از سعید قاسمی خوشم نمی‌آید، منتهی چند شب پیش در تلویزیون نکته‌‌ای را گفت که اساسی بود و نشان از فاجعه‌ای داشت که سال‌ها دارد پیش چشم همه من و شما اتفاق می‌افتد و هیچ‌کس واکنشی درخور نشان نمی‌دهد.

 این اتفاق نحوه اطلاع‌رسانی رسانه ملی است آن هم در قبال وقایعی که بی‌تفاوت بودن نسبت به آنها هیچ توجیه عقلانی، سیاسی و حتی حرفه‌ای ندارد.

قاسمی مشخصا به نحوه پوشش خبر کشتار شیعیان پاکستان در روز قدس اشاره داشت و این که این خبر تا چه اندازه باری به هر جهت پخش شد و بلافاصله پس از آن هم خبر طبخ یک همبرگر پنجاه کیلویی در کشور دوست و برادر صربستان به سمع و نظر امت شهیدپرور رسید. قاسمی معتقد بود این نوع رفتارها صرفا نمی‌‌تواند بدسلیقگی باشد و می‌توان طور دیگری هم به این ماجرا نگاه کرد. من البته به اندازه جناب قاسمی بدبین نیستم اما به آقای قاسمی حق می‌دهم.

آن قدر این شیوه ناشیانه پخش خبر در رادیو و تلویزیون تکرار شده است که حتی دیگر اعتراض به آن هیچ لطفی ندارد. همین دیروز که به رادیو از سر اتفاق گوش می‌دادم مجری خبر با آب‌وتاب از قاچاق انسان و سوء‌استفاده جنسی از کودکان در کشور آمریکا خبر داد. بلافاصله بعد از خبر در حالیکه من به عنوان شنونده در شوک خبر تجاوز به دختران کمتر از 12 سال بودم تصنیفی شاد و طرب‌آمیز از رادیو پخش شد. موقعیت مضحک و در عین حال به شدت تراژیکی بود. در مورد اخبارهای معمول و مرسوم جهان از قبیل سیل و زلزله و طوفان و آتش‌سوزی در جنگل و فعال شدن آتشفشان و گردباد شن و ماسه و خودکشی نهنگ‌ها، شاید این همه حساسیت به خرج دادن معنا نداشته باشد ولی ما نمی‌توانیم و حق نداریم پس از تصویر کشته شدن یک کودک فلسطینی، خبر سقوط فی‌المثل یک قاطر را از طبقه دهم یک آسمانخراش نشان دهیم.

وقتی سخنرانی شهید مطهری را درباره مساله فلسطین پخش می‌کنیم و آن شهید بزرگوار مساله فلسطین را در ردیف اصول دین می‌شمارد و می‌گوید در قیامت از هر مسلمانی این مساله سوال می‌شود، حق نداریم این قدر مضحک و سردستی با این قضیه برخورد کنیم. شیعیانی که روز قدس در پاکستان در خاک و خون غلطیدند به دمدمه شعارهای انقلابی ما به خیابان‌ها ریختند. ما روز قدس را روز جهانی اعلام کردیم. مگر این روزها که سخن از ملی‌گرایی به میان آمده است برخی از ما ادعا نمی‌کنیم که «مرز و بوم ما به جز اسلام نیست»؟ آیا اگر این تظاهرکنندگان در خیابان‌های تهران که نه در یکی از شهرستان‌های دورافتاده ایران به شهادت می‌رسیدند باز هم این گونه اخبارشان را پوشش می‌دادیم؟

 اگر «جهان اسلام» چیزی در حد شعار و تبلیغات نیست به هیچ وجه نباید از کنار اخبار این چنینی به سادگی گذشت. بی‌تفاوتی نسبت به چنین اخباری کمترین نتیجه‌اش سست شدن باورهای کسانی است که مفاهیم انقلابی را به واسطه مصادیقش باور کرده‌اند.او وقتی ببیند در نظر رسانه ملی برد و باخت فلان تیم باشگاهی دسته یک فوتبال بریتانیای کبیر اهمیت بیشتری دارد از خبر کشته شدن مسلمانانی که برای دفاع از حقانیت مردم مظلوم فلسطین به خیابان‌ها آمده‌اند، حق دارد به همه چیز شک کند. او چه‌ طور باید باور کند که همین بریتانیای عزیز در کشتار این مردم دست داشته؟ اگر هم باور کند تکلیفش چیست؟

کد مطلب 90290

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امید IR ۱۱:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۶/۱۵
    0 0
    جناب موسوی موضوع وقتی رقت انگیز تر و حتی مضحک تر هم جلوه میکند که با کمی تعمق به این نکته جالب دست میازیم که خود شما هم " به مناسبت " و " به فراخور حال" و صرفن " جهت خالی نبودن عریضه" و همراهی با مرغابیان این چنین صدایی میدهید و نه از سر اعتقاد مسلمانی و دور از جان شما طپش قلب تان برای مردم فلسطین . شاهد کلامم هم این که هرگز ندیدم کلمه ای درباب مسلمانان دارفور و چچن و چین و مظلومیت آنان و محکومیت قاتلان آنها بنویسید . !!! آزادگی سنگ گرانی است ...