این بضاعت در قدرت ترکیب عکسهاست که با پیوند احساس انسانها در رازها و رنجها نقش بسزایی در روند اجتماعی پیدا میکنند. بنابراین موضوعاتِ در قلب تصویر به عنوان یک نگاه در ماهیت انسانها جهت کاوش با جهانبینی عکاسی نو و متن کادر عکس با معناهای گوناگون از زندگی، به هم پیچیده و متصل میشود و در این میان نگاه جستجوگر عکاس در محیط های زندگی مهمترین هدف را در بیان بیواسطه با تاثیرات اجتماعی از طریق رسوب در زیر پوست برای بازکردن چشمها ایفا مینماید.
دریچه نگاه دوربین عکاس به انسانها در جوامع مختلف با وجود پدیده مدرنیته، تاثیر بیشتری بر زندگی بشری دارد و جهان را برای افراد، دیدنیتر میکند. وقایع ثبت شده در قاب عکسها، باورها را برجستهتر و روحیات انسان را متناسب با جامعه خویش در تغییر و تحولات و چگونه زیستن سازگار میکند.
رسانه عکس، با خاصیت جایگاه ارتباطی و عیار احساسات اجتماعی، سیلی محکمی بر مخاطب میزند تا در بازشناسی ارزشهای نانوشته، لایههای زیرین اجتماعی خود را به درستی درک و از آن شناخت پیدا کند.
نسل من، تنها با نوستالژی روزگار گذشته خود در انقلاب و سالهای جنگ با تناقضات و در هم ریختگی در میدانهای کاریکاتوری بیخاصیت! محاصره شده است و در عمل بدون اثرگذاری تجربهها و آموختههایش بی اختیار خود را ستایش میکند بی آنکه نگاه دقیقی به عمق زیربنای رفتار و عملکردش در موضوعات نوستالژی که در درونش فرو نشسته داشته باشد؛ او بدون هیچ ترمیمی در جهت رسیدن به زبان درست ارتباط با نسل امروز و بی آنکه توجهی به مشترکات واقعی قابل لمس داشته باشد شکافها را عمیق تر میکند!
من به عنوان یک عکاس خبری در سالهای دفاع مقدس و انقلاب در روزهای آغازین جنگ با حوادث تلخی که بر انسانها در این سرزمین به وقوع میپیوست چون شدت صدای مهیب انفجار، انبوه بمبها و گلولهها که در جلوی چشمان مضطرب و نگران، عدهای را خونین میکرد، استرس وجودی مردمانی که خانه و کاشانه خود را گم میکردند و نمیدانستند چه باید بکنند این لحظات را ثبت کردم و در تجربه نگاه چشم دوربینم، نگاه چشمان مضطرب نسل امروز را میبینم که مرا را به یاد آن روزها میاندازد، روزهایی که بر آسمانش چتر سیاهی از دود بر سر مردم افکنده شده بود و دوربین من به همراه چشمانم بارها و بارها این لحظههای خیر مانده را حبس کردیم.
تصویر عکسها با رویکردهای متفاوت در ابعاد بیرونی، روح انسان را قویتر مینمایاند و دانش و آگاهی را در تبادل اجتماعی با موضوعات در تحقیق و پژوهش، رفتار و عملکردها مکمل میسازد و در حقیقت مهمترین زبان تصویر عکس، تقویت زبان صلح است که عکاسان در جهان امروز آن را در نقطه طلایی ترکیب کادرهای خود قرار میدهند.
روزگاری دوربینها با باورهای درونشان در دل انبوه تلخیها با نیرویی خودجوش در لطافت نگاه لنزها در جادههایی به رنگ سرخ، با اخلاصی بیبدیل و بی هیچ اضطراب و استرسی در زیر باران صداهای مهیب با گامها و قدمهایی در پناه داغی خورشید برای رسیدن به آرزوهای سرزمین ایران میآموختند و ثبت میکردند و در میادین خونین هیچ جا برایشان تاریک نبود. و با کادرسازی یک تصویر حقیقتهایی بی واسطه را نمایان میکردند، اما با وجود همه این تجربیات هنوز، آن درک عمیق در قاب عکسها جدی گرفته نمیشود و هنوز مسئولان کشور از انعکاس موضوعات جدی توسط لنزها و دوربینها میترسند و دوست ندارند مو ضوعات و مسائل اجتماعی عریان شوند. به هرحال عکاسی در جهان امروز بر اساس دانشها و تجربههای بصری در باور انسانها شکل میگیرد و راه حیات خود را نیز میجوید...
عکاس و مدیر فیلمبرداری







نظر شما