتن قانون ؟ هرگز. امام دوست داشتنی من قانون را به نفع خود مصادره نمی کند .
یااعتراض امام در دادگاهی که ایشان را با کنیه ولقب نام میبرد و طرف مقابل را بدون القاب و احترام.امام عصبانی می شود و به شیوه ی قضاوت معترض می شود و به قاضی اعتراض می کنندکه چرا در هنگام مخاطبه مرا با احترام نام بردی و فرد مقابلم را بدون القاب و فقط با ذکر نام مورد خطاب قرار دادی !
من علی(ع) را دوست دارم ،چون وقتی برایشان شیر می آورند تا بنوشد واثر سمی که به خاطر شمشیر ابن ملجم وارد بدن ایشان شده، کاهش یابد؛در اوج مریضی و کسالت می خواهد که ضارب گرسنه نمانه و مورد بی احترامی قرار نگیرد و نقل است چون توان سخن گفتن نداشته اند از خوردن شیر امتناع کرده و به اتاقی که ضارب در آن زندانی است اشاره می نمایند تا اطرافیانشان را متوجه سازند برای قاتل اسیر غذا ببرند .تازه وصیت هم می کنند که اگر بر اثر این زخم جان سپردم حق توهین و بی احترامی به قاتل را ندارید و فقط حکم اسلامی را در موردش اجرا کنید ؛نه بیشتر .
من علی(ع) را دوست دارم چون در راه وفاداری حتی از جان خود می گذرد و در بستر ی می خوابد که هر لحظه احتمال کشته شدن وجود دارد. بستری که باید پیامبر در آن می خوابید و کفار قریش در یک لحظه متوجه شدند که شخص در بستر خوابیده، علی است و به هر احتمالی ممکن بود جانش را بگیرند ولی ایشان باکی ندارد که در مقابل عهد و پیمانش ، جانش را از دست بدهد .

من به امامت چنین مردی می بالم وافتخار می کنم، او را امام خود بدانم؛ چون سراسر زندگیش مردانگی و رشادت است :
حکومت و قدرت برایش بی ارزش است و آن را از آب دهان بز بی اعتبار تر می داند .
زندگیش در مدت حکومت با پایین ترین اقشار در یک سطح است تا درد مردم را به خوبی احساس کند  .او برای خود به عنوان خلیفه حق خاصی قایل نیست و جز رضای حق هیچ پاداشی نمی طلبد 
برای حفظ یک پارچگی حکومت از منافع شخصی چشم پوشی کرده سالیان سال، سکوت می کند و درد دلش را شبانه با چاه بیان می دارد .
او به هیچکس اجازه نمی دهد به خاطر نسبت و نزدیکی از قدرت و امکانات حکومتی استفاده ی بیشتر ببرد و زمانی که متوجه می شود یکی از فرماندارانش به مردم ستم کرده سریع او را باز خواست کرده از کار برکنار میکند .
امام من، یک شخصیت خیالی نیست که فقط از او داستان نقل شده باشد کلماتش در نهج البلاغه و دستورات حکومتیش در نامه به مالک اشتر موجود و قابل استناد است . به خود می بالم که چنین امامی دارم که در گفتار و کردار سرلوحه ی همگان است .
حالا شما هم به من کمک کنید آنچه را نمی دانم برایم بنویسید متشکر میشوم.
می خواهم امامم را بیشتر بشناسم .هرچند همین اندازه برای دوست داشتن و حتی عاشق شدن به او کافی است .
یا علی مدد .

کد خبر 354607

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نجمه کیشی IR ۰۴:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۲
    19 1
    مرد یکی بود، آن هم علی ع بود
  • نیما A1 ۰۴:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۲
    18 1
    من علی را دوست می دارم چون جنگجوی نام اوری بود . ولی هیچگاه جنگ افروزی نکرد . چون امام وسلطان بود وهیچگاه ظلم نکرد . چون فخر بشریت وکایینات بودولی هیچگاه تکبر نورزید .چون نژاده بود ولی هیچگاه نژاد پرستی نکرد .چون امیرقوی بود وکشور گشایی نکرد . چون جد مادری من بود و مسلمانی به جزتقوا نیست پس محبتش هم جا گیر است
  • سین شین A1 ۰۵:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۲
    16 1
    یا علی مدد سلام بر مولای عشق و معرفت علی ابن ابیطالب
  • امیر IR ۰۵:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۲
    17 1
    من عاشقشم.
  • محمد A1 ۱۱:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۶
    9 0
    مطالب بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود. بیایین همگی برای ظهور مولا و امام زمانمون که انشاله نزدیک است دعا کنیم تا یکبار دیگر طعم عدالت مهربانی امام علی رو بچشیم . چون همشون از یک نور هستن .