۰ نفر
۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۲
چرا حافظ در حافظه مردمی ما زنده است؟

حافظ را از زاویه های مختلف می توان مورد توجه قرار داد که هر زاویه ای می تواند منظرهای تازه و جدیدی را بگشاید، گام هایی که حتما گام های پسینی را خواهد داشت.

چرا حافظ این مقدار و میزان در حافظه مردمی ما زنده و با طراوت است؟ ۶ و نیم قرن از زمان انتشار حافظ می گذرد اما هنوز حافظ تر و تازه است. بزرگان و شاعران زیادی داشتیم اما می توان گفت که حافظ مردمی ترین شاعر ایران است و  حافظ در حافظه مردم همانند گل بهاری، تر و تازه است.

هنوز که هنوز است در حوزه نشر و انتشار دیوان حافظ هر سال ده ها دیوان با تیراژهای مختلف عرضه منتشر می شود و فضای مجازی نیز مجال های جدیدی برای مراجعه به حافظ ایجاد کرده است. کمتر ایرانی است که چند بیت و چندین غزل از حافظ به خاطر نداشته باشد، حافظ کنار طاقچه و کنار سفره عید و یلدا در متن زندگی و حاشیه ما ایرانی هاست، چه اکسیری است که حافظ دارد که می تواند بیش از ۶ و نیم قرن مردم ایران را اینگونه با خود همراه و هم نفس کند؟

به نظر می آید که حافظ به خودآگاهی ما کمک می کند، تن آگاهی و کالبد آگاهی سهل و آسان است و در کنار آینه ای ایستادن یا به آزمایشگاهی رفتن این کار میسر می شود اما خود آگاهی کار راحتی نیست بلکه کار سختی است و حافظ به ما کمک می کند خودمان را در آینه او ببینیم بشناسیم و کشف کنیم. اینجا است که با حافظ خط ارتباطی پیدا می کنیم چون از طریق او می توانیم نقبی به درونمان بزنیم.

هرکس در آینه حافظ خودش را می بیند و تفسیر می کند و این یکی از رازهای ماندگاری حافظ است چون حس می کنیم با حافظ گویا نجوای با خود داریم. ما مردم ایران در طول ۱۴ قرن یا چندین هزار سال در معبر دردها و رنج های داخلی و بیرونی بودیم و هنوز هم هستیم، حافظ سنگ صبور دردها و رنج های ماست، ما در فضای حافظ دردهایمان را می گوییم و رنج هایمان را می سراییم و آرامش میگیریم و امید پیدا میکنیم.

مراجعه به حافظ مراجعه به سنگ صبور فردی و اجتماعی ماست و اینگونه است که حافظ می ماند و می تواند برای ماندن، نفس کشیدن، آرام بودن و امید داشتن به ما کمک کند. نکته دیگر که راز ماندگاری حافظ را در حافظه مردمی ما تعریف می کند این است که حافظ تنها یک شاعر نیست، حافظ یک رسانه با ویژگی نقادی است، نقدهایی که مربوط به یک دوره تاریخی نیست، نقدهای فراتاریخی اجتماعی است. از این منظر در هر دوره می توان به حافظ مراجعه داشت و با حافظ به عنوان یک منتقد مصلح اجتماعی مواجهه برقرار کرد.

حافظ به عنوان یک مصلح اجتماعی همراه با جامعه ما قرن های متوالی بوده و تداوم یافته است. حافظ انتقال دهنده معنا نیست، حافظ حتی مولد معنا هم نیست،حافظ معنای خامی را تولید می کند که مخاطب این معنای خام را فرآوری می کند، حافظ در لابه لای کلماتش نقطه چین های فراوان دارد که مخاطب با پرکردن آن احساس می کند با حافظ شاعرانگی می کند.

حافظ در حافظه ایرانی داوم دارد از وقتی که حافظ به حافظه جهانی منتقل می شود تداوم پیدا می کند البته ملت های مختلف در زمان های مختلفی با حافظ مرتبط شدند. اروپا و غرب که از قرن ۱۷ با حافظ آشنا شدند، این آشنایی دیگر پایان نیافت و جویباری است که به امروز و فرداها تداوم می یابد. امسال دویستمین سال انتشار دیوان شرقی و غربی گوته آلمانی است. این اثر در دوره پختگی او منتشر شد و او تحت جذبه این اثر است.

به نظر می آید جاذبه حافظ را در حافظه جهانی همچون حافظه داخلی بیش از پیش باید بشناسیم و به آن ارج نهیم و به یکی از موثران این اتفاق که گوته است می توان احترام و تکریم مضاعف گذاشت که او در گسترش معنا و نگاه حافظ به نگاه جهانی تاثیر زیادی داشت. در دویستمین سالگرد انتشار دیوان شرقی و غربی، می توان دریچه ای را که گوته بین حکمت شرقی و غربی کشور و بین حافظ و جهان انسانی گشود، بتوانیم بیش از گذشته بگشاییم.

* سخنرانی در آیین بزرگداشت روز حافظ در شیراز

کد خبر 1309725

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =