دکتر آزاد ارمکی می گوید: «برای ایران فرهنگ و دین بسیار اهمیت دارد به همین دلیل حضورهای نمایشی در حوزه فرهنگ و دین بسیار مشاهده می شود که محتوای آن غم نیست بلکه شادی است. در عزاداری هم بهترین شادی ها و یک تخلیه فرهنگی برای عموم مردم اتفاق می افتد.»

به گزارش خبرآنلاین، دکتر تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با شفقنا، به موضوع «جامعه شناسی تداوم مراسم عاشورا» پرداخته است. خلاصه اظهارات وی را در ادامه می خوانید.

تداوم آیین و مراسم عاشورا، ریشه های مذهبی یا رفتار اجتماعی ایرانی ها؟

* در ایران بیش از اینکه خود عزاداری مهم باشد، مراسم آن اهمیت دارد؛ به عبارتی وجه آداب و آیین آن اهمیت دارد. جامعه ای که اهل آداب نیست، جامعه نیست. جامعه ای که در آن مراسم و سنن جاری نیست، بی محتوا، سخت و شکننده است. به همین دلیل شما نمی توانید جامعه ای را پیدا کنید که در آن آداب نباشد و مراسم وجود نداشته باشد.

* وقتی آدم ها با هم جمع می شوند؛ زمان غذا خوردن، ازدواج کردن، دعوا کردن، مرگ، شهادت و مراسم دینی که متاسفانه جامعه ایرانی آرام آرام دارد می آموزد که غذا را بی آداب و بدون رسم و رسوم مصرف کند، همچنین ازدواج بی رسم و رسوم یا بد رسم ولی آن چیزی که جامعه ایران نمی تواند از آن گذر کند، مرگ و میر است چون به طور واقعی یک انسان از دست می رود، حتی اگر یک انسان معمولی هم باشد، باز برای عده ای عزیز است.

* هیچ جامعه ای را نمی توانید تصور کنید که بدون آداب و رسم و رسوم و سوگواری در از دست دادن عزیزی زیست کند. در مراسم عزاداری بیشتر دوستی ها ظهور می کند تا دشمنی ها اما در عروسی ها دشمنی ها ظهور می کند.

* اگر با این منطق به ماجرای عاشورا که یک ساحت دینی و اندیشه ای و آمال و آرزوی جامعه ایرانی است، نگاه کنیم یک عزیزی به نام امام حسین (ع) و مجموعه ای از آدم های دیگری که از یاران ایشان هستند، شهید می شوند. امام حسین (ع) و شهادت ایشان در آموزه های دینی به دلایل متعددی نسبت به ائمه دیگر مرکزیت بیشتری دارند؛ لذا آیین حداقل در ایران، بر اساس منطق اول و دومی که گفته شد، می تواند بسیار فراگیر، مهم و اساسی و تاریخی باشد.

* به همین دلیل آنچه که برای جامعه ایرانی از بدو شیعه شدن تا به امروز ماندگار بوده، مراسم عاشوراست. یکی از نشانه های آن مداخله کم و زیاد دولت ها در طول تاریخ است که با واکنش های مختلف از سوی مردم روبه رو می شدند. اگر امروز هم بخواهیم با نحوه عزاداری مردم در ایام محرم مقابله کنیم مسلما مقاومت هایی شکل می گیرد چرا که بستر، زمینه و شرایط این مراسم به عوامل اجتماعی، فرهنگی، دینی و تاریخی بازمی گردد و اجتناب پذیر نیست.

* مطلب مهم تر اینکه مراسم عاشورا یکی از عوامل پیوند زننده بین آدم ها و گروه های اجتماعی بوده و هست، ما از این طریق با یکدیگر هم زیست، هم نوا و هم روز شدیم. عظمتی که عزاداری ها در روز عاشورا پیدا می کنند، مبتنی بر یک وفاق اجتماعی و دینی است، مراسم عاشورا می توانست برای یک گروه خیلی دیندار باشد، ولی اینطور نیست و برای همگان است. همه آدم ها به یک شکلی درگیر می شوند و فرهنگی که پشت آن است حضور همه را ترویج می دهد و تنها دینداران را دعوت نمی کند.

ملی بودن مراسم عاشورا مانند نوروز و تعلق نداشتن به یک گروه خاص

* عاشورا مانند نوروز با دو جهت متفاوت و یک منطق مشترک است. در نوروز همه گروه ها و قشرهای اجتماعی، دیندار و کم دین، طبقه بالا و پایین حضور دارند. در مراسم عاشورا هم همین اتفاق افتاده و یک پدیده ملی برای ایرانی هاست. خود پدیده، دینی است ولی برای مردم صرفا دینی به این معنا که بعضی گروه ها از آن استنباط می کنند، نیست بلکه یک پدیده ملی، اجتماعی، فرهنگی و دینی است. در این ایام هر کسی با هر شکل و طریقی در مراسم های عزاداری شرکت می کند، آن زمان است که شما با تنوع عزاداری و نذورات به وسیله ابزار و آلات متفاوت روبه رو هستید.

صحت یا عدم صحت غمگین و طرفدار تراژدی بودن ایرانی ها

* ایرانی ها به دنبال غم نیستند؛ مگر ملل دیگر چطور هستند که مدام می گوییم ایرانی ها طرفدار تراژدی و غم هستند. برای ایران فرهنگ و دین بسیار اهمیت دارد به همین دلیل حضورهای نمایشی در حوزه فرهنگ و دین بسیار مشاهده می شود که محتوای آن غم نیست بلکه شادی است. در عزاداری هم بهترین شادی ها اتفاق می افتد. به نظر من مراسم عزاداری امام حسین(ع) مملو از شادی است؛ شادی نه به معنای خندیدن بلکه به معنای رها شدن و آزاد شدن؛ در این مراسم یک تخلیه فرهنگی برای عموم مردم اتفاق می افتد.

رقابت مداحان با علما و همراه کردن نسل جوان با خود 

* مداحان هم یک گروه اجتماعی در عزاداری و پدیده های جدیدی هستند. من مداحان را رقبای علمای دین و روحانیت می دانم. آنان در رقابت با علمای دین وارد عرصه می شوند و می خواهند قدرت را از علما بگیرند. به همین دلیل در بسیاری از مکان ها اگر مداح باشد، از روحانی دعوت نمی شد در حالیکه در گذشته روحانی و مداح هر دو در مراسم عزاداری حضور داشتند.

* مداحان یک گروه ها و نیروهای اجتماعی خاصی برای خود تولید کرده اند، ولی بر کل حیات عزاداری همچنان روحانیت و وجه سنتی غالب است. مداحان برای جذب مخاطب جدید آمدند ولی مخاطب جدید با آنها همراه نشده است. اینطور نبوده که مداحان توانسته باشند جوانانی که دست روحانیت بوده را به سوی خود جذب کنند. به طور کلی به نظر من، جریان مداحی به زودی دچار فروپاشی خواهد شد.

* منطق دین منطق روایت از متن، تفسیر و معناست. مداح فقط شعر می خواند؛ این روحانیت است که قدرت، قابلیت و مقبولیت را دارد. وقتی روحانیت کنار می رود، متن دین، حدیث، قرآن، تاریخ، قصص و مقتل، همه کنار می روند. به میزانی که مداحی جلو می آید، حوزه دین بی اثر می شود، روحانیت کنار می رود و اصل دین فروپاشیده می شود چون با یک کارناوال روبرو هستیم که بنیان آن فرهنگ نیست تا به آن معنای مستمری ببخشد، در نتیجه دچار اختلال می شود.

* نسل جدید بیشتر نمایشی بودن، شاد بودن و بیرونی بودن را دنبال می کند و نسل قدیم درون گرا و بیشتر جنبه مناسباتی، اجتماعی و خلوت را می طلبد. این دو گانگی در عزاداری ها هم نشان داده می شود، اما این مستمر نمی ماند چون این نسل دوباره پیر می شود و به دلیل اقتضائات سنی، اجتماعی، اقتصادی و امثال اینها دوباره به سنت برمی گردد و درون گرا می شود. نسل بیشتر به عنوان یک نیروست که شوک وارد کرده و انتظارات را افزون می کند، اما به دلیل نظرات برخی مخل و اختلال آفرین نیست بلکه عاملی برای تغییرات جدید است.

/6262

کد خبر 382702

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حمید A1 ۱۰:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
    4 3
    علت بدبختی و بی سروسامانی جامعه پاکستان این است که به روحانیت و علما پشت کردند و به دنبال مداحان و قوالان و خوانندگان رفتند. اگر به مداحان در زیر سایه ی هدایتهای علما و روحانیت توجه میکردند وضعشان بهتر ازاین میشد.