حماسه فرزندان خورشید در فتح خرمشهر/ ۳۷ سال پیش خرمشهر آزاد شد

خراسان نوشت: حماسه فتح خرمشهر و عملیات بیت المقدس از جمله برگ های زرین دلاوری و هوشمندی سربازان فداکار این سرزمین است که جدا از روایت حماسه شهدای آن، توجه به جغرافیای نظامی و نکات فنی عملیات نیز قابل توجه است.

امروز و در سی و هفتمین سالگرد عملیات بیت المقدس در آزادسازی خرمشهر، پای صحبت های سردار مجید مصباحی از نیروهای اطلاعات عملیات تیپ۲۱امام رضا(ع)  در این عملیات نشستیم تا از نقش واحد اطلاعات عملیات و نیروهای خراسان در فتح خرمشهر برایمان بگوید. این نشست در یکی از روزهای بهاری در اداره کل حفظ آثار ونشرارزش های دفاع مقدس خراسان رضوی برگزار شد.

مسئولیت تک پشتیبانی داشتیم
در مقطعی از عملیات بیت المقدس، در مجموعه اطلاعات عملیات تیپ ۲۱ امام رضا (ع) بودم.بعد از عملیات فتح المبین، قرار بود این عملیات با عنوان کربلای ۳ انجام شود. گزینش یگانی و ترکیب قرارگاهی به این صورت انجام گرفت که نقطه اصلی عملیات به قرارگاه نصر به فرماندهی شهید حسن باقری واگذار شد که باید در منطقه خرمشهر عمل می کرد. سمت راست آن به قرارگاه فجر واگذار شد که در مقطعی سردار صفوی و پس از آن سردار رشید فرماندهانش بودند. پس از آن هم نیروهای قرارگاه فتح مستقر بودند. از منطقه بستان تا هویزه هم در اختیار قرارگاه قدس بود.

در این عملیات ما در قالب قرارگاه قدس، مسئولیت تک پشتیبانی را برعهده داشتیم. فرمانده قرارگاه قدس آقای غلامپور بود و تیم های آن تیپ ۲۱ امام رضا (ع)، تیپ ۳۷ نور، تیپ ذوالفقار ارتش، لشکر ۱۶ زرهی قزوین و تیپ بیت المقدس بودند.

ما در تیپ ۲۱امام رضا(ع) از منطقه کانال بیوض تا مقابل اهواز تا سوسنگرد باید عملیات انجام می دادیم. مأموریت ما تک پشتیبانی بود اما به دلایلی عملیات در این محور متوقف شد. عملیات ما در تاریخ ۱۳ اردیبهشت۶۱ انجام شد. در آن زمان شهید حسینی مقدم مسئول اطلاعات عملیات ما در تیپ۲۱ بود.

به محل اطلاعات عملیات تیپ ۴۳ بیت المقدس رفتیم و پس از توجیه وارد منطقه شدیم. دیدیم راه بلد ما با لهجه مشهدی صحبت می کند. متوجه شدیم که شهید فاضل حسینی است. زمانی که به منطقه رسیدیم، متوجه شدیم که پیش از ما گردان شهید هاشمی نژاد به فرماندهی سردار محمود باقرزاده، دو شب در آن جا عملیات انجام داده و پیش از رسیدن ما هم نیروهایی از خراسان در این منطقه حضور داشته اند اما این افراد به تیپ بیت المقدس مأمور شده و در قالب آن عملیات انجام داده بودند. اتفاقا در همین عملیات که کمتر کسی راجع به آن صحبت کرده است و ما پس از عملیات بیت المقدس متوجه جزئیات آن شدیم، این گردان در دو محور کانال بیوض و کنار ریل راه‌آهن عملیات انجام دادند و حتی برادر و یکی دیگر از بستگان سردار باقرزاده هم در همین منطقه به شهادت رسیده بودند.

جغرافیای کانال بیوض
در کنار کرخه کور قرارگاه قدس بود که تا کنار جاده اهواز-خرمشهر امتداد داشت. در این منطقه آب افتاده بود. از سوی دیگر، برای آب گرفتن از کارون و این که بتوانند دشت بالاسر را آبیاری کنند، پیش از آغاز جنگ، کانالی ایجاد کرده بودند اما چون منحنی میزان این منطقه تقریبا یکنواخت است، این کانال به وسیله ریختن خاک در دو طرف آن ایجاد شده بود. آب هم به وسیله پمپ های مکنده به داخل آن پمپاژ و به دشت بالادست هدایت می شد. کانال تا داخل محدوده آب گرفتگی امتداد داشت. آن سوی آب گرفتگی، دشمن مواضع مستحکمی ایجاد کرده بود.

ما هم در این منطقه در ۱۳ اردیبهشت عملیات انجام دادیم و من هم در همان منطقه مجروح شدم. نزدیک سحر بود که دستور عقب نشینی صادر شد. ما حدود ۱۵ نفر از اعضای اطلاعات عملیات بودیم که چند دستگاه موتور داشتیم. به ما گفتند به منطقه شهرک انرژی اتمی برویم که بعد از دارخوین بود. پس از آن قرار شد به منطقه رحمانیه برویم. به روستای شمریه رسیدیم و در قرارگاه قدیم عراقی ها  مستقر شدیم که شب قبل آن، لشکر ۲۵ کربلا ۵۷ هوابرد ، عملیات انجام داده و موفق هم بودند. خط نیروهای خودی به کنار جاده اهواز-خرمشهر منتقل و این محل دیگر رها شده بود. شناسایی این منطقه را هم انجام دادیم.

همزمان دشمن در منطقه کرخه کور و مقابل کانال بیوض، هنوز خطوط خود را حفظ کرده بود. سه شب متوالی به آن ها تک شده و الان مصمم تر شده بودند که در این محدوده حضور داشته باشند. بخشی از فیلم شهید حسن باقری که در آن نوار مربوط به احمد متوسلیان پخش می شود، مربوط به همین منطقه است که دشمن فشار زیادی وارد می کرد.

در حقیقت ما برای استفاده از موقعیت عملیات قرارگاه فتح، در منطقه رحمانیه حضور پیدا کردیم. این منطقه معروف به ایستگاه ۷۰ راه‌آهن بود. قرار بود نیروها به سمت ایستگاه ۶۰ معروف به ایستگاه آهو حرکت کنند.

ما یک عملیات شناسایی هم در بخش جاده آسفالت داشتیم که حدود ۲ کیلومتر از سمت ایستگاه ۷۰ بالاتر بود و عراقی ها آن جا حضور داشتند.

عقب نشینی ضربتی عراق
برای شناسایی باید به دشت حسینیه می رفتیم. نیروهای لشکر ۹۲ زرهی و تعدادی از نیروهای بسیجی قبلا در این منطقه خاکریزی به طول ۲ کیلومتر ایجاد کرده بودند و انتهای آن یک خاکریز عصایی بود. ما دو مرحله از انتهای این خاکریز برای شناسایی رفتیم. در مرحله دوم عراقی ها متوجه شدند و دو نفربر آن ها ما را تعقیب کردند. هر طور که بود با یک قوس بزرگ از منطقه خارج شدیم اما همین عملیات شناسایی ما باعث عکس العمل نیروهای عراقی شد. فردای آن روز اعلام کردند که عراق دستور عقب نشینی صادر کرده است و نیروهایش از آن منطقه عقب‌نشینی کرده‌اند. نیروهای عراقی احساس کردند که ما قرار است از پشت لشکر ۵ مکانیزه و ۶ زرهی آن ها، راهشان را سد کنیم و آن ها را در محاصره قرار دهیم بنابراین به صورت ضربتی دستور عقب نشینی دادند.

همزمان قرارگاه فتح نیز عملیات انجام داد و از جاده ایستگاه حسینیه، پشت دژ عراق مستقر شد اما جناح راست آن ها خالی بود. قرار شد تیپ ۲۱ امام رضا(ع) هم در این منطقه و پشت دژ عراق مستقر شود اما باید در یک دشت خالی به سمت موضع اعلام شده حرکت می کردند.

از طرف دیگر نیروهای جهاد خراسان هم با تیپ و لشکرهای قرارگاه فتح با حدود ۳۶ دستگاه لودر و بولدوزر در منطقه مستقر شده بودند. شهید چراغچی از من خواست هفت دستگاه لودر و بولدوزر بردارم و از انتهای خاکریز عصایی، جناح خودی را با خاکریز پوشش دهم. به محل استقرار بولدوزرها رفتم و همراه آن ها به منطقه برگشتم. به دلیل این که زمان کافی نداشتیم از مسیر جاده به مقصد برسیم، از مسیر دشت خالی از دشمن حرکت کردیم. البته وقتی که رسیدیم اصلا نیازنبود خاکریز درست کنیم  و بدون درگیری به دژ ایران رسیدیم.

پاتک خوردیم
وقتی پشت دژ عراق مستقر شدیم، به ما پاتک زده شد. کار خدا بود که این خط نشکست  وگرنه دلیلی برای شکستن آن خط وجود نداشت. جانانه مقاومت کردیم و گردان ولیعصر (عج) ۳۶ اسیر هم گرفت. این موضوع مربوط به روز ۲۹ اردیبهشت ۶۱ است.

هفت گردان تیپ امام رضا (ع) در این منطقه از تقاطع ایستگاه حسینیه به سمت شمال مستقر شده بودند سمت راست خالی بود تیپ ثارا... آمد و سمت راست را پر کرد. ادامه هم به تیپ بیت المقدس واگذار شد.

از طرف دیگر نیروهای قرارگاه فتح هم که تیپ ۱۷ قم در نوک آن قرار داشت،   پشت دژ عراق مستقر شدند. تقریبا نیروهای قرارگاه نصر هم در همین موضع مستقر شدند. این اتفاقات، همزمان با مرحله دوم عملیات بیت المقدس بود اما در این بین، یک فضای زاویه دار در خط نیروهای ایران ایجاد شد که به کاربردن این زاویه برای انجام عملیات های آینده مهم بود. قرار بود این کار روز اول خرداد انجام شود و ما پشت دژ عراق مستقر شویم. ما برای شناسایی رفتیم اما چون ممکن بود به روشنایی روز برخورد کنیم، آن شب عملیات ما متوقف و قرار شد شب بعد و همزمان با مرحله نهایی عملیات فتح خرمشهر به این منطقه برسیم. قرار بود از هر گردان، یک گروهان در این منطقه حاضر شوند و سه گروهان از سمت راست و چهار گروهان از سمت چپ به سمت دژ عراق پیشروی کنند. ما از سمت راست، تا کنار دژ عراق پیشروی کردیم اما کار گروهان سمت چپ به مشکل برخورده بود. یک سنگر عراقی برای آن ها مزاحمت ایجاد کرده بود و رگبار سنگینی به سمت آن ها فرو می آمد. در نهایت شهید جمشید فرجامی خودش را به سنگر رساند و با نارنجک، آن را از کار انداخت. گاهی اوقات یک تیربار می تواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد اگر در جایی خوب و زمان خوبی قرار بگیرد. در نهایت در موضع مستقر شدیم اما در نتیجه فاصله ای که بین الحاق نیروهای راست و چپ ما ایجاد شد، عراقی ها از همین موضع استفاده کردند و دست به یک پاتک گسترده زرهی زدند.

پاتک اول با ۵۲ دستگاه تانک و به فاصله یک ساعت و پاتک دوم آن ها با ۴۸ دستگاه تانک بود. بعد از آن دوباره به حدود ۶۰-۷۰ دستگاه تانک پاتک زدند و به سختی توانستیم آن را دفع کنیم. یک لحظه پشت سر خود را نگاه کردیم و متوجه شدیم که مسیر پشتیبانی پشت سر ما قطع شده است. بنابراین مجبور به عقب نشینی شدیم. در این مرحله حدود۵۰ نفر شهید شدند. این اتفاقات روز ۴ خرداد روی داد.
با وجود آن که ثقل نیروهای ایران به سمت خرمشهر بود، اما در این منطقه خلأ بود و اگر عراقی ها می توانستند پیشروی کنند و ایستگاه حسینیه را بگیرند، همه نیروهای خودی در محاصره قرار می‌گرفتند. عراق به لحاظ نظامی درست تصمیم گرفته بود و می خواست از این منطقه عمل حمله کند اما نتوانستند تصمیم خود را اجرا کنند. ما این موضوع را بعداً از فرماندهان عراق متوجه شدیم. یک تیپ آفندی کامل را با همراهی بیش از ۱۵۰ تانک و نفربر آورده و در این منطقه مستقر کرده بودند.

ما نیروهای تک پشتیبانی بودیم که تدبیر فرماندهان خود را در منطقه به درستی اجرا کردیم. یعنی توانستیم در زمان فتح خرمشهر، ذهن فرماندهی ارتش عراق را در اتاق جنگ آن تجزیه کنیم و باعث شدیم که در زمان آزادسازی خرمشهر، به این منطقه توجه کنند. عملیات ما، عملیات آفندی بود. دشمن از همین منطقه می توانست سرنوشت عملیات بیت المقدس را تغییر بدهد و کار ما با عث شکست طرح دشمن  شد. تیپ ۴۶ زرهی از لشکر ۱۲ عراق می خواست این کار را انجام دهد که مانع آن شدیم.

۲۳۲۳

کد خبر 1262932

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =