محمود جوانبخت

  مرهم» همان قدر دوست داشتنی و شریف و دلنشین است که «اشرف سادات»، مادربزرگ پیر فیلم. مادر بزرگی که دریای شفقت و مهربانی است.

 علیرضا داوود نژاد در آخرین سکانس با دور شدن از او در حالی که «مریم» نوه معتاد به شیشه​اش را در آغوش گرفته، شیرفهم​مان می​کند که چقدر از این پیرزن - که این جا گویی شمائلی از همه مادر بزرگ هاست - دور شده​ایم.

فیلم پیش از آن که درباره اعتیاد به ماده مخدر ویرانگری مثل شیشه باشد- که البته با ظرافت و صراحت بی نظیری رواج و مصرف آن را در میان نسل جوان امروز پیش روی مخاطب قرار می​دهد- درباره آغوش بسته پدرها و مادرهایی است که  فرزندان​شان را از خانه می​رماند و به ورطه هولناکی چون اعتیاد پرتاب می​کند. صحنه​های کمربند کشیدن پدر مریم با فیلمبرداری درخشان و میزانسن سنجیده​اش و داد وهوارهای او بر سر مادر بزرگ مهربان و همسر و فرزندانش از کلیدی ترین سکانس​های فیلم است که با همه کوتاهی و ایجازش فرار مریم و پناه بردن به یک فروشنده شیشه یا به قول مادربزرگ ساقی را به خوبی باورپذیر می​کند.

درباره«مرهم» بسیار بیش از این باید حرف زد و نوشت که بماند برای فرصت دیگری یا زمان اکران، اما این چند سطری که قلمی شد، علاوه بر ادای احترام به داوودنژاد عزیز- که فیلمش ادای احترامی بود به همه مادر بزرگ​ها ، به نیت تذکر این نکته هم بود که به راستی چرا این فیلم شریف که به لحاظ ساختار سینمایی نیز بی شک جزو بهترین​های امسال است، از بخش رقابتی حذف شده است؟

 قصد گمانه زنی ندارم اما  نمی توانم سر خودم را کلاه بگذارم و - لااقل - از خودم نپرسم که نکند دوستان با حذف فیلم خوب و کم نقصی مثل «مرهم» از بخش مسابقه  - که قطعا در بخش​هایی چون کارگردانی، فیلمنامه، بازیگری، فیلمبرداری و حتی تدوین رقیب جدی بیشتر فیلم​ها می​توانست باشد - به دنبال تقسیم و تقدیم بی دردسرتر سیمرغ​ها به فیلم های دل خواه شان هستند؟

امیدوارم پاسخ این سوال منفی باشد!   

52

کد خبر 129037

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =