تعیین ۸ وکیل با اصول مشخص و ۷ برنامه امام هادی(ع) را بشناسید

شرایط دوران تاریخی امام هادی(ع) به گونه ای بوده است که ایشان رویکردهای اجتماعی و فرهنگی تازه و متفاوتی را در جامعه شیعه بنیان می گذارند.

خبرآنلاین در گزارش های پیشین به موضوع چرایی شکل‌گیری سازمان وکالت در دوران امام هادی(ع) پرداخته است. شبکه وکالت در عصر امام‌ دهم(ع)؛ تدبیری در حرکت اجتماعی شیعه.
همچنین در گزارش دیگری مساله « گسترش دانش حقوقی و مبارزه با جبرگرایی در عصر امام هادی(ع)»  را مورد بررسی قرار دادیم. در گزارشی نیز به « شیوه های رفتاری و برخورد امام هادی (ع) با حکومت در بیست سال زندگی اجباری در سامرا » پرداختیم.
در این گزارش به مناسبت ولادت امام هادی(ع) به نمونه ها و افراد مشخص و برنامه های معین دهمین امام شیعه در دوران امامتش پرداخته ایم.

امام هادی(ع) از روزی که به اجبار در سامرا اقامت گزید، هجده سال تحت نظارت و مراقبت شدید حکومت عباسی‌ها قرار گرفت. با وجود این کنترل شدید، او هرگز دست ازهدایت امت اسلامی به ویژه پیروان و شیعیان برنداشت و نقش هدایت خود را با شدت بیشتری ایفا کرد. امام برای این هدف خود، اقداماتی را انجام داد که در ذیل  آنها را بر می‌شماریم:

۱- تعیین وکلا
کثرت و پراکندگی پیروان در شهرهای دور و نزدیک و کثرت مراجعات و عدم دسترسی به امام به خاطر محدودیت‌ها و مراقبت‌ها علیه امام هادی(ع)، او را بر آن داشت تا در مراکز شیعه نمایندگان و وکلایی از طرف خود تعیین کند و مردم را از وجود چنیین وکلا و نمایندگانی با خبر سازد.

وکلایی که عمدتاً از چهره‌های محترم بودند، عبارت‌اند از:
۱- حسن بن راشد بغدادی، ۲- ایوب بن نوح، ۳- علی بن جعفر همانی، ۴- جعفر بن سهیل، ۵- عثمان بن سعید عمری، ۶- علی بن حسین بن عبد ربّه، ۷- علی بن مهزیار اهوازی ۸- علی بن ریّان.

اینان یا وکیل امام قبل بوده‌اند و یا وکالت از امام دیگر داشته‌اند، ضمن اینکه برخی از آنها، از یاران یک یا دو امام نیز بوده‌اند؛ مثلاً درباره «حسن بن راشد» گفته‌اند که وی از یاران امام جواد و امام صادق(ع) و نیز «ایوب بن نوح« که وکیل امام هادی و امام حسن عسکری بوده است. درباره «علی بن جعفر» نیز چنین گفته‌اند و درباره « جعفر بن سهیل»  آورده‌اند که وکیل امام هادی و امام عسکری و امام زمان(ع) و نیز «عثمان بن سعید» وکیل امام هادی و امام عسکری(ع) بوده‌اند.
اصول و آیین وکلا
در این میان یکی از نکاتی که در مطالعات تاریخ اسلام به دست می آید، برنامه ریزی و دقت در احکام وکلا و نمایندگان امام هادی(ع) است. امام هادی برای این وکلا، سازمانی طراحی کرد و اصولی مشخص کرده که مهمترین آن نکات  عبارت اند از:

یک: از وکلا می‌خواست تا هر یک در محدوده منطقه خویش عمل و از گرفتن اخذ  وجوه از دیگر مناطق خودداری کنند؛
دو: از برخی نمایندگان خواست تا رابطه‌شان را با دیگر وکلا کاهش دهند؛
سه: پرداخت وجوه به نمایندگان تعیین شده؛
چهار: مراجعه به وکلا برای انجام کارهای شرعی حضوراً یا به وسیله مکاتبه.

 ۲- تقویت پایگاه‌های علمی
از دیگر نقش‌های محوری امام هادی(ع) در هدایت جامعه شیعی، تقویت مراکز علمی بود که در حقیقت هدایت و سرپرستی غیرمستقیم آن حضرت برای پیروان اهل بیت بود. حضرت گاهی درباره مقدس بودن یک سرزمین و گاهی درباره مردم آن و گاهی هم درباره علما و دانشمندان و لزوم پیروی از آنها، سخنان ارزشمندی را بیان می‌فرمودند؛ مثلاً درباره قم چند روایت از امام  هادی(ع) نقل شده که بیانگر این مدعا است؛ اگر چه غیر مستقیم حضرت به موارد یاد شده اشاره فرموده است.

۳- تأیید فقها و ارجاع به آنها
امام هادی(ع) با احترام و تکریم و تعظیم صحابه امامان پیش از خود که مورد وثوق بودند، مردم را به آنها ارجاع می‌داد؛ مانند نمونه‌های زیر:
ابوحماد رازی می‌گوید خدمت امام علی النقی(ع) رسیدم  و از او درباره برخی از مسائل حلال و حرام پرسیدم. هنگام وداع، آن حضرت به من فرمود: ای حماد! در ناحیه‌ای که هستی، اگر چیزی در امر دینت بر تو مشکل شد، از «عبدالعظیم حسنی» بپرس و سلام مرا هم به او برسان.
شیخ عباس قمی می‌نویسد: از برخی روایات معلوم می‌شود که خیران خادم وکیل آن حضرت بوده و او به خیران فرموده: «اعمل فی ذلک برأیک فان رأیک رأیی و من أطاعک أطاعنی؛ به رأی خودت عمل کن؛ چرا که رأی تو رأی من است و هر که تو را اطاعت کند، گویا از من اطاعت و پیروی کرده است».

۴- ملاقات حضوری
اگر چه امام علی النقی(ع) به سبب محصور بودن، نمی‌توانست آزادانه با هر فرد یا گروه ملاقات کند، اما در این هجده سالی که امام در سامرا بود، افراد زیادی که از شهرهای دور و نزدیک به ملاقات امام می‌آمدند، به حضور پذیرفته می‌شدند و در ضمن ملاقات، امام با تفقد از حاضرین و مردم آن سامان، به بیان مسائل مذهبی، پاسخ به پرسش‌ها، دریافت حقوق شرعی، صدور دستورهای لازم را صادر می‌فرمود.

۵- ارتباط پنهانی با  پیروان
گاهی این محاصره و کنترل علیه امام هادی آن قدر شدید بودکه او نمی‌توانست کسی را به حضور پذیرد و از سویی، برخی از کارها باید انجام می‌پذیرفت. در این موارد، امام گاهی از درون زندان با برخی از افراد  تماس می‌گرفت و از خطری که در آینده نزدیک او را تهدید می‌کرد با خبر می‌ساخت و گاهی هم با به کار بردن کلمات غیر عربی پیام خود را می‌رساند.
علی بن مهزیار گوید: غلام خودم را به خدمت امام هادی(ع) برای کاری فرستادم. وقتی که او برگشت، دیدم بسیار شگفت‌زده شده، علت را پرسیدم.  گفت: چگونه تعجب نکنم، در حالی که پیوسته با من با زبان خودم سخن می‌گفت به طوری که گویا یکی از ماست.
ابن شهر آشوب می‌گوید: علت آن، پنهان کردن گفته‌ها از دشمن بوده است.
گاهی امام هادی برای حفظ جان افراد، پنهانی نماینده‌ای می‌فرستاد تا نیایند، چرا که زمان مناسب نبود، چنان که محمد بن داود قمی و محمد طلحی، مقدار زیادی خمس و نذورات و هدایا از شهر قم خدمت امام هادی(ع) می‌بردند. نزدیک شهر سامرا، امام با فرستادن نماینده خود آنها را برگرداند تا از طرف دولت عباسی و متوکل آسیبی به آنها نرسد.

۶- نامه نگاری
نامه نگاری امام و پاسخ به پرسش‌های فقهی و اعتقادی مردم از مهم‌ترین نقش هدایتی امام هادی(ع) بود و آن حضرت بسیاری از معارف الهی را از همین طریق به شیفتگان رساند.
این گونه نامه‌های مردم بسیار است که در کتاب‌های حدیثی و فقهی نام نویسنده، متن نامه و پاسخ امام آمده است. در این نوشتار کوتاه، نام برخی از نویسندگان و به موضوع نامه‌شان اشاره می‌کنیم:
ـ ابراهیم بن محمد بن عبدالرحمن همدانی، درباره وضو پس از غسل جمعه؛
ـ سلمان بن حفص مروزی، درباره سجده شکر؛
ـ علی بن محمد بن سلیمان، درباره قضای نماز شخص بیهوش؛
ـ  ایوب بن نوح، درباره همان مورد پیشین؛
ـ حسین بن علی بن کسان، درباره سجده بر پنبه و کتان؛

۷- موضع‌گیری در برابر انحرافات
جامعه شیعی گاهی به انحرافاتی مبتلا می‌شد که ضرورت داشت  امام قاطعانه وارد عمل شود و با پیام‌های ویژه برای برخی افراد از گسترش آن جلوگیری فرماید.
از باب نمونه، امام در برابر افراد منحرف همانند «علی بن حسکه قمی» که مکتب غلات را ترویج می‌کرد، به «احمد بن محمد عیسی» در پاسخ نامه‌اش می‌نویسد: اینها از دین نیست؛ از او فاصله بگیر.
همچنین در پاسخ برخی فرموده: اینها را ترک کنید. خداوند لعنتشان کند .
درباره «محمد بن نصیر نمیری» که از غلات و دارای فساد عقیدتی و  اخلاقی بود، دستور لعن و طرد او را از جامعه شیعی صادر فرمود.
امام هادی درباره یکی از مباحث مربوط به قرآن که مسئله سیاسی روز و تبدیل به دستاویزی برای زندانی یا کشتن افراد شده بود، طی نامه به محمد بن عیسی بن عبید یقطینی، از او خواست تا پیروان و شیعیان از این فتنه فاصله بگیرند.

منابع: کتاب رجال شیخ طوسی / کتاب حیاة الامام الهادی/ کتاب کافی/ کتاب منتهی الامال
/۶۲۶۲

کد خبر 1290305

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =