۶ نفر
۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۸
به بهانه سالگرد تولد روبرتو باجو

نویسنده محبوب فوتبالی‌ها با انتشار یادداشت کوتاهی درباره مهاجم ایتالیایی‌ نوشته است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ حمیدرضا صدر با کتاب های متعدد و متفاوتی که درباره فوتبال نوشته است، محبوبیت خاصی میان فوتبالی های ایرانی دارد. او در جدیدترین پست اینستاگرامی اش درباره روبرتو باجو، مهاجم ایتالیایی، بخشی از «کتاب پیراهن های همیشه» را منتشر کرده است: 

دست به کمر ایستاد و برای لحظاتی منگ و مات به نقطه نامعلومی خیره ماند. باور نمی کرد چه شده. سرش کمی پایین آمد، آفتاب پاسادانا داغ تر شد. ولی گرمای آتش ظهر کالیفرنیا را احساس نکرد. کرخ شده بود. صدایی به گوشش نمی رسید. در حالت بی وزنی قرار داشت. پایش بر زمین بود، ولی زمین را احساس نکرد. قرار نبود قصه این جوری تمام شود. نه قرار نبود، ولی تلخ تمام شده بود. فوتبال شده بود بی ترحم، ناسازگار، غول شکن. او را برده بود بالای بالا و کوبیده پایین پایین. او را، روبرتو باجو را. آن روز هفدهم جولای بود. فینال جام جهانی ۱۹۹۴ در پاسادنا: برزیل و ایتالیا
وقتی روبرتو آخرین توپ لاجوردی ها را به هوا زد یعنی تمام. یعنی عزا از نوع ایتالیایی. باجو تا آن لحظه بهترین بازیکن جام بود. آهسته جلو آمده و سپس سرعتش را افزایش داده بود. یک تنه ایتالیای بی دندان را رسانده بود به فینال. او استاد نواختن ضربه های نهایی بود. رکورد هشتاد و شش درصد به ثمر رساندن ضربه های پنالتی به او تعلق داشت و بعدها توتی رکورد بهتری را ثبت می کرد. او پیش از آن طی نواختن هفت ضربه پنالتی برای ایتالیا هفت بار دروازه ها را باز کرده بود. 
باجو را اهل " ذن" می خواندند، اهل تفکر لحظه به لحظه.  اهل مراقبه های ناظر ناظر بر ذهن با دور شدن از پریشانی ها. ناظر بر وانهادگی تک تک اعضای بدن. ناظر بر نفس کشیدن و آهنگ دم و بازدم. باجو هرگز در یک نبرد بزرگ ضربه پنالتی را از دست نداده بود، هیچ وقت. 
در بازگشت به خانه به همه پی سلاخی اش رفتند. نگفتند چه کسی ایتالیا را راهی فینال کرده؟ نپرسیدند چرا سردار پیروز شد یک فرشته هبوط کرده؟... با همه این حرف ها باجو رستگار می شد. با درخشش در سال های واپسین همه را مات می کرد و تنها بازیکن ایتالیای شد که در سه جام جهانی گل زد... در ۲۰۰۴ که وداع کرد بدرقه اش کردند. به گرمی. با مهربانی. روی بنری نوشتند "ایتالیا بدون باجو مثل ایتالیا بدون پنیر است". (تکه ای از کتاب پیراهن های همیشه)

251255

کد خبر 1233873

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =