آقای هاشمی! موضوع انتقال پایتخت را درست مطرح نمی‌کنید

روز14مهرماه آقای مهندس هاشمی، رییس شورای شهر تهران در جلسه شورا در مورد انتقال پایتخت و اینکه این کار راه حل مشکلات تهران نیست، اظهار نظر کردند.

رییس شورای شهر تهران گفت:« انتقال پایتخت به جای دیگر صدها میلیارد تومان هزینه دارد  و  با صرف مبالغ بسیار کمتر از این می‌توان مشکلات تهران را حل کرد. مدت هاست که طرح انتقال پایتخت مبتنی بر احداث شهر کوچکی برای پایتختی سیاسی کشور با جمعیتی حدود ۵۰۰ هزار نفر مطرح است که هزینه ای صدها هزار میلیارد تومانی برای کشور دارد؛ در حالی که حل مسایل اصلی تهران با کسری از این هزینه ممکن است. حتی اگر پایتخت نیز منتقل شود، دولت نمی‌تواند خود را در برابر مسایل تهران بی‌تفاوت احساس کند.»

به نظر نگارنده آقای مهندس هاشمی موضوع انتقال پایتخت را به درستی طرح نمی کنند و به آنچه که طرح می کنند، پاسخی در جهت نفی چنین ایده ای می دهند. آنچه در طرح های کارشناسی در مورد انتقال پایتخت مطرح شده، برای رها کردن مردمی نیست.که در تهران زندگی می کنند.

 واقع آن است که موضوع انتقال پایتخت بعد از انقلاب در سال 68 مطرح شد، ولی شهردارتهران که به تازگی کار خود را آغاز کرده بود، خوستار شد که به جای هزینه کردن برای انتقال پایتخت بر روی ساماندهی تهران سرمایه گذاری شود. بعد از زلزله 5 دیماه 1382، مجددا دکتر روحانی ، رئیس وقت شورای امنیت ملی، و رئیس جمهور فعلی، مجددا مساله انتقال پایتخت از تهران را مطرح کرد. در  سوم دیماه 92 مجلس شورای اسلامی کلیات طرحی را با 110 رای موافق برای ساماندهی و انتقال پایتخت به تصویب رساند. سپس در 9 خرداد 94  رئیس جمهور قانون انتقال پایتخت تحت عنوان قانون امکان سنجی انتقال مرکز سیاسی-اداری کشور، ساماندهی و تمرکززدایی از تهران در ۴ بند به وزارت راه و شهرسازی برای اجرا ابلاغ کرد.

نگارنده تلاش می کند تا نشان دهد که چرا فکر انتقال پایتخت فکر مفیدی است.

مساله رخداد زمین‌لرزه ای با بزرگای 7 با بیشتر در گستره شهری تهران مساله ای جدی است. از 320 قبل از میلاد مسیح که اولین زمین‌لرزه تاریخی گزارش شده در تاریخ ایران در شهر ری رخ داده و آن را ویران کرده است، تا کنون 11 رخداد زمینلرزه در گستره پیرامون تهران با بزرگای بیش از 7 گزارش شده است. بدیهی است که بزرگای زمینلرزه های تاریخی بر اساس شدت آنها برآورد شده و گزارش شده است.
با بررسی زلزله های کوچک که گستره شهر تهران گزارش شده اند (در شبکه های لرزه نگاری محلی که زلزله های کوچک را با بزرگای 2 به بالا با دقت خوبی گزارش می کنند) مشخص می شود که ریتم رخداد زلزله ها از زمان تاریخی تا امروز تغییر خاصی نکرده و وقوع هر 200 سال یک زمین‌لرزه با بزرگای 7 یا بیشتر در پیرامون تهران منطقی به نظر می آید.
زمین لرزه های مخرب تاریخی در ناحیه شهر ری در زمان 320 قبل از میلاد مسیح و همچنین   زلزله های تاریخی 743، 855، 958 شهری ری و 1830 م دماوند-شمیرانات و از سوی دیگر رخداد زلزله های مهم 1177 و 1962 میلادی بوئین زهرا در جنوب دشت قزوین در غرب تهران که برآوردمی شود همگی بزرگایی بیش از 7 داشته اند، نمایانگر احتمال رخداد زلزله های مخرب در ناحیه شهری یا در نزدیکی گستره شهر تهران است. این درحالی است که گسل شمال تهران با جابه جا کردن نهشته های کواترنر در ناحیه شمالی تهران همراه بوده است و آخرین بررسی های دیرینه لرزه شناسی گویای لرزه زا بودن آن حتی در مدت زمان عهد حاضر - هولوسن - بوده است. جمعیت گستره تهران و پیرامون  نیز در حدود 65 سال اخیر از حدود 1.5 میلیون نفر به حدود 15 میلیون نفر (بیش از 10 برابر) افزایش پیدا کرده به نحوی که امروزه جمعیت تهران بزرگ در طی روز در حدود 13.5 میلیون نفر (9.3 میلیون در طی شب و حدود 4.5 میلیون نفر کی طی روز برای کار به تهران می آیند) برآورد می شود.

یکی از راههای مناسب سازی شهر تهران برای مناسب سازی شهر به عنوان شهری با ریسک کمتر زلزله، انتخاب محل و ساخت پایتخت جدیدی برای ایران است. ملاحظات گوناگون جاهای گوناگونی از ایران کمتر از خطرهای طبیعی نظیر زلزله و سیل هستند و منابع طبیعی قابل استفاده صحیح بیشتر در دسترس است – به ویژه در پهنه نوار سنندج – سیرجان (مثلا ناحیه ای در نزدیکی گلپایگان یا ملایر ) می توان ناحیه ای را که از نظر دسترسی، آب و هوا، آب زیرزمینی، امنیت و آسایش برای نسلهای بعدی مناسب باشد انتخاب نمود. این شهر جدید باید مرکز اداری و حکومتی و همچنین مرکز علم و فناوری های پیشرفته و شایسته مرکزیت برای غرب آسیا در آینده باشد. با ایجاد این پایتخت جدید کاهش جمعیت و سپس ایجاد ثبات در جمعیت کلانشهر تهران به عنوان یک راهبرد کاهش ریسک باید مورد توجه قرار گیرد.

در شمال و جنوب تهران 3.1 میلیون  نفر  روی پهنه های گسل های فعال زندگی می کنند.  البته این تنها ریسک مرتبط با زلزله برای شهر تهران نیست و فقط برآوردی از جمعیت ساکن در "پهنه های گسله در شمال و جنوب و شهر" را نشان می دهد. بدیهی است، موضوع تراکم  بالای جمعیت و بافت فرسوده به ویژه در مناطق12، 14، 15، 16 و 17 تهران  خود مساله ای جداگانه است. جنبش شدید در محدوده پهنه گسل و در بافتهای فرسوده حدود 5.3 میلیون نفر 56% جمعیت تهران را شامل می شود. مرور اولیه همین آمار نشان از آسیب پذیری بسیار بالای شهر تهران برپایه آمار جمعیت شب هنگام خود دارد. توجه کنیم که در طی روز حدود 52% اضافه بار جمعیت در تهران داریم، و در هر نوع سانحه در طول روز باید این جمعیت اضافه را به عنوان افزایش آسیب پذیری شهر تهران در چنین شرایطی در نظر گرفت. 

دلایل مختلفی برای مخالفت از سوی مخالفان طرح انتقال پایتخت ، از جمله آقای مهندس هاشمی، مطرح می شود. که در این مجال نمی توان به همه  آنها پرداخت. ولی اجمالا به نبود بودجه در حال حاضر، حل نشدن مشکلات تهران حتی با انتقال پایتخت، کم هزینه تر بودن مقاوم سازی تهران، انگیزه های سیاسی طراحان طرح برای به چالش کشیدن دولت در وضع تنگنای سیاسی و اقتصادی،مطالعه نشده بودن طرح و بی پایه بودن استدلال های موافقان، موفق نبودن انتقال های پایتخت های دیگر در سایر نواحی جهان، لرزه خیزی یکنواخت تمام جاهای ایران به دلیل وجود گسل در همه جای کشور (که اساسا گزاره غلطی است ولی متاسفانه زیاد تکرار می شود!)، حل نشدن مشکلات تهران تا باقی ماندن نحوه مدیریت کلان کنونی تهران و... می توان به عنوان مهمترین آنها می توان اشاره کرد.

ولی واقعیت آن است که همه این استدلال ها را با اجرا نکردن انتقال پایتخت هم می توان برای برجا ماندن مشکلات تهران و افزوده شدن مشکلات شهر تا حد غیر قابل تحمل به کار برد. مساله آن است که اگر "اجازه داده شود" که مطالعه و بررسی در این زمینه صورت گیرد آن وقت مشخص خواهد شد که هم هزینه ها از کجا تامین می شود و هم چگونه انتقال پایتخت به کم کردن بار مشکلات شهر تهران و ایجاد یک پایتخت جدید در ناحیه ای کم خطر تر می توان فرصتی برای آینده ایران در مدیریت مخاطرات مختلف و کاهش ریسک برای کشور کمک کند. ضمنا برآورد هزینه ها به طور واقع بینانه نشان خواهد داد که سرمایه گذاری منطقی و صرف هزینه در این راستا، عملا ایجاد فرصت برای آینده ایران است و می تواند از ضرر های اقتصادی بعدی نیز در یک سانحه زمینلرزه (که خطر آن کاملا جدی و حتمی الوقوع  است) بکاهد. 

* استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله و عضو وابسته شاخه زمین شناسی فرهنگستان علوم

کد خبر 1312719

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۹:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۹
    2 6
    آقای زارع شما از کدام استان هستید؟ همون جا پایتخت بشه خوبه؟
    • IR ۱۵:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۹
      0 0
      ایشون سمنانی هستند
  • IR ۱۱:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۹
    1 7
    البته کشورهای زیادی هستند که پایتخت آنها شهرهایی کوچک است ، مثل بن که پایتخت آلمان غربی سابق بود. ولی صرف نظر از جنبه های فیزیکی و زمین شناسی ، باید به مسئله فرهنگی تغییر پایتخت هم توجه شود. همان شهر بن را که مثال زدیم ، فرهنگی ترین شهر آلمان است. بنابراین در صورت تغییر یافتن پایتخت ، این پایتخت جدید باید منطقه ای باشد که علاوه بر موقعیت جغرافیایی و زمین شناسی مناسب ، از لحاظ فرهنگی هم نمونه باشد . من در حال حاضر از لحاظ فرهنگی منطقه ای بهتر از تهران در کشور نمیشناسم
    • IR ۲۲:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۷/۲۹
      0 0
      راست میگی فرهنگ شما تهرانیهاست که باعث بدبختی بقیه کشور شده ما 70 میلیون ایرانی کار میکنیم و شما 10میلیون تهرانی سودشو میبرید .دیگه توهین نکن بدبخت