۰ نفر
۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۶:۲۰
ریشه‌های انقلاب: بیم و امید دموکراسی

اگر قاجار جنبش مشروطه (1285) و نتایج و میوه‌های آن را فرصت می‌دانست و از آن‌ها به منظور سامان دادن امور جامعه و تاسیس نهادهای نوین مدنی برای شکل دادن ملت-دولت استفاده می‌کرد شاید شاهد میهمان ناخوانده‌ای مانند پهلوی نبود که از سوی قجرها هرگز پذیرفته نشد! شاید هم طرفداران رژیم پهلوی خواهند گفت اگر این کار را می‌کرد دیگر قاجار نبود! اگراز دعوای قاجار و پهلوی عبور کنیم که سابقه طولانی دارد، در یاداشت قبل در زمینه استبدادزدگی مردم در دوران قاجار و پهلوی اول و حاکمیت بلامنازع حکام مستبد نوشتم و به عدم استفاده رضاشاه از دستاوردهای جنبش مشروطه برای پایه‌گذاری نهادهای مدنی و رواج دموکراسی و هم‌چنین درک نادرستش از معادلات قدرت جهانی و تحولات منطقه‌ای و نزدیک شدن به آلمان و تاسی به آتاتورک تا به تبعید رفتنش نوشتم.

دوره اول بعد از شهریور بیست دهه بیم و امید بود و شاه جوان برای دوری از خوی پدرش و با استفاده از توصیه پیران سیاست که تکنوکراتهای قاجار بودند و همچنین علاقه اش برای ادامه نوسازی جامعه ایرانی و تداوم اقدامات پهلوی اول مجالی برای تنفس سیاسیون و مخصوصاً جوانهای سیاسی مبارز باز کرد. ابتدا و انتهای دهه سی نیز کم و بیش از دهه قبل خود تاثیر گرفت و نسیمی از آزادی وزید و نخبگان و مخصوصاً تحصیلکرده های تازه پا به عرصه مبارزه سیاسی اجتماعی گذاشته، نفسی تازه کردند.

اما رگه های دیکتاتوری پهلوی دوم عود کرد و با انگولک خارجی که ملی شدن صنعت نفت را بر خلاف مصالح خود می پنداشت همین حد از ازادی نیز تحمل نشد. کودتای آمریکائی انگلیسی در سال 1332 و سرنگونی حکومت ملی مرحوم مصدق کام مبارزین جوان و سیاسیون پیر را تلخ و دموکراسی ایرانی را چند دهه به عقب انداخت و یک دهه خفقان مطلق از سال 1332 تا 1342 بر کشور حاکم شد. در این دوران حکومت بیشترین پشتیبانی مادی و معنوی را از قدرتهای خارجی دریافت کرد و در مقابل حداکثر فاصله بین حاکمیت و مردم بوجود آمد!

اگر چه مسبب اصلی این تاخیر در تمرین و استقرار دموکراسی آمریکا بود، اما در این میان دهه چهل شمسی از منظر اقدامات حکومت و موضعگیری مردم جایگاه ویژه ائی داشت و آغاز دوران مهمی در تحولات زندگی شهری و مخصوصا" تقویت نسبی طبقه متوسط جدید در ایران بود. صرف نظر از قضاوت ارزشی و خوبی و یا بدی این تحلولات، هم اهداف و نیات تحولات مهم اقتصادی این دوره همچون اصلاحات ارضی، رشد صنعتی، گسترش خدمات و زندگی مصرفی ناشی از افزایش درآمد نفت قابل توجه است و هم از سوی دیگر گرایش ضد آمریکائی نسبتاً شدیدی در لایه های مختلف سیاسی اجتماعی کشور شروع به شکل‌گیری کرد و یا لا اقل آن خوش‌بینی اولیه که در دهه سی نسبت به آمریکای جوان که در صدد آغاز بازیگری در خاورمیانه بود و در میان مردم وجود داشت از بین رفت.

این ضدیت نه صرفاً بدلیل فروش تسلیحات آمریکائی به شاه و حضور مستشاران آمریکائی و تصویب قانون کاپیتولاسیون در سال 1342، بلکه بیشتر ناشی از همان وقایع سال 1332 و حمایت مطلق آمریکا از کلیه اقدامات شاه که احساس مطلق العنانی میکرد و همچنین تحولات منطقه ائی و بین المللی و افزایش مبارزات ضد امپریالیسمی بود. اما حاصل آن بود که توسعه واقعی در کشور شکل نگرفت مشکلات زیر پوست شهر پنهان و تلنبار شد و مشارکت مردم برای ایجاد چنین توسعه ائی بدلیل شخص محوری شاه صورت نگرفت، جامعه بی سامان شد و هر یک به راه خود رفتند!

ادامه دارد

منبع: روزنامه ستاره صبح مورخ 18.11.96

کد خبر 753228

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =