۰ نفر
۶ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۹

سید جمال هادیان طبائی زواره

  در سال 1200ق، آغا محمدخان قاجار همزمان با عید نوروز در تهران تاج سلطنت بر سر نهاد و این شهر را به عنوان پایتخت ایران معرفی کرد. آن زمان چه کسی باور می‌کرد که این روستای سرسبز که چون نوزادی در پای توچال و بین درختان بلند چنار آرمیده است بعدها به غولی تبدیل شود که کسی را یارای بازایستادنش نباشد. این شهر در طول دورة قاجار به‌ویژه دورة 50 سالة سلطنت ناصرالدین‌شاه از چهار طرف وسعت یافت و محله‌ها، خیابان‌ها و معابر تازه‌ای به آن اضافه شد اما مهاجرت بی‌رویة روستاییان به شهرها و گسترش شهرنشینی محصول دورة پهلوی بود که به‌تدریج معظلاتی چون اختلاف طبقاتی، ازدحام، ترافیک، آلودگی هوا و ساخت‌و‌سازهای غیراصولی وحاشیه‌نشینی را همراه آورد که کماکان گریبان‌گیر مردم این شهر است.

دولت‌های مختلف از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون برای رفع مشکلات عدیدة ناشی از گسترش بی‌رویة جمعیت و وسعت تهران هر کدام حرف‌ها و طرح‌هایی داشتند که تقریباً همه عقیم ماند و به سرانجام نرسید. در زمان جنگ، فرصتی برای پرداختن به این امور وجود نداشت و عملاً همة توجه‌ها به دفاع از آب و خاک و شرف ایران اسلامی معطوف بود. بعد از اتمام جنگ و در دورة سازندگی به‌تدریج معظلات عدیدة شهر تهران دست و پاگیر شد و دولت‌های پنجم و ششم(سازندگی) را به فکر چاره‌اندیشی انداخت. تلاش‌هایی هم در این زمینه صورت گرفت از جمله، تلاش برای کاهش آلودگی هوا، ارتقای اقدامات عمرانی و خدمات شهری شهرداری تهران برای رفع معظل ترافیک، بهداشت محیط، زیباسازی و طرح بررسی امکان انتقال مرکز سیاسی توسط وزارت مسکن و شهرسازی.

در دولت‌های هفتم و هشتم(اصلاحات) نیز این اقدامات ادامه داشت؛ طرح‌هایی چون تلاش برای کاهش آلودگی هوای تهران با عرضه بنزین بدون سرب، کنترل هوشمند ترافیک، افتتاح و توسعه مترو که گاهی با شدت و گاهی با سستی پیگیری می‌شد. همة این طرح‌ها درمان‌های مقطعی و موقت برای مشکلات تهران بودند و نسبت به بزرگی این شهر و فراوانی مشکلات آن ناچیز شمرده می‌شدند و توفیق چندانی هم نداشتند. امروز علی‌رغم تلاش‌های مختلفی که دولت و شهرداران تهران انجام داده‌اند نه تنها مشکلات همیشگی تهران کاهش نیافته است بلکه در برخی موارد روز‌به‌روز افزون‌تر نیز شده است.

از تمامی مشکلات و معظلات ریز و درشت تهران که بگذریم، قرار گرفتن این شهر، همجوار و روی گسل‌هایی که باالقوه آمادة ایجاد زمین‌لزره‌ای بزرگ و فاجعه‌آمیزاند نگران‌کننده‌ترین مسئله پایتخت است. به گفتة برخی از کارشناسان با توجه به تأخیر صورت گرفته در وقوع زمین‌لرزه در نقطه‌ای که تهران واقع شده است و سایر نشانه‌های زمین‌شناسی، در آینده‌ای نزدیک احتمال وقوع زمین‌لرزه‌ای فاجعه‌آمیز بعید نیست. همین نکته است که دولت فعلی را نسبت به اندیشیدن راهکارهایی برای کاهش جمعیت تهران و احراز آمادگی لازم برای شرایط بحرانی حساس کرده و به تکاپو انداخته است. خدا آن روز را نیاورد که زمین‌لرزه‌ای در هیچ کجای کشور و به‌ویژه تهران رخ دهد که اگر چنین شود به دلیل تراکم جمعیت و وجود معابر، معماری و ساخت‌و‌سازهای غیراصولی، بزرگ‌ترین فاجعة قرن حاضر رقم خواهد خورد و آن زمان است که مردم ایران، دولتمردان‌شان را که هیچ‌گاه اقدام عملی برای رفع معظل تهران انجام نداده‌اند نخواهند بخشید.

البته هم‌اکنون نیز اگر با بصیرت و فراست به وضعیت فعلی شهر تهران بنگریم خواهیم دریافت که خیلی پیش‌تر از این زمین‌لرزه‌ای غیرطبیعی و به مراتب وحشت‌ناک‌تر از زمین‌لرزة طبیعی آمده و اصول اخلاقی را در این شهر سست کرده است و ما همچنان در بی‌خبری و غفلت به سر می‌بریم. حوادث طبیعی مثل زمین‌لرزه به یکباره ملتی را مصیبت‌زده می‌کند و در شهری مثل تهران فاجعه‌ای تاریخی به شمار می‌رود اما مصائبی چون زایل شدن عفاف، فراموش شدن وفای به عهد، راستگویی، عدالت، نوع‌دوستی و در یک کلام زایل شدن ارزش‌های اخلاقی و انسانی و در پی آن افزایش جرم، بزه، اعتیاد و سست شدن نظام خانواده، عواقب و نتایجی به مراتب مصیبت‌بارتر از زمین‌لرزه داشته‌اند اما وقوع‌شان تدریجی و بطئی‌ است به همین دلیل درد و اندوه‌شان را کمتر احساس می‌کنیم و فقط از آنها ناراضی و گله‌مندیم و گاه از بی‌پروایی‌ها و بی‌آبرویی‌ها می‌ترسیم. همگی این مصیبت‌ها به‌نوعی با گسترش بی‌رویه و بدون حساب و کتاب جمعیت، بیکاری و فقر مادی و فرهنگی در یک نقطه مرتبطند. امروز تهران مظهر بی‌عدالتی اجتماعی است. توزیع نامتناسب ثروت و در پی آن ناموزون بودن رفاه‌اجتماعی از جنوبی‌ترین نقطة این کلان‌شهر تا شمالی‌ترین آن بی‌داد می‌کند. تردیدی وجود ندارد که حل این همه معظل، یک‌شبه و یک‌تنه ممکن نیست و اهتمامی ملی می‌طلبد.

درآبان‌ماه ‌سال 1388 طرح «انتقال مرکز سیاسی کشور با رعایت ملاحظات امنیتی‌-دفاعی در استقرار جمعیت و فعالیت در سرزمین» در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید. با توجه به سابقة عقیم ماندن طرح‌های قبلی و وجود نداشتن ارادة سیاسی برای اجرای این طرح مهم، خیلی امیدی به تحقق آن وجود ندارد. در ابتدای سال 1389 نیز دولت «آیین‌نامه اعطای تسهیلات به کارکنان دستگاه‌های اجرایی، متقاضی انتقال از شهر تهران» را رسانه‌ای کرد و مهم‌ترین دلیل آن را احتمال وقوع زلزله در تهران دانست که در تراکم زیاد جمعیت، امدادرسانی و رفع بحران را بسیار دشوار خواهد کرد. در پی ابلاغ این آیین‌نامه و بدون توجه به وجود یا عدم وجود زیرساخت‌های لازم در شهرهای مقصد، برخی از سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها برای انتقال بخشی از ساختارهای اداری و نیروهایشان اقدام کردند. به عنوان مثال سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در اقدامی عجولانه، پژوهشگاه خود را با بیش از 400 نفر محقق و کارمند به شیراز منتقل کرد(150 نفر از این تعداد با هزینه‌های سنگین در هتل‌های شیراز مستقر شده‌اند، عده‌ای به صورت پروازی در رفت و آمدند و عده‌ای در فکر استعفا و بازخرید شدن). عن‌قریب معاونت صنایع دستی این سازمان نیز به اصفهان منتقل خواهد شد و زمزمه‌هایی برای انتقال معاونت گردشگری این سازمان به مشهد یا یکی از شهرهای شمالی کشور شنیده می‌شود. از آنجایی که در حال حاضر بستر مناسب برای استقرار و کار نیروهای تخصصی انتقال‌یافته یا در حال انتقال به دو شهر اصفهان و شیراز وجود ندارد این اقدام مبدأ مشکلات ثانوی شده است که مواردی از آن عبارتند از:

  • 1- بخش‌هایی مهم از سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری عملاً تعطیل شده است و کارکنان انتقال‌یافته دور از خانواده و در شرایط نه چندان مناسب کاری، انگیزه و دل و دماغ کار کردن ندارند.
  • 2- بخشی از زبده‌ترین نیروهای تخصصی این سازمان از رفتن به شهرهای در نظر گرفته شده سرباز زده، ترجیح داده‌اند به عنوان عضو هیئت علمی در مراکز آموزشی و تحقیقاتی مستقر در تهران مشغول به کار شوند. برخی نیز تقاضای بازخریدی و خروج از سازمان را داشته‌اند. به نظر می‌رسد اجرای این طرح، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را از حضور بخشی از زبده‌ترین نیروهای تخصصی تهی می‌کند که این خود یک فاجعه است.
  • 3- بیشتر افراد انتقال‌یافته با هزینه‌های گزاف در مهمانسراها و هتل‌های شهرهای مقصد استقرار یافته‌اند و سازمان سعی دارد با وعده‌هایی مثل پاداش، اضافه کار و اختصاص بخشی از هزینة بلیت هوایی، آنها را برای ماندن در این شهرها متقاعد کند.
  • 4- ادارات کل سازمان در شهرهای مقصد، فضا و امکانات مورد نیاز برای استقرار نیروهای انتقال‌یافته را ندارند و محل کار انتقال‌یافتگان نامشخص یا نامناسب است. اغلب وعده‌های داده شده نیز تحقق نیافته‌اند.

به گفتة برخی منابع موثق، کارکنان انتقال‌یافته از هرگونه اعتراض و انتقاد نسبت به این موضوع منع شده‌اند و از این رو، این معظلات کمتر در رسانه‌ها انعکاس یافته است.

5- کیست که نداند توزیع ساختارهای سازمانی در یک محدودة جغرافیایی وسیع، قدرت اعمال مدیریت و نظارت یک سازمان را بسیار ضعیف می‌کند؟

اینها گرفتاری‌های عدیده‌ای است که تنها برای انتقال بدون مقدمه و اجباری کمتر از 1000 نفر از کارکنان دولت به وجود آمده است و بعید نیست که منشأ مشکلات ثانوی دیگری نیز شود و این عواقب تصمیم‌های عجولانه و البته غیرکارشناسی است.

بر اساس اعلام وزارت راه و ترابری این وزارتخانه نیز درصدد انتقال بخش‌هایی از معاونت‌ها و مراکز تابعة خود به اصفهان است. شاید در آینده‌ای نزدیک کل این وزارتخانه به اصفهان انتقال یابد. به نظر می‌رسد فرآیند عجولانة انتقال در دولت، وزارتخانه‌ها و سازمان را برای استقرار در شهرهای اصفهان و شیراز به رقابت وا داشته است. به این ترتیب، بعید نیست در آینده‌ای نزدیک دو شهر زیبا، تاریخی و توریستی اصفهان و شیراز نیز به سرنوشت تهران دچار شوند و با انبوهی جمعیت و آلودگی از رونق بیفتند.

 

حالا سؤال اینجاست که راهکار اصولی برای رفع مشکلات متعدد و بزرگ تهران که احتمال وقوع زمین‌لرزه یکی از آنهاست چیست؟ کاهش جمعیت با استفاده از اجرای طرح‌هایی چون طرح اخیر دولت یا انتقال مرکز سیاسی به نقطه‌ای دیگر؟

ادامه دارد...

  

  

  

  

کد مطلب 88166

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار