تاثیر پژوهش ها و آثار دکتر آزاد ارمکی بر شناساندن جامعه ایرانی/ او تاریخ جامعه شناسی را بازسازی کرد

استاد دانشگاه میشیگان گفت: «درک ما از مدرنیزاسیون در معنای کلی و چگونگی تأثیرگذاری آن بر ایران و سایر جوامع مسلمان تا حدود بسیار زیادی مدیون آزاد ارمکی است. برای مثال او نشان داده است که باورهای قوی اسلامی می توانند حامی ارزش های دموکراتیک باشند.»

به گزارش خبرآنلاین به نقل از مهر، اولین همایش تخصصی «جامعه شناسان ایرانی و جامعه ایرانی» با بررسی آثار دکتر تقی آزاد ارمکی دوشنبه دهم آذرماه در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. رونالد اینگلهارت، استاد دانشگاه میشیگان نیز، پیامی صوتی برای این همایش ارسال کرد. متن این پیام و خلاصه اظهارات دو سخنران این همایش را در ادامه می خوانید.

رونالهد اینگلهارت، استاد دانشگاه میشیگان

«مشتاقم بهترین آرزوها و نیز تبریکات خودم را تقدیم شمایی کنم که برای بزرگداشت نقش تقی آزادارمکی و تأثیر او در علوم اجتماعی ایران و جهان گرد هم آمده اید. سابقه آشنایی من با پروفسور آزادارمکی به ۱۵ سال پیش بر می گردد. یعنی زمانی که او تلاش می کرد ایران را به شبکه های جهانی از دانشمندان علوم اجتماعی وصل کند. شبکه ای که اکنون بیش از ۱۰۰ کشور در سرتاسر جهان به آن پیوسته اند. او و همکارانش در دانشگاه تهران پروژه پیمایش جهانی ارزش ها را در ایران پیاده کردند و بدین وسیله امکان بررسی دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی ایران و تجزیه و تحلیل آنرا در مقیاسی جهانی فراهم آوردند.

بخت با من یار بود که فرصت دیدار از تهران دست داد در این دیدار من کمک کردم بخش ملی مربوط به این پیمایش در سطح ایران طراحی شود. در آن هنگام رابطه ایران و ایالات متحده متشنج شـده بود و به این دلیل در بدو امـر نمی دانستم چگـونه از من استقبال خواهـد شـد. فی الواقع، با گرم ترین استقبالی روبرو شدم که تا این زمان تجربه کرده ام.

من لذت کار کردن با یک گروه با انگیزه از دانشمندان مستعد علوم اجتماعی را تجربه کردم که از جان و دل علاقه مند بودند بفهمند چگونه میراث فرهنگی منحصر به فرد ایران بر توسعه اقتصادی و نیز تکامل (فرآیند) دموکراسی در این کشور تأثیر می گذارد. من هرگز فراموش نمی کنم که چه برخوردهای دوستانه و تعامل های صمیمانه ای با پروفسور آزاد ارمکی و همکاران و دانشجویانش داشتم. من و پروفسور آزاد ارمکی، هر دو، بخش قابل توجهی از عصر حرفه ای خود را به مطالعه مدرنیزاسیون اختصاص داده ایم و محرک ما این باور بوده است که اگر دانشمندان علوم اجتماعی بتوانند نظریه ای شفاف درباره نوسازی ارائه دهند و بر اساس داده های تجربی پایا آن را بیازمایند، می تواند جوامع ما را یاری دهد تا به گونه ای موثرتر با دگرگونی های اجتماعی، تکنولوژیک و اقتصادی جهان معاصر کنار بیایند.

درک ما از مدرنیزاسیون در معنای کلی و چگونگی تأثیرگذاری آن بر ایران و سایر جوامع مسلمان تا حدود بسیار زیادی مدیون آزاد ارمکی است. برای مثال او نشان داده است که باورهای قوی اسلامی می توانند حامی ارزش های دموکراتیک باشند. پیمایش های علمی که او در طول این سال ها انجام داده، محملی ارزشمند برای تحلیل واقعیت اجتماعی محسوب می شوند. او در کتاب ها و مقالات متعدد خود، به دانشمندان علوم اجتماعی در سرتاسر جهان کمک کرده به درکی بهتر از ماهیت تغییری نائل آیند که در جهان ما در حال رخ دادن است و بفهمند چگونه باورهای مذهبی و سایر باورهای فرهنگی به رفتار انسان ها شکل می دهند.
در این لحظه خرسند خواهم بود تبریکات خودم را تقدیم تقی آزاد ارمکی کنم و به او بگویم بابت بینش و انگیزش فکری که به ما دادی از تو سپاسگزارم.»

دکتر ضیاء هاشمی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

* جامعه شناسی و توسعه همزاد و لازم و ملزوم یکدیگرند. تغییر روش های جامعه شناسی سعی دارد قوانین و فرایندهای توسعه را کشف کند. در قرن بیستم جامعه شناسان بسیاری در پی کشف فرایند توسعه بوده اند. حتی ایده های جهان شمول را مطرح کرده اند و توسعه را یک سونگارانه مطرح کرده اند که لزوما با وجوه توسعه به عنوان چند عاملی و چند وجهی مطابقت ندارد.

* در ایران ضعف و تداوم فقر و نابرابری اجتماعی و سایر مسائل موجود در واقعیت جامعه امروز نمونه های مشکلات جامعه انسان محور است که علوم اجتماعی و انسانی باید رویکرد و هدف خود را رهایی از این مسائل و مشکلات قرار دهد. همچنین نمود فرهنگ در جامعه رشد کمی و کیفی آنچنان که مد نظر بوده نداشته است و در واقع سایر سرمایه های فرهنگی نمودهای توسعه های فرهنگی قلمداد می شوند. بدیهی است در ایران عنصر دین و نمادهای معنوی ارزش های والایی دارد که من آنها را وارستگی توسعه ای می دانم. که دکتر آزاد سهم بسیاری در این زمینه ها دارد.

* دکتر آزاد به عنوان یک استاد شاخص در علوم اجتماعی ایران است که با نگاه به جامعه تلاش کرده این ارزش ها را در ارتباط با جامعه قرار دهد و آنها را ارزیابی و بررسی کند. ایشان نیاز این رشته و جامعه و موضوعات آن علم را جدی گرفته اند. دکتر آزاد به خود مسئله و موضوعات اجتماعی به شکل مستقیم پرداخته اند، نه با واسطه تئوری ها و کتاب های دانش محور مورد استفاده که متداول است. بنابراین مبانی ای که در این حوزه مطرح کرده اند این فرصت را برای دیگران ایجاد کرده که خود را مورد نقد قرار دهد. حتی نه تنها این امکان نقد فراهم شده بلکه روحیه خودانتقادی هم دارند.

* اساسا زندگی ایشان با تحولات جامعه همراه بوده است. بنابراین حتی در فعالیت های آموزشی در بین دانشجویان هم اهل نقد و انتقاد بوده است و هم خود پذیرای نقد از دیگران بوده. برای دانشجویان فقط یک استاد در حوزه علم و جامعه شناسی نیست، بلکه یک فعال حوزه عمومی نیز است. حضور ایشان در رسانه ها و تحلیل هایی که ایشان در مورد مسائل روز دارد. نتیجه این ویژگی ایشان است که همواره خودش را مورد نقد و نقادی قرار می دهد.

* گستره مطالعاتی ایشان بسیار وسیع و در این میان بر سه پایه دین، دولت و خانواده تاکید بسیار داشته است. دستاورد مهم ایشان که آثار ارزشمندی دارد و سال ها می توان بر روی آن کار کرد در همین سه حوزه است. ایشان محدود به مرزهای خاصی نبودند. همان طور که محدود به فضاهای دانشگاهی هم نبودند. فعالیت های ایشان مربوط به بوم و منطقه خاصی نیست بلکه در سطح ملی و دانشگاهی و بین المللی فعال هستند.

مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

* امر پیشینی جامعه شناسی ما را هم در بر گرفته است چنانچه که امر پسینی جامعه در محاق می ماند و چندان به حساب نمی آید. وقتی جامعه ایران را می خواهیم تبیین کنیم بیشتر امر پیشینی بر مدل ما سیطره دارد و این بر کانتکس معرفتی ما سیطره دارد که گویا تقدیر تاریخی ما است. مثلا چنان از شیوه تولید ایرانی صحبت می کنیم که معنایش این است که استبداد فابریک ایران است.

* مانند موانع رشد سرمایه داری در ایران. کاری که دکتر اشرف در دهه ۵۰ انجام داده است یا شکاف دولت و ملت و ... در ایران. به نظرم اینها اشکال مختلف امر پیشینی است که بر جامعه شناسی ما سایه افکنده است و تصور بنده بخش بزرگی از جامعه شناسی درباره جامعه ایران چنان است که گویی تقدیر ما این است .

* به طور پیشینی در سبک و سیاق ما این مسائل وجود دارد به طوری که حس می کنیم یک جامعه بی نظم ایرانی داریم که ما سایه او یا او سایه ماست در حالی که اگر در سیاق جامعه شناسی معرفتی ما امر پسینی ایران هم باشد این جامعه شناسی طبیعتا خصیصه های رویدادی هم پیدا می کند و گذشته را رها می کند. تاریخ ایران یکسره ادامه امر پیشینی نیست بلکه امر پسینی هم دارد.

* در آن صورت جامعه شناسی می تواند مدل سازی کند و ابزارهای کارآمد بهتری را برای این جامعه بدست بیاورد و آنها را به اجرا بگذارد. انقلاب ۵۷ ایران خصلت رویدادی داشت. برای اینکه جامعه شناسی آن را توضیح بدهد باید یک امر پیشینی هم داشته باشد. مدرنیته ایرانی که حاصل یک کار جامعه شناس ایرانی است و اگر هست خاصیت پسینی دارد یعنی فضاهایی که به صورت اقتضایی بوجود می آید. جامعه ایران یک کنش هایی که بیرون از مفهوم تاریخ به صورت پسینی سر می زند که در اینجا کنشگر بوجود می آید، بازی بوجود می آید . اینجاست که پدیده پاشایی بوجود می آید، اینجاست که آگاهی ضمنی جامعه دست به کار می شود.

* این آگاهی های ضمنی در فضاهای اقتضایی در کوچه و خیابان که بیشتر خصیصه پسینی دارد شکل می گیرند و می آیند و نقش خود را بر جامعه ایران می زنند. آگاهی هایی هستند که صورتبندی های ذهنی ندارند.

* امر پیشینی جامعه ایران حوزه کنش را محدود می کند. سئوال اینجاست که آیا وقت آن نرسیده است که جامعه شناسان ایران جامعه ایران را با آن رنگ خاکستری که طیفی گسترده از امر پشینی و پسینی تبیین کنند؟ در واقع از دکتر آزاد به عنوان کسی که این کار شروع کرده است می توان نام برد.

دکتر محمد فاضلی، استاد دانشگاه

*می شود زندگی علمی ایشان را به عبارت اولیه ای بازسازی کرد تحت عنوان فضیلت مندی جامعه شناس. آنان معتقدند که آدم به همانچه که به آن باور دارد عمل کند و اگر به آنچه که به آن باور داشتید عمل کردید فضیلت مندی است. من معتقدم که دکتر آزاد فضیلت مندی را رعایت کرده است. طرح ایشان این است که ایشان یک وضعیت از آسیب شناسی ایران ارائه کند. وی معتقد است که جامعه شناسی در ایران ساحت جدا افتاده از حیات اجتماعی دارد. بر مبنای این آسیب شناسی را انجام می دهد و اینکه جامعه شناسی ایرانی هیچ وقت نتوانسته است که مسئله ای از ایران را حل کند. او پیشنهاد می دهد که جامعه شناسی ایران وقتی می تواند این کار را انجام دهد که از یک منبع دقیق دانش تبعیت کند تا کارا باشد و تاریخ ایران را تحلیل کند و بر تاریخ ایران متکی باشد.

* پس جامعه شناسی ایران از نظر دکتر آزاد اول باید تاریخ را بخواند و بعد جامعه را آسیب شناسی بکند. در فاصله ۱۰ سال دو کتاب نوشته است که مدل پیشنهادی ایشان در این دو کتاب است. وی مدعی است که مقصودش پیشرفت اجتماعی است که از طریق نظام فرهنگی و دینی استخراج شود. پس در این زمینه تکلیف خودش را مشخص می کند. جامعه شناسی می خواهد که بر اساس فرهنگ و نظام فرهنگی پیشرفت اجتماعی را پایه ریزی کند.

* دکتر آزاد جامعه شناس برج عاج نشین نیست. جامعه شناسی نیست که از جامعه شناسی ابزاری برای توجیه وضع موجود خارج کند. من معتقدم که این قسمت اول با قسمت دوم تعارضاتی دارد. ایشان یکی از سهم های بزرگش این است که تاریخ جامعه شناسی را بازخوانی کرده است. یعنی از نسل اول تا نسل چهارم را بازسازی کرده . این چهار نسل با هم یک پروژه دارند و آن بومی تر شدن است.

* اما ایشان هیچ وقت کار تاریخی به معنایی که در والراشتاین می بینیم نکرده است. اما بخشی از این پازل پوشش داده شده و آن سیر تاریخی اندیشه است. پس به این جهت این سه تا چیز که برای جامعه شناس شدن لازم است را انجام داده است. شما با خواندن کتاب های دکتر آزاد می توانید ببینید که جامعه شناسی چگونه وارد شد و چگونه رشد کرد و مسیر تاریخی آن را بررسی کنید به طوری که نسل اول جامعه شناسان فیلسوف، نسل دوم، نسل سوم بنیادگرا و نسل چهارم که جامعه شناسان امروزی باشند را در آثارش می بینید.

* این طبقه بندی مبنایی برای تبیین و فکر کردن جامعه شناسی ایرانی است. سهم اول ایشان بازسازی تاریخ جامعه شناسی است که هیچ کس مانند ایشان آن را ننوشته است. ایشان به آنچه که ملزومات جامعه شناسی می دانسته پایبندبوده است. سوم اینکه به اخلاق جامعه شناس بودن اعتقاد دارد. آزاد ارمکی سر این داستان ساده و مبارزه کرده است ما نیاز به اقدام بزرگ با مردان بزرگ و عالم داریم.

/6262

کد خبر 388167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =