۰ نفر
۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۰۵:۲۴

مساله نسبت دین و مدرنیته مساله چندان دشوارى نیست و اگر گاهى دشوار مى ‏نماید از این روست که کسانى مایلند و ادعا دارند که مى‏ توانند دست مدرنیته را در دست دین بگذارند و با این هر دو به سر برند و اگر کسى بگوید که این کار چه دشواری هایى دارد، از همه سو مورد اعتراض قرار مى‏ گیرد.

یکى مى ‏گوید او دشمن علم و تجددستیز است و دیگرى بانگ برمى‏ دارد که فلانى دیندارى را محال و ممتنع مى‏ داند. البته اگر کسى معتقد باشد که مدرنیته بهترین عالم امکان است و همواره پاینده و پایدار مى ‏ماند، یا باید از دین رو گرداند یا آن را با مدرنیته به نحوى سازش دهد (که در نهایت امر، این هر دو یکى مى‏شود) چنین کسى باید متوجه باشد که عالم تجدد در نظر او دیگر یکى از عوالم امکان نیست، بلکه وجودش واجب است و در این عالم واجب، اشخاص یا دست‏کم بعضى از اشخاص هر طور بخواهند مى‏ توانند زندگى و عمل کنند و اعتقاداتشان هم هرچه باشد در مسیر و اداره امور، مؤثر است.

مى ‏گویند اشخاصى هستند که دانشمند و مهندس و تکنوکراتند و در اداره امور تکنولوژى سهم مؤثرى دارند و داراى اعتقادات دینى هم هستند; بنابراین ممکن است که دیندارى در عالم مدرن محفوظ و پایدار بماند.

در اینجا مساله این است که این اشخاص در کار خود از کدام قواعد و قوانین پیروى مى‏ کنند. هیچ کس نمى‏ تواند بگوید اعتقادات دینى و به جا آوردن فرائض و مناسک دین در جامعه مدرن ممکن نیست; اما اعتقاد داشتن و فرائض و مناسک را انجام دادن، چیزى است و نگاه دینى به عالم داشتن و در کار و شغل از حکم دین پیروى نمودن، چیزى دیگر.

مدرنیته نمى‏ خواهد و نمى‏ پذیرد که دین در گردش امور و ترتیب کارها دخالت کند. یعنى در عقلانیت تجدد، سخن و قانون، سخن و قانون بشرى است و هرچه وراى این باشد بى ‏اعتبار و اساطیرى و مردود است. مگر این‏که تغییرى در اساس مدرنیته پدید آید. یعنى اگر بشر آینده ‏اى داشته باشد محکوم و مجبور نیست که در این عالم بماند و این عالم ابدى نیست. ما هر قدر کارمان دشوار باشد افق امکان به روى بشر باز است.

اگر در مدرنیته، با این که همه چیز همواره در حال تغییر و نو شدن است، فردا با امروز تفاوتى ندارد و آنچه هست تکرار مى‏ شود، به پس‏فردایى مى ‏توان امید بست که تکرار امروز و فردا نیست.

کد خبر 618230

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =