یک کارشناس مسائل آسیای میانه سفر مقامات اسلام اباد به تهران و ریاض را برای خبرآنلاین بررسی کرد.

زهره نوروزپور- بالاخره پس از جنجال های رسانه ای مبنی بر سفر نواز شریف و راحیل شریف فرمانده ارتش  پاکستان به ایران رسانه های این کشور خبر از سفر این مقامات به ریاض و تهران دادند.  پس از اینکه مقامات سعودی دست خالی از اسلام آباد بازگشتند رسانه های سعودی با شایعه پراکنی سعی داشتند این موضوع را القا کنند که مناسبات اسلام آباد  با تهران دچار تنش شده است که این جو سازی رسانه ای کارساز نبود. در خصوص سفر نوازشریف و ژنرال راحیل به تهران و ریاض و گمانه زنی هایی مبنی بر اینکه اسلام اباد قصد میانجیگری بین تهران و ریاض را دارد با کارشناس مسائل اسیای میانه پیرمحمد ملازهی گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:

نواز شریف، نخست وزیر پاکستان قصد دارد به همراه راحیل شریف فرمانده ارتش پاکستان، پس از عربستان  به ایران بیاید. با توجه به جوسازی هایی که رسانه های سعودی در این خصوص راه انداختند، ارزیابی شما از این سفر چیست؟
برای اینکه مفهوم این سفر را به درستی درک کنیم باید اول  نسبت به مسائلی که بین ایران و عربستان تنش ایجاد کرده است  اگاه شویم. ما باید به این موضوع توجه کنیم که پاکستان هم اکنون در میان این تنش چه مناسبات دیپلماتیکی میان ما و عربستان دارد.   واقعیت این است که پاکستان به لحاظ مسائل مالی و پیوندهای مذهبی به عنوان یک کشور اهل سنت رابطه بسیار نزدیکی با عربستان دارد. بخش مهمی از نیروی کار پاکستان در حال حاضر داخل عربستان و بقیه کشورهای حاشیه خلیج فارس که نفت خیز است حضور دارند و سالانه حدود 6 میلیارد دلار از این منطقه به پاکستان انتقال داده می شود که امری بسیار حیاتی برای پاکستان است.

نکته دیگری که در ارتباط با مناسبات عربستان و پاکستان مطرح است، تحولات خاورمیانه است نظیر پرونده هایی از جمله بحرین، سوریه، یمن ، عراق و جاهای مختلفی که به گونه ای عربستان در این تحولات حضور دارد و ایفای نقش می کند. پاکستان به دلیل ان دیدگاه هایی که در ساختار سیاسی کشورش وجود دارد یعنی در برخی زمینه ها با سعودی ها هماهنگی دارد، در یک موقعیتی قرار گرفته است که اگر تنش ها بین ایران و عربستان ادامه پیدا کند ، اسلام آباد  در موقعیت دشوار انتخاب قرار می گیرد. این در حالی است که مناسبات ایران و پاکستان هم بسیار راهبردی و مهم است،  برای این که این دو کشور بیش از 900 کیلومتر مرز مشترک دارند، ان هم در منطقه حساس بلوچستان که دیدگاه های متفاوتی در آنجا حضور دارند، رادیکال های اسلامی در بلوچستان و پاکستان فعال هستند، نهضت جدایی طلب وجود دارد و مرزهای دو کشور مرزهایی بسیار اسیب پذیری هستند، اگر به این مسائل قاچاق مواد مخدر و تحولاتی که در افغانستان می گذرد را هم اضافه کنیم ، آن وقت اهمیت داشتن یک مناسبات دوستانه با ایران برای پاکستان یک امر حیاتی محسوب می شود و همینطور برعکس. لذا در کل می خواهم عرض کنم که پیش از هرگونه پیش داوری و قضاوت درباره رفتار پاکستانی ها و مسایلی که در رسانه ها پیش می اید باید به این وضعیت بغرنجی که پاکستان در آن گرفتار شده خوب توجه داشته باشیم.

آیا پاکستان قرار است بین ایران و عربستان نقش میانجی را بازی کند؟
 پاکستانی ها د رآن واحد هم به ما و هم به عربستان سعودی با دید مثبتی نگاه می کنند و به داشتن روابط مناسب با هر دو کشور محتاج هستند. از این رو وقتی تنش بین این دو کشور ایجاد می شود به شکل طبیعی تصمیم گیری برای پاکستان مشکل خواهد بود. در این سفری که امروز آغاز شده است و نواز شریف به همراه راحیل شریف فرمانده ارتش (مرد شماره یک پاکستان) به ریاض رفته است و فردا تهران میزبان آنها خواهد بود، بحث میانجیگری مطرح است ولی جزئیات آن هنوز مشخص نیست.

پس شما معتقدید حفظ منافع استراتژیک خود پاکستان سبب می شود تا این کشور علاقمند به ایفای نقش میانجیگری باشد.
بله به این دلیل که منافع ملی وامنیت پاکستان ایجاب می کند که تنش در مناسبات ایران و عربستان هرچه زودتر کاهش پیدا کند، اگر این مساله را مورد توجه قرار دهیم یک جنبه دیگر قضیه نمایان می شود که آن هم  بعد ایدئولوژیک ان است. در منطقه خاورمیانه دو محور در حال شکل گیری است یا بهتر است بگوییم شکل گرفته است ، یکی محور ایران، عراق، سوریه و حزب الله در سطح منطقه ای که روسیه هم به ان پیوسته و بعد بین المللی به خود گرفته است. محور دوم حول عربستان سعودی است، که قصد دارد سی و چهار کشور اسلامی اهل سنت را در کنار خودش قرار دهد چرا که سعودی ها به تحولات خاورمیانه از زوایه اهل سنت نگاه می کنند چرا که آنها فکر می کنند ایران شیعی در حال گسترش گفتمان انقلاب اسلامی است و آنها ترویج این گفتمان را بر نمی تابند. این تفگر نسبت به ایران، بر روی امنیت ملی کشورهای اهل سنت تاثیر گذاشته است، حال با این طرز تفکر برای پاکستانی ها بسیار سخت است که انتخاب کنند، ارزیابی کنند که در این شرایط اگر تنش ها بین ایران و عربستان افزایش پیدا کرد آنها طرف کدام یک را بگیرند؟ این سفر برای این است که مقامات اسلام آباد یک سیاست متوازنی را در مناسبات ایران وعربستان سعودی در پیش بگیرند تا از منافع ملی خودشان هم حراست کرده باشند.


شانس موفقیت این میانجیگری را چقدر می دانید؟ آیا تنش ها و رقابت هایی که در سطح منطقه وجود دارد را می توان کنترل کرد و در مسیری قرار داد که به جای گفتمان تفرقه انگیز داعشی که به نمایندگی از عربستان در حال گسترش است، گفتمان وحدت اسلامی را تقویت کنند؟
اگر این دو گفتمان را در نظر بگیرید و نگاه پاکستان را به این گفتمان در نظر بگیرید، به این صورت این سفر خیلی معنا دار است. به این معنا است که یک نوع میانجیگری مثبتی انجام خواهد شد چرا که پاکستانی ها موقعیت دارند، پاکستان مهمترین کشوراسلامی در منطقه است و تنها کشور اسلامی است که انرژی هسته ای در حد سلاح هسته ای در اختیار دارد، موقعیت بسزایی در جهان اسلام  دارد که قابل تامل است. بنابراین میانجیگری پاکستان را از این زاویه باید نگاه کنیم و ببینیم که در عمل چه پیش خواهد آمد. اینکه موفق می شوند یا خیر بستگی به شرایط دارد. ولی اگر  در این میانجیگری پیروز شوند برد بزرگی نصیب آنها در جهان اسلام می شود و جایگاه خودشان را تثبیت می کنند، یعنی علاوه براینکه توانسته اند خودشان را از یک شرایط بغرنج که طرف کدام کشور را بگیرند در می آیند بلکه دستاورد بزرگ دیگری بعنوان یک میانجی موفق در کارنامه خود درج خواهند کرد.


یک سر اصلی ماجرا در ریاض است. شواهد و تحولات نشان می دهد که آنها تمایلی به کم کردن تنش ها ندارند و دائم در پی تنش زایی هستند. نظر شما چیست؟

فکر می کنم پاکستان تا انجا که امکان پذیر باشد تلاش خود را می کند که مقامات سعودی را نسبت با مسائلی که با ایران دارند قانع کنند. پاکستان باید از این زاویه وارد مذاکره با عربستان شود که  مشکلاتی که با ایران وجود دارد و کم کم  دارد جنبه ایدئولوژیکی و فرقه گرایانه پیدا می کند را تحت کنترل خود در بیاورند. این به نظرم خواست اصلی پاکستانی ها است که عربستان سعودی را نسبت به خطرات گسترش این گفتمان تفرقه انگیز که الان وجود دارد آگاه سازند و به آنها گوشزد کنند که منافع هیچ یک از طرفین در این تنش زایی نیست.

پاکستان می تواند میانجی صادقی باشد؟ آیا بیشتر طرف عربستان را نخواهد گرفت؟

برداشت من این است که نوازشریف و ژنرال راحیل در این سفر تلاش خود را خواهند کرد و تلاش آنها صادقانه خواهد بود. ایران اهمیت کمتری برای پاکستان نسبت به عربستان ندارد. آنها تلاش خود را صادقانه خواهند کرد اما این که موفق بشوند یا نه بحث دیگری است. موفقیت آنها بستگی به پذیرش واقعیت های میدانی از سوی عربستان دارد. در حال حاضر سعودی ها براین باورند که ایران شیعی آنها را محاصره کرده است. آنها به هلال شیعی معقتدند و این آنها را به شدت بیمناک کرده است. پاکستانی ها اگربتوانند این تلقی اشتباه را از ذهن مقامات عربستان تا حدودی بکاهند کمی می توان به موفقیت این امر امیدوار بود چرا که مقامات ایران صادقانه به دنبال این هستند که راه حلی برای کل مشکلات منطقه پیدا کنند که سوریه در مرکزیت آن قرارمی گیرد. به نظر من بعد از سوریه می توان برای یمن هم شرایط مساعدی را رقم زد. تاکید می کنم که کار ساده ای نیست چرا که الان تنش ها در  مناسبات دو کشور جنبه ایدئولوژیک پیدا کرده است و تا زمانی که برای مساله سوریه و یمن راه حلی پیدا نشود مناسبات ایران و عربستان از این حالتی که هست بهتر نمی شود.

اگر پاکستانی ها موفق شوند، نتیجه میانجیگری چه خواهد بود؟ کم شدن تنش ها یا بهبود مناسبات دو کشور؟

این انتظار را نباید داشت که حتی به فرض موفقیت میانجیگری دو طرف به اصطلاح بروند به سمت همگرایی و همکاری در منطقه ای.   این مسائل  حالا دیگر تنها محدود به این دو کشور نیست ، در حال حاضر کم و بیش در کشورهای اهل سنت مطرح شده است به نوعی در سطح بین الملل هم گسترش پیدا کرده است ، روسیه و امریکا هم وارد این محورها شده اند. یکی از علل مهم این تنش ها بین المللی شدن بحران خارومیانه است چرا که عربستان سوای از ایران از  ورود روسیه درپرونده سوریه که در کنار ایران قرار گرفته نیز خشمگین است. بعد بین المللی در این بحران منطقه ای بسیار وسیع شده است و شرق و غرب را درگیر کرده است، اگر این روند تنش ادامه پیدا کند چین هم به طرف روسیه می رود بنابراین یک نوع رقابت پشت پرده در این میان وجود دارد که در همه این تنش های چند وقت اخیر تاثیر گذار بوده است ، باید توجه کنیم امکانات چیست؟ محدودیت های ما چه هستند؟ چه تهدیداتی در ارتباط با میانجیگری نواز شریف میان ایران و عربستان وجود دارد؟ هوشیار باشیم. 

49310

کد خبر 500646

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =