۰ نفر
۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۳۷

حرف هایم را درباره تغییر مدیریت کانون، همان روز‎ها طی یادداشتی در وبلاگم نوشتم که آن یادداشت در صفحه اول یکی از روزنامه‎‎های کثیرالانتشار آن زمان هم منتشر شد.

بعد هم صفحاتی را در مجله شهرزاد، به پاس داشت چینی فروشان اختصاص دادیم و حرف ‎هایی را مطرح کردیم. هنوز هم امیدوارم مجالی فراهم شود تا فارغ از جانب داری ‎ها و عیب جویی ‎های سیاسی، به نقد و طرح قوت و ضعف عملکرد او طی سال ‎های طولانی مدیریت کانون بپردازم. اما در این مقال، تنها به ذکر نکاتی درباره حرف ‎های چینی فروشان در مراسم تودیعش بسنده می کنم.
حرف ‎های چینی فروشان در آن مراسم، کوتاه، صادقانه و تأثیرگذار بود و بار‎ها با بغض و اشک او قطع شد؛ حرف ‎هایی شبیه وصیت برای کانونی ‎ها و جانشینان خود که چند محور اصلی داشت:

1. کانون باید مستقل از بدنه آموزش و پرورش باشد
کانون، پیش از انقلاب، مؤسسه‎ای غیردولتی، اما وابسته به دربار بود. در سال ‎های نخست پس از انقلاب اسلامی، زیر نظر وزارت علوم و آموزش عالی قرار گرفت و پس از آن، یکی از شرکت ‎های دولتی وابسته به آموزش و پرورش شد که زیر نظر هیئت امنایی متشکل از وزیران آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریاست صدا و سیما عمل می کند.
نکته‎ای که در مراسم تودیع، مورد تأکید چینی فروشان قرار گرفت، نشانگر بیم او از آمیختگی بیش از پیش فعالیت ‎های کانون با آموزش و پرورش بود. گویا وزیر فعلی آموزش و پرورش، بسیار بیشتر از وزرای قبلی، خواستار هماهنگی کانون و برنامه‎هایش با وزارت تحت امر خویش است. دیدگاهی که می تواند کانون را تا حد بازوی اجرایی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش و یا سازمان دانش آموزی تنزل دهد. حال آن‎که همه کارشناسان حوزه فرهنگ و هنر کودکان اذعان دارند که کانون باید از حیطه مدرسه و تعلیم و تربیت دور بماند و حوزه فعالیت خود را همچون 45 سال گذشته در مقوله اوقات فراغت، آموزش ‎ها و برنامه‎‎های آزاد و غیررسمی دنبال کند و مدیران کانونی هم مدیرانی از جنس مدیریت فرهنگی باشند و از میان مدیران اداری و دولتی گزینش نشوند.

2. کانون، تحت نظارت عالیه
چینی فروشان در حرف هایش بار‎ها تکرار کرده که طی همه این سال ‎ها، کانون مورد عنایت رهبری بوده و اعضای هیئت مدیره و سرخط ‎های برنامه‎‎های کانون با نظر مقام معظم رهبری تعیین شده است.
تأکید‎های مکرر مدیر سابق کانون، حاکی از این نگرانی است که کانون به‎جای وفاداری به سیاست ‎های کلان فرهنگی نظام، برای اجرای برنامه‎‎های کوتاه‎مدت، تبلیغی و سیاسی دولت ‎ها به خدمت گرفته شود. دولت ‎هایی که هر چهار سال یک‎بار تغییر می کنند و وزرای آن‎‎ها هم ظاهرا عمر مدیریتی بسیار کمتری دارند و طبیعتا تغییرات پیاپی مدیران دولتی و گردش 180 درجه‎ای در سیاست دولت ‎های مختلف، به برنامه‎‎های فرهنگی لطمه جدی وارد می سازد.
مدیران دولتی که معمولا افق یک‎ساله تا حداکثر چهارساله‎ای را روبه روی خود می بینند، به‎دنبال طرح ‎های کوتاه‎مدتی هستند که هرچه سریع تر دیده شده و جامه عمل بپوشند و این برنامه با نهاد‎های فرهنگی ای چون کانون ـ که نیازمند حرکت آرام و گذشت زمان ‎های 10 و 20 ساله است ـ مغایرت دارد.

3. کانون، نهادی غیرسیاسی است
سومین دل نگرانی چینی فروشان در صحبت ‎های مراسم تودیع، سیاسی شدن فضا و برنامه‎‎های کانون بود. سیاسی بودن یعنی این‎که نهاد یا کسی بر اساس تفکرات حزبی و جناحی عمل کرده و دیگرانی را که خارج از جناح و طیف سیاسی خود قرار دارند، غیرخودی یا دشمن فرض کند. مدیران سیاسی، حوزه تخصصی ندارند و به همراه مدیر ارشد خود ـ که چهره‎ای سیاسی است ـ به سازمانی وارد می شوند و با پایان یافتن دوره ریاست مدیر ارشد، آن سازمان و آن حوزه کاری را ر‎ها می کنند و در زمینه کاری جدیدی که طیف سیاسی برای آن‎‎ها تعیین می کند، به‎کار خود ادامه می دهند.
روشن است که نه حوزه فرهنگ و هنر و نه حیطه کودکان، هیچ نسبتی با سیاسی کاری ندارد. مدیران کانونی باید از بیان کسانی انتخاب شوند که علاقه و دغدغه خود را به دنیای کودکان نشان داده و بیش و پیش از آن‎که به گروه‎‎ها و نحله‎‎های سیاسی متعهد باشند، به کودکان و نیازهای‎شان پایبندی نشان بدهند.
از یک مدیر موفق کانونی، انتظار می رود که افرادی چون مصطفی رحماندوست، محمدرضا سرشار، فریدون عموزاده خلیلی و هوشنگ مرادی کرمانی را جدا از گرایش ‎های سیاسی شان در نظر بگیرد و در تعاملات خود با ایشان، تنها به منافع کودکان بیندیشد.
در مراسم تودیع چینی فروشان، برخی سخنرانان اظهار امیدواری کردند که او از سوابق و تجربه‎‎های خود در قالب یک نهاد مدنی و یا مؤسسه‎ای غیردولتی استفاده کند. شاید در هیچ جای جهان چنین رویه‎ای معمول نباشد که تجارب یک مدیر موفق، پس از برکناری، نادیده گرفته شود و جانشینان، بی اعتنا به تجربه‎ها، یافته‎ها، پیروزی ‎ها و شکست ‎های او، راه خود را پیش بگیرند.

زمزمه‎‎هایی که درباره مشغولیت چینی فروشان در حوزه هنری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و معاونت هنری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمت‎ا... علیه) به گوش می رسید، هیچ یک به واقعیت نپیوست. پیش بینی ‎هایی هم که از کاندیداتوری چینی فروشان در انتخابات انجمن نویسندگان کودک و نوجوان خبر می داد، درست از آب درنیامد. شنیده ام او در حال حاضر، تنها، متصدی مسئولیتی بین‎المللی است که در سیفژ (نهادی جهانی برای حوزه سینمای کودک) از قبل داشته.
به هر حال، امیدواریم او هرچه سریع تر، فعالیتی بنیادی و گسترده را در حوزه فرهنگ و هنر کودکان آغاز کند، چراکه چنین تصمیمی به‎نفع کودکان ایران خواهد بود.
چینی فروشان از کانون رفت و حرف ‎های زیادی درباره او گفته و نوشته شد، اما کمتر از تغییر دو عضو دیگر هیئت مدیره کانون ـ که طی این 18 سال در کنار چینی فروشان، هدایت این نهاد را برعهده داشتند ـ سخنی به میان آمد.

سیدمهدی شجاعی و مهدی ارگانی، دو چهره برجسته و پرسابقه فرهنگ و هنر کودکان هستند که با تصمیم دولت دهم، همزمان با چینی فروشان از کانون کنار گذاشته شدند.
ارگانی که 10 سالی قبل از تصدی چینی فروشان هم عضو هیئت مدیره کانون بوده است، پرسابقه ترین مدیر کانون بود که طی سه دهه، بدون آن‎که چندان دیده شود، در سیاست ‎ها و برنامه‎‎های کانون سهیم بود و بی هیچ سر و صدایی با کانون خداحافظی کرد. ‎ای‎کاش مجلس بزرگداشتی هم برای این زندانی سیاسی سال ‎های پیش از انقلاب اسلامی ـ که طی این 30 سال، فارغ از تعلقات سیاسی، خود را وقف فعالیت برای فرهنگ و هنر کودکان کرد ـ برپا می شد.

سیدمهدی شجاعی هم که می توان او را بدون اغراق، یکی از شاخص ترین هنرمندان انقلاب اسلامی نامید، با وجود همه سوابق فرهنگی و انقلابی، متناسب با سیاست ‎های دولت و وزیر جدید آموزش و پرورش تشخیص داده نشد و پس از 18 سال از هیئت مدیره کانون و مناصب دولتی خداحافظی کرد.
ای‎کاش هرچه زودتر، شاهد برآمدن نهادی غیردولتی از سوی این افراد باشیم که با اتکا به تجارب ارزشمند گذشته و با نگاه به همه ضعف ‎ها و قوت ‎هایی که در کانون داشتند، به خدمت و فعالیت در عرصه فرهنگ و هنر کودکان بپردازند

کد مطلب 85310

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =