۰ نفر
۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۳

محمد رضا مهاجر

 مادرش زولبیا دوست داشت و پدرش بامیه. نیم کیلو بامیه خرید و نیم کیلو زولبیا و رفت خانه.

کلید انداخت ، در را باز کرد و رفت سمت آشپزخانه. وسایل سفره افطار را آماده کرد. همه چیز را سر جایش گذاشت.

 زولبیا، بامیه، پنیر، نان، سبزی و گردو. نشست سر سفره. دو قاب عکس را آورد. یکی کنار زولبیا و دیگری کنار بامیه.

کد مطلب 85240

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۲:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۶
    0 0
    عالی بود متشکرم جناب مهاجری که ما را یاد والدین مان انداختی.
  • سامان پرتو IR ۱۵:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۶
    0 0
    عالي بود .ممنون
  • آتشگردون IR ۰۱:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
    0 0
    چه قدر زیبا
  • محمد IR ۰۵:۳۷ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
    0 0
    ممنون آقاي مهاجري دوستتان دارم
  • داوود خطر IR ۰۸:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
    0 0
    خوب بود.آفرین

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین