دکتر رسول جعفریان استاد تاریخ دانشگاه تهران نوشت:

نقطه عزیمت پیشرفت ما دانش خواهد بود و بس. باقی مسائل فرع بر آن است و معنای این سخن البته این نیست که بدون علم هم نمی شود زندگی کرد، چرا که همین حیوانات که قرینه ما در این عالم خلقت هستند، بدون علم کافی و صرفا با اتکای به علم موروثی امورات خود را می گذرانند.

اما اگر قرار باشد، این بودن در سطحی قابل قبول باشد، فقط علم است که می تواند آن را در وضعیت برتر قرار دهد. سالها بود بحث می کردیم و انشا می نوشتیم که علم خوب است یا ثروت... و اما قرنهاست که فرنگی ها و حالا برخی از کشورهای شرق آسیا فهمیده اند که هم علم خوب است هم ثروت. در واقع علم و ثروت دست در دست هم دارند و چنین نیست که به قول منطقی ها، قسیم یکدیگر باشند. در واقع آن سوال غلط بود که خوبی را در بالا می گذاشتیم و آن را در علم یا ثروت جستجو می کردیم.

علم تنها چیزی است که می تواند برای ما ثروت بیاورد. و اگر این علم نباشد، ثروتی در کار نخواهد بود. البته می شود از منابع طبیعی استفاده کرد تا تمام شود. چنان که حیوانات می توانند آن قدر از مراتع بخورند تا زمستان برسد و همه چیز تمام شود. اما اگر علم باشد، این علوفه برای زمستان هم نگه داری می شود، و این گندم برای وقت قحطی هم می ماند. آن دانشی که دولت یوسف را حفظ کرد، دانش نگه داری از گندم بود. در غیر این صورت قحطی همه چیز را بدون استثناء از بین برده بود و نه از تاک، نشان بود و نه از تاک نشان. این علم، دو صورت دارد.

یکی علم موجود در عالم که می باید کاملا در آن مسیر پیش برود، و دیگری علمی که از درون خیزد و کشف تازه ای باشد و بتواند تولید تازه ای در ثروت داشته باشد. رفتن هر دو راه، کار درستی است و باید با جدیت پیش برود. ما باید در مسیر علم جهانی قرار گیریم، بر سرعت خود بیفزاییم تا به نقطه ای برسیم که بتوانیم کاری تازه ارائه کنیم. همزمان باید اهل تفکر باشیم تا بتوانیم جهان های تازه ای را در علم شناسایی کنیم.

جایی که ممکن است به نقطه ای برسد که یک بار اساس تمدن علمی را زیر و رو کند. این کاری است که در اوج تسلط علم یونانی در غرب و شرق، و زمانی که همه جا را خرافه های به اسم علم گرفته بود، غرب جدید انجام داد. فقط یک قلم، ساختن قطب نما، سرنوشت تصرف عالم و دست اندازه به ثروت های بادآورده در امریکا و هند را در اختیار غربی ها گذاشت. این علم، در شیمی، در فیزیک، در نجوم، در ژنتیک در هر چیزی می تواند ثروت بیاورد. می تواند صنعت تازه ای پدید آورد که دیگران را نیازمند شما کند. حالا که می خواهیم تحولی داشته باشیم، اگر می خواهیم، و می خواهیم ثروتی برای مردم فقیر فراهم کنیم و از دردهای هزارساله رهایی یابیم ، باید در علم سرمایه گذاری کنیم.

یک قلم بگویم که سال گذشته، در حوزه خرید کتاب، در کتابخانه مرکزی دانشگاه ما تنها بیست میلیون تومان، معادل 5 هزار دلار کتاب خریداری شده است. البته شاید در پایگاه های اینترنتی هزینه زیادی شده باشد، اما حقیقت، استفاده کنندگان از آنها هم اندک اند، چون زمینه توسعه علمی آنچنانی وجود ندارد تا دانشجویی گذارش به آن بیفتد و بهره ببرد و غالبا آن پول به هدر می رود. حذف نباید کرد، باید روی آن کار کرد و برنامه ریخت.

احمقانه است که دو سه ماه است سایت یکی از بزرگترین کتابخانه های کشور، باز نمی شود و خطای ویروس می دهد، سایتی که تنها راه اتصال مردم به آن برای دانستن این است که فلان کتاب در آن هست یا خیر.

نادرست است که یک آدم سیاسی برای کتابخانه ای گمارده شود که فرق کتاب را از کباب نمی داند. زشت است که در امور فرهنگی، وزارت برای کسی باشد که هم می تواند وزیر آموزش و پروش شود، هم ورزش و هم وزیر ارشاد. برای دولتی که اینها اهمیتی نداشته باشد، هر مقدار پاک دست باشد، هر مقدار آزادیخواه، هر مقدار میانه رو و معتدل، برای پیشرفت راه به جایی نمی برد. این خطای استراتژیک همه دولت های قدیم و جدید ماست.

ما تا در علم سرمایه گذاری نکنیم، تا دانشگاه ها و دبیرستانها را اصلاح نکنیم، تا دانش ریاضی را اصل قرار ندهیم، تا چشم های تار خود را برای دیدن حقیقت علم جدید، درمان و روشن نکنیم، راه به جایی نخواهیم برد.

از سوی دیگر تا وقتی که می کوشیم همه علوم را زیر سایه باورهای رایج ملی یا مذهبی و تعصبات قومی بفهمیم، کاری از پیش نخواهیم برد. در یک کلام تا وقتی که فلسفه در کشور ما، علم را تحقیر می کند، دانش راه به جایی نخواهد برد. هنوز هم معتقدم ریشه های دشمنی با علم در حاق وجود ما هست و راهی برای ریشه کنی آن نمی شناسیم.

/6262

کد خبر 658199

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام NL ۰۹:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
    2 0
    در آلمان هم البته بودجه سالانه خرید کتاب برای کتابخانه ها همین پنج یورو هست. البته نه در سطح دانشگاه بلکه در سطح مهدکودک. با این سرعت پیشرفت چند هزار سال طول خواهد کشید تا به سطح دبستانهای فرنگ برسیم. باز هم باید شکر کرد چون هنوز خیلی از کشورهای برادر به همین سطح مهدکودکی از پیشرفت هم دست پیدا نکرده اند. هزار بار شکر. میلیون بار شکر.
  • بی نام CN ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
    0 0
    همکار ارجمند بی پرده بنده هم از مدافعان گفتمان جنابعالی هستم لیکن شما ارجمند حتما بهتر می دانید که فلسفه فعلی حاکم بر علم فلسفه مادی و ماتریالیستی است. انسان محوری بر تمام ارکان آن چیره است. شاید فلاسفه نافی علم بیشتر نافی جنبه های فلسفی علوم تجربی هستند تا خود علم. شاید تضاد تعلیم و تزکیه در دنیای فعلی است که روشنفکری علم را برای برخی مذموم و دین باروری را برای برخی مخدر کرده است. ایکاش روی علوم انسانی کشور بیشتر کار می کردیم و ای کاش ازاد اندیشی و تضارب آرا باعث بالندگی تفکر بشود.
  • امین US ۰۹:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
    2 0
    حرف حساب
  • بی نام IR ۱۰:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
    1 0
    درود بر شما . سنجیده و بجا سخن گفتید.