امام حسن(ع) با غلامی که از غذای خود به سگ می خورانید چه کرد؟/ شیوه امام برای نصیحت به کودکان

نیمه ماه مبارک رمضان، برابر با روزی است که اولین نوه پیامبر گرامی (که درود خدا بر اوباد) چشم بر این جهان گشود.

 

رفتار امام با غلامی که از غذای خودش به سگ هم می داد

فایلی که در ابتدای مطلب می شنوید سخنان حجت الاسلام و المسلمين سید حسین هاشمی نژاد است که با بیان یک ماجرایی از بخشش امام حسن(ع) سخن می گوید.

امام کریمی که 3 بار نیمی از دارایی اش را در راه خدا بخشید

* امام حسن (ع) در نیمه مبارک رمضان سال سوم هجری به دنیا آمد. آن حضرت شباهت زیادی به جدش رسول خدا (ص) داشت. پس از شهادت پدر بزرگوارش، ایشان رهبری شیعیان را عهده دار شد. امام از چهره های برجسته اخلاقی است که رفتار و کردارش روشنگر راه هدایت است.

بذل و بخشش در راه خدا، یکی از ویژگی های اخلاقی آن امام است که زبانزد خاص و عام بود. زمانی که اسماعیل بن یسار همراه عبدالله بن انس برای گرفتن پول به شام، نزد معاویه رفته و چیزی به دست نمی آورند، اسماعیل در شعری خطاب به دوستش ابن انس می گوید:
لعمرک ما لی حسن رحلنا           ولا زرنا حسینا یابن انس

به جان تو سوگند ای فرزند انس که ما به سوی حسن نرفته و به زیارت حسین نشتافته بودیم. مقصود او چنین بود که اگر زیارت این دو برادر می رفتیم، با دست پر بازمی گشتیم. در تقلی آمده است که شخصی حضور امام حسن(ع) رسید و اظهار نیاز کرد. امام به او فرمود، نیازهایت را بنویس و به من بده. زمانی که او نوشت و آورد، امام دو برابر نیازش پرداخت. و در روایت دیگری آمده است که امام، در طول زندگی خود 3 بار و هر بار نیمی از تمامی مایملک خود را در راه خدا بخشید.

مردی از شامیان گفته است: «روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره ای آرام و بسیار نیکو و لباسی دربرکرده که به طرز زیبایی آراسته و سوار بر اسب است. درباره او پرسیدم، گفتند حسن بن علی است. خشمی سوزان سرتاپای وجودم را فراگرفت و بر علی بن ابی طالب حسد بردم که چگونه او چنین پسری دارد.

پیش او رفته و پرسیدم آیا تو فرزند علی هستی؟ وقتی تایید کرد، سیل دشنام و ناسزا بود که از دهان من به سوی او سرازیر شد. پس از آن که به ناسزاگویی پایان دادم از من پرسید: آیا غریب هستی؟ گفتم: آری. فرمود: با من بیا، اگر مسکن نداری به تو مسکن می دهم و اگر پول نداری به تو کمک می کنم و اگر نیازمندی، بی نیازت می سازم. من پس از آن که او را بیشتر شناختم از او جدا شدم در حالی که در روی زمین محبوب تر از او نزد من کسی نبود.»«ابن عباس می‌گوید: امام حسن مجتبی(ع) در مسجد‌الحرام اعتکاف نموده و مشغول طواف خانة کعبه بود که مردی از شیعیان خدمتش آمد و گفت: یابن رسول‌الله! من به فلان شخص مقداری بدهکارم، اگر ممکن است شما قرض مرا ادا کنید. فرمود: متاسفانه در حال حاضر پولی در اختیار ندارم. گفت: پس از او بخواهید که به من مهلت بدهد. او مرا تهدید کرده که اگر بدهی خود را نپردازم مرا زندان بیفکند. حضرت طواف خود را قطع کرد و همراه آن مرد براه افتاد تا نزد طلبکارش برود و از او مهلت بگیرد. ابن‌عباس می گوید: من گفتم یابن رسول‌الله گویا فراموش کردید که در مسجد قصد اعتکاف کرده‌اید؟

(چون شخص معتکف، قبل از پایان ایام اعتکاف، حق خروج از مسجد را ندارد) فرمود: فراموش نکرده‌ام ولی از پدرم شنیدم که پیامبر فرمود: هرکس حاجت برادر مؤمن خود را برآورد، چنان است که سالیانی دراز به عبادت پروردگار و شب‌زنده‌داری گذرانده باشد.»

چهل درس برای زندگی اخلاقی

امام حسن مجتبی(ع) درباره آزادی و اختیار انسان می فرماید: «هر که گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابکار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملکت وجود رها نکرده، بلکه او مالک هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا کرده است مى باشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.» 

از این امام بزرگوار روایت ها و احادیث بسیاری نقل شده که 40 حدیث برگزیده از ایشان را می توانید اینجا بخوانید.

شیوه امام حسن مجتبی(ع) برای نصیحت به کودکان

آیت‌الله جعفر سبحانی در سخنانی روایتی درباره امام حسن مجتبی(ع) را چنین نقل می کند: «مرحوم علامه مجلسی در جلد علم و دانش بحار الانوار نقل می کند که امام حسن مجبتی (ع) فرزندان خودش و فرزندان برادر و دیگر بستگان کوچکش را جمع کرد و فرمود: شما کودکان این جمعیت‌اید و به همین نزدیکی شما بزرگان همین جمعیت خواهید بود امروز بچه‌های مدینه هستید و چیزی نمی‌گذرد که از روسای این شهر خواهید بود پس علم بیاموزید و درس بخوانید و آن را حفظ کنید و اگر نتوانستید حفظ کنید بنویسید و در خانه بگذارد و گاه و بیگاه به آن مراجعه کنید.

امام با این سخنی که با کودکان خود دارد به ما یاد می‌دهد که وقتی کسی را می خواهید نصیحت کنید کمی به او شخصیت بدهید و از او تعریف کنید، وقتی که احساس شخصیت کرد آن وقت اگر نصیحتی یا پندی برای او داشته باشد بیشتر توجه خواهد کرد و بیشتر در نفسش جای خواهد گرفت. اما بر عکس وقتی با کودکان و یا حتی بزرگان با عتاب صحبت کنیم و از کلمات، ادبیات و لحن نامناسبی استفاده کنیم آن شخص با نصیحت و پند هر چند به حق باشد مقابله خواهد کرد و اصلا قبول نخواهد کرد.

نکته دیگری که امام حسن (ع) در این روایت به ما آموزش می‌دهد این است که اولین قدم برای اعتلای جامعه علم است و ایمان هم با علم فایده دارد و ایمان بدون علم به درد نمی‌خورد حتی امام (ع) در اهمیت علم آموزی می‌فرماید اگر توانایی حفظ کردن را نداشتید و نتوانستید حفظ کنید بنویسید و یادداشت برداری کنید. این دستور امام ماست که قرن‌ها پیش به ما داده است و ما مسلمانان و شیعیان اگر به این سخنان گهربار عمل کنیم قطعا جامعه‌ای در حد بالا و با بیشترین افراد با سواد و علمی خواهیم داشت.»

/6262

کد خبر 432093

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمد IR ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۰
    12 2
    السلام علی الحسن المظلوم
  • متفکر A1 ۱۶:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۰
    5 1
    اگر ما پیرو سیره ائمه معصوم هستیم ، پس این حکم کشتن کسی که به معصوم توهین میکند از کجا آمده؟ همین چند وقت پیش چند نفر از بزرگان حکم قتل یک خواننده منحرف را صادر کردند بجرم توهین به امام معصوم خود حضرت امام حسن با شخصی که از روبرو و توی روی مبارکشان توهین کرده ، طبق این روایت خوش برخوردی میکنند و یکی دیگر از گمراهان را به راه راست می آورند ، آیا خلاف سیره امامان رفتار کردن چگونه قابل توجیه است ؟ بزرگواری هست که مرا هدایت نماید؟