آیا افغانستان در آستانه یک جنگ تمام عیار است؟/ ائتلاف غرب جای خود را به ائتلاف آسیا می‌دهد؟

دو کارشناس بین الملل آخرین وضعیت امنیتی و سیاسی افغانستان را در مذاکرات صلح با طالبان را تحلیل و بررسی کرده اند.

امیر پسنده‌پور کارشناس مسائل بین‌الملل و سجاد عابدی کارشناس مسائل امنیت ملی در مقاله‌ای برای خبرگزاری خبرآنلاین عنوان کردند:

اصرار و ابرام امریکا به برگزاری جلسات متعدد صلح با طالبان باوجود واکنش‎های تند محمد اشرف غنی، رییس جمهوری افغانستان که معتقد است این مذاکرات، به صلح بدون مالکیت حکومت مشروعیت می‎بخشد، باعث سرد شدن روابط کابل با واشنگتن شده‎است.  این مسئله دولت امریکا را واداشته، از انحصارگرایی در زمینه صلح دست بردارد و حق حاکمیت مشروع دولت افغانستان در این روند را به رسمیت بشناسد. امریکا به همین منظور اخیرا با برپایی نشست‎های بین الافغانی در همین راستا گام برداشت و «زلمی خلیلزاد» نماینده امریکا برای صلح افغانستان نیز اعلام داشت «دولت افغانستان باید پیش از نشست او با طالبان در قطر، یک تیم مذاکره کننده (همه شمول) افغانی را تشکیل دهد».

وی همچنین با تاکید بر اینکه این تیم باید متشکل از نماینده‌های حکومت، سیاسیون، جامعه مدنی و همه اقشار جامعه باشد، هشدار داد، اگر چنین نشستی بسرعت برگزار نشود، نشست مسکو دوباره تکرار خواهد شد. با این حال آگاهان می‎گویند این اظهارات نشان می‎دهد، تلـاش واشنگتن برای دور زدن کابل در این روند و تحمیل یک صلح دوجانبه با طالبان بر دولت و مردم افغانستان، شکست خورده است.

جایگزین چنین وضعیتی شکل گیری یک نیروی چند ملیتی برای مقابله با شورش دوباره طالبان است. البته منظور از این نیروی چند ملیتی اتحادی از نیروهای نظامی کشورهای آسیانه میانه است و نه تکرار آنچه در حمله سال ۲۰۰۱ ناتو به افغانستان روی داد.

با این حال در این وضعیت احتمالی باید به نکاتی توجه کرد. نخست آنکه اگر چه نیروهای نظامی  کشورهای آسیای میانه با برخورداری از میراث اتحادیه جماهیر شوروی سابق از جنگ افزارها و مهارت‎های قابل توجهی برخوردارند اما به همین نسبت  با مقاومت شدیدتر شورشی ها مواجه خواهند شد.

نکته دیگر آن است که  این کشورها در هیچ مقطعی از ۱۲ سال گذشته، تمایلی به پیوستن به یک نیروی چندین ملیتی را نداشته و علاقه ای به آن نشان نداده اند. همچنین ترکیب قوی ارتش‎های آسیای میانه در افغانستان ناخوشایند خواهد بود.

برای مثال گمانه زنی ها بر آن است که ارتش تاجیکستان برای کمک به تاجیک های افغانستان به این کشور اعزام خواهند شد. رویدادی که برای نیروهای ازبک و ترکمن نیز می‎توان متصور بود. در این صورت این نیروها پاسخ بی رحمانه ای از طالبان که بخش بزرگ آن را پشتون ها تشکیل می دهند، دریافت خواهند کرد. در واقع، طالبان احساسات ناسیونالیستی پشتون ها را علیه نیروهایی که از کشورهای آسیای مرکزی برای تجزیه افغانستان (از دید طالبان) آمده اند، تحریک خواهد کرد. پشتون ها به نوبت خود به این اکتفا نکرده و تاجیک ها، ازبک ها و ترکمن های افغانستان را هدف قرار خواهند داد. در چنین سناریویی، افغانستان به راحتی در یک جنگ داخلی تمام عیار فرو می رود.

دیگر کشورهای منطقه که می شود احتمال دارد به افغانستان نیرو اعزام کنند، کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هستند. اما چنین اقدامی با احتمال اندکی مواجه است. به عبارتی بسیار بعید است که این کشورها به نیروی امنیتی چندین ملیتی منطقه ای در افغانستان بپیوندند.

آنها نمی خواهند روی اعزام نیرو در افغانستان شرط بندی کنند. جنگیدن با شورشی هایی که در میان مردم  این کشورها طرفدارانی دارند، به ویژه زمانی که این کشورها هنوز بهار عربی را پشت سر نگذاشته اند، می تواند بسیار نامطبوع باشد. از اطلاعاتی که جسته و گریخته از وضعیت امروز افغانستان منتشر می‎شود، پیداست که گروه های تروریستی و حامیان آنان، عزم خود را برای وحشت افکنی در این کشور جزم کرده اند.

بی توجهی طالبان به ارائه طرح صلح حکومت افغانستان، به وضوح نشان از آن دارد که گروه طالبان تمام توجه خود را بر جنگ با  حکومت در افغانستان متمرکز کرده است. درواقع به همان اندازه که پروسه انتخابات شورای ملی و شوراهای ولسوالی برای حکومت افغانستان نوعی کسب مشروعیت قلمداد می‎شود، شکست آن نیز برای طالبان و گروه های وحشت افکن در افغانستان، مهم است. علاوه بر آن، تحولات صورت گرفته در منطقه و قضایای بین المللی همچون خروج آمریکا از برنامه برجام با ایران و شکست داعش در خاورمیانه، تاثیر قابل توجهی در افزایش نا امنی در افغانستان داشته‎است.

توجه داشته باشیم که طالبان تنها مسئله جاری افغانستان نیست. گروه داعش در سال جاری بیشترین حملات مرگبار را در افغانستان انجام داده و از این رو توانسته توجه تحلیلگران و رسانه های خبری را به خود بیشتر معطوف کند. ولی آنچه که بیشتر باعث نگرانی است، استراتژی این گروه در برافروختن آتش منازعات فرقه‎ای در افغانستان با روی آوردن به قتل عام گروه‎های خاص اجتماعی است. حملات انتحاری گروه داعش علیه اماکن مذهبی و فرهنگی شیعیان افغانستان نیز با  همین استراتژی انجام شده‎است. حکومت وحدت ملی افغانستان بخوبی فحوای استراتژی جدید داعش در این کشور را دریافته و تلاش خود را برای تامین امنیت این بخش از مردم افغانستان مبذول داشته و در این تلاش نیز تاکنون موفق کرده‎است.

 با این حال جای تردیدی نیست، داعش به طور هدفمند به حملات خود علیه شیعیان افغانستان ادامه می‎دهد. تحلیل اولیه از این حملات، این است که گروه داعش در صدد انتقام گیری از شیعیان افغانستان به خاطر حضور گسترده جوانان شیعه افغانی در جنگ سوریه است. جوانانی که در قالب گردان های فاطمیون  سازمان یافته بودند. این انتقام گیری باعث شده است اماکن مذهبی، فرهنگی و اجتماعات شیعیان افغانستان همواره مورد تهدید داعش باشند. علاوه بر این، گروه داعش از نگاه ایدئولوژیک با تمام شیعیان در سراسر جهان رابطه خصم آلود و کینه توزانه دارد. همان‎طور که کشورهای حامی اندیشه های افراطی و تکفیری گروه داعش نیز از هیچ رفتار غیر انسانی علیه شیعیان چشم پوشی نمی کنند. در نتیجه این دیدگاه تکفیری، شیعیان افغانستان بیشتر مورد تهدید و آسیب پذیری قرار دارند.



این در حالی است که مردم قوم هزاره که شیعه هستند، در پروسه های دموکراتیک همچون انتخابات گذشته حضور مدنی شکوهمند از خود به نمایش گذاشته و تاکنون بعنوان مدنی ترین گروه اجتماعی هیچ رفتار غیر قانونی برای نهاد های حکومتی در مرکز و ولایات انجام نداده اند. اما باز هم از ابتدایی ترین حقوق شهروندی خود تاکنون محروم مانده‎اند. محله های آنان در شهر کابل گواهی انکار ناپذیر در این مورد است.

اما تحلیل دیگری هم درباره حملات داعش علیه شیعیان افغان وجود دارد. بر اساس این دیدگاه، احتمال دارد، داعش در افغانستان یک پدیده استخباراتی و ساختگی باشد که پاکستان و دیگر کشورهای حامی تروریست‎ها، برای راه اندازی عملیات های خاص و ایجاد جنگ های فرقه ای در افغانستان از آن استفاده می کنند تا از طریق عقاید واقعی ایدئولوژیک، به حکومت مرکزی افغانستان ضربه بزنند. بر اساس این تحلیل که البته نقیض های متعددی نیز دارد رابطه گروه طالبان و داعش بسیار نزدیک به یکدیگر است. چرا که گروه طالبان نیز برآنست از هر وسیله و رفتاری که باعث تضعیف حکومت افغانستان شود، استفاده کند. در واقع طالبان با کشتار مردم بی گناه، درصدد است با تنبیه آگاهانه حکومت مرکزی، کابل را وادار به پذیرش خواسته‎های آنان کند. نگرانی در این قضایا از آن جا مضاعف می شود که حکومت مرکزی در تامین امنیت شهروندان افغانستان مخصوصا در عرصه امنیت مراکز مذهبی و فرهنگی شیعیان تاکنون ضعیف عمل کرده است. طوری که در حال حاضر تامین امنیت مساجد اهل تشیع، توسط خود شیعیان، بدون دریافت حقوقی بابت این کار انجام می‎شود.

دومین چالش بزرگ امنیتی حکومت افغانستان فعالیت های وحشت انگیز و تروریستی گروه طالبان است. در سال گذشته، علاوه بر مرکز افغانستان، ولایت های دور دست این کشور نیز شاهد ناآرامی های گسترده بود که حمله اخیر طالبان بر مرکز شهر فراه در صدر اخبار داخلی این کشور قرار گرفت.

حمله های پیاپی طالبان در شهر فراه و تصرف این شهر در ماه های گذشته توسط طالبان، نشان داد که این گروه بیشتر از آنچه که انتظار می رفت منسجم شده و از جانب کشورهای کمک کننده اش بیشتر تقویت می شود و اعتماد به نفس بیشتری یافته است.

حادثه فراه فراتر از آنچه که به آن توجه شد، حایز اهمیت است. اواخر سال ۱۳۹۶ دولت افغانستان با توافق تمام گروه های ذی ربط سیاسی افغانستان برای طالبان صلح یک طرفه و بدون پیش شرط اعلام کرد و در قبال آمادگی طالبان برای پروسه صلح امتیازات بزرگ را برای آنان در نظر گرفت. اما تاکنون هیچ نشانه ای از سوی طالبان مبنی بر آمادگی آنان برای پذیرش صلح صورت نگرفته است. علاوه بر آن گروه طالبان با آغاز حملات بهاریشان بنام خندق، نشان دادند، همچنان بر دشمنی خود با مردم افغانستان مصمم اند و بر حملات انتحاری، جنگ های رو در روی شان را از مناطق دور دست افغانستان اصرار می‎ورزند.

داعش و طالبان هم اکنون تمام گروه های تروریستی را بعنوان زیر مجموعه خود پوشش می دهند و منسجم تر شده اند. ولی حکومت افغانستان تاکنون واکنشی نشان نداده است. انتظار می رفت حکومت افغانستان پس از رد طرح صلح بدون پیش شرط حکومت افغانستان از جانب طالبان، برای بسیج افکار عمومی هم که شده، قاطعیت بیشتری از خود نشان دهد. ولی بر عکس، این گروه طالبان بود که قاطعیت خود را در فراه به اثبات رساند.

حکومت افغانستان در جنگ استخباراتی و پارتیزانی، هیچگاه نتوانسته بدون بسیج افکار عمومی و مجبور ساختن دشمن از طریق جنگ به راهکار صلح، به موفقیت پایدار برسد. با توجه به منسجم بودن گروه طالبان، شکست مذاکرات طالبان و امریکا بدون حضور دولت افغانستان، نقش پررنگ «ملابرادر» در این مذاکرات، خروج نظامیان آمریکایی به خواسته گروه طالبان و نقش پاکستان در روند صلح افغانستان باید گفت که طولانی شدن جنگ های پارتیزانی هزینه بسیار زیادی را بر حکومت افغانستان تحمیل کند.  

۳۱۰۳۱۱

کد خبر 1279945

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =