۵ نفر
۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰

حقوق فرهنگی از جمله انواع و اقسام حقوق بشر است که کمتر مورد توجه و گفتگو قرار گرفته است؛ تا آنجا که حتی برخی منکر آن شده و یا حداقل وظایف و تکالیف دولت در برابر آن را انکار می کنند.

این در حالی است که فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و وجه تمایز انسان از دیگر مخلوقات است. تعریف فرهنگ، حقوق فرهنگی و نقش دولت ها در قبال آن، همگی بسته به تعریفی است که از انسان، جهان و دولت ارائه می شود و به همین جهت حقوق فرهنگی از بحث برانگیزترین موارد اختلاف ما با غرب است.

تاریخچه طرح مساله
تولد آنچه امروزه «حقوق فرهنگی» نامیده می شود، به پس از دهه هفتاد میلادی بر می گردد که "توسعه فرهنگی" جای خود را در میان برنامه ریزی ها و فعالیت های گوناگون ملی و بین المللی باز کرد و نهایتاً در قطعنامه شماره 20/11 بیست و دومین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو، سال های 1997 تا 1988 به عنوان دهه جهانی توسعه فرهنگی اعلام شد. در همین راستا در دسامبر 1986 مجمع عمومی سازمان ملل هم در چهل و یکمین اجلاس خود، قطعنامه شماره 187/41 را تصویب کرد که در آن دستور کار دهه جهانی توسعه فرهنگی را مشخص می ساخت.
البته پیش از آن بند یک و دو ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 10 دسامبر 1948حقوق فرهنگی را اینگونه به رسمیت شناخته بود:

« بند1- هر کس حق دارد که آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شرکت جوید. از هنرها برخوردار گردد و از پیشرفت های علمی و دست آوردهای آن بهره مند شود.
بند2- هرکس حق دارد که از حمایت از منافع معنوی و مادی هر اثر علمی، ادبی یا هنری که خود پدید آورنده آن است برخوردار شود.»

همچنین در ماده 22 اعلامیه مذکور چنین آمده است: «هرکس مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.»

با این همه، گام مهم در توسعه مفهوم حق های فرهنگی در میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مصوب 16 دسامبر 1996 برداشته شد که علاوه بر تبیین نسبی این حقوق، اتخاذ تدابیری برای اعمال کامل آنها توسط دولت های طرف این میثاق الزامی شد.

بعد از دهه هفتاد، اهمیت فرهنگ، لزوم سیاست گذاری و توسعه همکاری بین المللی در این زمینه مورد تاکید بسیاری از کنفرانس ها همچون کنفرانس بین المللی ونیز، استکهلم و مکزیکوسیتی و دیگر تلاش های یونسکو قرار گرفته است.

تعریف و بیان مصداق ها
اصطلاح حقوق فرهنگی تاکنون در هیچ یک از اسناد بین المللی مربوط به حمایت از حقوق بشر تعریف نشده است. اما برای آن تعاریف متفاوت و متعددی از سوی اندیشمندان حوزه‌های مختلف ارایه شده است.

برای مثال گفته اند حقوق فرهنگی دسته‌ای از حقوق بشر است که از حق انسان به مشارکت در حیات فرهنگی جامعه، بهره‌مندی از توسعه‌های علمی، حفظ اخلاق و منافع اصولی در علوم، کسب دانش یا تولیدات هنری، دستیابی به آموزش و حفظ هویت فرهنگی، زبانی و آداب و رسوم حمایت می‌نماید.تعریف این دسته از حقوق، به آن دلیل دشوار است که تعریف خود فرهنگ آسان نیست و به دلیل اختلاف های فراوانی که در مورد تعریف فرهنگ و حقوق ناشی از آن وجود دارد، طبعاً مصداق های آن نیز مورد اختلاف خواهد بود. با وجود این اسناد بین المللی تلاش کرده اند تا بر سر حداقل هایی توافق شود.

به عنوان مثال لیندر در گزارشی که برای یونسکو تحت عنوان "لیست مقدماتی حقوق فرهنگی" در سال 1996 تنظیم کرد 15 حق فرهنگی را در یازده مورد خلاصه کرده است: حق بقای فیزیکی و فرهنگی، حق تشکیل اجتماعات و شناسایی با یک اجتماع فرهنگی، حق بر هویت فرهنگی، حق برخورداری از میراث مادی و معنوی، آزادی مذهبی و عمل به آن، آزادی عقیده و بیان و اطلاعات، آزادی انتخاب نوع آموزش و تعلیم آن، حق مشارکت در توانا سازی رویه های فرهنگی، حق برخورداری از محیط زیست فرهنگی و فیزیکی، حق بر توسعه بومی، حق مشارکت در زندگی فرهنگی و خلاقیت.

جایگاه حقوق فرهنگی
به رغم آنچه گفته شد، واقعیت این است که جایگاه و اهمیت حقوق فرهنگی هنوز هم ناشناخته است. گرچه حقوق بشر، به معنای واقعی خود و در همه انواعش، برای برخی قدرتمندان در دنیای امروز شعاری بیش نیست و تنها ابزاری برای توسعه قدرت و تامین منافع نامشروع آنان به شمار می رود، اما مهجوریت و مظلومیت حقوق فرهنگی مضاعف است؛ تا آنجا که "رنه ماهیو"، دبیر کل‌ پیشین‌ یونسکو با اشاره به تصویب حقوق فرهنگی در اعلامیه جهانی حقوق بشر، ‌در کنفرانس‌ بین‌المللی‌ یونسکو در سال1970 گفت: «معلوم ‌نیست‌ که‌ اهمیت‌ کامل‌ این‌ متن‌ که‌ حق‌ فرهنگی‌ را به‌ عنوان‌ یک ‌حق‌ جدید بشر اعلام‌ می‌کند کاملا در زمان‌ ما درک‌ شده‌ است ‌یا نه. اگر هرکس،‌ به‌ عنوان‌ یک‌ بخش‌ اساسی‌ از شان‌ انسانی خود، حق‌ مشارکت‌ در میراث‌ فرهنگی‌ و فعالیت های‌ فرهنگی‌اجتماع‌ را داراست‌، پس‌ مسئولان‌ جامعه‌ وظیفه‌ دارند تا حدی‌ که‌ امکانات‌ آنها اجازه‌ می‌دهد وسایل‌ چنین‌ مشارکتی‌ را برای‌ او فراهم‌ سازند. همچنین‌ هر فرد دارای‌ حقوق‌ فرهنگی‌ است‌ همان‌ طوری‌ که‌ او دارای‌ حق‌ آموزش‌ و حق‌ کارکردن‌ است. این‌ بنیان‌ و اولین‌ هدف‌ سیاست‌ فرهنگی‌ است. درک‌ وظیفه‌ فراهم‌ نمودن‌ وسایل‌ مشارکت‌ فرهنگی‌ طی‌ دهه‌های ‌اخیر باعث‌ شده‌ تا مقامات‌ دولتی‌ در سراسر جهان‌ بر سرعت ‌اقدامات‌ خود برای‌ تضمین‌ مشارکت‌ عموم‌ مردم‌ در توسعه ‌فرهنگی‌ بیفزایند.»

رابطه با جهان بینی
این نگاه دست چندمی به حقوق فرهنگی، البته، جای تعجب ندارد و ناشی از نگاه آنان به انسان و جهان است. وقتی قرار است انسان فقط موجودی لذت طلب باشد که چند روزی مهلت بیشتر ندارد و با مرگ هم نابود می شود، دیگر جز تشویق به مسابقه بر سر تمتعات پَست مادی چه باید بکند؟ در این صورت فرهنگ و حق فرهنگی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آنان جز این نمی فهمند و نمی خواهند و برای همین است که قرآن مایوسانه می فرماید: «کافران (هنگامى که آثار شوم اعمال را ببینند) چه بسا آرزو مى کنند مسلمان بودند» بگذار آنها بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد.

این در حالی است که اگر اندیشه و فرهنگ را اساس هویت انسان و فصل ممیز او از سایر مخلوقات بدانیم، حقوق فرهنگی اهمیت خود را می یابد و محروم کردن انسان از آن، همانند محروم ساختن او از تنفس و به منزله قتل او تلقی خواهد شد؛ حقیقتی که در روایات ذیل آیه 32 سوره مائده بر آن تصریح شده است. طبق این آیه: «هر کس انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد چنان است که گوئى همه انسانها را کشته و هر کس انسانى را از مرگ رهائى بخشد چنان است که گوئى همه مردم را زنده کرده است.» در روایات متعددى وارد شده است که این آیه، اگر چه مفهوم ظاهرش مرگ و حیات مادى است، اما از آن مهمتر مرگ و حیات معنوى یعنى گمراه ساختن یک نفر یا نجات او از گمراهى است. کسى از امام صادق (علیه السلام ) تفسیر این آیه را پرسید، امام فرمود: منظور از کشتن و نجات از مرگ که در آیه آمده نجات از آتش سوزى یا غرق و مانند آن است. سپس امام سکوت کرد و بعد فرمود: تاویل اعظم و مفهوم بزرگتر آیه این است که دیگرى را دعوت به سوى راه حق یا باطل کند و او دعوتش را بپذیرد.

حقوق فرهنگی در اسلام
باتوجه به آنچه گفته شد، به راحتی می توان اهمیت حقوق فرهنگی در اسلام را دریافت. به دلیل جایگاه ویژه فرهنگ در منظومه تعالیم اسلام - که ظاهراً کسی منکر آن نیست - حقوق فرهنگی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. به تعبیرامام خمینی (ره) اساس خوشبختی و بدبختی همه جوامع در فرهنگ آنها است و «بی شک والاترین و بالاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد.»

ارزش و اهمیت فرهنگ در تفکر اسلامی تا آنجاست که تعلیم و تربیت، آموزش و گسترش فرهنگ از اهداف اصلی بعثت انبیاء شمرده شده است؛ این واقعیتی است که در آیات متعددی از قرآن بر آن تصریح شده و پیامبر مکرم اسلام هم بر آن تاکید کرده است. ذکر یک نمونه در این باره بسیار جالب و کافی به نظر می رسد. پس از جنگ تبوک، پیامبر خدا مُعاذ بن جبل را که از اصحاب و از انصار (اهل مدینه) بود، به یمن فرستاد. هنگامی که او و تعدادی از همراهانش به سوی یمن در حال حرکت بودند، رسول خدا به بدرقه وی آمد و همان طور که مُعاذ سوار بر مرکب، آهسته حرکت می‌کرد، در کنار او با پای پیاده می‌رفت و سفارش‌های لازم را به او گوشزد می‌فرمود. معاذ که از این حالت شرمنده بود، درخواست کرد که او هم پیاده شود اما پیامبر نپذیرفت و فرمود: گام‌هایی را که به این صورت برمی‌دارم، در راه خدا تلقی می‌کنم. این سفارش‌های مهم را شیعه و سنی، هر دو نقل کرده‌اند؛ برخی کوتاه و مختصر و برخی دیگر بلند و مشروح.

بنابر آنچه در کتاب شریف «تحف‌العقول» آمده، اولین توصیه پیامبر تامین و ادای حقوق فرهنگی آن مردم بوده است. حضرتش به او فرمود:
«ای مُعاذ ! کتاب خدا را به آنان آموزش بده و تربیت آنان را بر اساس اخلاق صالح نیکو گردان.»

از نظر قرآن کریم پیامبر آمده بود تا «بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر دوش انسان بود، بردارد». إصر و غل همان موانع رشد و تعالی انسان است که گمراهی، جهل، بدعت و خرافه از مصادیق آن است.

در آیه ای دیگر اصولاً هدف از تشکیل حکومت را تامین این گونه حقوق می شمارد؛ همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند، و زکات می‏دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند، و پایان همه کارها از آن خداست.

فلسفه جهاد در اسلام نیز همین است و حتی کسانی چون شهید مطهری جهاد ابتدایی را به عنوان دفاع از حقوق فرهنگی انسان ها توجیه و تحلیل کرده اند؛ همان گونه که تشریع احکامی مانند وجوب امر به معروف و نهی از منکر، حجاب، اجرای حدود و تعزیرات، حرمت اشاعه فحشاء و ممانعت از ترویج کتب و نشریات گمراه کننده و دهها حکم مانند آن در همین راستا قابل ارزیابی است.

حقوق فرهنگی در قانون اساسی:
قانون اساسی کشور ما بر مبنای اسلام تدوین شده و به همین جهت فرهنگ و حقوق فرهنگی در آن جایگاه ویژه ای دارد. طبق مقدمه این قانون اصولاً حکومت از دیدگاه اسلام، تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می‌دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی (حرکت به سوی الله) بگشاید. از این رو قانون اساسی هدف از حکومت را رشد دادن انسان در حرکت به سوی نظام الهی (والی‌الله المصیر) می داند تا زمینه بروز و شکوفایی استعدادها ی انسانی فراهم آید.

در همین مقدمه، حتی اقتصاد نیز در راستای تامین حقوق فرهنگی شهروندان تعریف شده به گونه ای که در تحکیم بنیادهای اقتصادی، اصل، رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل او است؛ نه همچون دیگر نظام‌های اقتصادی تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، چرا که در مکاتب مادی، اقتصاد خود هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می‌شود؛ ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارائی بهتر در راه وصول به هدف نمی‌توان داشت.

اصول متعدد قانون اساسی هم در بردارنده تاکید بر حقوق فرهنگی است؛ به گونه ای که در اصل20 به صراحت از آن یاد شده است؛ «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»

علاوه بر این مصداق های زیر مورد تاکید واقع شده است: «حق برخورداری از محیط مساعد برای‏ رشد فضایل‏ اخلاقی‏ بر اساس‏ ایمان‏ و تقوی» ‏، «حق برخورداری از ‏سطح‏ بالای آگاهی‏ های‏ عمومی‏ در همه‏ زمینه‏ ها‏ با استفاده‏ صحیح‏ از مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و وسایل‏ دیگر» ، «حق برخورداری از ‎‎‎‎‎‎آموزش‏ و پرورش‏ و تربیت‏ بدنی‏ رایگان» ، «‏حق برخورداری از امکانات و شرایط مناسب جهت تتبع و ابتکار در تمام‏ زمینه‏ های‏ علمی‏، فنی‏، فرهنگی‏ و اسلامی‏ از طریق‏ بهره مندی از مراکز تحقیق‏ و تشویق‏ محققان‏» ، « حق برخورداری از آزادی های‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏ در حدود قانون‏» ، « حق مشارکت‏ در تعیین‏ سرنوشت‏ سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ خویش‏» ، « ‎‎‎‎‎‎حق برخورداری ‏ عادلانه‏ و به دور از تبعیضات‏ ناروا در تمام‏ زمینه‏ های‏ مادی‏ و معنوی‏» ، « ‎‎‎‎‎‎حق برخورداری از اقتصادی‏ صحیح‏ و عادلانه‏ بر طبق‏ ضوابط اسلامی‏ جهت‏ بهره مندی از رفاه ،‏ تغذیه، مسکن‏ و کار و بهداشت‏ به منظور رهایی از فشارها و مشکلات ناشی از عدم برخورداری از این موارد جهت پرداختن به نیازهای معنوی» ، «حق برخورداری از روحیه استقلال و عزت ملی و اسلامی » ، «حق برخورداری از نشریات‏ و مطبوعات‏ آزاد» و ...

کد خبر 57948

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سیدابادی IR ۱۴:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۶
    0 1
    بسیار خوب وروان تهیه شده است.